چرا احیای  حقوق سندیکایی وظیفه مبرم  جنبش کارگری  در شرایط کنونی است!

چاپ

در شرایط کنونی و با مشکلات عظیم سیاسی- اقتصادی و تحریم‌های مداخله‌جویانه امپریالیسم آمریکا، اولویت رژیم ضدمردمی ولایت فقیه تضمین بقای "نظام" است. در این راستا و با افزایش اعتراض‌های کارگری علیه سیاست‌های اقتصادی ویرانگر خصوصی‌سازی و مقررات‌زدایی در محیط و روابط کار، رژیم ولایت ‌فقیه به ادامه اجرای آن سیاست‌ها برای استمرار بهره‌کشی از زحمتکشان و جهت ادامه حالت تهاجمی تصمیم گرفته است.

رژیم ارتقا سطح سازمان‌دهی زحمتکشان و همبستگی مبارزاتی کارگران با دیگر زحمتکشان را بزرگ‌ترین خطر برای ادامه نظام ارتجاعی و استبدادی ولایت فقیه می‌داند. روز ۲۴ اردیبهشت، ولی ‌فقیه خامنه‌ای "مداخلات غیر لازم دستگاه‌های حکومتی در مسائل اقتصادی و عدم اجرای مناسب سیاست‌های اصل ۴۴"، به‌عبارت‌دیگر، حتی روند کنونی مقررات‌زدایی و خصوصی‌سازی لگام‌گسیخته را به‌عنوان "بیماری‌های مزمن اقتصاد کشور" نام برد و بر تشدید اجرای این سیاست‌های ویرانگر تأکید کرد. به‌این ترتیب در اوج بحران و سقوط سطح زندگی زحمتکشان، برنامه‌های ضدکارگری تداوم خواهد داشت. نکته مهم اینجاست که هم‌زمان با این وضعیت وخیم حقوق سندیکایی و حق برپایی تشکل مستقل سندیکایی از طبقه کارگر و زحمتکشان میهن ما سلب شده است.

گرچه اجرای سیاست اقتصادی نولیبرالی دیکته‌شده از سوی نهادهای امپریالیستی صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی در سه دهه اخیر و فساد گسترده در رژیم و کاهش ویرانگر ارزش پول ملی در یک سال اخیر، موجب رکود عمیق اقتصادی و بیکاری هزاران کارگر و زحمتکش دیگر گردیده است، و به‌ندرت اشتغال جدید دیده می‌‌شود، با اینهمه، روز ۲۵ اردیبهشت روحانی روی "جذب فارغ‌التحصیلان دانشگاهی جوان به‌صورت کارورز" تأکید کرد و روز ۲۹ اردیبهشت ایلنا از پرداخت نشدن "افزایش ۴۰۰ هزارتومانی حقوق" به معلمان "جدیدالورود" گزارش داد. گرچه "امتحان جامع" و به‌اصطلاح "دوران کارورزی" این معلمان در تیرماه سال جاری تمام می‌شود، با وجود این معاون برنامه‌ریزی و توسعه وزارت آموزش‌وپرورش گفت: "این گروه معلمان هم‌اکنون در دوره کارورزی هستند." به‌عبارت‌دیگر، رژیم ولایی بهره‌کشی سبعانه حتی از معلمان به‌صورت "کارورز" را  آغاز کرده است. پرسش این است که، آیا کارگران و فرهنگیان که در معرض چنین استثمار وحشیانه‌ای قرار دارند، از اهرمی مؤثر همچون تشکلی سندیکایی به‌منظور دفاع از حقوق خود برخوردارند؟

فراموش نکنیم که هدف عمدهٔ رژیم در  یورش نهادهای امنیتی و گزمگان رژیم به‌خصوص در یک ماه اخیر و بازداشت ده‌ها نفر از کارگران در روز جهانی کارگر، بازداشت یا احضار ده‌ها نفر از معلمان مبارز در روز معلم یا روزهای پیش از آن، بازداشت تعداد زیادی از کارگران مبارز نیشکر هفت‌تپه، و یورش مأموران امنیتی و وابستگان رژیم به تجمع برحق دانشجویان در ۲۳ اردیبهشت، تحمیل حالت تدافعی به جنبش کارگری و مردمی و تداوم این حالت است. کارگران هفت‌تپه در مبارزات گسترده خود، به‌خصوص در دو سال اخیر، علاوه بر مخالفت شدید باسیاست رژیم غارتگر ولایی مبنی بر خصوصی‌سازی شرکت و تأکید بر مطالبهٔ ماه‌ها دستمزد‌و حق بیمه پرداخت نشده‌شان و اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل، بر آزادی تشکیل سندیکای مستقل خود اصرار داشته‌اند. مخالفت کارگران نیشکر هفت‌تپه باسیاست خصوصی‌سازی رژیم، جهت مخالفت سیاسی و طبقاتی کارگران به سوی غارت منابع ملی و بنگاه‌های تولیدی کشور به‌وسیلهٔ کارگزاران رژیم چپاول‌گر ولایی است. رژیم شکل‌گیری تشکل دست‌ساز، گوش به‌فرمان و زرد "شورای اسلامی کار" را ترجیح می‌دهد. با این وجود و بر اساس گزارش ۳۰ اردیبهشت ایلنا، اخراج از کار در رژیم ولایی به‌قول کارفرما حتی گریبانگیر عاقبت اعضای احتمالاً "متمرد" این تشکل‌ها نیز می‌شود. مبارزهٔ کارگران شرکت تجهیزات سنگین هپکو، آذرآب، گروه ملی فولاد ایران، ماشین‌سازی تبریز، بلبرینگ‌سازی تبریز، خانه‌سازی ایرداک، کمباین‌سازی سهند تبریز، کشت و صنعت و دامپروری مغان، شرکت کشت و صنعت کارون، پالایشگاه کرمانشاه، شرکت نکا چوب، و جز این‌ها، علاوه بر تأکید بر مطالبهٔ دستمزدهای پرداخت نشده‌شان، علیه سیاست خصوصی‌سازی رژیم و خواست برحق‌شان برای برپایی تشکل مستقل‌شان بوده است. لغو "خصوصی‌سازی و ارائه آموزش رایگان" و "آزادی تشکل‌یابی" در صدر خواست‌های "شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران" در قطعنامه پایانی تجمع روز معلم بود و یورش مأموران امنیتی و عناصر بسیج و انجمن اسلامی به تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه تهران درواقع به‌علت همبستگی دانشجویان با مبارزات کارگری و مخالفت شدید جنبش دانشجویی با سیاست لگام‌گسیخته خصوصی‌سازی آموزش و مبارزه  آنان برای احیای حق تشکل‌یابی مستقل بود. باتوجه به این رویدادها و تجربه مبارزات چندین ساله اخیر، باید با تأکید یادآوری کنیم که احیای حقوق سندیکایی و تشکیل سندیکاهای واقعی برای تأمین منافع صنفی- رفاهی یک ضرورت است و بدون دستیابی به آن همچنان که می‌بینیم در مهم‌ترین موردها مانند افزایش دستمزدها، لغو قراردادهای موقت، اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل و غیره، کارگران قدرت تأمین و تضمین منافع خود را ندارند و نخواهند داشت. رژیم ولایت فقیه مخالفت شدیدش با احیای حقوق سندیکایی و تشکیل سندیکاهای کارگری با ماهیت طبقاتی را به‌وضوح نشان داده است. بنابراین جنبش کارگری احیای حقوق سندیکایی را به‌درستی در اولویت مبارزه خود قرار داده است.

 به نقل از ضمیمۀ «نامۀ مردم»، شمارۀ ۲۰، ۶ خرداد ماه ۱۳۹۸