انتخابات مجلس هشتم، برنامه های ارتجاع حاکم و سیاست: ”به مرگ گرفتن تا به تب راضی شدن“

چاپ
با پایان مهلت ثبت نام نامزدهای نمایندگی دوره هشتم مجلس مبارزات و تنش های انتخاباتی جناح ها وارد مرحله جدیدی شد. سید محمد خاتمی، روز پنجشنبه 27 دی ماه، در دیدار با اعضای ستاد ائتلاف اصلاح طلبان گفت: ”علاوه بر شایعات عمومی متاسفانه اخباری به دستم رسیده كه حاكي از نوعی تنگ نظری و اقدام براي محروم كردن بسیاری از نیروهای مومن، مجرب و روشن از حضور در صحنه انتخابات است. امری كه در صورت صحت بدون تردید به زیان نظام و جامعه خواهد بود ولی امیدوارم آن چه شنیده مي شود سیاست رسمی مسئولان برگزاری انتخابات نباشد بلکه ناشی از دیدگاه برخی افراد غير موثر باشد در غير این صورت واضح است كه مهم ترین شرط انتخابات خوب و ارزشمند يعني رقابت منتفی خواهد شد امری كه يقينا مورد نظر مقامات عالی رتبه نظام نخواهد بود.“
دکتر محمدرضا عارف، یکی از نامزدهای شاخص اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم، نیز نسبت به پیامد های تنگ نظری، دیدگاه های جناحی و سلایق شخصی در بررسی صلاحیت نامزدهای انتخابات مجلس هشتم هشدار داد و در گفتگو با خبرنگار بهارستان هشتم (سایت رسمی ائتلاف اصلاح طلبان) گفت: ”مرحله بررسی صلاحیت ها بسیار مهم ، سرنوشت ساز و حساس است بویژه اینکه در این انتخابات به علت همسویی هیات های اجرای و نظارت برخی نگرانی ها و دغدغه هایی را ایجاد کرده است.“ عارف ابراز امیدواری کرد که: ”اتفاقاتي كه در انتخابات قبلی رخ داد و عده بی شماری رد صلاحیت شدند و بسیاری از حوزه های انتخابیه غیر رقابتی شد و نیز انگیزه حضور از مردم گرفته شد ،اين بار رخ ندهد، که درآن صورت عده ای مجبور شوند از صحنه انتخابات کنار بکشند و یا انصراف خود را از نامزدی اعلام کنند.“
پیش از آن نیز ”کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه“، 12 دی ماه، با انتشار بیانیه ای با عنوان ”آیا می توان انتظار برگزاری انتخابات مجلس هشتم را تحت شرایط آزاد، سالم و عادلانه“ داشت ضمن اعتراض به مواضع شورای نگهبان در خصوص نظارت استصوابی، نگرانی خود را از روند انتخابات مجلس هشتم مورد تاکید قرارداد. در خلال روزهای ثبت نام نامزدهای نمایندگی، احمد خاتمی، امام جمعه تهران و یکی از چهره های ارتجاع حاکم، در مصاحبه ای با خبرگزاری ”ایرنا“ اعلام داشت: “مقام معظم رهبری بر نظارت استصوابی تاکید دارند، قانونگذار برای سالم سازی صحنه انتخابات امر نظارت را به شورای نگهبان واگذار کرده و این امر جز با نظارت استصوابی معنی نمی دهد.“
برای روشن تر شدن صحنه کنونی مبارزات انتخاباتی گروه ها و جناح های گوناگون باید به چند نکته اساسی توجه کرد.
نخست آنکه رژیم ولایت فقیه مصمم است که جلوی تکرار تجربه دوم خرداد 1376 را به هر شکل و با اتکاء به هر ابزاری بگیرد. سران ارتجاع به دفعات اعلام کرده اند و این امر راز سر پوشیده ای نیست که به گمان آنها تکرار تجربه دوم خرداد سم مهلکی است که ادامه حیات کل رژیم ولایت فقیه را با مخاطرات جدی روبه رو خواهد کرد. بر اساس چنین ارزیابی ای روشن است که سران ارتجاع مترصد آنند که روند انتخابات مجلس هفتم و انتخابات ریاست جمهوری احمدی نژاد را باز آفرینی کنند و اجازه ندهند که در ترکیب کنونی مجلس تغییر اساسی ای صورت پذیرد. تکرار تجربه انتخابات مجلس هفتم به این معناست که شمار زیادی از نامزد های اصلاح طلب و مستقل به صورت فله ای رد صلاحیت خواهند شد و تنها به شمار اندکی از ”خودی“ تر ها اجازه شرکت در انتخابات داده خواهد شد.
دوم آنکه حاکمیت یکدست تاریک اندیشان بر سه قوه کشور و خصوصا عملکرد مخرب و عمیقا انحصار طلبانه دولت احمدی نژاد، تجربه فاجعه باری بوده است که کشور را در بحران عمیقی فرو برده است. این عملکرد سه ساله بر خلاف ادعاهای دروغ احمدی نژاد بیش از پیش نشانگر ورشکستگی نظری سران رژیم، بی تدبیری آنها در شرایط بسیار حساس بین المللی و بحران فزاینده داخلی است.
اگر مماشات و سیاست های غلط دولت خاتمی و سازش آنها با مرتجعان بخشی از نیروهای مردمی را، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری گذشته، نسبت به تجربه اصلاحات و امکانات بسیار محدود چنین روندی به کلی بدبین کرد، عملکرد سه ساله دولت احمدی نژاد افزون بر تشدید بحران اقتصادی -اجتماعی کشور موج جدیدی از نارضایتی و انزجار عمیق توده ها را بر ضد رژیم برانگیخته است که در صورت برگزاری انتخاباتی که نامزدهای اصلاح طلب بتوانند در آن وسیعاٌ شرکت کنند می تواند به شکست سنگین نیروهای ارتجاع حاکم و حامیان آنها منجر شود.
سوم آنکه ادامه تشنج بین المللی و خصوصاً سخنان تهدید آمیز جورج بوش، در سفر اخیرش به خاورمیانه و کشور های همجوار ایران، و تلاش امپریالیسم برای ادامه سیاست های مداخله جویانه اش در منطقه بی شک بر تحولات و صحنه مبارزه سیاسی کشور تأثیرات خود را برجای گذاشته و می گذارد.
بررسی مجموعه گزارش های خبری رسیده در هفته های اخیر نشان می دهد که سران ارتجاع مانورهای گوناگونی را برای تحقق برنامه های خود دنبال می کنند. طرح مسئله ضرورت ”اعتدال“ و حفظ ”منافع نظام“ در مقابل خطرات خارجی و تأکید بر خط قرمز ”خودی و غیر خودی“ با هدف روشن به راه آوردن اصلاح طلبان، پایین آوردن سطح مطالبات آنان و در نهایت سازش بر سر شرکت محدود و در واقع بی ثمر این نیروها در انتخابات است.
مصطفی تاج زاده، از رهبران اصلاح طلبان حکومتی، در مصاحبه ای با روزنامه ”اعتماد“، 20 دی ماه، می گوید:“ تصور می کنیم به دلیل شکست تجربه حاکمیت یک پارچه و وضعیت ویژه کشور و هم چنین نام گذاری صورت گرفته برای امسال و تاکیدی که رهبری معظم انقلاب در خصوص مقایسه تهدیدهای امروز با سال 75 داشتند، شاهد شرایط متفاوتی باشیم به نظر اصلاح طلبان و بسیاری از چهره های با سابقه نظام تهدید جدی است راهی جز برگزاری انتخابات باقی نمانده و هر مقامی چه در دولت و چه در شورای نگهبان در برگزاری انتخابات آزاد و منطبق با قانون خللی ایجاد کنند، به تداوم تهدیدات و تضعیف بنیه امنیتی کشور کمک کرده است.“
موسوی لاری، رئیس ”ستاد انتخاباتی اصلاح طلبان“، نیز در یک مصاحبه مطبوعاتی ضمن ابراز خوشبینی درباره اینکه گروه های اصلاح طلب بتوانند در انتخابات شرکت کنند، در پاسخ به سوالی مبنی بر عكس‌العمل اصلاح‌طلبان در برابر ردصلاحيت‌هاي احتمالی گفت: ”به بحث ردصلاحيت‌ها به دو شکل نگاه مي‌كنم؛ يكي دغدغه و دلمشغولي‌هايي كه مردم و گروه‌هاي سياسي دارند به دلیل پيشينه‌اي كه در مجلس هفتم پيش آمد. بخش ديگر، جنگ روانی است كه جناح مقابل براي تضعیف روحيه‌ اصلاح‌طلبان به راه انداخت. اما به نظر نمي‌رسد ريزشي همانند آن‌چه در مجلس هفتم داشتیم صورت بگیرد. البته امیدوارم مجریان و ناظران حساسیت شرایط کشور را درك كنند و در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامی زمينه‌هاي انشقاق را فراهم نکنند. طبيعي است اگر شرایطی پيش بيايد كه ما زمينه‌ رقابت نداشته باشیم و تمام افراد مدنظر ما را رد صلاحیت كنند، هیزم انتخاباتی نخواهیم شد كه خودمان در آن سهمی نداشته باشیم.“
مسئله اساسی نیز در همین است که اصلاح طلبان چه حد و حدودی از ریزش و رد صلاحیت ها را قبول خواهند کرد. تلاش سران رژیم نیز قبولاندن همان حداقلی است که در نهایت به ترکیب کنونی مجلس نتواند لطمه ای بزند. بدیهی است که قبول چنین وضعیتی از سوی اصلاح طلبان چیزی جز پشت کردن آشکار به منافع مردم و جنبش اصلاحات نیست. به گمان ما در شرایط کنونی می توان با بسیج نیروهای مردمی آنچنان فشار اجتماعی ایجاد کرد که سران رژیم را به تسلیم در مقابل خواست مردم وادار نماید. بدون این فشار اجتماعی و تأثیر نیرومند و سازمان یافته مردم، سران ارتجاع، همچنان که تجربه انتخابات مجلس هفتم نشان داد، خواهند توانست تمایلات خود را به نیروهای سیاسی و روند انتخابات تحمیل کنند. سیاست کنونی ارتجاع همان طور که لاری نیز اشاره می کند سازمان دهی جنگ روانی - تبلیغاتی گسترده و در مجموع سیاست ”به مرگ گرفتن تا به تب راضی شدن“ اصلاح طلبان است. باید در مقابل این سیاست با اتکا به مردم و نیروهای اجتماعی ایستاد و با آن مقابله کرد.
ما مدافع برخورد فعال با مسئله انتخابات کنونی بسیج نیروهای مردمی، طرح سیاست های رادیکال سیاسی اقتصادی در راستای منافع توده ها و بهره گیری از چنین فرصتی برای طرح وسیع خواست های مردم هستیم. ما در عین حال اعتقاد داریم که باید تلاش کرد که با بسیج نیروهای اجتماعی شرایطی را فراهم آورد که مردم بتوانند با شرکت در انتخابات ارتجاعی ترین جناح حکومتی و نیروهای ذوب در ولایت را با شکست سنگینی رو به رو کنند. بدون امکان رای دادن به طیف وسیعی از نامزدهای دگر اندیش و مهم تر از آن بدون امکان واقعی تغییر ترکیب عمیقا ارتجاعی و ضد مردمی مجلس کنونی شرکت در انتخابات بی ثمر و در انتها یاری رساندن به برنامه های ارتجاع در شرایط بغرنج و حساس کنونی است.