حزب توده ایران

دُور نوین جنبش اعتراضی طبقهٔ کارگر و وظایف ما

اعتصاب‌های گسترده در مناطق نفتی جنوب کشور و برخی پالایشگاه‌های نفت، گاز و مجتمع‌های پتروشیمی، هم‌زمان با ادامه اعتصاب در مجتمع نیشکر هفت‌تپه و مبارزه کارگران هپکو در هفته‌های اخیر اوج‌گیری نارضایتی طبقه کارگر و زحمتکشان میهن ما از اوضاع موجود و سیاست‌های ضدملی حکومت جمهوری اسلامی را به‌نمایش گذاشت. این اعتصاب‌ها گرچه در ادامه کارزار مخالفت نفتگران با حضور دلال‌های نیروی کار در روابط کار سازمان‌دهی شد، اما صرفاً به نقش سوداگرانه شرکت‌های پیمانکاری نیروی کار مربوط نبوده ‌است.

جنبش اعتصابی نفتگران- به‌ویژه کارگران قرارداد موقت و پروژه‌ای- تداوم مبارزه هشیارانه کارگران و زحمتکشان میهن ما علیه برنامه خصوصی‌سازی یا به‌عبارت دقیق‌‌تر مبارزه با برنامه تعدیل ساختاری است، یعنی مبارزه با برنامه‌ای که  پی‌ستون راهبردِ اقتصادی- اجتماعی رژیم ولایت ‌فقیه است. علاوه بر نفتگران، کارگران  نیروگاه برق  سبلان، شرکت نصب نیرو در اردبیل، کنتورسازی قزوین، و اعتراض‌های مداوم پرستاران، یکی از گسترده‌ترین حرکت‌های اعتصابی جنبش کارگری در چند سال اخیر را پدید آورده‌ است. حمایت کانون‌های صنفی معلمان و شماری از تشکل‌ها و نشریات دانشجویی و تشکل‌های بازنشستگان از مبارزات کارگران و زحمتکشان نقطهٌ قوت در پیکار سراسری مردم میهن ما در برابر استبداد مذهبی حاکم است.

اعتصاب اخیر کارگران پروژه‌ای و قرارداد موقت صنایع نفت، گاز و پتروشیمی در مناطق جنوب کشور  از چند ویژگی برخوردار است که باید به‌دقت به ‌آن‌ها توجه شود. نخست آنکه این اعتصاب‌ها به‌لحاظ گستردگی جغرافیایی، سطح هماهنگی، درجه همبستگی، و کمیت شرکت‌کننده در اعتصاب، در مقایسه با اعتصاب‌های سال‌های  اخیر پیش‌روی و رشدی بسیار امیدوار کننده را نشان می‌دهد. دومین نکته اینکه اعتصاب‌های اخیر ثابت می‌کند که جنبش اعتراضی کارگران، صنایع بزرگ و کلیدی را نیز اینک شامل شده ‌است. اعتصاب کارگران پروژه‌ای و قرارداد درحال حاضر نخستین حرکت اعتصابی در مجموع هماهنگ و متشکل کارگران صنایع نفت، گاز و پتروشیمی در چند سال اخیر ‌است.

نکته سوم، رشد آگاهی طبقاتی و آمادگی شمار بیشتری از توده‌های کارگر برای شرکت در اعتراض‌هاست. ویژگی چهارم، تعیین شعار و خواست‌هایی است که فصل مشترک شعارها و خواست‌ها در اعتراض‌های چندسال اخیر مراکز کارگری بوده ‌است. 

نکته با اهمیت دیگری که به ‌آن باید اشاره کرد آن ‌است که اعتصاب‌های اخیر با وجود آنکه از دامنه گسترده‌تر جغرافیایی برخوردار بودند، اما حمایت نکردن کارگران رسمی و قرارداد دایم در صنایع نفت و گاز از آن‌ها و خودداری‌شان از مشارکت در اعتصاب‌ها ضعفی چشمگیر بود. کارگران رسمی و بخش‌های فنی پالایشگاه‌ها و صنایع نفت و گاز که قرارداد رسمی دارند، ستون  فقرات  نفتگران کشورند. آنان هم  از سیاست‌های رژیم ولایت‌فقیه آسیب دیده‌اند. در جلب این بخش مهم کارگران صنعتی به ‌مبارزه صنفی و سیاسی فعال‌تر باید بیش از پیش کوشش کرد. به‌علاوه، توان اعتصاب در صنایع گاز به‌ویژه در منطقه پارس جنوبی بیشتر احساس شد، یعنی منطقه‌ای که شمار بسیاری از کارگران پروژه‌ای را در خود جای داده ‌است. تلاش برای تقویت تشکل سندیکایی کارگران در صنایع گاز می‌تواند در گسترش اعتصاب و به‌چالش کشیدن سیاست‌های  استبداد حاکم  نقشی مؤثر داشته باشد. باوجود همه نقاط ضعف و قوت اعتصاب‌های اخیر که به آن‌ها اشاره شد، باید تاکید کرد که طبقه کارگر میهن ما بر پایه  سنت‌های انقلابی‌اش همراه با طرح خواست‌های صنفی‌ای مانند لغو قراردادهای موقت، توقف خصوصی‌سازی، احیای حقوق سندیکایی و مبارزه برای دستیابی به آن‌ها، انگیزه و خواست‌‌های سیاسی‌اش را هم بیان می‌کند. این تجربه‌ای مهم است که در خلال دهه‌های متوالی طبقه کارگر و جنبش سندیکایی زحمتکشان کشور ما در محیط استبدادی کسب کرده است و با درایت به‌شکل‌هایی گوناگون و متناسب با اوضاع آن را به‌کار می‌گیرد.

از ویژگی‌ها و نقاط قوت و ضعف که برای دُور نوین جنبش اعتراضی کارگران و زحمتکشان برشمردیم می‌توان این نتیجه را گرفت که جنبش کارگری و سندیکایی موجود در حال رشد است  و غلبه بر پراکندگی‌اش را آغاز کرده ‌است. در سیر مبارزات کنونی نبودِ سازمان‌های مستقل سندیکایی یعنی سازمانِ پایهٔ ‌طبقاتی، جنبش اعتراضی کارگران را از توان کافی عاری می‌کند. این مشکل خود علت اصلی ضعف در هدایت و رهبری اعتصاب‌ها نیز هست. رژیم ولایت ‌فقیه و ارگان‌های امنیتی آن دقیقاً از همین خلأ به‌منظور مهار و کنترل مبارزات کارگران استفادهٔ گسترده کرده‌اند. تجربه  مبارزه  قهرمانانه  کارگران نیشکر هفت‌تپه اثبات می‌کند که با تشدید مبارزه می‌توان رژیم را به‌چالش کشید. مانورهای مجلس، قوه قضاییه، دولت، دفتر ولی ‌فقیه، امام‌های جمعه و جماعات همگی و همسو با آن‌ها صداوسیما و ده‌ها شبکه رسانه‌ای وابسته به حکومت در فضای مجازی از تلاش‌های مستمر و سازمان‌یافته رژیم  به‌منظور به‌انحراف ‌کشاندن، فرسایشی‌ کردن، و زیر نظارت درآوردن اعتراض‌ها و اعتصاب‌های کارگری و هدایت آن‌ها به ‌مجرای مورد نظر رژیم حکایت دارند.  رشد  نارضایتی‌های اجتماعی، ژرفش بحران کشور، کنش و واکنش‌های نیروهای مؤثر در صحنه سیاسی کشور، وظایفی به‌همین اندازه حاد در برابر جنبش کارگری، رویکردهای سندیکایی، و مبارزان سیاسی و اجتماعی راستین هوادار منافع طبقه کارگر و به‌طور ‌ویژه کارگران آگاه و پیش‌رو، قرار می‌دهد.

تشدید مبارزه و کوشش‌های سازمان ‌یافته، گسترش اعتصاب ها، و کوشش های سنجیده به‌منظور تحقق خواست های کارگران  و همچنین برای احیای حقوق سندیکایی از اصلی‌ترین مسئولیت‌های فعالان راستین سندیکایی است. در این جهت باید بر اصل خدشه‌ناپذیر و بسیار مهم استقلال‌عملِ طبقاتی تاکید  دوچندان کرد. حکومت جمهوری اسلامی که به اهمیت رشد مبارزات کارگری و تاثیر آن‌ها را بر معادله‌های سیاسی کشور آگاهی دارد، به‌منظور مهار کردن، به‌انحراف کشاندن، و سرکوب جنبش اعتراضی کارگران برنامه‌هایی تدوین و اجرا می‌کند. مثلاً، هم‌زمان با ادامه اعتصاب کارگران هفت‌تپه، مهرداد بذرپاش، رئیس نوگزیده دیوان محاسبات، اعلام کرد که رسیدگی به پرونده  مجتمع  نیشکر هفت‌تپه در اولویت او قرار دارد. همچنین با آغاز اعتصاب کارگران پروژه‌ای صنایع نفت، گاز و پتروشیمی، روزنامه وطن امروز- روزنامه‌ای که ماهیت و وابستگی جناحی آن بر کسی پوشیده‌نیست- در مقاله‌ای با عنوان: "نادیده‌گرفتن چه عواملی در خصوصی‌سازی، کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه را به وضعیت فعلی رساند"، در ۱۴ مردادماه، از جمله نوشت: "آنچه مسلم  است، ریشه تمام فسادی که از سال ۱۳۹۴ تا به‌الآن در شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه رخ داده، خصوصی‌سازی بی‌ضابطه‌ای است که از زمان پوری حسینی از سوی سازمان خصوصی‌سازی رخ‌ داده‌است." چنانکه می‌بینیم پایه استدلال این مقاله طرد خصوصی‌سازی (یعنی خواست کارگران اعتصابی) نیست، بلکه طرد نوع "بی‌‌ضابطه" زمان پوری حسینی است! چنین ‌دلبری‌ها برای طبقه کارگر را در موضع‌گیری‌های نیروها و جریان‌های ناسالم وابسته به رژیم و امپریالیسم و همچنین در برخوردهای رسانه‌های فارسی‌زبان وابسته به امپریالیسم و ارتجاع منطقه در ارتباط با جنبش اعتراضی کارگران و زحمتکشان میهن ما نیز می‌توان دید و شنید. در تمامی این‌گونه موضع‌گیری‌ها که پوشش و ظاهر "حمایت از کارگر" را نیز بر خود دارد، بحث مخالفت بنیادین طبقه کارگر با برنامه  خصوصی‌سازی و تعدیل ساختاری به‌هیچ‌روی مطرح نمی‌شود، بلکه روال بحث محکوم کردن افراد و روش‌ها یا فساد مالی این یا آن مدیر است. این ابراز نگرانی‌ها برای کارگران به‌منظور به‌انحراف‌کشاندن مبارزات کارگری است و در بازتاب مخالفت‌های به‌حق زحمتکشان آن‌ها را از محتوای اصلی‌شان خالی می‌کنند. رژیم ولایت ‌فقیه و جریان‌های ناسالم وابسته به ‌آن می‌کوشند جنبش اعتراضی را در سطحی معین متوقف کرده و سمت و سوی حرکت بعدی جنبش را تا حد ممکن در جهت منافع خودشان هدایت کنند. نمونه  دیگر تلاش‌های حساب‌شده ارگان‌های امنیتی رژیم در برخورد با جنبش اعتراضی کارگران، فرسایشی کردن اعتصاب‌ها و ناکارآمد و غیرمؤثر نشان‌دادن روی آوردن به اعتصاب از سوی توده‌های کارگر برای دستیابی به خواست‌هایشان است. رژیم می‌کوشد اعتصاب‌ها و اعتراض‌های به‌حق کارگران هپکو را مانند هفت‌تپه فرسایشی کرده و سیاست تهدید، وعده‌های دروغین، و تطمیع را در برابر کارگران و فعالان سندیکایی به‌کار گیرد.‌ فراموش نکنیم در مهار و حذف عامل مردم به‌ویژه جنبش کارگری درتغییروتحول‌های سیاسی کشور رژیم ولایت ‌فقیه و امپریالیسم هم‌سویند و منافعی مشترک  دارند.

کوتاه سخن اینکه، وظایفی بسیار  پراهمیت  در این  مقطع زمانی حساس بر دوش ماست که عبارتند از: تشدید مبارزه، کوشش برای گسترش اعتصاب‌ها، تأکید بر احیای حقوق سندیکایی، تقویت جنبش اعتراضی با بالا بردن سطح سازمان‌دهی و همبستگی، استقلال عمل طبقاتی، و پیوند با جنبش همگانی ضد دیکتاتوری! تجربه تاریخ پیشِ روی ماست، کارنامه  پرافتخار جنبش کارگری میهن ما ثابت می‌کند با تشدید تضاد و رویارویی طبقاتی، مبارزه اقتصادی به مبارزه سیاسی فرا می‌روید. از این‌روی، وجود سازمان‌های سندیکایی مستقل نه‌تنها برای دست یافتن به خواست‌های صنفی- رفاهی، بلکه برای رسیده  به هدف‌‌های عام  سیاسی ضروری و  کارآمد  هستند.  با تشدید مبارزه  و بالا بردن سطح سازمان‌دهی باید اعتراض‌های پراکنده را به‌هم پیوند دهیم. سازمان‌دهی، همبستگی، اتحادعملِ فراگیر، تقویت نقش رهبری کارگران آگاه در اعتراض‌های صنفی، استقلال عمل طبقاتی و اتصال به جنبش همگانی ضد استبدادی، نیازهای جنبش کارگری و سندیکایی در این مرحله حساس است.

پیش به‌سوی اتحادعمل و ارتقای  سطح  سازمان‌دهی و همبستگی به‌هدف پیوندِ اعتراض‌ها و اعتصاب‌های پراکنده به‌یکدیگر در مبارزه با دیکتاتوری ولایی!

  به نقل از ضمبمه کارگری «نامهٔ مردم»، شمارۀ ۳۶، ۲۷ مرداد ماه ۱۳۹۹

Top