نگاهی به رویدادهای ایران
* اعتصاب و اعتراض در حمایت از نشریات دانشجویی
* احمدینژاد از هماکنون به دوره بعدی انتخابات ریاست جمهوری فکر میکند
* چرا حتی علما و روحانیون نیز از انتخابات خبرگان استقبال نمیکنند؟
* اعتصاب و اعتراض در حمایت از نشریات دانشجویی
اکنون مدتها است که فشار به انجمنهای دانشجویی و دانشجویان از جانب نیروهای واپسگرا رو به افزایش است. در هفتههای گذشته دامنه این نوع تضییقات به سایتهای دانشجویی و قفلکردن آنها کشیده شده بود که ”نامه مردم“ در شماره گذشته به نمونههایی از آنها اشاره کرده بود. در این فاصله، بنابر گزارشهای منتشره، نیروهای استبدادی با وارد کردن فشارهای بیشتر بر دانشجویان، اینبار نشریات مستقل دانشجویی را هدف یورش قرار دادهاند. از آن میان میتوان به سیاست مانعتراشیها تا حد توقیف این دسته از نشریات از جانب مقامات و نیروهای وابسته به آنان مانند بسیج دانشجویی اشاره کرد. برخی از این تمهیدات عبارتند از: جلوگیری از انتشار نشریات مستقل و منتقد دانشجویی، جمعآوری این گونه نشریات پس از چاپ به دستور مدیریت دانشگاهها توسط انتظامات، سانسور و کنترل مقالات پیش از انتشار و تحمیل خود سانسوری به نویسندگان و تهیهکنندگان مطالب این نشریات، و پذیرش آن توسط منتشر کنندگان از ترس این که مبادا نشریه را برای همیشه توقیف کنند. از همه مهمتر اینکه، به گزارش خبرنامه امیر کبیر، کمیته ویژهای به منظور کنترل و نظارت و رسیدگی به نشریات دانشجویی تشکیل شده است، که هدف آن در واقع مبارزه با نشریات یاد شده است. با این حال دانشجویان ساکت ننشسته و صدای اعتراض خود را برای مقابله با این اعمال هر دم بلندتر میکنند. یکی از آخرین اقدامات و تلاشهای دانشجویان، اعصتابی است که از روز یکشنبه این هفته در پلیتکنیک تهران صورت گرفته و ادامه دارد. در این اعتصاب فعالین اغلب نشریات دانشجویی از تمامی گروهها و طیفهای گوناگون دانشگاه شرکت دارند. اعتصاب کنندگان طی اخطاری به مسئولین و مدیریت دانشگاه چنین اعلام کرده اند که: ”هشدار می دهیم در صورت عدم پاسخگویی مدیریت ذیربط درباره مسایل مورد اعتراض نشریات مستقل، دانشگاه منتظر اقدامات فعالین نشریات علیه این محدودیتها باشند.“
اسامی این دسته از نشریات دانشجویی، که همکاران آنها از روز یکشنبه دست به اعتراض و اعتصاب زدهاند، عبارتند از: شیپور، سحر، آفتاب، بلور، کاوه، موج نو، طعم آزادی، پندار، باران، دار، امید فردا، ریوار، رستاک، تنفس۸۴، بی داد ۳۲، سپیده، خط صفر، واژه، واژه نو، کوزه، ناگفته ها، پژواک، شاید فردا، فردا پیله، پارازیت، رادیکال، تردید، کیان، شوکران. باید تاکید کرد که اعتصاب کنندگان در همین روز ضمن انتشار یک بیانیه تحلیلی خواستههای مشروع و برحق خود را مطرح کردند. در بخشهایی از این بیانیه ضمن برشماری موارد فشارهای عدیده بر دانشجویان، آمده است: پس از توقیف ۱۱ نشریه در خرداد ماه امسال، از ابتدای مهرماه برخورد های غیر قانونی با نشریات مستقل به طور فزایندهای در حال رشد بوده است.“ فعالان نشریات دانشجویی در بیانیه خود، ضمن برشماری تمهیدات نیروهای انحصارطلب در پنج بند، بر خواستههای دمکراتیک خود تاکید ورزیده اند. ما در این جا فقط به انعکاس دو بند از این بیانیه مهم، اکتفا میکنیم:
۱- جمع آوری نشریات مستقل و نقاد حاکمیت و مدیریت دانشگاه توسط انتظامات و در کنار آن اقدام عجیب انتظامات دانشگاه در بررسی تیترها و مقالات نشریات قبل از ورود به دانشگاه که اقدامی خلاف قانون و اخلاق است، احتمال آغاز پروژه ای دیگر در بیشتر بسته کردن فضای پلی تکنیک را در اذهان قوت می بخشد.
۲- تصمیمات خطرناک و تاسف آور دیگری به موازات این اقدام مدیریت فرهنگی صورت پذیرفت تا نشریات مستقل دانشجویی را در شرایط نا مطلوبی قرار دهند. در روز هایی که نشریات مستقل با کوچکترین شکایتی توقیف میشوند، شخصی به منظور نظارت بر مطالب نشریات و پیدا کردن مواردی که بتوان از آنها برضد نشریه شکایت کرد، استخدام شده است. با فعالیت شکایت نویسان مزد بگیر و افزوده شدن مدیریتها و معاونین به جمع شاکیان شرایط سختی برای فعالیت نشریات مستقل پدید آمده است. همزمان با کاستن نشریات مستقل دانشجویی در دانشگاه، مدیریت فرهنگی و کمیته ناظر بر نشریات نیز در اعطای مجوزهای جدید سستی به خرج میدهد تا با عدم صدور این مجوزها و یا طولانی کردن این مسیر مانع از فعالیت فعالین نشریات گردد. نشریات مستقل دانشجویی ضمن محکوم کردن تمامی اقدامات خردستیز و آزادی ستیز مدیریت دانشگاه، اعتراض خود را به همه اقدامات فراقانونی و غیر منطقی مدیریت فرهنگی علیه نشریات اعلام می دارند و از مدیریت و مجموعه فرهنگی دانشگاه درخواست دارند هرچه سریعتر نسبت به پاسخ گویی و بر طرف ساختن تمامی موانع موجود بر سر راه فعالیت آزاد نشریات مستقل دانشجویی اقدام کنند. حزب توده ایران ضمن اعتراض به اقدامات خرد ستیزانه و ارتجاعی نیروهای استبداد، هرگونه فشار و سانسور و توقیف نشریات مستقل دانشجویی را به شدت محکوم میکند. بدون شک دانشجویان شجاع و آگاه با همبستگی خود، پاسخ درخور را با این اعمال دانشستیزانه و آزادیکشانه خواهند داد.
* احمدینژاد از هماکنون به دوره بعدی انتخابات ریاست جمهوری فکر میکند
در پایان نماز جمعه هفتهای که گذشت، طرفداران احمدینژاد اعلامیههایی را در سطحی وسیع پخش کردند که در آن ضمن حمایت از احمدینژاد و اقدامات دولت وی، به شدت به مخالفین سیاستهای کنونی رژیم و همچنین برخی از مسئولین سابق در دوره اصلاحات و بهویژه دولت خاتمی، حمله شده بود. این اعلامیهها که با امضا های ساختگی ”جمعی از ایثارگران جوان“ و ”جمعی از خانواده های شهدا“ و غیره چاپ و توزیع شد، دارای متنی توهینآمیز و تحریککننده بود. بر اساس گزارش خبرگزاری مهر، این گونه اعلامیهها نه تنها در میان نمازگزاران، بلکه در همان روز در مناطق مختلف تهران و خیابانهای منتهی به دانشگاه پخش گردید. این امر حکایت از یک اقدام سازمانیافته میکند که قطعاً تحت حمایت ارگانهای انتظامی و دولتی صورت گرفته است. خبرگزاری مهر، برخی از نکات محوری این اعلامیهها و شبنامهها را منعکس کرده و نتیجه میگیرد که این اعلامیه ها را می توان آغازسیاستهای بسیار زودهنگام انتخاباتی برخی از مدعیان حمایت از دولت دانست. همزمان با این نوع تبلیغات، حدود یک ماه است که چندین سایت و پایگاه اینترنتی به طور زنجیره ای و هماهنگ یک سیاست تبلیغاتی سازماندهی شده را آغاز کرده و توپخانه تهمت و دروغ و اختلاف افکنی را به سوی کسانی که آنها را رقبای آتی خود [منظور نامزدهای دوره بعدی انتخابات ریاست جمهوری] می شمارند، شلیک می کنند.
باید عنوان کرد که نیروهای حامی احمدینژاد، با انتشار این گونه اعلامیهها دو هدف اصلی را دنبال میکنند: اول این که قصد دارند، متحقق نشدن وعدههای دروغین انتخاباتی احمدینژاد را نه در عدم توانایی و ماهیت ارتجاعی انحصارطلبان، بلکه بر دوش مخالفین آن بگذارند. بدین معنا که مخالفین و منتقدین سیاستهای احمدینژاد اند که نمیگذارند وی به وعدههای خود جامعه عمل بپوشاند. بی خود نیست که در اعلامیهای که امضاء ”جمعی از ایثارگران جوان“ را دارد آمده است: ”دلیل عدم برآورده شدن وعده های دولت این است که عده ای نمی گذارند احمدی نژاد کار کند.“ و برای فریب مردم که اکنون از خود میپرسند، پس آن شعارها و وعدههای انتخاباتی چه شدند؟ در این شبنامه در بخش دیگری، نوشته شده است: ”دولت قبل برای اینکه دولت جدید در تنگنا قرار بگیرد، از هیچ اقدامی فروگذار نکرد… موجودی صندوق ارزی را تا توانست به آتش کشید یا خالی کرد. دولت خاتمی تا توانست به استقراض خارجی تن داد با علم به اینکه بدهی های خارجی کمر دولت جدید را بشکند و این بدهیها هم اکنون یکی از راه آوردهای دولت قبل است که مشکلات فراوانی را برای دولت اصولگرا ایجاد کرده است.“ حاصل این سخنان چیزی نیست جز شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت و اعتراف به این که در سایه رژیم ولایت فقیه از این امازاده هم معجزی حاصل نخواهد شد.
و اما دلیل دیگر انتشار این نوع اعلامیههای فریبکارانه و دروغآمیز تبلیغاتی به نفع ”دولت مهرورز“ احمدینژاد را باید به قصد خاموش کردن هرگونه صدای مخالف و حتا منتقد دانست. صرفنظر از این که انحراف افکار عمومی و آدرس عوضی دادن به مردم نیز، از اهداف دیگر این نوع مطالب در حمایت از اصولگرایان است. با اشاره به برخی از دیگر نکات این اعلامیهها، این امر به خوبی روشن میشود. برای نمونه درباره رفع بحران بیکاری در کشور منتشرکنندگان این متنها چنین تبلیغ میکنند که ”طرح ضربتی دولت برای رفع بیکاری بخاطر عدم همکاری دستگاههای خارج دولت ناکام مانده است.“ و در لابلای متن مدام این شاهبیت تکرار شده است که: ”عدهای نمیگذارند که دولت کارش را بکند“ ولی معلوم نیست این ”عده“ چه کسانی هستند و در کدام موقعیتی فراتر از ولی فقیه، دولت و مجلس اسلامی قرار دارند که احمدینژاد در مقام ”معجزه هزاره سوم“ قادر به اجرای وعدهها و سیاستهای خود نیست؟ این آسمان و ریسمان کردنها و بهانهتراشیها از جانب هواداران دولت اصولگرا و شخص احمدینژاد، چیز دیگری نیست، جز اعتراف به عدم توانایی رژیم و شکست قطعی سیاستهای ضد مردمی و ضد ملی آن.
* چرا حتی علما و روحانیون نیز از انتخابات خبرگان استقبال نمیکنند؟
گاهی اوقات از زبان برخی روحانیون، مقامات و مسئولین نظام، ناخواسته گفتههایی جاری میشود که از هر استدلالی مبنی بر شکست رژیم ولایت فقیه، گویاتر است. و این پرسش در اذهان هواداران و حامیان ”آزادترین کشور جهان“ مطرح میشود، که چهگونه ممکن است که بعد از گذشت ۲۸ سال از برقراری حکومت مطلوب خود، هنوز نتوانستهاند، بدیهیترین مسایل اجرایی خود را سر و سامان دهند. بهترین شاهد مثال این امر، گفتههای اخیر حسين موسوي تبريزي، دبيركل مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم است که نظرات خود را در ارتباط با انتخابات ”مجلس خبرگان رهبري“ مطرح کرده است. وی در مصاحبهای که طی این هفته با خبرنگار ”ایلنا“ انجام داده است، چنین اعتراف میکند: ”عدم استقبال علما و روحانيون از انتخابات مجلس خبرگان رهبري تنها محدود به اصلاحطلبان نيست بلكه اكثريت روحانيون، مدرسين حوزههاي علميه و علما حاضر نيستند در اين انتخابات ثبت نام كنند…“ دبيركل مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم، در ادامه گفتوگوی خود اعتراف میکند که موضوع ثبت نام روحانیون و علما برای انتخابات، با توجه به موضوع رسیدگی به امر صلاحیتها توسط شورای نگهبان، و احتمال رد صلاحیت برخیها، امر دشواری است. یعنی این که این کار برای آنها، حکم ”خطر کردن“ را دارد. زیرا اگر فرضاً صلاحیت روحانی که به باور رهبران رژیم، مردم حتماً باید از او در همه حال پیروی کنند، رد شود، پس لباس روحانیت وی و نقش تاکنونی وی در همه عرصهها و موقعیتهای رژیم اسلامی، چه خواهد شد؟ آیا بر این حساب، سابقه و پیشینه همه مسئولین نظام زیر علامت سوال نخواهد رفت؟ اینها سوالهایی هستند که بیشک از ذهن حسين موسوي تبريزي و سایر روحانیون و علما (البته با قدری تاخیر!) میگذرد. هرچند که مصاحبه کننده موضوع رسیدگی به ”صلاحیتها“ را در انتخابات فقط برای روحانیون و علما زیر علامت سوال میبرد و آن را برای آینده نظام خطر بزرگی میداند. با این حال خود این امر اعتراف بزرگی است، که با مرور زمان و پدیدآمدن اختلافات بین جناحها، مقررات و قوانین خود ساخته رژیم نیز میتواند برای ”خودیها“ دست و پا گیر شود. البته باید به نکات دیگری از این مصاحبه توجه کرد. زیرا برخی از گفتههای مطرح شده در این گفتوگو، از هر مطلبی افشاگرتر است. وی که خود هماینک در مقام دبيركلی مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم میباشد، از جمله دلایل دیگر روی گردانی روحانیون و علما را از شرکت در انتخابات خبرگان را، چنین میداند: ”واقعيت اين است كه برخوردهاي حذفي كه صورت گرفته و كارهايي كه براي حذف افراد شده، باعث شده است روحانيوني كه داراي سوابق طولاني و وجهه مثبت در جامعه هستند، حاضر به ورود در عرصه سياسي نشوند چراكه فكر ميكنند ورود به عرصه سياسي، مساوي است با از بين رفتن حيثيت و زير سوال رفتن تقوايشان.“
علاوه بر موضوع رسیدگی به شرایط صلاحیت نامزدها برای شرکت در انتخابات خبرگان، مسئله دیگری که اغلب روحانیونی که تمایل به شرکت دارند، ولی خود را ثبت نام نمیکنند، موضوع گرفتن امتحان از نامزدها، آنهم توسط شورای نگهبان است. در این زمینه هم موسوي تبريزي اشاره میکند که: مساله امتحان گرفتن شوراي نگهبان از نامزدهاي خبرگان نيز موجب عدم تمايل روحانيون به شركت در انتخابات خبرگان شده است. چراكه خيلي از روحانيون و مدرسين حوزههاي علميه خود را از نظر علمی بالاتر از اعضاي شوراي نگهبان ميدانند. سالها در حوزه ها تدريس كردهاند و حالا از آنها انتظار دارند كه امتحان دهند… نمونههايي در انتخابات گذشته وجود داشته است كه استاد را در امتحان رد كردهاند اما شاگر بد او را قبول كردهاند يا كسي در امتحان قبول شده است اما گفتهاند يك ذره تقوايش كم است كه آقاي كروبي كه آن زمان رييس مجلس بود گفت، بايد دستگاه تقواسنج درست كنيم.“
نکتههای اشاره شده در بالا، تنها گوشههای کوچکی از مجموعه مسایلی است که به انتخابات خبرگان مربوط میشود. هدف از این انتخابات فقط و فقط ادامه حیات رژیم ولایت فقیه و تضمین ادامه بقای آن است. بنابراین، در این میان، نه نظر مردم مطرح است، نه رای مردم. و درباره آن دسته از روحانیونی که دیگر تمایلی به شرکت در بازی انتخابات خبرگان رهبری ندارند، باید عنوان کرد که آش ”ولایت فقیه“ آنقدر شور شده است که حتی صدای آشپز یا آشپزهای آن هم بلند شده است.




