حزب توده ایران

بدرود رفیق محمد بخشعلی زاده

 

رفیق دکتر محمد بخشعلی‌زاده ، مبارز خستگی‌ناپذیر راه سعادت و پیشرفت میهن، پزشک متعهد و مردمی و وفادار به آرمان‌های زحمتکشان، صبح روز چهارشنبه ۲۰ اسفندماه ۱۳۹۸، در سن ۶۶ سالگی و پس از عمری مبارزه، تحمل رنج و سختی، از میان ما رفت.

رفیق محمد بخشعلی‌زاده، در یازدهم آذرماه ۱۳۳۲، در محلهٔ "چله خانه "رشت، چشم به جهان گشود. پدرش از قنادان شهر رشت بود و در سبزه‌میدان رشت، شیرینی فروشی داشت و از این طریق می‌توانست هزینه تحصیل پنج فرزند و مخارج خانواده‌اش را تأمین کند، رفیق محمد، دوره ابتدایی و متوسطه را در شهر رشت به‌پایان رساند. پس از اخذ دیپلم طبیعی از دبیرستان شاپور (سابق)، در کنکور سراسری شرکت کرد. او که در تمام دوران تحصیل از شاگردان ممتاز بود، در سال ۱۳۵۲ وارد دانشکده پزشکی دانشگاه شیراز شد. محیط دانشگاه به‌لحاظ فکری تاثیری عمیق بر او گذاشت. رفیق بخشعلی زاده هیچ فرصتی را برای آموختن و آموزش دادن از دست  نمی‌داد.

رفیق محمد که فرزند بزرگ خانواده بود، با وجود گذراندن دانشگاه نه‌تنها سعی می کرد هزینه‌ای برای معاش خانواده نداشته باشد، بلکه تابستان‌ها در رشت  در مغازۀ پدرش یخ در بهشت درست می‌کرد و می‌فروخت. در هنگام تحصیل در دانشکده پزشکی نیز از راه تدریس شیمی و زبان در دبیرستان شاپور شهر شیراز، هزینهٔ تحصیلش را تأمین می‌کرد.

رفیق بخشعلی‌زاده در اعتصاب‌های صنفی و سیاسی دانشجویی فعالانه شرکت می‌کرد. او که در اعتصاب وسیع دانشجویان به‌مناسبت ۱۶ آذرماه ۱۳۵۴ شرکت فعال داشت، دستگیر و در بیدادگاه رژیم ستم‌شاهی، با اینکه هیچ مدرکی علیه‌اش وجود نداشت، به ۶ ماه زندان محکوم گردید. این زمان مناسبی بود که از نزدیک با توده‌ای‌ها در زندان آشنا شود. او با تأمل بر مشی انقلابی حزب تودهٔ ایران به حقانیت حزب زحمتکشان و کارگران و سرگذشت مبارزه جنبش مردمی سرزمین خویش پی برد. پس از آزادی از زندان عادل‌آباد شیراز و سپری کردن شرایطی ناگوار، دوباره به دانشکده برگشت و تحصیلات نیمه‌تمامش را ازسرگرفت. این بار دیگر نه یک فعال صنفی و دانشجویی، بلکه با باور به فلسفه انقلابی و علمی، در دشوارترين ‏شرايط در ايران و جهان و به‌جان خریدن خطر، در مقام عضو حزب توده ایران، به عرصهٔ مسائل مبتلابه میهنش وارد شد. گام‌هایش را سنجیده‌تر و استوارتر برمی‌داشت. از هوچی‌گری و خودنمایی متنفر بود. بعد از انقلاب در شهر استهبان استان فارس به طبابت پرداخت.

عشقش به میهن و اقدام عملی در جهت بهروزی و سعادت مردم به‌ویژه زحمتکشان کشور آماج زندگی او بود. بعد از شروع جنگ و اشغال قسمتی از خاک کشور ما از سوی نیروهای عراقی، به فراخوان حزبش پاسخ داده و برای بیرون راندن متجاوزان از خاک میهن همراه خیل کثیری از هم‌وطنان عازم جبهه‌ها شد.

رفیق بخشعلی‌زاده با فداکاری بی‌نظیری در جبهه‌های جنگ به زخمی‌های جبهه رسیدگی می‌کرد و آنان را از مرگ نجات می‌داد. در این تلاش هیچ‌گونه خستگی در جسم و روانش احساس نمی‌کرد. مذهبی و غیرمذهبی به او احترام می‌گذاشتند و او را فرشته نجات می‌نامیدند. رفیق محمد با شوق فراوان به سوی زخمی‌ها می‌شتافت. روح پرتلاطم او سکون و تسلیم نمی‌شناخت و بدین‌سان نشانه‌هایی به‌یادماندنی در مبارزه و فعالیت اجتماعی از خود باقی می‌گذاشت. عملکرد انسانی او هیچ‌وقت از خاطره‌های کسانی که با او در زمینه‌های مختلف در ارتباط بودند زدودنی نیست. رفیق محمد بخشعلی‌زاده، سرشار از همدلی وهم نفسی با انسان‌هایی بود که در زندگی به‌نوعی ضرباتی جبران‌ناپذیر خورده بودند. او تا سال ۱۳۶۲ در بدترین شرایط به‌عنوان پزشک متعهد انجام وظیفه کرد و جان صدها انسان را از مرگ نجات داد. رفیق بخشعلی‌زاده، با حس وطن‌دوستی و احساس مسئولیت عظیم، بعد از رانده شدن عراقی‌ها به بیرون از خاک کشور در مقطع آزادی خرمشهر از اشغال و در دمسازی با نظر حزب، آتش‌بس را تبلیغ می‌کرد و ادامه جنگ، جنگی که جز ویرانگری و کشتار انسان‌ها نتیجهٔ دیگری نداشت، بی‌حاصل و خانمان‌سوز می‌دانست. او ادامه جنگ را به‌زیان هر دو ملت ایران و عراق می‌دید و به ‌این نظر اعتقاد راسخ داشت.

رفیق محمد بخشعلی زاده، در سال ۱۳۶۶ به زادگاه خود رشت برگشت و مشغول طبابت شد. رفیق بخشعلی زاده با شکیبایی و اعتمادبه‌نفسی ویژه، آموخته‌ها و اندوخته‌های فکری‌اش چه پزشکی و چه سیاسی را در زندگی به‌کار گرفت. او به‌خوبی می‌دانست که تاریخ یک قرن کشور و جنبش مردمی به‌ویژه مبارزات حزب توده ایران در تلاش برای بهبود شرایط زندگی توده‌ها در بین مردم از چه احترام و توجهی برخورداراست. دیری نپایید که هم از جنبه  مسلکی و هم از لحاظ عقیده جایگاه واقعی‌اش را در نظر مردم  خود به‌دست آورد و مورداحترام اهالی رشت قرار گرفت.

 رفیق بخشعلی زاده در مبارزه با بیماری مهلک کرونا که گریبان مردم  سراسر میهن ما را گرفته است، جان خود را فدا کرد. او در مقام پزشکی متعهد و انسان‌دوست دليرانه در مبارزه با این بیماری خطرناک به یاری همشهریان بی‌پناه خود شتافت. او می‌دانست انسان بودن و انسانی زیستن چگونه است! اهميت عمل‌گرا بودن جهان‌بينی را فراگرفته و به‌خوبی درک کرده بود. او همچون ناقلان خشک و بی‌عمل و کتابی به کرامت و شرافت و جایگاه والای انسان‌ها نگاه نمی‌کرد. وقتی برای اولین بار هم‌مسلک و هم‌رزمش را بعد از سال‌ها حسرت دیدار به‌آغوش کشید و گفت: نام رفیق پرآوازه‌ام را شنیده بودم حالا نفسش را بر صورتم و دستش را در دستم لمس می‌کنم. چه افتخاری بالاتر از اینکه ما هر دو از یک تباریم. مستقیم یا غیرمستقیم در فضای فکری و ذوقی پرورش‌یافته آنیم. پاسخ شیرین و دل‌نشین رفیق دکتر جمشید مؤذن‌زاده، چنان تأثیری بر رفیق دکتر محمد بخشعلی زاده گذاشته بود که بارها زمزمه می‌کرد:  "در اندرون من خسته‌دل ندانم کیست / که من خموشم و او در فغان و در غوغاست. "

دکتر بخشعلی‌زاده انسان فرهیخته، مبتکر، سخت‌کوش و از پیشکسوتان جامعه پزشکی استان گیلان بود. او چندین دوره در هیئت‌مدیره انجمن پزشکان عمومی رشت حضور داشت و تأثیر ماندگاری به‌جا گذاشت.

رفیق بخشعلی‌زاده با شجاعتی فراموش‌نشدنی هرروز و هرلحظه با بیماران کرونا سروکار داشت و به آنان رسیدگی می‌کرد. سختی و فشار کار طاقت‌فرسا و جانکاه برای نجات بیماران به‌ویژه در این روزهای سخت و دشوار خصلت مردمی او را آشکارتر کرد. او خود را خادم و غمخوار انسان‌ها می‌دانست. اما بالاتر و مهم‌تر از همه این‌ها، رفیق دکتر محمد بخشعلی‌زاده یک مبارز سیاسی و اجتماعی بود. ایثار و جان‌گذشتگی را از قهرمانان حزب توده ایران یاد گرفته بود. او خود را از تبار هوشنگ تیزابی‌ها و احمد دانش‌ها می‌دانست و سرنوشتش را جدا از سرنوشت هم‌رزمانش نمی‌دید.

او هنگام طبابت به‌رغم همه احتیاط‌های لازم به بیماری جانکاه کرونا مبتلا شد و ویروس بر جسم و جان رفیق محمد بخشعلی‌زاده پنجه درافکنده بود و تا آخرین لحظه‌های زندگی او را رها نکرد تا جایی که پس از دو هفته تحمل، تن رنجورش بیش از آن تاب نیاورد و سرانجام برای همیشه با رفقا، یاران، خانواده و دیگر بستگان و همکاران خویش وداع گفت، و آنان را در غم ژرف نبودنش فروبرد. رفیق محمد بخشعلی‌زاده تا آخرین روزهای زندگی‌اش بر اندیشه و آرمان‌های انسانی خود پای فشرد و استوار و پابرجا در صفوف حزبش باقی ماند.

حزب تودهٔ ایران درگذشت رفیق محمد بخشعلی‌زاده را به خانواده و بازماندگانش و نیز به همه اعضا و هواداران حزب، به دوستان، آشنایان و همکارانش به‌ویژه کادر درمانی که در این روزهای تلخ و دشوار برای نجات هم‌وطنان خود به‌پا خاسته‌اند، تسلیت می‌گوید. یادش گرامی و راهش جاودانه و پر رهرو باد.

سایت حزب توده ایران

Top