مسایل سیاسی روز

استیصال ارتجاع حاکم و پایداری جنبش مردمی

بیش از یک سال پس از کودتای خشن و ضد مردمی نظامیان حاکم، به فرمان ولی فقیه، برای پایمال کردن آراء میلیون ها ایرانی و با وجود سرکوب خشن و خونین اعتراضات جنبش مردمی، رژیم همچنان با بحران جدی یی دست به گریبان است و حوادث هفته های اخیر، از جمله حمله به خانه مهدی کروبی و همچنین حمله به مجلس ”قبا“ و هواداران آیت الله دستغیب، نشانگر استیصال و زبونی دستگاه سرکوب حاکم برای نابودی جنبش و خاموش ساختن مبارزه نیروهای تحول خواه بر ضد استبداد است.
آیت الله دستغیب، در پی ضرب و شتم شدید هوادارانش در شیراز به دست مزدوران رژیم با انتشار نامه مفصلی به نمایندگان ”مجلس خبرگان“، که اجلاس نوبتی آن در روزهای آینده برگزار خواهد شد، از جمله یادآوری کرد: ”آیا بعد از یک سال توانسته‌ایم در نظام یک آرامش نسبی خالی از رعب و وحشت ایجاد کنیم؟ اگر باز هم می‌گوییم در جامعه مشکلی نیست، پس چرا دائم به صورت لفظی دم از وحدت می‌زنیم؟ اگر هست، چرا مردم در یک استراحت واقعی نیستند؟ چرا وحدت به همراه رعب و وحشت از ناحیه‌ی عدّه‌ای باشد… آیا شما خبرگان تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا نتوانسته‌ایم مردم را نسبت به وقایع موجود راضی کنیم و در رأس همه‌ی اینها، آیا پی به این معنا برده‌ایم که چرا مراجع و علما نسبت به وضع موجود رضایت ندارند؟ می‌دانید عدم رضایت مراجع و علما از این وضع، یعنی سست شدن مجلس خبرگان و از اعتبار ساقط شدن آن؟ چون بقای مجلس خبرگان از ناحیه‌ی تأیید مراجع و علما می‌باشد…“
همچنین حمله سازمان یافته و هماهنگ اوباش بسیجی و نیروهای نظامی و امنیتی به خانه مهدی کروبی، در آستانه برگزاری مراسم آخرین جمعه ماه رمضان- روز قدس- واقعیتی را برملا می سازد که کودتاچیان به رهبری ولی فقیه، مدت هاست بر انکار آن تلاش می کنند.
این واقعیت عبارت است از هراس عمیق رژِیم از ادامه نارضایتی ژرف اجتماعی و تداوم مبارزه جنبش مردمی با کودتای انتخاباتی و دولت ضد ملی احمدی نژاد! یورش به خانه مهدی کروبی و تهدید زهرا رهنورد، طی روزهای گذشته، از جمله ترفندهایی است که کودتاچیان درچارچوب یک سیاست کلی برای مقابله با جنبش اعتراضی توده ها و جلوگیری از بروز و نمود مبارزات مردمی از جمله در شکل اعتراضات خیابانی، تدوین و به مورد اجرا گذاشته اند.
در این باره روزنامه کیهان،۱۳ شهریور ماه، در مطلبی با عنوان: ”شکاف میان فتنه گران…“ برخی ابعاد ترفند ارتجاع و علل حمله به خانه کروبی و اصولا تشدید اقدامات سرکوبگرانه بر ضد شخصیت های موثر جنبش در لحظه حساس کنونی را نشان می دهد. کیهان، در مقام بلندگوی کودتاچیان، نوشت: ”من فردا در خیابان های تهران سبز می شوم، این عبارت آخرین تبلیغات فریبکارانه ای بود که عناصر ضد انقلاب خارج نشین روز پنجشنبه درآستانه روز قدس انجام دادند تا بقایای گروهک ها و برخی از عناصر ساده لوح را به خیابان بیاورند و مرگ فتنه سبز را انکار کنند… موسوی و کروبی هم ضمن دیداری، بی آنکه به حرکت انحرافی آشوبگران اعتراض کنند، تظاهر به حمایت از ملت فلسطین کرده بودند هر چند که از حاشیه سازی هم ابایی نداشتند، کروبی با برخی مواضع تند و تحریک آمیز تلاش کرد خود را در کانون توجهات قرار دهد و با ایجاد تشنج در اطراف منزل خود، به محوریت ماجرا تبدیل شود… فتنه گران، با پیش بینی عدم همراهی مردم بلکه تبدیل شدن روز قدس به روز انزجار از فتنه، تلاش داشتند شکاف و نزاع شدید میان جریان های حاضر در فتنه سبز را کتمان کنند. …“
اما برای درک دقیق مضمون سیاست های ارتجاع حاکم و تشدید اقدام های وحشیانه اوباش، می باید به تحولات صحنه سیاسی کشور توجه کرد. با ادامه بحران و گسترش شکاف در طیف ارتجاع حاکم، ولی فقیه در حکم رهبر کودتاچیان، با مانورهایی حساب شده کوشید با طرح مسئله وحدت، مانع از تضعیف بیشتر هسته اصلی کودتا و دولت ضدملی احمدی نژاد شود. تاکید خامنه ای بر رسیدگی به پرونده کوی دانشگاه، و همراه با آن، اعلام حکم تعلیق سه چهره اصلی قوه قضاییه که در جریان سرکوب مردم در سال گذشته فعال بودند، یعنی: سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران، حسین دهنوی مشهور به قاضی حداد، معاون امنیت وقت دادستان تهران، و علی اکبر حیدری فر، دادیار دادستانی که حکم انتقال معترضان به کهریزک را صادر کرده بود، مانوری بود که می باید از شدت اختلافات در جناح های طیف ارتجاع حاکم می کاست و در عین حال خواست آزادی زندانیان سیاسی و محاکمه آمران و عاملان سرکوب را که توسط جنبش طرح و پیگیری می شود، به چالش گرفته و کم اثر سازد. به علاوه، ولی فقیه با توجه به وضعیت خطیر و حساس کشور، طی دیداری با هیات دولت، بر مسایلی انگشت گذاشت که از موارد اختلاف دولت و مجلس و به طور کلی جناح های طیف ارتجاع حاکم می باشد؛ او با محاسبه سیاسی و با هدف تقویت موضع خود به عنوان ”فصل الخطاب“ و نیز جلوگیری از تضعیف بیشتر دولت کودتا، خواستار آن شد که دولت از کارهای موازی در عرصه های مختلف سیاست خارجی پرهیز کند و به سند چشم انداز و نقشه راه بیست ساله کشور توجه و دقت داشته باشد. همه این مانورهای ولی فقیه تاکنون اثرات و نتایج مورد نظر را برای کودتاچیان به همراه نداشته است. مواضع روزهای اخیر احمد توکلی و اشاره او به سر ریز شدن کاسه صبر مجلس در مقابل خلاف کاری های دولت احمدی نژاد، از جمله نمونه های ناکامی سیاست های ”وحدت جویانه“ ولی فقیه است.
سران رژیم نگران از ادامه جنبش و هراسناک از عاقبت کار، همچنان به سیاست تشدید سرکوب و اعمال فشار بر جنبش مردمی ادامه می دهد. از نمونه های اخیر اتخاذ چنین سیاست هایی موضع گیری وزیر اطلاعات دولت ضد ملی احمدی نژاد بود که، اعلام داشت: وزارت اطلاعات رویکرد جدیدی برای خود برگزیده است. خبرگزاری فارس،۷ شهریور ماه، در این خصوص گزارش داد: ”رویکرد جدید وزارت اطلاعات حالت تهاجمی است. وزیر اطلاعات گفت، ما یک تحول جدی را در وزارت اطلاعات به وجود آوردیم و با سرمایه سنگین اطلاعاتی که در اختیار داریم این وزارتخانه را از حالت انفعال بیرون آورده و حالت تهاجمی پیدا کرد که در واقع این رویکرد جدید ما بود.“
ظاهرا بر مبنای همین ”رویکرد جدید“ است که اوباش بسیج، سپاه و لباس شخصی ها با حمله به خانه کروبی و تهدید زهرا رهنورد حالت تهاجمی خود را به نمایش در آورده اند. مصباح یزدی نیز در یکی از سخنرانی های خود، ضمن دفاع از رژیم ولایت فقیه و حمله به کسانی که از حق حاکمیت مردم سخن می گویند، اعلام داشت: ”… مساله اصلی این است که کسی باید ادامه دهنده راه پیامبر (ص) باشد که مانند پیامبر منصوب از طرف خداوند باشد و بتواند احکام الهی را تبیین کند و این امر چیزی نیست که توسط مردم تعیین شود… کار اجرایی و مدیریت جامعه اسلامی، رهبر و امام می خواهد و وقتی مردم با امام خویش بیعت کردند، جامعه اسلامی تشکیل شده و حکومت حق تحقق پیدا کرده است، اما اگر بعد از آن کسی مخالفت کرد، باید با او برخورد کرده و او را سرجایش نشاند… امروز هم اگر مردم آمدند و تسلیم شدند و رهبری ولی امر مسلمین را پذیرفتند، اگر کسانی شلوغ کردند، آشوب کردند و خواستند کودتا کنند، اینجا باید با قوه قهریه جلویشان را گرفت. …“
درچارچوب این مجموعه است که شاهد یورش اوباش به خانه کروبی و اوج گیری تبلیغات کودتاچیان بر ضد جنبش مردمی هستیم. رویکرد جدید و تهاجمی وزارت اطلاعات و تهدید و خط و نشان کشیدن عناصری چون مصباح یزدی، ژرفش بحران مشروعیت نظام را اثبات می‌کند. حمله به کروبی به عنوان یک چهره مذهبی و شخص روحانی، در عین حال اخطاری به کلیه روحانیون منتقد و مخالف کودتای انتخاباتی نیز قلمداد می گردد. رشته اقدام های حساب شده اخیر از جنگ روانی- تبلیغاتی گسترده بر ضد جنبش مردمی، تا تشدید فشارها و ایجاد جو رعب و وحشت در جامعه، همگی در هراس از جنبش مردمی بوده و موقعیت متزلزل کودتاچیان را هویدا می سازد.
در گرماگرم این حوادث، انتشار یادداشتی از میرحسین موسوی،۱۱ شهریور ماه امسال، واکنشی بجا و دارای اهمیت بود.
موضع گیری میرحسین موسوی در آستانه روز قدس، یعنی زمان تشدید فشارهای امنیتی، تلاش و پافشاری بر حفظ وارتقاء سطح همبستگی و ارتباط متقابل بدنه اجتماعی با رهبری جنبش را با هدف تقویت انگیزه برای ادامه مبارزه نشان می دهد. برخلاف پندار باطل ارتجاع حاکم و دولت ضد ملی کودتا، جنبش مردمی با عزمی راسخ در صحنه سیاسی کشور حضور دارد و به هیچ رو نمی توان آن را در معادلات کنونی نادیده گرفت. حفظ انگیزه و تقویت صفوف جنبش برپایه اتحاد عمل همه مدافعان راستین آزادی و عدالت اجتماعی، وظیفه ای است که نباید لحظه ای در آن تردید کرد. تحولات پرشتاب میهن ما تحکیم رابطه میان اجزای مختلف جنبش مردمی را ضرور می سازد. از هم اکنون باید برای رویارویی های تعیین کننده آماده بود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا