کارگران و زحمتکشان

جراحی بزرگ اقتصادی و منافع کارگران و زحمتکشان

بحث درخصوص پیامدهای اجرای لایحه هدفمند سازی یارانه ها و جدال و کشمکش جدی که بر سر آن میان طیف های ارتجاع حاکم جریان دارد، میان فعالان جنبش سندیکایی زحمتکشان با حرارت پیگیری می شود. این بحث ها همزمان با سالگرد تصویب قانون کار و موضوع نسبت و رابطه جنبش کارگری با مبارزات سراسری ضد استبدادی واکنش های مختلفی را برانگیخته است.
دراین باره چندی پیش علیرضا محجوب نماینده مجلس، و از مسئولان خانه کارگر، دریک گفتگوی تفضیلی با ایلنا از جمله تاکید کرد: ”هدفمند سازی یارانه ها را می گویند شوک درمانی در اقتصاد، ما قبلا شوک درمانی شده ایم، شوک درمانی که در دوران تعدیل دریافت کردیم که خود آقایان هم منتقد آن بودند، حالا قرار است به شکل بزرگتر انجام شود. الان نمی توانیم تصور کنیم چقدر آسیب خواهیم دید، آسیب های اجتماعی، آسیب های کارگری، آسیب فقرا، آسیب تولید کنندگان، آسیب صنعت ملی و مثل سیلی است که نمی دانیم از کدام روزنه وارد می شود فقط می دانیم که خانمان ما را خواهد برد.“
سخنان محجوب و پافشاری او بر پیامدهای فوق العاده زیان بار اجرای طرح تحول اقتصادی که احمدی نژاد رییس دولت نامشروع کودتا برآن نام جراحی بزرگ گذارده، گویای وضعیت خطیری است که زندگی و امنیت شغلی کارگران و زحمتکشان میهن ما را تهدید می کند.
لایحه هدفمند سازی یارانه ها و اصولا سیاست های اقتصادی-اجتماعی دولت کودتا اثرات و نتایج بسیار تلخ و منفی در زندگی میلیون ها تن از زحمتکشان دارد و به این دلیل مقابله با این سیاست ها و در یک چارچوب کلی تر یعنی مبارزه با دولت کودتا دراولویت مبارزاتی جنبش کارگری کشور ما قرار دارد.
مبارزه ای که اکنون زحمتکشان به انحاء مختلف آن را پیش می برند در دو عرصه صنفی و سیاسی است. هر دوی این عرصه ها در ارتباط متقابل با یکدیگر قرار دارند و با خلاقیت برپایه واقعیت موجود و امکانات کنونی سازمان داده می شوند. نکته فوق العاده با اهمیت دراین مساله تشخیص صحیح سمت مبارزاتی جنبش کارگری و فعالیت روشنگرانه و آگاهی بخش فعالان سندیکایی است. برخی با توجه به دشواری های کنونی و ضعف و کمبودهای جنبش کارگری خصوصا در درجه سازمان یافتگی وسطح همبستگی آن، مبارزات کارگری را صرفا صنفی و حول مسایل رفاهی-اقتصادی ارزیابی می کنند و از آن نتایج کاملا غلط در صحنه سیاسی می گیرند.
این واقعیت که بخشی مهم از جنبش اعتراضی زحمتکشان حول مسایل صنفی نظیر افزایش سطح دستمزدها، جلوگیری از خصوصی سازی، لغو قراردادهای موقت و احیای حقوق سندیکایی دور می زند، نباید منجر به آن گردد که مضمون واقعی مبارزه کارگران نادیده انگاشته شود. مبارزه ای که امروزه با افت و خیز فراوان وعمدتا به صورت پراکنده و با سطح سازماندهی ضعیف درسراسر کشور جریان دارد، به دلایل کاملا عینی دارای وزن و بار سیاسی است.
طبقه کارگر آگاه میهن ما از مبارزه درراه خواست های صنفی و صرفا رفاهی به منظور ارتقاء سطح مبارزات خود بهره می گیرد.
گرچه اعتراضات زحمتکشان بیشتر دربرگیرنده حقوق صنفی می باشد، ولی این اعتراضات درسرشت و جوهره خود مبارزه ای واقعا و کاملا سیاسی با محتوای روشن و شفاف طبقاتی است.
مضمون سیاسی مبارزه و مخالفت کارگران و زحمتکشان با لایحه هدفمند سازی یارانه ها، آزادسازی اقتصادی و برنامه مقررات زدایی برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی که اصلاح قانون کار در قلب و مرکز آن قرار دارد، روشن تر از آن است که نیازمند توضیح و تحلیل مفصل باشد ما در حال حاضر در جنبش کارگری مواجه با مبارزات صرفا صنفی-رفاهی نیستیم، آنچه تلفیق مبارزه صنفی با سیاسی را دشوار می سازد مربوط به ضعف های کیفی و کمی کنونی طبقه کارگر میهن ماست و نباید آن را با ماهیت و سمت اصلی پیکار زحمتکشان یکسان ارزیابی کرد، و از آن نتایج به کلی غلط مانند عدم حضور کارگران در جنبش ضد استبدادی را گرفت!
نقش و جایگاه طبقه کارگر را آنگونه که هست باید ارزیابی و تحلیل کرد و این جنبش پرتوان و تعیین کننده را به دور از تصورات و تمایلات ذهنی می باید شناخت و در راه ارتقاء و تقویت و تکامل سطح سازماندهی و همبستگی در آن کوشش کرد!
بی شک اگر همین ماهیت و ویژگی جنبش کارگری نبود و مبارزات زحمتکشان صرفا صنفی و رفاهی معنا می داد، دیگر دلیل نداشت دولت برآمده از کودتا امکانات سرکوب خود را دراین سطح به آن اختصاص دهد! پرسش اینجاست کدام جنبه ها و کدام انگیزه ها رژیم ولایت فقیه و دولت نامشروع کودتا را در محاسبات خود به این نتیجه می رساند که باید در عرصه سیاسی و میدان مبارزه، کارگران را تحت فشار قرار داده و با توسل به انواع شیوه ها چه فریب و چه زندان و شکنجه و سرکوب، مبارزات کارگری را منحرف، بی خطر، خنثی و سرانجام سرکوب نماید؟! برخورد حساب شده و دقیق که گام به گام نسبت به جنبش کارگری از سوی کودتاچیان تعقیب و اجرا می شود خود شاهد دیگری براین واقعیت به شمار می آید!
در این زمینه نکته مهم و بسیار پراهمیت دیگر، توجه دقیق موشکافانه و مبتنی بر دیدگاه طبقاتی به جنبش سندیکایی و فعل و انفعالات فوق العاده جدی در آن است که شامل همه بخش های طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان می گردد. پرواضح است تحولات اخیر صحنه سیاسی و رشد و گسترش جنبش مردمی در مصاف با کودتای انتخاباتی به رهبری ولی فقیه، همانگونه که سرتاپای رژیم، جناح بندی های حکومتی و نهادهای گوناگون آن را تحت تاثیر قرار داده و موجب بروز شکاف در آنها شده است، نهادها و تشکل های رسمی کارگری را که تا پیش از این نیز از منتقدان سیاست های دولت ضد ملی احمدی نژاد بودند، وادار به تحرک تازه ای همسو با برخی جناح ها علیه دولت کودتا و کودتای انتخاباتی کرده است. جنبش کارگری سندیکایی و مبارزان راه احقاق حقوق طبقه کارگر قطعا در قبال این تحرک تازه و نقش آفرینی نمی توانند بی تفاوت باشند و برخورد با این تشکل ها را برپایه موضع گیری آنها با جنبش سراسری ضد استبدادی و منافع کلی جنبش سندیکایی در حال و آینده تنظیم می کنند. بنابر این ضمن درک ماهیت این گونه تشکل ها و وابستگی های جناجی آنها در عین حال نباید امکان استفاده جنبش کارگری از این تشکل ها را نادیده گرفت.
جنبش کارگری ایران را باید به ستوان فقرات جنبش سراسری ضد استبدادی تبدیل کرد. ما اطمینان داریم که با رشد و گسترش مبارزات اعتراضی مردم و برقراری پیوند هرچه گسترده تر نیروهای اجتماعی می توان شاهد تقویت نقش و جایگاه طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان در پیکار ملی و مردمی برضد استبداد ولایی و برکناری دولت کودتا بود!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا