مسایل بین‌المللی

پاکستان در چنگال بحران

رژیم دیکتاتوری نظامی ژنرال پرویز مشرف در پاکستان، در چند ماه گذشته با یکی از بزرگترین بحران های سیاسی خود رو به رو بوده است. قشر وسیعی از مردم با انگیزه های متفاوت به تظاهرات ضد دولتی، که به طور فزاینده ای در شهرهای اصلی کشور سازمان دهی می شوند، شرکت می کنند. پاسخ دولت نظامی سرکوب است. تظاهرات وسیعی که ماه گذشته در دفاع از ”افتخارچاودر“، قاضی القضات پاکستان، با شرکت بخش وسیعی از وکلای دادگستری و قضات سازمان دهی شده بود با همان واکنش وحشیانه ی پلیس و ارتش پاکستان رو به رو شد، که شورشیان مسلح ”مسجد سرخ“ اسلام آباد، در هفته گذشته به خاک و خون کشیده شدند.
در روز 19 تیرماه (10 ژوئیه) ارتش پاکستان، به دستور پرویز مشرف و در هم آهنگی با ایالات متحده، در حمله ای خونین به ”مسجد سرخ“، در مرکز اسلام آباد ، بیش از 60 نفر را به قتل رساند. حمله به ”مسجد سرخ“ توسط تانک، سلاح های سنگین، گاز اشک آور و مواد منفجره، بخشی از تلاش های رژیم مشرف یرای خاتمه دادن به مجموعه ی وقایع اعتراض آمیز چند ماه اخیر و با هدف اصلی تأمین کاندیداتوری مجدد او برای دور جدید ریاست جمهوری سازمان دهی شده بود. وسعت صفوف این جنبش اعتراضی، که طیف وسیعی از اپوزیسیون شامل احزاب اصلی کشور نظیر ”حزب مردم“ از آن حمایت می کنند، نمایش دهنده عمق بحران سیاسی پاکستان، و پایان خط برای دولتمداری نظامیان وابسته به امپریالیسم آمریکاست. حمله به ”مسجد سرخ“ در ساعت 4/30 دقیقه صبح آغاز شد و در غروب آن روز مسجد توسط نظامیان به اشغال درآمد و رهبر ”شورشیان“ ، عبدل راشد قاضی، نیز به همراه مادر و سایر اقوام خود به قتل رسیدند.
مسئله قابل توجه اینست که این حمله زمانی رخ داد که مذاکرات بین ”شورشیان“ و نمایندگان دولت به نتایج مشخصی رسیده بود و حتی امنیت جانی ”قاضی“ در صورت تسلیم شورشیان سنگر گرفته در مسجد نیز تضمین شده بود. اما به یک باره مذاکرات به هم خورد و همه چیز به شرایط اول برگشت.
”آسیا تایمز آن لاین“، در سرمقاله ی 10 جولای (19 تیرماه) خود ، در همین مورد نوشت، مذاکرات با رهبر مسجد، قاضی، قطع شد و تحت تاثیر آمریکا ، حمله آغاز گردید. بنا بر گزارش این رسانه، با ظهور ناگهانی هیئتی از نمایندگان مجلس، که به احزاب ائتلافی دولت تعلق داشتند، به بغرنجی شرایط افزوده شد. چنین بر می آید که آنها با مقامات رسمی ایالات متحده ملاقات داشتند، و در نتیجه این مذاکرات پشت پرده و به فاصله ی یک ساعت، شرایط تغییر یافت. بنا به گفته ی ”رافی عثمانی“، مفتی بزرگ پاکستان و یکی از مذاکره کنندگان: ”گفت و گوها موفقیت آمیز بود. طرحی نوشته شده بود، امنیت جانی عبدل راشد، تضمین شده بود ، اما زمانی که طرح برای رییس جمهور ارسال شد، او چند تصحیح در آن وارد کرد. همه چیز به جای اول خود برگشت و گفت و گوها شکست خورد.“
به نظر می رسد که پس از یک دوره طولانی حفظ ارتباط موازی و همزمان با ”اسلامگرایان“ طرفدار طالبانیزه کردن منطقه، سران سیستم امنیتی ارتش پاکستان (آی.اس.آی.) که از طراحان ایجاد طالبان و حمایت ساختاری از آن برای گسترش نفوذ پاکستان در منطقه بوده اند، مشرف مشخصاٌ تصمیم به جدا کردن صف خود از اسلام گرایان گرفته است. اما این جدایی سیاسی هزینه هائی را بدنبال خواهد داشت. دولت مشرف و سازمان امنیتی ارتش آن، ” آی.اس.آی.“، در دهه 1990 میلادی خالق و پرورنده طالبان و طراح فاجعه ای بودند که در این سال ها در افغانستان به وقوع پیوست. برنامه سیاسی محوری این سال ها نمی توانست جدا از سلسله سیاست های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ای که در پاکستان در جریان بود. رشد نفوذ اهریمنی و مافیایی ” آی.اس.آی.“، گسترش قارچ گونه هزاران مکتب اسلامی، رواج تفکرات افراطی ارتجاعی، سرازیر شدن ده ها هزار بنیاد گرای اسلامی برای حضور در مکاتب، رشد و گسترش صفوف نیروهای مسلح وابسته به طوایف و اقوام تبدیل مناطق مرزی پاکستان و افغانستان به پناهگاه نیروهای طالبان، و این همه با توافق ضمنی و بعضاٌ رسمی دولت مرکزی، نتیجه سیاست آگاهانه ای است که دولت پاکستان در هماهنگی کامل با ایالات متحده برای نزدیک به سه دهه پیش برده است.
انعقاد یک پیمان ”آتش بس“ رسمی بین دولت پاکستان و نیروهای وابسته به طالبان در ایالت مرزی ”شمال وزیرستان“ در سپتامبر سال گذشته و حمایت دولت بوش از آن به جنجال وسیعی در محافل سیاسی دامن زد. دولت مشرف مدعی است که این پیمان متضمن سد کردن نفوذ نیروهای طرفدار طالبان در افغانستان و همچنین کاهش درگیری با نیروهای نظامی در مناطق مرزی است. به دنبال حمله نظامی به ”مسجد سرخ“ طالبان اعلام کرد که این پیمان فسخ شده است و حملات تروریستی خود به مواضع نیروهای ارتش پاکستان تشدید کرد. عملکرد دولت و ارتش پاکستان، به مثابه متحد استراتژیک ایالات متحده، در طول سال های اخیر و ایجاد فشارهای سیاسی و اقتصادی در این کشور، که منجر به افزایش نارضایتی شده است، در عمل کنترل بسیاری از مناطق روستایی را از دست دولت مرکزی خارج کرده و در اختیار نیروهای افراطی و از جمله نیروهای هوادار طالبان قرار داده است و این برای ایالات متحده چندان خوش آیند نیست. پاکستان به عنوان کشوری استراتژیک، که هم مرز ایران، افغانستان، تاجیکستان، هند و چین است، اهمیت ویژه ای برای آمریکا دارد و کاخ سفید از همین رو حاضر نیست تا موقعیت رژیم کنونی پاکستان به خطر بیفتد و یا تغییر یابد. درست به همین علت است که کمک های اقتصادی و نظامی سخاوت مندانه ایالات متحده به پاکستان بی وقفه ادامه می یابد، تا رژیم نظامیان کودتاچی در پاکستان بتواند به حیات خود ادامه دهد. تونی اسنو، سخنگوی کاخ سفید، روز 28 تیرماه اعلام کرد که ایالات متحده استفاده از نیروهای نظامی خود برای حمله به مواضع نیروهای تروریست در پاکستان را منتفی نمی داند.
بنا به نوشته ی ”آسیا تایمز آن لاین“، در روز 11 ژوئیه (20 تیرماه)، جورج بوش، در پاسخ به سئوال خبرنگاران در مورد وقایع اخیر پاکستان ، گفت: ”مشرف متحد قدرت مندی در مبارزه با افراطی هاست . من او را تحسین می کنم.“
به گزارش نیویورک تایمز 16 ژوئیه (25 تیرماه)، در پشتیبانی از مشرف و برای ” آرام تر“ کردن شرایط بحرانی حاکم بر پاکستان، دولت آمریکا اعلام کرده است که ”طی پنج سال آینده ، 750 میلیون دلار به مناطق روستایی و طایفه ای پاکستان کمک خواهد کرد.“ بنا به نوشته ی همین روزنامه ، این کمک با هدف پیروز شدن بر طالبان ها و القاعده در این مناطق صورت می گیرد. هرچند که این کمک ها تحت پوشش ”کمک های انسانی ” و ”خیریه“ صورت می گیرد، اما هدف اصلی آن را باید ایجاد شرایط لازم برای بقای پرویز مشرف به عنوان رییس حکومت دانست. ادامه یک حکومت قدرتمند نظامی طرفدار و مجری سیاست های ایالات متحده در منطقه برای سران آمریکا، به ویژه در رابطه با تحولات افغانستان، امری حیاتی است و از این منظر ”ثبات“ پاکستان ، به هر قیمت که شده برای اجرای طرح های آمریکا در منطقه خاورمیانه، ضروری است. عملکرد نظامیان حاکم در اسلام آباد را فقط در این راستا باید تحلیل کرد. حمله به ”مسجد سرخ“ یک پیروزی برای مشرف و حامیان او در واشنگتن، آنگونه که مشرف و ایالات متحده اذعان داشته اند، نبود، بلکه نمایشگر عمق بحران سیاسی- اجتماعی در پاکستان، و شکست سیاست های رییس جمهور نظامیگر برای ایجاد ثبات و آرامش در این کشور است . دولت نظامی پاکستان، در حالی سرکوب نظامی را بهترین ”راه حل ” برای خاتمه ی بحران می داند که پس از حمله ی خونین به ”مسجد سرخ“ تظاهرات خشونت آمیز و بمب گذاری ها در پاکستان بطور محسوسی افزایش یافته است.
رشد خواسته های طایفه های مختلف قومی و مذهبی پاکستان برای شراکت در قدرت حکومتی و به ویژه داشتن قدرت منطقه ای ، نشانی مشخص از ضعف جدی سیاست های دولت مرکزی پاکستان در ارائه راه حل های عاقلانه، و پیگیر برای مشکلات و مسایل مردم در سراسر قلمرو این کشوراست. بنا به نوشته ی سایت ”سیاست خارجی در کانون“ در روز 13 ژوئیه (22 تیرماه)، دست و دل بازی ایالات متحده برای ”اصلاح سیستم آموزشی“ در پاکستان و به ویژه کمک به ”اموزش های مذهبی” در واقع متوجه تخفیف بحران کنونی و حفظ دولت مشرف به هر قیمت است.
اما آنچه که مشخص است اینکه، تضاد کمک به طالبان و بنیادگرایان اسلامی در سال های اخیر از یک سو و خواست عمل کردن به عنوان متحد استراتژیک آمریکا از سوی دیگر، اوضاع کنونی را هرچه پیچیده تر خواهد کرد. معضل ژنرال پرویز مشرف و حامیان کاخ سفید او اینست که در صورت پشت کردن به هرکدام از این دو ”متحد استراتژیک“ نیز خطر سقوط حکومت بسیار جدی تر خواهد شد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا