کارگران و زحمتکشان

معضل کودکان کار، و ادامه سیاست انکار آن

مناسبت روز جهانی کارگر باعث گردید که مشکل‌ها و معضل‌های کارگران، مزد بگیران، و دیگر زحمتکشان میهن، با توجهی بسیار بیش از سال های گذشته بررسی شود، که در این صورت، می‌تواند در بهبود شرایط این قشر میلیونی تاثیری مثبت بر جای گذارد. در این زمینه خبرها و گزارش‌های متعددی منتشر شد که نگاهی به وضعیت کودکان کار در ایران نیز در آن‌ها گنجانده شده بود.

هر چند کار کودکان منحصر به ایران نیست واین معضل در بسیاری از کشورها به خصوص کشورهای فقیر وجود دارد، اما وجود چنین پدیده ای در میهنمان توجه بیشتری را طلب می کند، و شاید بتوان با تلنگر زدن به وجدان انسانی و در نهایت فشار به دولتمردان حاکم لااقل بتوان از دردها و آلام آنان تا حدودی کاست. ویژه نامه شرق در هفته گذشته، در این باره گفت و گویی را با دکتر حبیب الله مسعودی، مدیر کل دفتر امور آسیب دیدگان سازمان بهزیستی، انجام داد و در مقدمه آن آمد: ”کودکان کار خیابانی، پدیده ای که امروز در جامعه ما به نوعی برای هر شهروندی امری مشهود و عریان است. اغراق نخواهد بود، بگوییم که اکنون نمی توان در تهران سفری کوتاه انجام داد و با این پدیده روبرو نشد. آنها انسان هایی هستند که در شرایط بسیار آسیب پذیر و خطرناک برای خود و جامعه مشغول به کار هستند و هر ذهنی با اندکی دور اندیشی را متوجه این مساله می کند که آینده آنها به چه سمت و سویی می رود.“ دکتر مسعودی، آمار کودکان کار در سال ۸۹ تا ۹۰ را تا شش هزار نفر برآورد می کند. بر طبق گفته وی، از این تعداد ۶۰ درصد ایرانی و ۴۰ درصد دیگر از مهاجران هستند. ۲۷۰ تا ۲۸۰ نفر از این جمع بی سرپرست هستند و مابقی به صورت هفتگی یا ماهیانه با خانواده هایشان در ارتباطند. وی در این گفتگو همچنین اذعان داشت که از این تعداد تا حدود ۱۴۰۰ نفر کاملا بی سواد و بقیه در مقطع‌های ابتدایی، راهنمایی، و متوسطه ترک تحصیل کرده اند. گزارش مزبور مشخص نمی کند که آمار ۶هزار کودک کار در ایران مربوط به کل کشور است یا فقط به شهر تهران منحصر می‌شود، اما بعید است که آمار کودکان کار را به همین ۶ هزار نفر بتوان محدود کرد، و احتمال اینکه چنین آماری فراتر از این‌ها باشد بسیار قوی است. شاید گزارش دیگر روزنامه شرق تصویر روشن تری از این مسئله به دست دهد. این روزنامه در گزارشی دیگر به موضوع کودک همسری اشاره می کند که به سن پایین ازدواج اشاره دارد. گزارش می نویسد:“ بر اساس نتایج یک پژوهش از سوی پژوهشگر انجمن دفاع از حقوق کودکان کار و خیابان، هفت درصد کودکان ایرانی یعنی حدود ۸۴۸ هزار کودک اعم از دختر و پسر تا سال ۱۳۸۵، ازدواج کرده اند…. حدود ۷۵۰ هزار نفر از این کودکان، دختر و مابقی پسر بوده اند. در بین تمامی مسایلی از قبیل سوء تغذیه، بی سرپرستی، بی هویتی فرزندان خارج از ازدواج رسمی، فقدان خدمات بهداشتی و درمانی لازم، فقر آموزشی، بیسوادی، بهره کشی جسمی و جنسی و ده ها مورد دیگر، ازدواج کودکان نیز خود جای بحث دارد. چه آنکه بهره کشی های جنسی و جسمی نیز در این پدیده نباید مخفی بماند…. این نوع ازدواج، کودک را خیلی زودتر از آنچه باید، وارد مناسبات بزرگسالی مانند کار خانگی می کند.“ ازدواج های زود هنگام نیز مختص به ایران نیست و رشد روزافزون این پدیده همچون دیگر کشورها در ارتباط با وضعیت اقتصادی خانواده ها است. استفاده از کار کودکان و یا اجبار آنان به ازدواج های زود هنگام ناشی از وضعیت اقتصادی نامناسبی است که این خانواده ها با آن دست به گریبانند. و همین امر آنان را مجبور می کند برای تامین مخارج روزانه کودکان خویش را به کار وادارند و یا با وادار کردن آنان به ازدواج های زود هنگام مخارج روزانه خویش را کاهش دهند. اگر به آمار بیش از ۸۰۰ هزار نفری اعلام شده در گزارش مزبور نظری بیفکنیم، باید به این نتیجه رسید که معضل‌های مربوط به کودکان بسیار فراتر از آمار شش هزاری نفری است. به نظر می رسد این آمار پایین، محدود به کودکانی است که به نوعی ارتباط خانوادگی آنان گسسته شده است و به طور انفرادی و یا بدون نظارت خانواده زندگی می کنند، اما واقعیت آن است که بسیاری از کودکان کار نیز هستند که اتفاقا عده بسیار بالایی را نیز تشکیل می دهند که در جوار خانواده به سر می برند. ۸۴۸ هزار نفر کودکان اعلام شده در گزارش دیگر روزنامه شرق خود گویای واقعیت آشکار و نهان جامعه ما است. روزنامه آرمان، ۷ اردیبهشت ماه، در گزارشی به ”مصائب کودکان کار“، پرداخته و در آن از قول فرشید یزدانی، عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان، می نویسد: “ در ۵ سال گذشته ضریب جینی یعنی نابرابری از سال ۸۵ تا ۹۰ را می توان در کار کودکان دید. در سال ۸۵، سه و نیم میلیون نفر خارج از چرخه تحصیل بودند و سال ۹۰، ۲۷۰۰ نفر کودک بازمانده از تحصیل داشتیم. با توجه به این که تعدادی از کودکان در سال های گذشته از حوزه کودکی خارج شدند و ۳ میلیون کاهش تعداد کودک داشتیم باز هم می توان گفت شاهد افزایش نسبی کار کودک بوده ایم.“ به مناسبت هفته کارگر در ایران مراسمی نیز در محل خانه کودک ناصر خسرو برپا گردید. به گزارش روزنامه آرمان، ۱۲ اردیبهشت ماه، سعیده نور محمدی، مدیر خانه کودک ناصر خسرو، در سخنانی به آماری اشاره می کند که بحران خطرناک کودکان کار را به نوعی دیگر آشکار می سازد. وی می گوید:“ با وجود حضور بیش از سه میلیون و ۴۰۰ هزار نفر کودک محروم از تحصیل در کشور، حتی از زمان تصویب سالیانه بودجه آموزش و پرورش هم، هیچ بودجه ای برای جذب این کودکان محروم از تحصیل در نظر گرفته نمی شود.“ به راستی این آمار سه میلیون و ۴۰۰ هزار نفری از کودکان بازمانده از تحصیل چه معنایی جز این می تواند داشته باشد که این تعداد عظیم به نوعی به کاری مشغول هستند. برای اینکه عمق فاجعه کودکان و در پی آن معضل کودکان کار را بیشتر موشکافی کنیم، استناد به گزارش جام جم آنلاین، ۸ اسفند ماه ۹۰‌، قابل تامل است. جام جم می نویسد:“ ماجرای آمارهای متناقض در باره ازدواج کودکان از زمانی آغاز شد که عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان، آمارهای سازمان ثبت احوال را مورد استناد قرار داد و اعلام کرد که میزان ازدواج دختران زیر ۱۵ سال در سال ۸۵ نسبت به کل ازدواج ها‌ ۳/ ۲ درصد بوده که در سال ۸۹ به حدود نه و نیم درصد افزایش یافته و این به معنای افزایشی ۴۵ درصدی در آمار ازدواج کودکان بوده و گویای آن است که هر سال ۴۰ هزار نفر به آمار کودکان ازدواج کرده، اضافه می شود.” اما جالب اینکه علی اکبر محزون، مدیر کل دفتر آمار و اطلاعات جمعیت و مهاجرت سازمان ثبت احوال کشور، در مصاحبه با جام جم معتقد است که آمار ازدواج کودکان زیر ۱۵ سال طی سال های ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹ کاهشی ۵۰ درصدی داشته است. سایت فرارو، ۱۸ اسفند ماه ۱۳۸۹، نیز در گزارشی به ارائه آمار دیگر مبادرت ورزیده و می نویسد: “گزارش مرکز آمار ایران نشان می دهد، بیش از ۲ میلیون و پانصد هزار کودک کار در ایران وجود دارد که در معرض جدی کودک آزاری جسمی، جنسی و اعتیاد قرار دارند. این در حالی است که به نظر خسرو صالحی، فعال حقوق کودکان، در ایران نزدیک به ۷ میلیون از این بچه ها در کنار ما در حال کار هستند که متاسفانه آمار پنهان مانده ای است و دیده نمی شود.“ بنا بر همین گزارش، ۶۶ درصد از این کودکان به بیماری عفونت های انگلی روده، ۱۰ درصد به عفونت های ادراری، ۹۶ درصد به پوسیدگی دندان ها و بیماری لثه و ۲۴ درصد به عفونت های پوستی مبتلا بوده اند. در این گزارش به موارد دیگر همچون افسردگی، سوءِ استفاده جنسی و اعتیاد به مواد مخدر در بین این کودکان اشاره شده است. محمد جواد روزبهانی، رئیس سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهرداری تهران، در خبری که ایسنا، ۶ مرداد ماه ۸۹ ، مخابره کرد، در اشاره به آمار کودکان کار و خیابان گفت: “در پژوهشی که از سوی کارشناسان تخصصی معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران انجام شد، بیش از ۱۲ هزار کودک کار و خیابان شهر تهران، به عنوان حجم نمونه مورد بررسی قرار گرفتند.“ بر اساس گفته این مقام مسئول، این ۱۲ هزار نفر، کل کودکان کار و خیابان نیستند بلکه از آنان همچون حجم نمونه نام می برد. بنابر این کاملا مشخص است که آمار ۶ هزار نفر بسیار بسیار دور از واقعیت های موجود است. ارائه آمار مخدوش و یا مسخ این آمار به طور قطع و یقین جهت فرار برای پاسخگویی به این معضل‌ها است. قبول آمار بالای کودکان کار چالش جدی‌یی را برای حکومت‏گران به همراه خواهد داشت. بی دلیل نیست که ما به طور متناوب سخنانی مشابه را در اینجا و آنجا می‌شنویم که بیش از آنکه راه کاری برای رفع این معضل باشد در واقع تلاشی برای پاک کردن اصل قضیه با تصویری واژگونه است. برای مثال، ژیلا باقری، معاون اجتماعی بهزیستی تهران، در گفت و گو با ایسنا، ۵ دی ماه ۱۳۹۰، می گوید: “حدود ۴۶ درصد از کودکان کار سازمان دهی شده در سال جاری تابعیت ایرانی دارند. این رقم ۴۵۹ کودک پسر و ۲۴ کودک دختر را شامل می شود. کودکان افغان سازمان دهی شده نیز ۵۳۲ پسر و یک دختر را شامل می شود و ۱۸ پسر از دیگر ملیت ها هم سازمان دهی شده اند.“ معنی این سخنان این است که کودکان کار و خیابانی کمی بیشتر از هزار نفر را شامل می شوند و در همان حال با ذکر نام کودکان افغانی سعی می گردد این توهم را در اذهان به وجود آورد که معضل کودکان کار و خیابانی تا حدود زیادی مربوط به افغانی ها می شود. استتار عامدانه آمار واقعی کودکان کار تنها یک طرف قضیه است. بنا بر گزارش‌های متعددی که تاکنون انتشار یافته‌اند، بررغم کار طاقت فرسایی که این کودکان متحمل می شوند، در نهایت دستمزدهایی نابرابر دریافت می‌کنند. به گزارش ایلنا، ۱۲ تیر ماه ۱۳۹۰، به نقل از فاطمه قاسم زاده، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در این زمینه می نویسد: “… چون کودکان نیروی کار ارزان هستند و از قوانین و مقررات بی اطلاع و قدرت اعتراض و یا مراجعه به مراکز قانونی را ندارند، دستمزد ناچیز دریافت می کنند. در کارگاه های مخفی و زیر زمینی و به دور از نظارت مراجع قانونی به کار مشغولند و به همین دلیل از سوی کارفرمایان سودجو به فراوانی مورد سوء استفاده و استثمار قرار می گیرند و این مزیت ها باعث رونق بازار کودک می شود و همیشه متقاضی کار کودک وجود دارد.“ سعید تاجیک، یکی از بچه های خانه کودک ناصر خسرو، در گفت و گو با ایلنا، ۱۲ اردیبهشت ماه، می گوید: “از نُه سالگی در کارگاه تولید تسمه پروانه مشغول به کار بوده ام و اکنون نیز در همین زمینه کار کرده ام و از ۷ صبح تا ۹ صبح به آموزش در خانه کودک می پردازم و از ۹ صبح تا ۸ شب هم کار می کنم ولی ساعت کاری زیاد و میزان کم دستمزد، باعث شده حس کنم همیشه خستگی در تن ام باقی مانده است.“ رژیم حاکم به خوبی از چنین معضل بزرگی در جامعه آگاهی دارد، اما با تمام توان تلاشش را می کند تا از گستردگی این موضوع نزد افکار عمومی جلوگیری کند. اعتماد، ۳۰ بهمن ماه ۹۰، در خبری با عنوان: “سمینار آسیب های کودکان کار و خیابان لغو شد“، نوشت: “قرار بود این همایش در روزهای شنبه و یکشنبه ۲۹ و ۳۰ بهمن ماه از سوی موسسه نیکو کاری مهر آفرین و در مرکز همایش های بین المللی رازی برگزار شود که روح الله هاشمی سرپرست مرکز همایش های بین المللی رازی، دو روز پیش از برگزاری همایش با ارسال رونوشتی برای مسئولان انجمن، برگزاری این همایش را غیر ممکن اعلام کرد.“ بنا بر همین گزارش، در مواردی مشابه نشست های انجمن های غیر دولتی در چندین مورد دیگر با دستور دولت لغو و اجازه برگزاری این نشست ها را غیر ممکن کرده است. ارائه آمار دروغین و سیاست سکوت در برابر این معضل و عدم برخورد جدی برای رفع این معضل و همچنین لغو مجوز نشست های انجمن های غیر دولتی همه و همه نشان می دهد که زیر پوست جامعه‌یی که رژیم از آن با نام ”نظام نمونه اسلامی“ یاد می کند و سعی دارد چهره‌یی فارغ از فقر و بدبختی و مشکل جلوه‌اش دهد، میلیون ها نفر از آینده سازان میهن برای بقاء خود و خانواده مجبورند در شکل های گوناگون شاهد فرو رفتن خود در باتلاقی باشند که بجز فقر، تنگدستی، ناهنجاری، و نابودی اجتماعی سرانجامی از برای آنان به تصور نمی‌آید.

به نقل از نامه مردم، شماره 894، 18 اردیبهشت ماه 1391

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا