مسایل سیاسی روز

تأملی بر رویدادهای ایران

تشدید فشارهای نیروهای امنیتی و دستگیری رئیس دانا و منیژه نجم عراقی
پدیده ریزگَردها، و خطرهای ناشی از آن
خیز برداشتن سرمایه داری انگلی برای به چنگ گرفتن ”صنعت ملی نفت“

تشدید فشارهای نیروهای امنیتی و دستگیری رئیس دانا و منیژه نجم عراقی
در هفته های اخیر بار دیگر نیروهای سرکوبگر و امنیتی فعالان سیاسی-اجتماعی را هدف قرار گرفتند و از جمله دکتر فریبرز رئیس دانا، اقتصاد دان و فعال سیاسی و خانم منیژه نجم عراقی را دستگیر و روانه شکنجه گاه اوین کردند. رییس دانا در ۲۷ آذرماه سال ۱۳۸۹ تنها چند ساعت پس از انتقاد از قانون هدفمند شدن يارانه‌ها، توسط مأموران امنيتی بازداشت شد و پس از یک ماه بازداشت در اواخر دی‌ماه ۱۳۸۹ با قرار وثیقه‌ آزاد گردید. رئیس دانا در خردادماه ۹۰ از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه به اتهام ”تبلیغ علیه نظام“ به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. رئیس دانا روز دوشنبه‌ اول خرداد ۱۳۹۱ جهت اجرای حکم یک سال زندان خود بازداشت شد.
منیژه نجم عراقی، فعال حقوق زنان، نویسنده و مترجم نیز روز یک شنبه هفتم خرداد ۱۳۹۱ روانه‌ی زندان اوین شد. پیش از این نیز پس از هجوم مأموران امنیتی در تاریخ سوم شهریور ۱۳۸۹ به منزل خانم منیژه نجم عراقی و ضبط اسناد و مدارک وی، دادگاه طبق معمول او را به اتهام ”تبلیغ علیه نظام“ به یک سال زندان محکوم کرد. شرکت در مراسم بزرگداشت زنده یادانِ، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، و احمد شاملو، از جمله اتهاماتی است که توسط دادگاه به او وارد شد. منیژه عراقی دارای آثاری در زمینه ادبیات فمینیستی است از جمله ”جامعه شناسی زنان“، ”درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی“، ”زن و ادبیات“، ”منبع شناسی زنان“ و ترجمه‌ی آثاری از جمله ”زن و سینما“ و ”گفت‌وگوی خودمانی با جرمین گریر“ و در باره جنبش زنان، مناظره فمینیستی.
حزب توده ایران ضمن محکوم کردن دستگیر دکتر رئیس دانا و خانم منیژه نجم عراقی، بار دیگر خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط همه زندانیان سیاسی در ایران است و از همه نیروهای آزادی خواه جهان می‌خواهد تا صدای اعتراض خود را بر ضد رژیم مردم ستیز ولایت فقیه و ادامه سرکوب حقوق و آزادی‌های دموکراتیک در ایران بلند کنند.

پدیده ریزگَردها، و خطرهای ناشی از آن
فضای شهرها و روستاهای میهن‌مان در بهار امسال به جای عطر گل و شکوفه و هوای لطیف، آکنده از پدیده خطرناک ریزگردها و هوای غبار آلود بود.
بنابر گزارش رسمی، لااقل ۲۰ استان کشور در اردیبهشت ماه اسیر این پدیده بسیار مخرب شدند. ایلنا، ۲۷ اردیبهشت ماه، در گزارشی با اشاره به گسترش این پدیده نوشت: ”چندی پیش ۱۷ استان کشور تحت تاثیر جریان ریزگردهای عربی بودند اما اکنون این تعداد به بالای ۲۰ استان رسیده … امروزه متاسفانه مشکل بیابان و گرد وغبار مشکل جدی برای بعضی کشورها است. کانون این گرد وغبار در عراق، عربستان و تا حدودی دراردن و سوریه است.“
معضل ریزگردها از مدت‌ها پیش دراستان های غربی و جنوب غربی کشور وجود داشت و مردم شهرهای استان خوزستان، ایلام، و استان بوشهر به طور میانگین هر دو ماه یک بار در معرض این ریزگردها و هوای بشدت آلوده واقع می شدند. اکنون دامنه این ریزگردها به استان های مرکزی، شمالی، و شمال غربی کشور نیز کشیده شده است، و اخیرا در استان های اردبیل و کردستان سطح شهرها وروستاها را نیز فرا گرفته است. علت پیدایش و گسترش ریزگردها نامشخص نیست . بسیاری از کارشناسان محیط زیست و هواشناسی مدت‌هاست نسبت به گسترش زیان‌بار این پدیده که از پیامد‌های نابودی وتخریب محیط زیست و از جمله جنگل ها و دریاچه هاست، هشدار داده بودند. سدسازی های غیر استاندارد در کشور، و نقش فوق العاده منفی دولت ترکیه در قبال وضعیت حقوقی رودهای ”دجله“ و ”فرات“، جنگ و تجاوز نظامی آمریکا و ناتو به عراق و نابودی زیر ساخت های این کشور، همگی عامل‌هایی‌اند که به پیدایش و گسترش ریزگردها منجر شده است. در این خصوص روزنامه شرق، ۲۸ اردیبهشت ماه، گزارش داد: ”چالش ریز گردها، ساخته دولت ها! درایران، بین النهرین (میان رودان) شرق سوریه، جنوب ترکیه، عربستان و عراق، بی توجه به ملاحظلات بوم شناسی، طرح های توسعه به اجرا در آمد که سبب شده امروز با پدیده ریزگردها مواجه شویم … ما (ایران) روی رودخانه کرخه سد کرخه را تاسیس کردیم که موجب شد تالاب مرزی حور[هور] العظیم، تالاب های اطراف هویزه و خوزستان خشک شوند، و جزایر مجنون و تالاب شادگان از بین بروند که همه اینها تحت تاثیر انتقال آب رودخانه ها و زدن سدهای بهمنشیر، کرخه و کارون است، یعنی در واقع به دست خودمان ۱ میلیون هکتار چشمه گیر گردو خاک را از بین بردیم.“ شرق، سپس در ادامه این مطلب به نقش ترکیه که در پیدایش ریزگردها در منطقه عامل اصلی است اشاره می‌کند، و می‌افزاید: ”علاوه بر اینها دولت ترکیه نیز از ضعف دولت مرکزی عراق استفاده کرده و پروژه های معطل مانده سد سازی خود رابه اجرا در آورد. مطابق تعهدات بین المللی، ترکیه اجازه نداشت تا تمامی حقابه دجله و فرات را برای خود مصرف کند اما بیش از سهم خود استفاده کرد و اگر (قبلا) ۵۶۰۰ متر مکعب در ثانیه آب به عراق می رسید با رفتار ترکیه این رقم به ۲ هزار متر مکعب در ثانیه رسیده است و هنگامی که نوری مالکی (نخست وزیر عراق) نسبت به این مساله اعتراض کرد که چرا حقابه را درست پرداخت نمی کنند، وزیر کشور ترکیه … گفت مگر شما منابع نفتی خود را به اشتراک می گذارید که ما آب را به اشتراک بگذاریم. این جمله بسیار خطرناک است، چرا که اگر قرار باشد بالا دست رودخانه با این استراتژی رفتار کند (درجهان) با بحران های جدی روبه رو خواهیم شد.“
همان گونه که پیش از این نیز اشاره شد، یکی از کانون های اصلی ریزگردها بیابان های داخلی عراق است که با کم شدن حجم آب رودهای دجله و فرات با وزش بادهای موسمی منطقه را درگیر هوای ناسالم وغبار آلود می سازد. به هر روی، پدیده ریزگردها منشاء خسارت‌های فراوان انسانی ومالی به همه کشورهای منطقه از جمله ایران است. ضمن توجه به محیط زیست، کاشت جنگل و گسترش فضای سبز درکشور، می باید از لحاظ حقوق بین المللی نیز کشورهایی مانند ترکیه را مورد بازخواست و پیگیرد قرار داد تا براین پدیده بسیار خطرناک چیره شد.
پرسش اینجاست که، آیا رژیم ولایت فقیه توان اجرای چنین سیاست هایی را دارد؟ پاسخ، با استناد به تجربه تاریخی و ماهیت این رژیم، منفی است.

خیز برداشتن سرمایه داری انگلی برای به چنگ گرفتن ”صنعت ملی نفت“
پس از آنکه آخرین مصوبه مجلس شورای اسلامی در سال گذشته (۱۳۹۰) درخصوص کلیات قانون وزارت نفت انتشار یافت، دولت ضد ملی احمدی نژاد نیز در راستای تصمیم مقام‌ها و مرکزهای اصلی رژیم نظیر: ولی فقیه، بندهایی در لایحه بودجه سال ۹۱ گنجانده است که براساس آن، میزان معینی از صادرات نفت خام ایران به بخش خصوصی واگذار می شود. خبرگزاری ایسنا، ۲۰ اردیبهشت ماه، گزارش داد: ”رییس اتحادیه صادر کنندگان فرآورده های نفتی از امکان فروش نفت خام ایران توسط بخش خصوصی خبر داد. … وزارت نفت مجوز فروش نفت خام را برای بخش خصوصی صادر کرده است … بر این اساس بخش خصوصی می تواند صادرات روزانه ۲۰ درصد (معادل ۴۰۰ هزار بشکه) از نفت خام صادراتی ایران را انجام دهد. رییس اتحادیه صادر کنندگان فرآورده های نفتی همچنین فروش نفت را به پالایشگاه های دو کشور انگلیس و فرانسه از جمله دو شرکت توتال و شل از دیگر شروط شرکت ملی نفت ایران برای انجام این کار عنوان کرد.“
روزنامه اعتماد، ۲۴ اردیبهشت ماه، نیز پیرامون صدور مجوز صادرات نفت به بخش خصوصی، نوشته بود: ”اواخر سال گذشته بود که قاسمی، وزیر تازه نفس نفت در پاسخ به اعتماد در باره احتمال حضور بخش خصوصی در واردات و صادرات سوخت و نفت پاسخ مثبت داد. این جواب نشان داد … از این پس پای بخش خصوصی در مناسبات مالی نفتی ها بیش از گذشته باز خواهد شد … از هم اکنون بخش خصوصی سرمست از تصمیم و رایزنی های جدید برای فروش نفت ایران از جست و جو برای یافتن بازارهای جدید برای فروش نفت خام خبر می دهد … از هم اکنون باید منتظر رانت خواری و سفته بازی در این معاملات باشیم.“
خصوصی سازی ”صنعت ملی نفت ایران“، یکی از آماج های اصلی رژیم ولایت فقیه در اوضاع کنونی است. مقدمه‌ها، تمهیدها و امکان‌های اجرای این برنامه، از زمان برگماری پاسدار قاسمی به منصب وزارت نفت، به صورت همه جانبه‌ای انجام گرفته و می گیرد. جمهوری اسلامی در روند پذیرش و گردن گذاشتن به درخواست انحصارهای فراملی، در حال تغییر دادن کلیه قراردادهای نفتی و تامین و تضمین کردن نوع جدیدی از قراردادهای نفتی است که به آن “مشارکت در تولید“ می گویند. دراین شکل قراردادها، انحصارهای فراملی ضمن توسعه دادن به میدان‌های نفت و گاز برای مدت زمانی طولانی آن میدان را در اختیار و تملک خود می‌گیرند. معنای این نوع قرارداد این است که، دولت کشورهایی نظیر ایران، ”انحصارهای فراملی“ را در مالکیت و حاکمیت خود بر منبع‌ها و چاه های نفت و گاز و ثروت های ملی‌اش شریک می‌کند. دراین زمینه مطلبی افشاگرانه در روزنامه شرق، ۲۱ اسفند ماه ۱۳۹۰‌، منتشر شد. روزنامه نگار این روزنامه صبح تهران چنین نوشته بود: ”سال گذشته با معاون حقوقی وقت شرکت ملی نفت که از قضا، نماینده تام الاختیار وزیر(بعدا معزول) در امور حقوقی بود، مصاحبه ای کردم اما هرگز اجازه چاپ نداد … تیتر آن گفتگو، ”امکان امضای قرارداد مشارکت در تولید نفت“ بود. توجیهات مختلفی برای این بحث (پذیرش عقد قراردادهای مشارکت در تولید) مطرح است از جمله اینکه نفت درون چاه جزو انفال است.“
بنابر این سران و مسئولان درجه اول رژیم ولایت فقیه، به لحاظ تفکر، نفت را نه ثروت ملی و متعلق به مردم و نسل های امروز و فردای ایران بلکه جزو انفال می دانند[اَنفال= جمعِ نَفَل، یعنی: غنیمت‌های جنگی؛ زمین‌های موات، جنگل‌ها، کان‌ها، و میراث بدون وارث که قابل خرید و فروش نیست، تعلق به همه مسلمانان دارد و در اختیار امام وقت است.- فرهنگنامه فارسی، تألیف غ.صدری افشار، ن.حکمی]. نفت و ذخیرهای نفت گاز در قاموس حضرات نه ثروت مردم، بلکه غنیمتی است که می توانند آن را با انحصارهای امپریالیستی تقسیم کنند! خصوصی سازی صنعت ملی نفت ایران برنامه‌یی کاملا ضد ملی و ضد مردمی است که استقلال ملی و حق حاکمیت ملی کشور را با چالش های خطرناکی روبه‌رو می سازد. سرمایه داری غیر مولد و انگلی با مصوبه‌های اخیر مجلس، و بندها و تبصره های بودجه سال جاری(۱۳۹۱)، به قصد صاحب شدن ثروت ملی و منبع اصلی در آمدهای ارزی کشور خیز برداشته است. مبارزه با این برنامه اولویتی انکارناپذیر در پیکار با استبداد ولایی، عقب ماندگی، و ارتجاع حاکم است!

به نقل از نامه مردم، شماره 896، 15خرداد ماه 1391

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا