مسایل سیاسی روز

خروج خاتمی و گزینه های انتخاباتی پیش رو

خروج خاتمی از صحنه رقابت های انتخاباتی با واکنش گسترده رسانه های گروهی ایران و جهان رو به رو شد. بی شک انصراف خاتمی از شرکت در انتخابات آینده را باید ضربه جدی یی به برنامه های نیروهای اصلاح طلب و نیروهای ملی-مذهبی برای مقابله با جناح مقابل ـ. اصولگرایان ارزیابی کرد. خاتمی در توضیح علل اعلام انصراف از شرکت در انتخابات و ابراز نگرانی از شکستن آراء اصلاح طلبان در انتخابات از جمله گفت: ”وضع و میزان اقبال به این تفکر را همه ما در جامعه می‌دانیم، البته اگر بنده تنها در عرصه بودم هیچ تردیدی نداشتم که اکثریت قاطع و بدون چون و چرا به نماد این تفکر تعلق می‌گرفت .من که برای خودم کار نمی‌کنم، بنده اگر می‌آمدم باید همانی که واقعیت جامعه است انجام می‌گرفت، حال اگر وضعیتی پیش آید که آرائی که به طور طبیعی به نماد اصلاحات تعلق می‌گیرد تقسیم و پراکنده شود؛ بنده خدمتی به آرمان اصلاحات نکرده بودم و هیچ‌گاه اجازه چنین کاری نمی‌دهم.“
وی سپس در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به حضور موسوی در انتخابات و اشاره تلویحی به تفاوت های دیدگاهی با موسوی افزود: ”به هر حال امروز جناب آقای مهندس موسوی به عرصه آمده‌اند و ما هیچ‌گاه ادعا نکرده‌ایم که ایشان به عنوان مظهر اصلاحات وارد عرصه شده‌اند، بلکه جامعه به وضعیتی رسیده که همه باید تلاش کنیم در اوضاع تغییر ایجاد شود و تغییر فوری‌ترین مسئله‌ای است که مورد توجه ماست و هر کس بتواند آن را انجام بدهد باید به او احسنت گفت.“
حضور میرحسین موسوی و اعلام رسمی نامزدی وی برای انتخابات دوره دهم پس از سال ها سکوت به یکی از مهمترین مسایل کشور در لحظه کنونی بدل گردیده و بحث و گمانه زنی پیرامون نقش و میزان تاثیر گذاری جریان فکری که موسوی آن را نمایندگی می کند با حرارت در میان احزاب، سازمان ها و نیروهای سیاسی جریان دارد. بی شک حضور میرحسین موسوی و فعالیت نیروهای پشتیبان او، امری تصادفی و خارج از اوضاع بحرانی کنونی نیست.
تاملی بر بیانیه موسوی هنگام اعلام رسمی نامزدی و موضعگیری های دیگر او حاکی از آنست که، فعالیت او در دوره کنونی با دید و برداشت خاصی و متفاوت از برنامه های خاتمی در زمینه اصلاحات حکومتی است. موسوی خود را ”اصلاح طلب اصول گرا“ خوانده و به نظر می رسد که تا حدی نیز کوشیده است به صورت نامزدی فراجناحی ظاهر شود. خروج خاتمی از صحنه انتخاباتی می تواند به تحکیم موقعیت جناح میرحسین موسوی در میان اصلاح طلبان حکومتی یاری رساند و در عین حال گزینه ی نا روشنی را در زمینه سیاست و برنامه تغییر و تحول در مدیریت کشور و مقابله با سیاست باندهای هوادار احمدی نژاد را در مقابل مردم قرار دهد.
بیانیه انتخاباتی موسوی ضمن طرح شعارهایی که سران رژیم در سی سال گذشته تکرار کرده اند، از جمله در زمینه رسیدگی به وضعیت ”مستضعفان“ و تحقق عدالت، خالی از هرگونه اشاره و یا تعهدی در زمینه ضرورت اصلاحات سیاسی در ساختار عمیقاً ضد مردمی حاکمیت و یا هرگونه اصلاحات جدی اقتصادی-اجتماعی در راستای منافع محرومان جامعه ماست. مردم ما به یاد دارند که شعارهای عوام فریبانه انتخاباتی محمود احمدی نژاد نیز بر وعده رسیدگی به وضعیت محرومان و آوردن پول نفت بر سر سفره مردم استوار بود. احمدی نژاد و هواداران او نیز از بازگشت به ”اصول انقلاب“ سخن می گفتند و بر همین اساس نام ”اصول گرایان“ را برگزیدند. اما آنچه در چهار سال گذشته رخ داده است حاکی از روند معکوس این وعده هاست، به گواهی آمار و اسناد رسمی رژیم و همچنین اعترافات گوناگون سخنگویان دولت ارتجاع، با وجود درآمد بی سابقه نفت، شاهد تشدید فقر و محرومیت میلیون ها خانواده ایرانی، تخریب صنایع ملی، گسترش بیکاری، رشد فزاینده تورم و تشدید بدهی های خارجی ایران بوده ایم. مردم ما با تجربه دردناک سی سال اخیر آموخته اند که ملاک شعارهای توخالی و عوام فریبانه سران رژیم نیست بلکه ملاک واقعیت های سرسخت روز مره زندگی در فقر و محرومیت و سیاست های ضد مردمی یی است که تنها به سود منافع کلان سرمایه داری تجاری و سرمایه داری بوروکراتیک عمل می کند.
تصور آنکه بدون حرکت به سمت تغییر در ساختار سیاسی کشور، و مبارزه با حاکمیت کلان سرمایه داری بر شریان های اقتصادی کشور می توان مسئله عدالت اجتماعی و شکاف عظیم فقر و ثروت را حل کرد بر خوردی ساده لوحانه و غیر علمی با شرایط عینی و ذهنی موجود در جامعه ماست. ما در ماه های اخیر مرتباً بر این مسئله تآکید کرده ایم که بدون سازمان دهی مبارزه نیروهای اجتماعی حول شعارهای مشخص و برای اصلاح ساختار عمیقاً ضد مردمی و فاسد حاکم نمی توان به روند رو به رشد فقر فزاینده مردم، فقدان آزادی های دموکراتیک، عقب ماندگی کشور و تنش های خطرناک تهدید کننده منافع ملی و تمامیت ارضی میهن خاتمه داد. تفاوت میرحسین موسوی با هر نامزد جناح اصولگرا برای مردم می تواند در صراحت و روشنی شعارها و برنامه انتخاباتی او در نقد سیاست های مخرب سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دولت کنونی و حاکمیت ارتجاع باشد. بدون برنامه مشخص برای رسیدن به خواست های جنبش مردمی و بدون روشن کردن تفاوت های اشکار این برنامه با قول های عوام فریبانه یی که احمدی نژاد و همراهان او نیز در طی سال های گذشته مرتباً تکرار کرده اند، نمی توان بار دیگر از مردم انتظار داشت تا در انتخابات حضور جدی یی داشته باشند. نه تنها نخستین بیانیه انتخاباتی موسوی خالی از شعارها و خواست های مردمی است بلکه موضع گیری های سیاسی و اقتصادی او در هفته های اخیر نیز نمی تواند بر نگرانی های طیف گسترده نیروهای اصلاح طلب نیفزاید. بر اساس گزارش پایگاه خبری ”تابان“ موسوی در زمینه سیاست های اقتصادی رژیم از جمله می گوید: ”به نظر بنده نظام در امركم كردن تصدي گري دولتي به اجماع رسيده است. براي همين بحث بايد در چگونگي اقدام باشد و فرض را بايد روي اين مساله گذاشت. با تفسير اصل 44 قانون اساسي حدود دولت و بخش خصوصي و تعاوني روشن شده است. سئوال اصلي اين است كه عليرغم ابلاغ سياستهاي كلي چرا اجرا روند مطلوبي ندارد. يكي از مهمترين مراحل واگذاري آماده سازي شركت‌هاي دولتي براي واگذاري و هم چنين، حل ضعف تقاضا و گسترش بازار سرمايه و جلب سرمايه‌هاي بخش خصوصي است.“ و در زمینه مسایل و مشکلات سیاسی کشور (به نقل از شهاب نیوز) می گوید: ”مشکلي که پيدا کرده ايم اين است که آن اسلام ناب با گرايش هاي گوناگوني آلوده شده و اسلامي شده که نمي توانسته منجر به بيداري و ايستادگي ملت ما باشد. زمانيکه امام خميني بحث ولايت فقيه را در نجف باز کردند ، در حقيقت اولين قدم را براي معرفي اسلامي که مي تواند اسلام روز باشد و يا اسلامي که با مسئله جهان مي تواند در افتد و راه حل هايي را براي خروج از بن بست هاي کشور ايجاد کند ، پايه گذاري کردند.“
تکرار نظرات ورشکسته دفاع از ولایت فقیه، حرکت به سمت خصوصی سازی افسار گسیخته بر اساس رهنمودهای ولی فقیه رژیم در زمینه اصل 44، و احیای ”اسلام ناب“ مجموعه سیاست هایی است که دیگر سران رژیم از جمله محمود احمدی نژاد در سال های اخیر بارها یه محک آزمایش گذاشته اند و گرفتاری های جدی همه جانبه کشور نتیجه مستقیم این سیاست است. با چنین برنامه و سیاستی نمی توان خواست های مردم را برای تغییر شرایط برآورده کرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا