مسایل بین‌المللی

جهان از پیشنهاد ایجاد کشور مستقل فلسطین حمایت می کند

مبارزه خلق فلسطین برای کسب حقوق قانونی خود، پایان دادن به اجحاف های دولت اسرائیل، و تشکیل یک دولت مستقل عضو سازمان ملل متحد از روز جمعه، ۱۸ شهریورماه، وارد مرحله نهایی خود گردید. بیش از یک سال است که نیروهای ملی و ترقی خواه فلسطینی با سازمان دهی کارزار موفقیت آمیز بین المللی سعی کرده اند تا در جهت رسیدن به خواسته اساسی خود برای تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی و تأیید آن از سوی سازمان ملل، حمایت جهانی را جلب کنند. مقام های فلسطینی در رابطه با مبارزه خود برای تصویب عضویت فلسطین در سازمان ملل اظهار می دارند: ”پذیرش دولت فلسطین به عضویت سازمان ملل متحد گام مهمی به سوی پایان دادن به اشغال، و در مسیر دستیابی به استقلال فلسطین و عملی شدن صلح عادلانه و جامع در خاور میانه است. ” آنان معتقدند که، با توجه به عدم آمادگی اسرائیل برای قبول راه حل های مبتنی بر گفت و گو، و همچنین تجاوزگری های افراط گرایانه دولت های دهه اخیر این کشور، و حمایت راهبردی(استراتژیک) امپریالیسم جهانی به سرکردگی ایالات متحده آمریکا از این تجاوزگری ها، تنها راه حل باقی مانده روی کردن مستقیم به سازمان ملل و پذیرش داوریِ افکار عمومی جهان است. بیش از دوسوم کشورهای عضو سازمان ملل حمایت خود را از خواست تشکیل دولت مستقل فلسطین در درون مرزهای پیش از ژوئن ۱۹۶۷، اعلام کرده اند. در روزهای اخیر، ایالات متحده در حمایت از دولت اسرائیل، که از امکان به رسمیت شناخته شدن فلسطین در مقام صد و نود و چهارمین کشور عضو سازمان ملل به شدت در هراس است، در جهت سد کردن عملی شدن چنین امکانی، فعالانه دست به اقدام زده است. مقام های آمریکائی اعلام کرده اند که، در صورت قبول این طرح در مجمع عمومی سازمان ملل، تصویب آن را با استفاده از حق ”وتو“ی خود در شورای امنیت سازمان ملل غیرممکن خواهند کرد. حزب توده ایران از مبارزه مردم فلسطین برای پایان دادن به اشغال سرزمین های خود و ایجاد یک کشور مستقل فلسطینی بر طبق قطعنامه های مصوب سازمان ملل متحد و در مرزهای پیش از ژوئن ۱۹۶۷ با پایتختی بیت المقدس شرقی، همواره حمایت کرده است.
در ادامه، متن گفت و گوی ”ولید العوض“، عضو دفتر سیاسی حزب مردم فلسطین، با مرکز خبری ”هلا فلسطین“، در مورد کوشش های مسمومی از نوع ذکر شده در بالا، که با زمینه کار و وظیفه سازمان ملل در برابر مردم رنج دیده فلسطین و همچنین ایجاد مانع در فعالیت نمایندگی آن سازمان در امور”امداد و اشتغال پناهندگان فلسطین (”انروا“)”مرتبط می شود، و چندی پیش انتشاریافت، برای اطلاع خوانندگان نامه مردم در زیر می آید:

س ـ در ابتدا چگونگی اوضاع مردم فلسطین را در سال ۱۹۴۸ بیان کنید.
همان طوری که اطلاع دارید، مردم فلسطین در سال ۱۹۴۸ با ”نکبت“ عظیمی روبه رو شدند. نزدیک به یک میلیون فلسطینی از شهر و دیار خویش آواره گردیدند، پروژه ”صهیونیسم“ این عده از مردم فلسطین را در تمام نواحی جهان پخش کرد. در نتیجه سیاست ”پاکسازی نژادی“ به اجرا گذاشته شده از سوی صهیونیست ها، ۱۲۵/۰۰۰ فلسطینی به لبنان مهاجرت کردند، و همین تعداد به سوریه، و دو برابر آن به اردن، و تعدادی نیز به غزه و کرانه باختری رود اردن روانه شدند.
مردم ساکن در کشورها و مناطق مذکور، مهاجران را با آغوش گرم پذیرفتند و از هر گونه کمک و مساعدتی به آنان دریغ نکردند. بعد از ۱۵ ماه می ۱۹۴۸ سازمان ملل متحد امور مربوط به تامین چادر و خدمات اولیه را برای پناهندگان بر عهده گرفت. مسئله پناهندگان فلسطینی آرام آرام در سازمان های بین المللی مطرح و جایگاه خودرا پیدا کرد. در سال ۱۹۴۹ مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه شماره ۳۰۲ را در زمینه تشکیل ”نمایندگی امداد و اشتغال پناهندگان فلسطینی“ (“انروا“) تصویب کرد. این نهاد در زمینه های مختلف به پناهندگان کمک رسانی و آنان را در پیشبرد مسایل زندگی روزمره یاری می رساند. ماموریت این نهاد تا فراهم شدن شرایط اجرای قطعنامه شماره ۱۹۴ مبنی بر بازگشت آوارگان به سر زمین های خویش، ادامه می یابد. قطعنامه شماره ۱۹۴ در دسامبر۱۹۴۹ به تصویب رسید.
س ـ چه ارتباطی میان مسئله پناهندگان و تاسیس ”انروا” وجود دارد؟
بین مسئله پناهندگان فلسطینی و وجود “انروا“ رابطه یی منطقی و واقعی و جود دارد، همان گونه که بین حل عادلانه مسئله پناهندگان و تدوام عمل“انروا“ نیز این رابطه وجود دارد. ”انروا“ با توجه به قطعنامه های قانونی و بین المللی مکلف به ادامه یاری رسانی به پناهندگان تا زمان اجرای قطعنامه شماره ۱۹۴ است. قطعنامه شماره ۱۹۴ صریحا حق بازگشت پناهندگان را به روستاها و شهرهایی که در ۱۹۴۸ از آن ها بیرون رانده شده اند، بیان می دارد. از همین جا و بعد از صدور این قطعنامه در ۱۹۴۹ ”انروا“ کار خود را شروع و بر توزیع چادر در اردوگاه های فلسطینیان نظارت کرد. همزمان برای ”انروا“ کمیسر عمومی یی تعیین گردید. نکته قابل توجه آنست که هنگام تاسیس ”انروا“ بعضی از دولت ها در نظر داشتند از طریق “انروا“ به محو و از بین بردن مسئله پناهندگان بپردازند. در سال های نخست فعالیت ”انروا“ روند چالش بین دو نگرش در ”انروا“ آغاز گردید. نگرش اول بر التزام به هدف های اولیه قطعنامه شماره ۳۰۲ تاکید می کرد و خواهان ارائه خدمات و یاری رسانی به فلسطینی ها در محل اسکان موقت آنان تا زمان بازگشت به سر زمین های شان بود، و نگرش دیگر که ایالات متحده آمریکا آن را به پیش می برد خواهان به کار گیری ”انروا“ برای اقامت دایمی پناهندگان در کشورها و اردوگاه های پناهندگان و در نتیجه، از بین بردن هرگونه امکان بازگشت آنان به سرزمین های شان در آینده بود. این طرح به“اسکان“معروف شد. این پروژه در سال های اولیه دهه پنجاه قرن بیستم میلادی و به دلیل عدم برتری جهانی آمریکا در آن زمان در ابتدای راه بود. موقعیت آمریکا در آن شرایط اجازه نمی داد تا بر کشورهایی که به تازگی از جنگ جهانی دوم رها شده بودند اعمال نظر کند. در ۱۹۵۵ انستیتوهای پژوهشی آمریکایی در زمینه ”اقامت دایمی“ و کسب حقوق شهروندی برای پناهندگان در مناطق مختلف شروع به ارائه طرح هایی کردند.
س ـ چه پروژه هایی از سوی ”انروا“ برای اقامت دایمی و“کسب حق شهروندی“ برای پناهندگان به انجام می رسید؟
پیشبرد طرح مربوط به اقامت دایمی پناهندگان فلسطینی در لیبی، یعنی انتقال آنان از اردن، سوریه و لبنان، و اسکان آنان در منطقه ”جبل الاخضر“(“کوه سبز“) و دور کردن شان از مرزهای سرزمین تاریخی فلسطین. ”انروا“ در این زمینه هیئت هایی برای پی ریزی این پروژه اعزام کرد. پروژه دیگری در خصوص آنان به اجرا گذاشته شد که به ”غزه“ پناه برده بودند. این پروژه برای اسکان این قبیل پناهندگان در صحرای سینا و در ۱۹۵۵ شروع گردید. ”انروا“ کارشناسانی برای بررسی امکان اقامت دایمی پناهندگان در سینا اعزام داشت. پروژه دیگر به منظور اقامت دایمی پناهندگان در شمال سوریه پیش بینی گردید. کلیه این پروژه ها بین ۱۹۵۳ و ۱۹۵۵ به مورد اجرا گذاشته شدند. این وضعیت تا زمان ”جنبش بیداری مردم فلسطین در غزه“، ادامه داشت.
س ـ فلسطینی ها چگونه بر ضد این پروژه ها و در جهت ابطال آن ها اقدام کردند؟
هزاران فلسطینی به رهبری“ معین بسیسو“ برای اعتراض به خیابان ها آمدند. در آن زمان دو نیروی سازمان یافته در عرصه سیاسی فلسطین مطرح بودند ،یکی “حزب کمونیست فلسطین“ به رهبری“مُعین بسیسو“ و دیگری “اخوان المسلمین“. این دو سازمان سیاسی، هم پیمان شدند و پروژه اقامت دایمی و کسب حقوق شهروندی فلسطینیان در کشورهای دیگر را با شکست رو به رو کردند. در این میان حزب کمونیست نخستین شهید مبارزه را به نام ”حسنی بلال“ در این راه تقدیم کرد. توده های مردم فلسطین با حمله به مراکز استقرار “انروا“ مسئولان مصری را که در آن هنگام غزه را زیر نظارت داشتند، به مذاکره با رهبران تظاهرکنندگان وادار کردند. پس از آن، مقام های مصری به لغو پروژه اسکان (اقامت دایمی و کسب حقوق شهروندی) تصمیم گرفتند. پس از دو یا سه هفته مصری ها شروع به بازداشت اعضای حزب کمونیست فلسطین کردند و ۳۷ نفر از آنان هر کدام نه سال از عمر خود را در زندان گذراندند. دبیر کل حزب (مُعین بسیسو) و همسرش نیز جزو بازداشت شدگان بودند. در لبنان نیز جنبش ملی گرایان فلسطین با ارسال اعتراضیه های مکرر و با راه اندازی تظاهرات خیابانی پروژه ”اسکان“ را با شکست رو به رو کردند. این مبارزه را می توان نخستین مرحله رودررویی دو نگرش ارزیابی کرد. نگرش ادامه فعالیت ”انروا“ برای امداد رسانی و اشتغال پناهندگان فلسطینی و نگرش حذف مسئله بازگشت پناهندگان. آنچه در نهایت به پیروزی رسید، اراده مردم فلسطین و عزم آنان برای به شکست کشاندن سه پروژه ”اسکان“ در آن شرایط زمانی بود.
س ـ نحوه برخورد جامعه جهانی با مسئله پناهندگان فلسطینی، در بدو امر، چگونه بود؟
سازمان صلیب سرخ تا قبل از ۱۹۴۹ متولی خدمات رسانی به یک میلیون پناهنده فلسطینی بود. این سازمان با تقدیم گزارشی عدم توانایی خود را برای ارائه خدمات به این تعداد از پناهندگان اعلام کرد. سازمان ملل با صدور قطعنامه شماره ۳۰۲ بر ادامه خدمات ”انروا“ تا بازگشت پناهندگان تاکید ورزید. اما همان طور که گفتم توطئه های دولت های صاحب نفوذ برای انحراف پروژه امداد رسانی و اشتغال ادامه یافت.
س ـ بیشترین در گیری ها در چه سال هایی بین ”انروا“ و مردم فلسطین روی داد؟
پس از ۱۹۵۵ و تا ۱۹۵۷ بین اداره کنندگان “انروا“ و مردم فلسطین رو یارویی های سختی در گرفت. مردم فلسطین با استفاده از شرایط پیش آمده در نتیجه جنبش ملی در جهان عرب موفق به جلوگیری از پروژه ”اسکان“ گردید وتوانست ”انروا“ را در جایگاه واقعی خویش قرار دهد.
س ـ نظرتان در باره رویدادهای دهه ۶۰ میلادی چیست؟
در ابتدای دهه شصت ”انروا“ به دو دلیل توانست در جایگاه خود بر اساس قطعنامه ۳۰۲ قرار گیرد. اول جنبش های آزادی خواهی و بیداری جهان عرب و دریافت پیام این جنبش ها از سوی مردم فلسطین، دوم پایه ریزی نهاد ”سازمان آزادیبخش فلسطین“ در ابتدای این دهه. این عامل ها سبب گردید تا گردانندگان پروژه اسکان، عقب نشینی و ”انروا“ در جایگاه خود قرار گیرد. دهه شصت و پس از آن در دهه هفتاد ”انروا“ خدمات خود را به پناهندگان (بدون آنکه نحوه زندگی آنان را تغییر دهد) ادامه داد. در این دوره مراکز آموزشی و بهداشتی تاسیس شد، و در پایان دهه شصت منزل های ”ازبستی“ به ”سیمانی“ تبدیل شد و با افزایش قدرت مردم فلسطین (در نتیجه تشکل و سازمان یافتگی)، ”انروا“ نیز تحت تاثیر قرار گرفت.
س ـ این مرحله را چگونه ارزیابی می کنید؟
این دوره را می توان این گونه ارزیابی کرد: “هنگامی که فلسطینی ها زخمی و سردرگم بودند“، ”انروا“ سعی در حذف مسئله پناهندگان کرد اما بعد از ۱۹۵۵ و در شرایطی که فلسطینی ها توانستند با قدرت در صحنه باشند، ”انروا“ نیز در جایگاه طبیعی خویش قرار گرفت. در ۱۹۶۵ (در شرایط اقتدار فلسطینی ها)، ”انروا“ بر خدمات خود افزود و تا جنگ ۱۹۶۷ اعراب و اسرائیل این وضعیت در نوسان بود. با شکست عرب ها در این جنگ، مجددا پروژه ”اسکان“ پناهندگان فلسطینی، این بار در کانادا و استرالیا مطرح گردید، اما این بار هم به مرحله اجرا نرسید. دوره بین ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۰ با برآمدن مجدد انقلاب فلسطین امکان ادامه پروژه ”اسکان“ مقدور نشد و ”انروا“ دوش به دوش سازمان آزادیبخش فلسطین مسئله پناهندگان را به پیش بردند.
س ـ ”سال های طلایی“ مردم فلسطین کدامند؟
سال های بین ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۲ را می توان به عنوان ”سال های طلایی“ برای مردم فلسطین ارزیابی کرد. طی این سال ها ”انروا“ به صورت سازمان یافته و بدون پیش بردن پروژه اسکان به خدمات رسانی به پناهندگان مشغول بود. در سال ۱۹۸۳ ”دونا ازرت“ وکیل امریکایی طرح اسکان پناهندگان فلسطینی را در شمال عراق پیشنهاد کرد. در این سال و پس از شکست سازمان آزادیبخش فلسطین در لبنان، ”انروا“ هیئتی به شمال عراق اعزام کرد تا امکان ایجاد اردوگاه ها و محل سکونت دائمی را برای پناهندگان بررسی کند. این پروژه برای اسکان ۳۵۰/۰۰۰ پناهنده ساکن در غزه، ۳۰۰/۰۰۰ پناهنده ساکن در کرانه غربی، و پناهندگان حاضر در لبنان و سوریه و اعطای حقوق شهروندی به پناهندگان در اردن پیش بینی گردیده بود. ایالات متحده آمریکا با طرح پیشنهاد اخیر برای اجرای آن مصرانه به ”انروا“ فشار وارد می آورد. اما این بار نیز جنبش ”انتفاضه“ در ۱۹۸۷ بر این طرح خط بطلان کشید. فلسطینی ها با جنبش ”انتفاضه“، خود را مطرح کردند. رو در رویی دو نظریه همچنان تا ۱۹۹۱ و طرح گفت و گوهای صلح ”مادرید“ ادامه یافت. مجددا دو پروژه یعنی پروژه ”اسکان“ و“ حذف مسئله بازگشت ” در برابر پروژه حفظ حقوق مهاجران برای بازگشت در برابر هم قرار گرفتند.
س ـ آیا با به وجود آمدن حکومت خودگردان در ۱۹۹۴ تغییری در سیاست های ”انروا“ پدید آمد؟
از ۱۹۹۴ و با اعمال نفوذ حکومت خود گردان فلسطین، از حجم امکانات واگذار شده به ”انروا“ کم و در مقابل، این امکانات در اختیار حکومت خود گردان قرار گرفت. در این مرحله تجدید سازمان اردوگاه های کرانه غربی و غزه در دستور کار حکومت خود گردان قرار گرفت. در خارج از فلسطین پروژه اسکان پناهندگان در لبنان در منطقه ”القریعه“ مطرح گردید. جریان های مختلف در لبنان بر سر چگونگی اجرای این طرح به توافق نرسیدند و این طرح نیز اجرا نگردید.
بعد از ۱۹۹۶ و پس از استقرار حکومت خود گردان، کمیته هماهنگی بین ”انروا“ و حکومت خودگردان در خصوص وظایف هر دو طرف تصمیم گیری کرد و مقرر گردید که حکومت خود گردان هیچ گونه دخالتی در وظایف و مسئولیت های ”انروا“ نکند. حکومت خود گردان ضمن عدم قبول واگذاری خدمات و مسئولیت های ”انروا“، خواهان ادامه ماموریت ”انروا“ در مسئله پناهندگان گردید .
س ـ در حال حاضر اوضاع کنونی را چگونه می بینید؟
از دو سال پیش تا کنون و در شرایطی که بر اثر اختلافات پیش آمده در جنبش فلسطین، ایالات متحده آمریکا از فرصت استفاده کرده و طرح جدیدی را از جانب ”لینسی“ که در ”انروا“ مشغول به کار بوده و پس از آن به عنوان کارشناس در ”انستیتو پژوهش ها و بر رسی های واشنگتن“ انتقال یافته، پیشنهاد کرد. پیشنهاد ”لینسی“ بر اساس تغییر نام وظایف ”انروا“ و کم کردن خدمات این نهاد در تمامی بخش ها تنظیم شده است.
س ـ آیا به نظر شما تغییر نام ”انروا“ و کم کردن خدمات آن حاصل نظر ”انروا“ بوده یا نتیجه فشارهای خارجی؟
این نه تنها خواسته ”انروا“ نبوده بلکه این نهاد در مقابل فشار ناشی از کم کردن بودجه و عدم دریافت کمک های لازم قرار گرفته تا به عنوان جزئی از پروژه حذف مسئله بازگشت پناهندگان قرار گیرد. این فشارها همزمان بر مردم فلسطین و حکومت خود گردان نیز اعمال می شود. به نظر ما این وضع ادامه خواهد یافت. کمیته های مردمی و فعالان بخش خدمات به پناهندگان، با فشار بر ”انروا“ از تغییر نام آن جلوگیری کردند اما نتوانستند از کم کردن خدمات جلوگیری کنند. ”انروا“ سیاست های آموزشی خاصی در ارتباط با تغییر در فرهنگ کودکان و سایر پناهندگان داشته که از سوی ”هلا فلسطین“ افشا گردید. همان طور که قبلا اشاره شد، تمامی نشانه ها حاکی از چالش بین دو نگرش، یکی خواهان ادامه انجام وظایف از سوی ”انروا“ و آن دیگری خواهان پایان یافتن ماموریت ”انروا“ و در پی آن فراموشی مسئله بازگشت پناهندگان است.
س ـ در حال حاضر شما چه پیشنهادی دارید؟
ما نباید وارد مبارزه برای پایان دادن به“انروا“ شویم. برماست که بر نظارت بر نحوه عمل ”انروا“ ادامه دهیم. از حکومت خودگردان و سایر حکومت های عربی به عنوان میزبان ”انروا“ انتظار می رود تا ضمن نظارت و مراقبت بر کارهای ”انروا“، بر واگذاری مسئولیت به کارشناسان درکشورهای در گیر با مسئله پناهندگان اهتمام ورزند.
س ـ برای جامعه فلسطین از طریق این تریبون (هلا فلسطین) چه پیامی دارید؟
جامعه فلسطین در تنگنای ناشی از محاصره اسرائیل به سر می برد. اشکالی ندارد اگر ”انروا“ برای کودکان فلسطینی اردوگاه های تابستانی در نظر بگیرد، اما برماست تا به وسیله فعالان فلسطینی که به بینش و فرهنگ فلسطینی مسلحند، کودکان را دریابیم و رابطه اصولی بین این فعالان و کودکان فلسطینی ایجاد کنیم. بر“کمیته های مردمی“ و اداره امور پناهندگان است که با نظارت بر این اردوگاه ها مراقبت لازم را در چگونگی فعالیت ها به عمل آورند تا زمانی نرسد که ما در حوادثی همچون آنچه که امروز برای ”انروا“ طراحی می شود، غرق گردیم. در این وضعیت ما در برابر چالش های گوناگونی قرار داریم: ضرورت اتحاد برای آنکه سازمان ملل متحد دولت فلسطین را به رسمیت بشناسد، تلاش برای به ثمر رساندن طرح آشتی فلسطینی ها. توطئه ها در آینده بر ضد ما بیشتر و بزرگ تر خواهد بود. روند کنونی وضعیت پراکندگی نیروها زمینه مناسبی برای حذف مسئله پناهندگان و پایان دادن به حق آنان برای بازگشت به سرزمین های شان است.

۲۸ تیرماه ۱۳۹۰ (۱۹ جولای ۲۰۱۱ )

به نقل از نامه مردم، شماره 877، 21 شهریور ماه 1390

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا