حزب توده ایران

کارگران با سیاست کاهش سطح دستمزدها مبارزه می‌کنند!

مصاحبهٔ روزنامه "عصر ما" با "اورت وین بیکووه- سویدرسکی"، دبیر کنفدراسیون اتحادیه‌های کارگری آلمان "ازآنجاکه دستمزدها کافی نیست، سه میلیون کارگر مجبورند در کنار شغل اصلی خود یک کار جنبی دیگری نیز انجام بدهند تا بتوانند از پس هزینۀ زندگی بربیایند. کاهش دستمزدها به‌شکل انفجاری درآمده است. "

 عصر ما در این‌باره و در ارتباط با چگونگی ممانعت از کاهش دستمزدها، واکنش سندیکاها را جویا شده است. به‌همین منظور مصاحبه‌ای را با اورت وین بیکووه- سویدرسکی، دبیر کنفدراسیون اتحادیه‌های کارگری آلمان، (د گ ب) انجام داده است.

عصر ما:  "بنگاه ارزیابی کار" به اداره کار و از آن طریق به کنفدراسیون اتحادیه‌های کارگری آلمان در بخش مونسترلاند علامت خطر را در رابطه با پایین بودن دستمزدها به‌صدا درآورده است. چه نکته‌ای در این مورد برای کنفدراسیون اتحادیه‌های کارگری آلمان اهمیت ویژه‌ داراد؟

اورت وین بیکووه- سویدرسکی:  ما در کنفدراسیون اتحادیه‌های کارگری آلمان نیز در این زمینه ارزیابی‌ای انجام دادیم. به‌طور مثال، در منطقه‌ای که ۸ هزار و ۷۹۲ نفر کار می‌کنند، متأسفانه به‌ هر پنج  ‌نفری که به‌شکل تمام‌ وقت کار می‌کنند، دستمزد پایینی پرداخت می‌شود. دستمزد پایین یعنی درآمدی کم‌تر از ۲۲۰۰ یورو در ماه. در این ارزیابی مهم ما به تبعیض جنسیتی پی بردیم  و تعجب‌آور  این است که باید شوربختانه بگویم بیش از ۷۰ درصد این کارگران را زنان کارگر تشکیل می‌دهند.

عصر ما:  در مشاغل پاره‌وقت هم که درواقع بخشی بزرگ از اقتصاد را شامل می‌شود، دستمزد پایین پرداخت می‌شود. به‌نظر شما چه اقدام‌های ضروری‌ای را باید در مخالفت با مشاغل پاره‌وقت انجام داد؟

اورت وین بیکووه- سویدرسکی: شما وقتی‌که با دقت به سیاست‌های اجتماعی و سیاست‌های بازار کار نظر می‌اندازید، متوجه عدم تعادلی در آن می‌شوید. ما زمانی می‌توانیم جایگزینی در مقابل مشاغل پاره‌وقت و مشاغل سخت ارائه بدهیم که آن‌ها را کاملاً از میان برداریم. کارهای موقت باید کاملاً برچیده و قراردادها دائم شوند.

عصر ما:  طرح مشاغل پاره‌وقت یا ایجاد بخش‌هایی با پرداخت دستمزد پایین درواقع هدف قانون معروف به "هارتز" (Hrtz4) بود که از سوی دو حزب حاکم وقت، یعنی سوسیال‌دمکرات‌ها و سبزها به‌اجرا درآمد. طرح یادشده چه پیامد ناگواری را به‌دنبال داشت؟ 

اورت وین بیکووه- سویدرسکی: این تصمیم، تصمیمی بود خاص، دردآور، و کشنده که در آن زمان گرفته شد. به‌عبارت ساده‌تر، یک زن شاغل در فروشگاه می‌تواند پس از چهل‌وپنج سال کار مستمر و بی‌وقفه، امروز از حق بازنشستگی‌ای ناخالص به میزان ۷۴۹ یورو در ماه برخوردار شود، اما به‌دلیل پایین بودن این میزان از بازنشستگی، می‌تواند درخواست کمک‌هزینه بکند. ولی چنین کارگری که چهل‌وپنج سال کار بی‌وقفه و مستمر را انجام داده باشد وجود ندارد. ضمن اینکه ‌مثلاً، باید آن زمانی را که صرف تربیت فرزندان و کارهای خانه کرده است را هم به‌حساب بیاوریم. دقیق‌تر گفته باشیم، در آن زمان و با آن تصمیم کل معضل را سی سال به‌تعویق انداختند و عملاً زحمتکشان موردنظر را به فقر دوران سالمندی پرتاب کردند. این زحمتکشان نه با میل و رغبت بلکه با شرمندگی به اداره رفاه اجتماعی برای دریافت کمک‌هزینه می‌روند.

عصر ما:  آیا اساساً سندیکاهای کارگری آلمان نسبت به‌این معضل آگاه هستند و راهکاری برای به عقب راندن و یا از میان برداشتن این بخش‌ها که دستمزدی پایین پرداخت می‌کنند درنظر گرفته‌اند؟

اورت وین بیکووه- سویدرسکی:  اگر منظورتان از این پرسش این است که آیا سندیکاها در آن زمان مرتکب اشتباه شده‌اند؟ باید بگویم، از نظر تاریخی، بله. سندیکاهای آلمان ارتباطی خیلی تنگاتنگ و نزدیک با حزب سوسیال‌دمکرات آلمان داشته‌اند ولی به اعتقاد من در این فاصله بسیاری در این مورد  تجدیدنظر کرده و از سیاست قبلی انتقاد کرده‌اند. سندیکاها سیاست‌های منطبق با منافع کارگران را باید در فعالیت‌شان به‌پیش ببرند. راهکار سندیکاهای ما فقط می‌تواند یک معنی داشته باشد، و آن هم مخالفت و اعتراض به افزایش سن بازنشستگی، اعتراض به‌ سیاستی که لازمۀ برخورداری از حق بازنشستگی را با سن ۶۷ سالگی اجرا شدنی می‌داند. این سیاست، زحمتکشان بازنشسته را به دوران فقر سالمندی پرتاب می‌کند و قبل از هرچیز باید بازار کار از مشاغل سخت و طاقت‌فرسا پاک شود.

همچنین هزینه‌هایی را که بر دوش صندوق بازنشستگی تحمیل شده است  باید به‌سود کارگران تغییر داد. به این دلیل که هزینه‌های غیر مرتبط با صندوق بازنشستگی مانند: مزایای دوران بارداری و پس از زایمان، خدمات پیشگیری و سلامتی و دیگر خدمات از حساب این صندوق و با این استدلال که پولی در اختیار نداریم، پرداخت می‌شود. این استدلال کاملاً نادرست است، زیرا بودجه تسلیحات دو درصد افزایش یافته است. دولت این پول را به‌جای هزینه کردن برای تولید یا خرید تسلیحات می‌توانست به‌ حساب صندوق بازنشستگی واریز کند. به‌نظر من بازسازی‌ای کامل در ارتباط با سیاست بازنشستگی انجام باید و همچنین برنامه‌ای بر اساس طبقه‌بندی مشاغل نیز دنبال شود. برای یک کارگر سقف‌ساز یا یک کارگر کاشی‌‌کار، بسیار سخت و عملاً غیرممکن خواهد بود که تا سن ۶۷ سالگی کار کند. ما باید از طرف سندیکاها  قراردادهای دیگری تنظیم کنیم. بنابراین، تا آنجا که ممکن است باید بازسازی‌ای کامل در بازار کار و سیاست‌گذاری‌های اجتماعی- اقتصادی انجام و عملی شود.

عصر ما:  ما این روزها شاهدیم که در فرانسه چگونه سندیکاها با حمایت وسیع مردم در برابر سیاست‌های دولت که برای کاهش خدمات بازنشستگی برنامه‌ریزی شده است، ایستادگی و مقاومت می‌کنند. چرا سندیکاهای آلمان از قدرت خودشان استفاده نمی‌کنند و نیروی‌شان را علیه سیاست‌های ریاضتی به‌کار نمی‌اندازند؟ 

اورت وین بیکووه- سویدرسکی:  حتی می‌شود بیشتر و ژرف‌تر به‌این پرسش پرداخت. من باید صادقانه اعتراف کنم که تا چند روز پیش نیز نمی‌دانستم که مثلاً کارگران فرانسوی در اعتصاب، پول اعتصاب دریافت نمی‌کنند و هزینه تمام این مبارزه و مقاومت را از جیب خودشان می‌پردازند. آنان از حمایت‌هایی بسیار اندک برخوردارند و از این منظر، مبارزه آنان می‌تواند الگویی برای سندیکاهای آلمان در راستای ارتقا سطح آگاهی طبقاتی و رشد مبارزاتی طبقه کارگر آلمان باشد.

به‌همین منظور ما باید به آموزش‌های سندیکایی شدت و اهمیت بیشتری بدهیم، آموزش‌هایی که در سندیکاها کاهش پیدا کرده یا به‌دست فراموشی سپرده شده‌اند. در پایان، به‌نظر من طبقه کارگر باید آگاه قد علم کند، طبقه کارگری که از طرف سازمان سندیکای‌ای نیرومند در مبارزه‌ای طبقاتی راهش را به‌پیش هموار کند.

 ترجمه از:"عصر ما"، روزنامه حزب کمونیست آلمان (د.ک.پ)، یازدهم بهمن‌ماه ۱۳۹۸

https://www.unsere-zeit.de/armutsloehne-abschaffen-123477/


به نقل از ضمیمهٔ کارگری «نامهٔ مردم»، شمارۀ ۳۰، ۱۲ اسفند ۱۳۹۸ 

 

Top