حزب توده ایران

به انگیزه هشتادوپنجمین سالگرد تولد رفیق هانیبال الخاص (۱۳۸۹-۱۳۰۹) زین کلک خیال‎انگیز ...

هردم از روی تو نقشی زندم راه خیال
با که گویم که در این پرده چه‎ها می‎بینم
حافظ

تنها این نگاره‎های پخته اما کودکانهٴ او نبودند که حرفی برای گفتن و حدیثی برای شنفتن داشتند که فرم‎ها و شیوه‎های برگزاری نمایشگاه‎هایش نیز- خود – حکایتی بودند.

یادواره صدمین سالگرد زایش رفیق محمود اعتمادزاده (به‎آذین)

من، جز آنچه بودم نمی‎توانم بود
ای مانده در کشاکش توفان!
تن را به خیره چند به هر رخنه می‎کشی؟
کشتی به قعر آب دانی که رفتنی است۱
به‎آذین

یادواره ی رفیق دکتر عبدالحسین نوشین (۱۲۸۴-۱۳۵۰) پدر تئاتر علمی ایران

احسان طبری: درآمیختگی کارکرد هنری و اجتماعی نوشین و همکاران هنری اش که پشتیبانی جنبش پیشرو و کارگری کشور ما را به دنبال داشت در گسترش کار او بی تاثیر نبود. ولی علت [کامیابی هنری او] تنها این نیست. سطح بالای نمایش نامه ها، سمت مترقی...آن ها، میزانسن ماهرانه، دکوراسیون و اجزای هنری و بیان خوب... همه و همه به این گسترش و بازارگرمی یاری می رساندند. این در رده ی نخست وام دار شخصیت فراهنری نوشین همچون کارگردان و هنرپیشه بود... شخصیت انسانی وی دست کمی از شخصیت هنری و اجتماعی او نداشت.

یادواره ی لرتا هایراپتیان بازیگر و کارگردان مردمی تآترعلمی ایران ستاره ها بر صحنه می درخشند

گفتن از  ناگفتنی ها  مشکل است
نیست این کارِ زبان، کار دل است

پرده ی اول
آتش در کناره های سن نمایش به آرامی زبانه می کشد. بیننده ها اما چشم به راه دلقک (تلخک) تآترند. سرانجام او بر صحنه می آید اما نه برای خنداندن مردم که برای بازگفت خطری که در پیش روست. کمدین نمایش هرچه فریاد بر می آورد که ”آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!“ آتشی سوزنده در راه است، بینندگانی که او را گرم یک کمدی تازه می پندارند بیشتر می خندند و برایش هوراهای بلندتر می کشند. او اما بازهم از تراژدی پیش رو سخن می گوید و این بار هم، پژواک کف زدن ها و خنده ها به آسمان بر می خیزد!
سورن کی‏یِرکِه گورو- فیلسوف اگزیستانسیالیست دانمارکی- از این پیشامد تلخناک نمایشی به نتیجه ای فلسفی می رسد:
سرانجام ”جهان از هیاهوی بلند و بیهوده هلاک خواهد شد.“۱

بزرگداشت رفیق دکتر رکن الدین خسروی

سیسرون گفته بود بگذار تاریخ خود سخن بگوید و او از زبان هنرهای نمایشی همواره سخن خود را گفته است: ”ما بر صحنه های روشن تآتر است که نقش آرمانی خود را می بینیم و از حقیقت وجود خود آگاه می شویم...“
سخن از بزرگداشت رفیق دکتر رکن الدین خسروی کارگردان برجسته ی تآتر ایران در دانشگاه سواس لندن است که به کوشش انجمن سخن( ۱۸ خرداد ۱۳۹۲) برگزار شد و انبوهی از هنرمندان و دوست داران هنرهای نمایشی در آن گردهم آمده بودند.

آرمان گرای کهنه ستیز

به انگیزه زادروز رفیق دکتر امیرحسین آریان پور (۱۳۰۳-۱۳۸۰)
نوبت کهنه فروشان درگذشت
نوفروشانیم و این بازار ماست (مولوی)

به یاد زوربای ایرانی رفیق محمد قاضی (۱۳۷۶ - ۱۲۹۲)

روزی که ترجمه نکنم، مرده ام

پرواز برفراز آشیانه سیمرغ

یادواره رفیق مرتضی کیوان (۱۳۳۳ - ۱۳۰۰)

گفت آن یار کز او گشت سرِ دار بلند
جرمش این بود که اسرارهویدا می کرد
حافظ

به انگیزه ی زاد روز رفیق اسماعیل شاهرودی


از تمام وسعت رنج*
هر جا نشانه ای ز دری بود کوفتم
لیکن ز پشت در
هرگز کسی به درد دل ام پاسخی نداد ...
از شعر تخم شراب

گرامی داشت هفتادمین سالگشت زایش و جاودانگی رحمان هاتفی

*جغرافیای من، همه تاریخ است

Top