مسایل سیاسی روز

علی لاریحانی! گام دیگری به پـس

انتخاب علی لاریحانی به سمت رییس مجلس هشتم و پیروزی او در برابر حداد عادل بازتاب گسترده داخلی و خارجی داشت، در داخل کشور تبلیغات هدفمندی او را“مرد بحران“،“ دیپلمات ورزیده“ و ”پدیده ای نوین“ درساختار رژیم ولایت فقیه معرفی می کند، فردی که گویا قراراست با پشتوانه سیاسی کافی و ”توان و تجریه مدیریتی“، کشتی جمهوری اسلامی را به ساحل سلامت رسانده و سیاست و عملکرد محمود احمدی نژاد و مدافعان وی را کنترل و مهارسازد!
اینگونه تبلیغات پیرامون شخصیت و مواضع سیاسی علی لاریجانی با شدت و حرارت بسیار جریان دارد. در جریان انتخاب هیئت رییسه مجلس هشتم نیز درست بر محور چنین دیدگاهی، اصلاح طلبان حکومتی که فراکسیون اقلیتی را در مجلس تشکیل می دهند به وی رای دادند که این امر با انتقاد بسیار جدی نیروها و شخصیت های ملی و همه نیروهای دگر اندیش روبرو شد. علی لاریجانی شخص ناشناخته ای نیست. او یکی از مهره های اصلی ارتجاع حاکم محسوب می شود که از حمایت جریاناتی همچون هیئت های موتلفه، بخش هایی از سپاه پاسداران و بنیادهای انگلی و روحانیون وابسته به رژیم ولایت فقیه برخوردار است. او درسال 1371 پس از استعفای خاتمی از وزارت ارشاد در دولت رفسنجانی از سپاه پاسداران به این وزارتخانه منتقل شد و بعد به فاصله اندکی جانشین محمد هاشمی (برادر رفسنجانی) در موسسه بزرگ و تاثیر گذار صدا و سیما جمهوری اسلامی شد.
لاریجانی در این سمت یکی از فعال ترین دشمنان مردم ایران و جنبش 2 خرداد بود . تولید و پخش فیلم های ”مستند“ همچون ”کارناوال عاشورا“، ”هویت“، ”برلین ” در مورد کنفرانس برلین و ”چراغ“ در دوران ریاست وی که شخصا در تدارک آنها دخالت و مشارکت مستقیم داشت، ارزیابی مختصات سیاسی این به اصطلاح ”دیپلمات ورزیده“ را آشکار و هویدا می سازد. در تمام این مدت وی علاوه بر ریاست بر صدا و سیما، عضو ارشد مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی انقلاب فرهنگی بود. از سال 1383 نیز با حکم ولی فقیه به عنوان نماینده ویژه عضو شورای عالی امنیت شد که پس از چندی به ریاست این شورا که نقش مهم و انکار ناپذیری در تدوین و اجرای سیاست های رژیم دارد انتخاب گردید. به علاوه این مهره شناخته شده ارتجاع حاکم در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری نامزد این مقام گردید که طبق آمار رسمی حکومتی تنها چیزی قریب یک و نیم میلیون رای به خود اختصاص داد! لاریجانی همزمان با تشدید درگیری در طیف ارتجاع حاکم دریک مانور سیاسی برنامه ریزی شده و دقیق در مهر ماه 1386 ضمن مخالفت با سیاست های احمدی نژاد در خصوص پرونده هسته ای از سمت ریاست شورای عالی امنیت ملی استعفا داد، این حرکتی حساب شده بود که با توجه به تناسب قوا در حاکمیت صورت گرفت و نتیجه آن اشغال کرسی ریاست قوه مقننه و تقویت نقش جناح مشخص و شناخته شده ای در حاکمیت است. لاریجانی همزمان با ریاست بر مجلس هشتم از سوی احمدی نژاد به عنوان عضو ارشد گروه توسعه و عمران شهر قم، انتخاب شده است!
لاریجانی هنگامیکه به عنوان رییس صدا و سیما فعالیت می کرد علاوه بر نقش مخرب بر ضد جنبش مردمی و اصلاح طلبان حکومتی و مجموعه نیروهای دگراندیش و تحول طلب و در کنار تولید و بخش برنامه هایی چون ”هویت“ و ”چراغ“، مبتکر و سازمان دهنده تبلیغاتی بود که بر اساس آن تاریخ و هویت ایرانی انکار و تکذیب می شد و ایران پیش از اسلام “وحشی“ و ”غیر متمدن“ اعلام می شد. در میان رهبران و مسئولان نسل جدید جمهوری اسلامی علی لاریجانی کمترین تعهد را به ایران و هویت ملی دارد و از او به نام شخصی که تعهد ملی ندارد، نام برده می شود.
به هر حال چنین شخصی نه تنها ”پدیده ای نو“ نیست ، بلکه مهره ای شناخته شده و بسیار مرتجع محسوب می شود.
روزنامه کارگزاران، 11 خرداد ماه 87 ، دریک ارزیابی از مشی سیاسی وی و علت اینکه چرا فراکسیون اصلاح طلبان حکومتی به او رای داد از جمله چنین نوشته است: “لاریجانی به جریانی (راست سنتی) تعلق دارد که اگر چه در دوران مجالس گذشته به جز مجلس پنجم نتوانسته بود از اقبال مردمی برخوردار شود ولی در مجلس هشتم بیشترین سهم را در مجالس اخیر به دست آورده است. او به دلیل عضویت در خانواده مرجعیت از پشتیبانی طبقات روحانی برخوردار است که پیوندی وثیق با تفکر محافظه کارانه راست سنتی دارد … از همین جاست که می توان لگامی بر نیروی بی مهار دستگاه اجرایی کشور زد، تا روح القوانین که همان تفکیک قواست محقق شود. قدرت با قدرتی هم سنگ مهار شود. اگر در مجلس هشتم چنین دستاوردی محقق شود. بهترین وصف برای رونق گرفتن دمکراسی در کشور پدید آمده است، فراموش نکنیم که سهم مخالفان دمکراسی درشکل گیری آن از سهم موافقان کمتر نیست و لاریجانی (لاریجانی ها) می توانند با مهار زدن بر قدرت دولت سهمی در پیشبرد اصلاحات ایفا کنند.“
چنین ارزیابی هایی نتایج فوق العاده زیان بخش درپی خواهد داشت و نیرو و توان ارتجاع حاکم را تقویت خواهد کرد. درست براساس چنین دیدگاه غلط و کاملا مغایر با خواست های جنبش مردمی است که ناگهان مهره ای چون لاریجانی یک شبه ”مرد بحران“ و ”پدیده نو“ می گردد.
با این نظرات باید مخالفت کرد و همواره به یاد داشت، لاریجانی و لاریجانی ها دشمنان سوگند خورده عدالت اجتماعی، آزادی، ترقی و استقلال کشور بوده و هستند!!!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا