حزب توده ایران

کاهش سطح زندگی و پیامدهای اجتماعی آن

اکثریت قاطع مردم میهن ما، طی سه دهه اخیر بر اثر عملکرد منفی و زیان بار رژیم ولایت فقیه در عرصه های گوناگون به ویژه عرصه اقتصادی-اجتماعی با دشواری های بزرگ و کاهش جدی سطح زندگی روبرو بوده اند.
آمارمنتشره از سوی مراکز رسمی جمهوری اسلامی، همگی به تنزل قدرت خرید مردم و افزایش فقر اشاره دارد. چندی پیش مدیر کل دفتر امور رفاه اجتماعی وزارت رفاه طی گفتگویی با رسانه های همگانی اعلام داشت:“ بنابه یافته های ما، نزدیک به 5/ 2 درصد جامعه زیر خط فقر شدید ( خط گرسنگی) قرار دارند و بیش از 13 درصد خانوارهای ایرانی زیر خط فقر زندگی می کنند.“
مطابق برآورد رسمی وزارت بهداشت و معاونت ریاست جمهوری که سال گذشته انتشار یافت، در هر شبانه روز باید به افراد 2 تا 200/ 2 کیلو کالری انرژی برسد تا بالای خط فقر مطلق قرار بگیرند. بنابر این آمار و مقایسه آن با برآوردهای رسمی، میلیون ها تن از افراد کشور ما قادر به تامین 2 هزار کیلو کالری انرژی در طول شبانه روز نیستند!
به علاوه پایگاه خبری ”دسترنج“، 27 دی ماه، در گزارشی پیرامون قدرت خرید مردم وضرورت جلوگیری از سقوط دائمی آن، از قول نماینده بندرعباس در مجلس نوشت:“ با کمال تاسف قدرت و سرعت تورم به حدی بالا و مخرب است که افزایش دستمزد هر چقدرهم بالا باشد، نمی توان برای این معضل چاره اندیش کرد... تخم مرغ در عرض مدت کوتاهی از 50 به 130 تومان رسیده و 70 درصد در بخش مسکن رشد تورم زا داشته ایم، باید مجلس و دولت درصدد حفظ قدرت خرید مردم باشند.“ از دیگر سو، کاهش قدرت خرید مردم به همراه افزایش سرسام آور شاخص های مهم در سبد هزینه خانوارها گویای سقوط سطح زندگی در ابعادی نگران کننده است. براساس گزارش بانک مرکزی، رشد شاخص بهای گروه خوراکی ها و آشامیدنی ها نسبت به آبان ماه 1385(طی 12ماه) 7/ 22 درصد رشد داشته است، قیمت مسکن، سوخت و روشنایی در همین مدت 3/ 22 درصد و شاخص بها در بخش پوشاک 2/ 15 درصد افزایش را نشان می دهند. به این ترتیب با گزارش بانک مرکزی جمهوری اسلامی شاهد رشد شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در کشور هستیم که تفاوت آشکاری را میان درآمد خانوار ها با هزینه آنها به اثبات می رساند.
به علاوه ارزش پول ملی نیز نسبت به 20 سال پیش 30 برابر تنزل کرده است، خبرگزاری ”آفتاب“، 6 بهمن ماه، از قول عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس هفتم نوشت:“ 10 هزار تومان بالاترین حقوق دستگاه های دولتی در 20 سال پیش بود ولی ارزش این مبلغ در شرایط فعلی به پایین ترین حد خود رسیده است. ارزش پول ملی به نسبت 20 سال پیش 30 برابر تنزل کرده و به همین دلیل بانک مرکزی در فکر چاپ اسکناس های 10 هزار تومانی است، بی ارزش شدن پول ملی در قیاس با ارز های رایج دنیا به ویژه یورو و دلار به شکلی شده که 10 عدد اسکناس 100 دلاری معدل 1 میلیون تومان پول ایرانی است.“
به این وضعیت باید سخنان پرویز داودی معاون اول رییس جمهور را اضافه کرد که چندی پیش اعتراف کرده بود:“ ثروت بالاترین گروه درآمدی جامعه 200 برابر پایین ترین گروه درآمدی است و مصرف آن ها 17 برابر و درآمد آن ها 30 تا 70 برابر کم درآمدهای کشور است“.
روزنامه ”سرمایه“، 7شهریور ماه، در گزارشی با عنوان ” اختلاف ثروت 200 برابری دهک های بالا و پایین“ از جمله نوشت: “هنوز خانوار ها و افرادی هستند که با 1 دلار در روز زندگی می کنند و خانواده های بسیاری در ایران با 2 دلار در روز زندگی کرده و شرایط نامناسبی دارند... به دلیل عدم وجود سیستم توزیع درآمد مناسب و عادلانه در طول سالیان گذشته، 20 تا 25 درصد افراد زیر خط فقر نسبی قرارگرفته اند.“
و این در حالیست که مقامات رژیم ولایت فقیه دائما از بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه و دستاوردهای درخشان، داد سخن می دهند. بطور مثال مسئولان دولت ضد ملی احمدی نژاد با مبنا قرار دادن گزارش و ارزیابی نهادها و سازمان هایی چون بانک جهانی و صندوق بین المللی پول مدعی هستند که با توجه به افزایش قیمت نفت و درآمدهای نفت، تولید سرانه رشد کرده و توزیع درآمد به صورت عادلانه به کاهش فاصله طبقاتی بین بالاترین سطح درآمد با پایین ترین درآمد جامعه منجر گردیده و بنابر این سطح زندگی در جمهوری اسلامی نه تنها کاهش که افزایش نیز پیدا کرده است!
اما واقعیت این است که سطح زندگی مردم در این سالیان همواره سیر نزولی داشته است و همانطور که آمارهای رسمی، و نه تبلیغات بی پشتوانه حکومتی، نشان می دهند قدرت خرید و سطح زندگی اکثریت جامعه کاهش جدی و چشمگیر یافته است. برای افشای تبلیغات دروغین دولت احمدی نژاد و بطور کلی رژیم ولایت فقیه، درک درست از مفهوم سطح زندگی دارای اهمیت بسزایی است، زیرا ما را با یکی از مقولات مهم اقتصادی که با ماهیت روابط حاکم در ارتباط است، آشنا ساخته و بسیاری از عوام فریبی های سطحی و سفسطه های رایج را بی اثر می سازد. سطح زندگی اصطلاحی است که برای نشان دادن حدود مصارف مادی و معنوی اهالی یک کشور به کار می رود. سطح زندگی به میزان چگونگی بر آوردن نیازهای مادی و معنوی بستگی داشته و در ارتباط با درآمد اهالی، میزان مصرف کالاهای بلند مدت و کوتاه مدت و چگونگی تامین نیازهای فرهنگی و بهداشتی قراردارد. به ویژه در آمد اهالی، یکی از شاخص های تعیین کننده سطح زندگی است. میزان درآمد هم به عواملی همچون درآمد نقدی و سطح قیمت ها وابسته است. به این ترتیب با توجه به سطح درآمد مزد بگیران کشور، میلیون ها بیکار و در کنار آن رشد قیمت کالاها چگونه می توان از افزایش سطح زندگی در جمهوری اسلامی سخن گفت؟! آخرین برآورد منتشره از سوی بانک مرکزی از بودجه خانوار ها در مناطق شهری برای سال 1385 خورشیدی، یعنی سال گذشته حاکی از سقوط بیش از پیش سطح زندگی مردم میهن ماست. در این برآورد از جمله آمده است:“میانگین هزینه یک خانوار 664 هزار تومان درماه بوده است، به طور متوسط هزینه یک خانوار شهری با 664 هزار تومان، بیش از درآمد آن که معادل 646 هزار تومان [البته آمار حکومتی بسیار خوشبینانه است] است، و این به معنای ژرفش شکاف طبقاتی و در نتیجه سقوط سطح زندگی و گسترش پدیده فقر در جامعه است. این وضعیت در جامعه ما درحالیست که بنابه آمار وزارت اقتصاد و دارایی دولت احمدی نژاد درآمد نفتی ایران در سال های 1384 و 1385، 5/ 121 میلیارد دلار و در نیمه نخست سال 1386، نزدیک به 80 میلیارد دلار بوده است.
پرسش اینجاست این درآمد هنگفت چگونه و میان کدام طبقه و لایه های اجتماعی توزیع و مصرف گردیده است؟ سهم طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان کشور اعم از شهر و روستا و قشرهای میانه حال جامعه به چه میزان بوده؟ و چرا با چنین درآمد کلانی به گفته معاون اول رییس جمهور “ثروت بالاترین گروه درآمدی جامعه 200 برابر پایین ترین گروه درآمدی است و مصرف آن ها 17 برابر و درآمد آنها 30 تا 70 برابر کم درآمدهای کشور است“ آیا این واقعیت نشانگر توزیع ناعادلانه درآمد ملی و سقوط فاحش سطح زندگی اکثریت جامعه نیست؟!
پیامدهای اجتماعی این مساله ژرف، جدی و نگران کننده است، در اواسط سال 1385، سازمان جهانی خوار بار و کشاورزی (فائو) در گزارشی اعلام کرد:“ جمعیت افراد مبتلا به سوء تغذیه حاد در ایران با افزایش 30 درصدی طی ده سال گذشته به 7/ 2 میلیون نفر رسیده است. ایران پس از یمن دارای بیشترین جمعیت مبتلا به سوء تغذیه حاد در خاورمیانه و شمال آفریقا است.
به گزارش خبرگزاری ”مهر“، 11 بهمن ماه، کارشناسان دفتر سلامت خانواده و جمعیت وزارت بهداشت هشدار داده اند 90 درصد خانواده های ایرانی کمتر کلسیم دریافت می کنند که علت آن مصرف کم لبنیات است (افزایش قیمت شیر و فرآورده های شیری امکان مصرف آن را برای اغلب خانواده های ایرانی دشوار کرده است). به گفته همین کارشناسان، درحال حاضر 40 درصد کودکان 15 تا 23 ماهه، 20 درصد کودکان 6 ساله و 18 درصد نوجوانان و 25 درصد زنان ایران دچار کم خونی هستند. به علاوه 70 درصد خانواده های ایرانی کمتر از میزان مورد نیاز آهن دریافت می کنند. خبرگزاری ”ایسنا“، 25 شهریور ماه، سال گذشته، در گزارشی خاطر نشان ساخت: “بررسی هایی که وضعیت هزینه های درمانی خانوارهای ایران را با استفاده از نمونه هایی شامل حدود 32 هزار خانوار شهری و روستایی، تجزیه و تحلیل کرده است، بحرانی شدن هزینه های سرسام آور درمان را تایید می کنند. 9 /36 درصد و 6/ 12 درصد سطح ظرفیت پرداخت خانوار های شهری و روستایی به هزینه های درمان اختصاص می یابد.“
هزینه های کمر شکن سلامتی و درمان خانواده ها را در دام فقر فرو غلتانده و به عبارت دیگر هزینه های درمان باعث رشد 13 درصدی جمعیت زیر خط فقر شده است. سقوط سطح زندگی و فقر آسیب های اجتماعی گسترده به همراه خود دارد. در اوایل آبان ماه امسال معاون مدیر کل بهزیستی استان تهران به خبرگزاری ”مهر“ اعلام کرد: “میانگین سن مصرف کنندگان مواد مخدر همچنان سیر نزولی دارد و از جوانی به سمت نوجوانی می رود. درحال حاضر افراد سنین 15 تا 25 سال بیشترین متقاضیان مواد مخدر هستند و عمده آسیب های استفاده از افیون متوجه اسن گروه سنی است. همچنین دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر به خبرنگاران یاد آوری کرده است:“ وضعیت مدارس کشور از لحاظ استفاده از مواد مخدر به ویژه در مقاطع راهنمایی و دبیرستان نگران کننده است.“
افزایش حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ نیز از ثمرات فقر روبه گسترش در کشور ماست. قالیباف، شهردار تهران، در گفتگویی با خبرگزاری ”فارس“ تاکید کرد: “حاشیه نشینان تهران به مرز 4 میلیون نفر رسیده اند و ناهنجاری های اجتماعی به سرعت در میان این حاشیه نشینان گسترش می یابد.“
از سوی دیگر، مدیر کل امور اجتماعی استانداری تهران به خبرگزاری ”ایسنا“ در اوایل خرداد ماه امسال، از جمله گفت: “از سال 1384 رکورد طلاق طی 20 سال گذشته در استان تهران شکسته شد. روزانه 85 مورد طلاق به ثبت رسیده است (فقط در استان تهران) باید زنگ خطر جدی را در خصوص این مساله به صدا درآورد.“
به علاوه در سال های اخیر حضور زنان و دختران کشور در تجارت و قاچاق جنسی در سراسر جهان گسترش یافته و اخیرا در کنار برخی کشورهای اروپایی و شهر دوبی، طبق گزارش روزنامه جمهوری اسلامی زنان بی پناه و محروم در کشور چین هم مشاهده شدند. روزنامه جمهوری اسلامی تاکید می کند حضور این افراد بی پناه در شهرهای مختلف چین دیده می شود و در حال افزایش است.“
گسترش دردناک پدیده فقر و به همراه آن رشد ناهنجاری های اجتماعی از پیامدهای سقوط سطح زندگی در میهن ماست، سمت گیری اقتصادی-اجتماعی رژیم ولایت فقیه و رشته سیاست هایی که هم اکنون برای هماهنگی و انطباق با جهانی شدن اتخاذ و به مرحله اجرا درآمده عامل اصلی و بنیادین سقوط سطح زندگی و رشد پدیده فقر در ایران و در نتیجه ناهنجاری ها و آسیب های اجتماعی گوناگون در ایران است!
Top