حزب توده ایران

تیغِ تیزِ سانسور و چاپِ سومِ یک کتاب در دو روز!

معجزه‌های جمهوریِ اسلامی یکی هم این ‌که به تازگی کتابی را منتشر کرده که به گزارشِ خبرگزاری فارس، در دو روز، به چاپِ سوم رسیده است! در روزگاری که کتاب‌ها با شمارگانِ سی‌سَد تا پانسَد نسخه چاپ و منتشر می‌شوند و بیش‌ترشان هم به فروش نمی‌رسند، سومین چاپِ یک کتاب در دو روز، کتابی که نویسنده‌اش آن را” یک داستانِ اعتقادی“ نیز می‌داند، به راستی هم که به ”معجزه“می‌ماند! این”معجزه“ ولی چه‌گونه ممکن است؟ آیا به استعدادِ شگفتِ نویسنده‌اش بازمی‌گردد یا ریشه در جایی دیگر دارد؟

به یادِ قهرمانِ شکنجه‌گاه‌ها، ابوترابِ باقرزاده

       ای گل، تو دوش، داغِ صبوحی کشیده‌ای 

       ما آن شقایقیم که با داغ زاده‌ایم (حافظ)

ردیف، درجه و رسته: ستوان دو شهربانی*

 نام: ابوتراب   

 نامِ پدر: کربلایی آقا            

شهرت:باقرزاده              

یک قصه بیش نیست ... پهنه‌های گوناگونِ عشق در فرهنگِ انسانی

سخنِ عشق از "هر زبان" که بشنوی بی‌تردید "نامکرر است" و نامکررترین روایت پُرشور زندگی آدمیان نیز به عشق آمیخته است. فرهنگ ما ایرانیان سرشاراز پهنه ­های گوناگون این پدیدهٔ شگفت‌انگیز بوده و به‌ گفته حافظ پای آن از روز ازل به‌ میان کشیده شده است:

نگاهی به پیدایش هنر تآتر در ایران

هنرهای گوناگون در سرزمین ما ازجمله هنر تآتر، قدمتی دیرینه‌ دارند و سیر تكاملی آن‌ها در خلال رویدادهای تاریخی میهن‌مان ادامه یافته است. در کشور ما از دیرزمانی دسته‌های دلقک‌ها، مطرب‌ها، و بندبازها، نوعی نمایش خنده‌دار اجرا و برای مردم ‌نمایش می‌دادند. این دسته‌ها در شهرها و روستاها گردش می‌کردند و صحنه‌هایی برای تماشای مردم ترتیب می‌دادند و قطعات کوتاهی از حرکت­های خنده‌دار، ساززن ضربی، و بازی‌هایی که برای مردم عجیب و جذاب بود، اجرا می‌کردند. و در این حرکات و قطعات ضمن بازی و شوخی به‌کنایه و گاهی به‌ صراحت به طعن و تمسخر اولیای امور می‌پرداختند.

به یاد محمد فرخی یزدی، غزل‌سُرایِ آزادی

مطلب زیر اثر زنده‌یاد رفیق رکن‌الدین خسروی است که به انگیزه شصت و یکمین سال‌گرد شهادت فرخی یزدی برای مجله »دنیا«  تهیه شده بود. 

وای به شهری كه در آن مزد مردان درست

از حكومت غیر حبس و كشتن و تبعید نیست

به انگیزه هفتاد و ششمین سال‌گشتِ زایشِ علیِ حاتمی

 ”فکر و ذکرمان شده کسبِ آبرو. چه آبرویی؟ مملکت رو تعطیل کنید دارالایتام دایر کنید درست‌تره. مردم نانِ شب ندارند، شراب از فرانسه می‌آید. قحطی است، دوا نیست، مرض بی‌داد‌ می‌کند، نفوس حق‌النفس می‌دهند. بارانِ رحمت از دولتیِ سرِ قبله عالم است و سیل و زلزله از معصیتِ مردم! میرغضب بیش‌تر داریم تا سلمانی. ریختِ مردم از آدمی‌زاد برگشته؛ سالَک بر پیشانیِ همه مُهرِ نکبت زده، چشم‌ها خُمار از تراخم است. چهره‌ها تکیده از تریاک. حقیقتا ما تمدنی کهن داریم یا کهنه؟ خلقِ خدا به چه روز افتادند از تدبیرِ ما: دلال، فاحشه، لوتی، یله، قاپ باز، کف زن، رمال، معرکه گیر؛ گدایی که خودش شغلی است...“.

«صبح»

«صبح»
 

:گفتمش

یار "

،چراغی بفروز

،این شب انگار نمی‌خواهد رفت

بدرود رفیق قنبری

رفیق علیرضا قنبری در ۱۳۳۴ به دنیا آمد. ساکن تهران، محله نواب-اسکندری  بود و به دبیرستان علامه واقع در سه راه سلسبیل می رفت. از نوجوانی به خاطر ارتباط با پسرعمه هایش حمید و حبیب مومنی که بعدا عضو سازمان چریک های فدایی خلق  شدند با مسائل سیاسی و اجتماعی آشنا شد. اولین کتاب هایی که خواند کتاب های پسرعمه اش حمید مومنی بود.

تأملی بر استبداد دینی: زندان، شلاق، و محدودیت‌های اجتماعی

کنترل پلیسی جامعه، سرکوب هرگونه آزادی، نقض خشن حقوق دمکراتیک مردم، زندان و شکنجه، ترور و اعدام مخالفان، از مشخصه‌های استبداد مذهبی و رژیم بنا شده بر آن و حاکم بر کشور است. رژیم ولایت فقیه، تا کنون برای ۲۰ نفر از کسانی که در تجمع‌هایی شرکت کرده‌اند که در اعتراض به سرنگونی هواپیمای اوکراینی بوده است، درمجموع، حکم‌هایی به‌مدت  ۲۳ سال و ۱ ماه زندان صادر کرده است.

تأمین نان به‌قیمت جان

سلیم تارس، چراغعلی عبدی، و هادی امیدی، سه کارگر روزمزد برای به‌دست آوردن لقمه نانی و کمک‌خرجی برای کودکان و خانواده‌شان در روزهای سنگین و بیکاری کرونایی ، به دل کوهستان‌های مرزی شهرستان "مهران" در استان " ایلام" زدند به‌فکر اینکه در این منطقه عسل کوهستانی جمع کنند، ولی گرفتار حادثه‌ای ناگوار و تکان‌دهنده و سرنوشتی تلخ و دردناک ‌شدند.

Top