مسایل سیاسی روز

انقلاب مشروطیت سرآغاز تحول بنیادین جامعه ایران

. مشروطیت برگ تاریخ را برای همیشه بسود حق حاکمیت مردم ورق زده است، همانگونه که استبداد سلطنتی نتوانست برآن چیره شود، ولایت فقیه نیز قادر به مقابله با آن نیست. دلیل تاریخ سازی و دروغ پردازی رژیم واپس گرا و ضد مردمی حاکم در این حقیقت نهفته است. ولایت فقیه در نقطه مقابل حق حاکمیت مردم قرار دارد با فرارسیدن سالروز اعلام مشروطیت، مردم میهن ما این فرصت را می یابند باردیگر به گذشته انقلابی خود نظری افکنده و در مبارزه برای نیل به آزادی و حق حاکمیت خویش درس ها و تجربیات تاریخی را در دوران کنونی بکار گیرند.
اکنون که میهن ما در چنگال استبداد و خودکامگی در لباس ولایت فقیه اسیر است، تجربیات مبارزات یکصد سال گذشته بویژه انقلاب بزرگ مشروطیت که ایران را از خواب قرون بیدار و به جاده پیشرفت و تکامل اجتماعی رهنمون ساخت، بسی اهمیت می یابد.
زنده یاد رحمان هاتفی (حیدر مهرگان) در پیش گفتار کتاب پژوهشی خود به نام “انقلاب ناتمام” به درستی متذکر می شود: “درباره انقلاب مشروطیت سخن بسیار گفته شده و با این همه هنوز بسیار سخن در شناخت علمی این سرچشمه تاریخ معاصر ایران باقی است” (1) از چنین مدخلی می توان به ارزیابی جنبه های اصلی و عمده و دستاوردهای انقلاب مشروطه نشست و درس های ضرور را در پیکار با استبداد ولایی استنتاج نمود.
انقلاب مشروطه از ژرفای زندگی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایران نشات گرفت و بر زمینه تضادهای درونی جامعه رویش یافت.
خصیصه بنیادین تاریخ کشور طی دوره مورد اشاره عبارت بود از زوال تدریجی جامعه سنتی و استقرار تدریجی و پردرد روابط سرمایه داری، درآستانه مشروطیت منابع عمده بازار ایران در دست امپریالیسم بویژه انگلستان بود و در کنار آن ستم فئودال ها و رژیم مستبد قاجار با همدستی روحانیت وابسته به بزرگ زمین داران زندگی را برمردم تباه می کرد. بر بستر این وضعیت تاریخی است که ضرورت تحول در جامعه پدید آمده و مقدمات عینی و ذهنی انقلاب مهیا می گردد. مشروطیت ضمن آنکه طی سالیان دراز در بطن جامعه سنتی ایران نضج گرفت، دو مرحله را از سرگذراند. در مرحله نخست در کنار توده های جان به لب رسیده، اشراف و جناحی از روحانیون نیز در مخالفت با استبداد قاجار حضور داشتند، رفیق رحمان هاتفی این دوره را اینگونه توصیف می کند: “در مجموعه شرایط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در همجواری دایمی رقابت و خصومت پنهان و آشکار و گاه سازش امپریالیست های روس و انگلیس باعث شد که رهبری انقلاب مشروطه نخست به دست بورژوازی ملی و خرده بورژوازی افتد و در مرحله دوم انقلاب که با استبداد صغیر آغاز شد، فئودال ها و بورژوازی وابسته نیز به درون نهضت راه یابند و بردستگاه رهبری چیره شوند…”(2) در مرحله نخست با همه فراز و نشیب ها فرمان مشروطه صادر شد و اراده مردم بر اراده “ظل الله” (سایه خدا) غلبه کرد. مرحله دوم با مداخله انگلستان و روسیه و حمایت از استبداد که به توپ بستن مجلس شورای ملی جلوه آن بود آغاز گشت که طی این مرحله با دفاع قهرمانانه تبریز و تحکیم اندیشه های مبتنی بر دموکراتیسم، استبداد صغیر نیز به زانو درآمد.
انقلاب مشروطه گر چه به دلایل متعدد با ناکامی هایی روبرو گردید اما در تاریخ پر تلاطم ایران فصل نوینی را گشود و تمام بنیادهای سیاسی پیشین را درهم شکست. امروزه یاد کرد از دستاوردهای مشروطه در مبارزه با استبداد ولایی حائز اهمیت فراوان است.
در این زمینه برخورد واپس گرایان با این انقلاب سترگ و تاریخی گوشه هایی از ماهیت قرون وسطایی و ضدملی آنان را هویدا می سازد.
در آستانه سالروز اعلام مشروطه، خبرگزاری فارس 11 مرداد ماه به عنوان یکی از سخنگویان رسمی ارتجاع حاکم و کودتاچیان در مطلبی با نام، “درسی که امروز باید از مشروطیت گرفت”، با حمله و ایراد توهین و تهمت به مبارزان جنبش مشروطه از جمله نوشت: “همواره ذکر شده است که یکی از درس های مشروطیت، داشتن بصیرت است که اگر خواص آن روزگار، همانند شیخ شهید (شیخ فضل الله نوری) دارای بصیرت می بودند و از او و راهش حمایت می کردند، گروهی روشنفکر ضد دین نمی توانستند… علیه اسلام چنین اقداماتی را انجام دهند… مدعای مقاله حاضر آن است که علت اصلی حمایت علمای شیعه از ماجرای مشروطه (خوب دقت کنید ماجرا نه انقلاب) آن بوده است که این علما قایل به ولایت فقیه بوده اند (مستنداتی به اختصار در متن مقاله ذکر شده است) و چون مشروطه کردن سلطنت… گامی در جهت نزدیک شدن به ولایت فقیه بوده است، به حمایت از آن پرداخته اند، به عبارت دیگر علمای شیعه راضی به حکومت سرکوبگر و مستبد شاهنشاهی نبودند اما زمینه ایجاد حکومت مبتنی بر ولایت فقیه نیز آماده نبود و از این رو ایشان دست به مشروطه کردن حکومت شاهنشاهی قاجار زدند تا زمینه برای دخالت فقها در سیاست باز شود… بنابر این نباید تصور کرد که اصل ولایت فقیه نو آوری حضرت امام است، با آن که امام خمینی اولین کسی بوده اند که در این زمینه به نگارش دست زده اند و یا حتی اولین کسی بوده اند که در راه اجرایی کردن این امر تلاش کرده اند… اعتقاد به ولایت فقیه در میان فقهای شیعه به حدی رایج و ساری بوده که… اگر کسی منکر ولایت فقیه باشد، گویا طعم فقه را نچشیده است … “
سپس به عنوان درس اصلی انقلاب مشروطه خاطر نشان شده است: “بنابر این هدف اصلی از ایجاد حکومت مشروطه این بوده است که فقهای شیعه بتوانند… از اسلام و اهداف اسلامی در حکومت دفاع کنند به تعبیر امام… حکومت اسلامی هرگز حکومت مشروطه به معنی غربی آن نیست…”
در برابر این جعل و دروغ پردازی چه می توان گفت؟!
اما اینگونه تلاش های مذبوحانه مرتجعان یک پرسش کلیدی را به روشنی طرح می سازد. چرا و به کدام دلیل در سالروز اعلام فرمان مشروطه و یاد کرد از انقلاب سترگ مشروطیت واپس گرایان نیازمند چنین جعل و دروغ پراکنی هستند؟! به گمان ما علت آن را در این حقیقت باید جستجو کرد که آرمان های بلند و مترقی مشروطیت امروزه در پرتو مبارزه دلیرانه توده ها علیه استبداد ولایی بیش از هر زمان دیگری در ژرفای جامعه ایران مطرح است. چرخ تاریخ را نمی توان به عقب بازگردانید، در سیر قانونمند تاریخ توقف های کودتاه (به لحاظ تاریخی) دیده می شود اما عقب گرد و بازگشت دایمی وجود ندارد. مشروطیت برگ تاریخ را برای همیشه بسود حق حاکمیت مردم ورق زده است، همانگونه که استبداد سلطنتی نتوانست برآن چیره شود، ولایت فقیه نیز قادر به مقابله با آن نیست. دلیل تاریخ سازی و دروغ پردازی رژیم واپس گرا و ضد مردمی حاکم در این حقیقت نهفته است. ولایت فقیه در نقطه مقابل حق حاکمیت مردم قرار دارد
منابع:
1-انقلاب ناتمام-رحمان هاتفی- انتشارات حزب توده ایران- صفحه 4
2- همانجا صفحه 12

سایت حزب توده ایران
۱۴ مرداد ۱٣٨۹ – ۵ اوت ۲۰۱۰

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا