کارگران و زحمتکشان

مقابله با کودتای ارتجاع حاکم وظیفه مبرم جنبش کارگری درلحظه کنونی


درمرحله کنونی، مقابله با کودتای ارتجاع حاکم اصلی ترین، مبرم ترین وبا اهمیت ترین وظیفه جنبش کارگری قلمداد می شود و فعالین جنبش، سندیکالیست ها و همه مدافعان حقوق زحمتکشان می باید نیرو و امکانات خود را درخدمت این وظیفه مبرم و اولویت غیر قابل چشم پوشی قرار دهند!
میهن ما روزها و لحظه های حساس وسرنوشت سازی را از سر می گذارند، کودتای انتخاباتی ارتجاع حاکم با هدف تحمیل دوباره دولت ضد مردمی احمدی نژاد وغارت ثروت ملی کشور، تاکنون با حضور توده های میلیونی و نیز مقاومت اصلاح طلبان به موفقیت کامل نرسیده و مبارزه تحسین برانگیز مردم دلیر میهن ما بسیاری از اهداف کوتاه مدت و بلند مدت کودتاچیان گوش به فرمان ولی فقیه را خنثی و یا با دشواری بسیار جدی روبرو ساخته است.
مبارزه جنبش مردمی علیه کودتای از قبل طراحی شده انتخاباتی با همه نقاط ضعف و قدرت خود، فصل نوینی را درتاریخچه حیات رژیم ولایت فقیه رقم زده و به عبارت دقیق تر جنبش اعتراضی کنونی بزرگترین و ژرف ترین چالش جمهوری اسلامی طی سی سال اخیر ارزیابی می شود.
دراین جنبش برخلاف تبلیغات هدفمند واپس گرایان و مدافعان و نظریه پردازان آشکار و پنهان کودتاچی، طبقات و قشرهای محروم و زحمتکش جامعه و پیشاپیش همه ی آنها کارگران موضع بی طرف و منفعل ندارند. طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان درجنبش اعتراضی کنونی نقش داشته و درقبال آن از سیاستی کاملا جانبدارانه که بر پایه منافع طبقاتی آنها قرار دارد، برخوردار هستند.
کارگران و زحمتکشان میهن ما بیش از سایرطبقات اجتماعی از سیاست های رژیم ولایت فقیه و به ویژه عملکرد فاجعه بار دولت احمدی نژاد درچهار سال گذشته لطمه دیده و دچارزیان های جدی و گاه جبران ناپذیر شده اند ودرست به همین علت درشکل گیری و تداوم این جنبش نقش داشته وکامیابی آن را درجهت منافع و حقوق خود ارزیابی کرده و شکست آن را شکست خود تلقی می کنند. اگر بخواهیم تحلیلی دقیق از چگونگی شکل گیری و اعتلای جنبش اعتراضی کنونی به دست دهیم، بی تردید، یکی از عوامل مهم، تاثیرگذار واصلی آن مبارزات طبقه کارگر ودیگر زحمتکشان علیه برنامه های به شدت ضد مردمی رژیم و یا به عبارت دیگر سمت گیری اقتصادی-اجتماعی آن است که سبب پایمال شدن حقوق دمکراتیک توده های محروم و دیگر اقشار جامعه از جمله قشرهای میانه حال و بخش هایی از سرمایه داری که با تولید ملی سروکار دارند، گردیده است، بنابراین زحمتکشان درتداوم جنبش کنونی و بویژه مقاومت دربرابرکودتای ولی فقیه، دارای نقش عمده بوده و از منافع جدی برخوردار هستند. طبقه کارگر ودیگر زحمتکشان به خوبی از ماهیت ارتجاع حاکم ومحتوی سیاست های آن آگاهی دارند. فراموش نکرده ایم پیش از برگزاری انتخابات و درمرحله تبلیغات، دولت احمدی نژاد برای جلب نظر کلان سرمایه داران و در راستای برنامه راهبردی تامین امنیت سرمایه به زیان کارگران درهماهنگی کامل با ولی فقیه گفته بود، طرح اصلاح قانون کار درچارچوب برنامه تحول اقتصادی و هدفمندسازی یارانه ها از اواخر خرداد ماه سال جاری، مورد بررسی قرار خواهدگرفت و درطول چند ماه آینده این قانون قطعا اصلاح خواهد شد. اصلاح قانون کار درراستای نسخه های صندوق بین المللی پول و بانک جهانی که دولت احمدی نژاد حامی و پشتیبان آن است، ضربات بزرگی را به حقوق، منافع و دستاوردهای تاریخی کارگران و زحمتکشان ایران وارد خواهد ساخت. یکی از جنبه های بسیار مهم حمایت و حضور طبقه کارگر درجنبش اعتراضی کنونی و مقابله با کودتاچیان تاریک اندیش مصمم به کشتار مردم بی سلاح و بی دفاع، رابطه تنگاتنگ و مستقیم میان برنامه های اقتصادی و تاثیر آن برحقوق ومنافع زحمتکشان است. درواقع از آنجا که احیای حقوق سندیکایی و ایجاد و احیای سندیکاهای مستقل کارگری و بطور کلی تضمین و تامین حقوق بنیادین کار از خواست های مبرم و عاجل جنبش کارگری درمرحله کنونی است، با برنامه های ارتجاع حاکم و تجربه چهار سال گذشته طبقه کارگر آگاه و مجرب میهن ما، به درستی دریافته است، اجرا و ادامه برنامه های فعلی هر چه بیشتر به زیان منافع و تامین حقوق سندیکایی بوده و تضمین حقوق بنیادین کار را امکان ناپذیر می سازد. دولت احمدی نژاد درسالیان اخیر با کمک نهادهای امنیتی و ارگان های سرکوب خود، هیچگونه تشکل کارگری مستقل را به رسمیت نشناخته و نمی شناسد برخورد با سندیکای کارگران شرکت واحد، تعاونی مسکن فلزکار و مکانیک و سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه و جز اینها، نمونه های روشن نوع نگرش و سیاست مرتجعان دربرابر حقوق سندیکایی زحمتکشان است. کارگران خواستار پایان یافتن اینگونه سیاست ها و روش ها بوده و از این رو دربرابر کودتاچیان که اتفاقا از میان همین نیروها هستند مقاومت کرده و درکنار دیگر طبقات واقشار جامعه درجنبش حضور دارند. طبقه کارگر هوشیار ایران فراموش نمی کند دولت ضد مردمی احمدی نژاد درآستانه انتخابات درچارچوب برنامه مقررات زدایی برای پیوستنن به سازمان تجارت جهانی، فرم جدید قراردادهای کار را منتشر ساخت که درآن به اخراج کارگران “قانونیت” بخشیده شده و هیچ حقی برای زحمتکشان درنظر گرفته نشده است. شکل و محتوی قراردادهای جدید دولت ارتجاع، بویژه درموضوع با اهمیت چگونگی فسخ قراردادها و یا همان اخراج، به معنای احیای ماده 33 قانون کار و تامین اجتماعی رژیم واژگون شده سلطنتی است. این ماده پس از انقلاب درپرتو مبارزه متحد و یکپارچه زحمتکشان از قوانین حذف شد، ولی اینک باند کودتاچی احمدی نژاد درصدد احیای آن برآمده است. بنابراین با توجه به مواردی از این نوع می توان دریافت چرا و به چه دلیل زحمتکشان دربرابر کودتاچیان همراه با دیگر اقشار و طبقات اجتماعی مبارزه کرده و مقاومت به خرج می دهند.
جنبش کارگری همانند جنبش سراسری مردم، برای ایفای نقش جدی تر به زمان نیازمند است، کماکان سطح نامناسب سازماندهی و همبستگی مانع از آن می باشد که این جنبش همه توان و امکانات خود را از قوه به فعل درآورد. البته این بدان معنا نیست که طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان نقش منفعل درجنبش داشته و نسبت به حال و آینده آن بی تفاوت هستند. طبقه کارگر هوشیار و به لحاظ طبقاتی تیز بین ایران، می داند که با یک جنبش گسترده اجتماعی می توان ارتجاع را به عقب راند، کودتای مرتجعان حاکم را خنثی ساخت و درراه تامین عدالت اجتماعی و حقوق و آزادی های دمکراتیک گام گذاشت.
درمرحله کنونی، مقابله با کودتای ارتجاع حاکم اصلی ترین، مبرم ترین وبا اهمیت ترین وظیفه جنبش کارگری قلمداد می شود و فعالین جنبش، سندیکالیست ها و همه مدافعان حقوق زحمتکشان می باید نیرو و امکانات خود را درخدمت این وظیفه مبرم و اولویت غیر قابل چشم پوشی قرار دهند!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا