حزب توده ایران

بیست سالگی ۱۸ تیر! و تأملی بر ضرورت بازسازی جنبش دانشجویی کشور

 بیش از بیست سال از یورش خونین گزمگان ارتجاع به جنبش دانشجویی کشور می گذرد. بیستمین سالگرد یورش رژیم به دانشگاه های کشور امسال در سکوت آزار دهنده ای گذشت و نشانی بود از دشواری های جدی جنبش دانشجویی کشور در مصاف با سال های طولانی سرکوب خشن و خونین مبارزه دانشجویان کشور توسط رژیم ولایت فقیه. سرکوب تشکل های دانشجویی،‌اعزام مزدوران بسیجی به دانشگاه های کشور و اعمال سیاست های شدید انضباطی بر ضد دانشجویان فعال در مجموع شرایط دشواری را برای جنبش دانشجویی کشور و ادامۀ فعالیت های صنفی-سیاسی آن پدید آورده است.

حرکت های  مسالمت آمیز دانشجویی که در ۱۷ تیرماه سال ۱۳۷۸ در اعتراض به بسته شدنِ روزنامهٔ ”سلام“ آغاز شد، با سکوت فاجعه بار و همکاری عملی دولت محمد خاتمی با دستگاه های سرکوبگر و با فرمان مستقیم ولی فقیه رژیم در روز ۱۸ تیرماه به تهاجم خشن و خونین نیروهای انتظامی رژیم به دانشگاه‌ تهران و در روز های ۱۹ و ۲۰ تیر به سایر دانشگاه های کشور انجامید.  روزنامۀ ”خرداد“ در شمارۀ شنبه ۱۹ تیرماه با تیتر درشت در صفحه اولش نوشت:‌ ”دانشگاه به خاک و خون کشیده شد.“

”نامۀ مردم“، در شمارۀ ۵۶۲، ۲۹ تیرماه،‌در سرمقاله ای به مناسبت یورش وحشیانه گزمگان رژیم به دانشگاه های کشور از جمله نوشت: ”شش روز حماسه و خون، شش روز سرود آزادی، شش روز فریاد رهایی از دهان هزاران دانشجوی قهرمان دختر و پسر میهن مان که به تنهایی با ”دیو“ استبداد و جرثومه های فساد جنگیدند، بی آنکه جز گروهی از قربانیان فقر و خفقان جان به لب رسیده فریاد رسی داشته باشند... در حالی که فریاد می کردند: حمایت! حمایت! شش روز سرود عشق در تقابل با گلوله و سرنیزه: طرح تابستانی کشتار و سرکوب خونین مزدوران ”ولایت فقیه“ آغازه شده است.“

سپیده‌دم جمعهٔ ۱۸ تیرماه، شماری از چاقوکشان مرتبط و وابسته به نیروهای انتظامی ولی‌فقیه، که در وحشی‌گری روی شعبان بی‌مخ‌ها را سفید کرده بودند، به خوابگاه دانشجویان یورش بردند و به‌جنایت‌های هولناکی بر ضد جوانان دانشجو دست زدند. در اطلاعیهٔ وزارت فرهنگ‌و‌آموزش‌عالی که در همان روز صادر شد، دربارهٔ این جنایت دستگاه‌های امنیتی ازجمله گفته شد: ”تظاهرات جمعی از دانشجویان در محوطهٔ کوی دانشگاه و در مقابل آن، درحالی‌که با مدیریت مسئولان دانشگاه روی به ‌اتمام بود با مداخلهٔ خشونت‌آمیز نیروهای انتظامی به حادثه‌ای تلخ و تأسف‌بار تبدیل شد. در این حادثه، که در نوع خود بی‌نظیر بود، حرمت‌ها و حریم‌ها شکسته شده است که بازسازی آن‌ها به‌سادگی مقدور نخواهد بود. ... ورود به حریم دانشگاه بدون اجازه، شکستن در اتاق‌ها، تخریب، انهدام لوازم شخصی دانشجویان و وسایل عمومی دانشگاه، آتش زدن اتاق‌ها، ورود به ساختمان دانشجویان خارجی و ضرب ‌و شتم آن‌ها و تخریب وسایل‌شان، شلیک گلوله و پرتاب کردن دانشجویان از پنجرهٔ اتاق [ها] و به‌قتل رساندنِ تعدادی از آنان. سوزاندن کتاب‌ها و عکس‌ها، عکس‌های خاتمی و شریعتی هم نیم‌سوخته شده‌اند. تعداد مضروبان و مجروحان بیش از دویست نفر برآورده می‌شود. اما کشته‌شدگان موضوع تازه‌ای است. از یک تا هفت [کُشته] روایت کرده‌اند. تعداد زیادی از دانشجویان دستگیر شده‌اند. ۱۸ تیر در تاریخ ثبت شد. ..."

کمیتهٔ مرکزی حزب ما در همان دوران در سومین اعلامیه‌یی که در دفاع از مبارزه و پیکارِ دلاورانهٔ دانشجویان کشور منتشر کرد، ازجمله یادآور شد: ”حمله به مردم عادی، مکان عمومی و دامن زدن به جو بی‌امنیتی و ارعاب در روز سه‌شنبه ۲۱ تیرماه، نقشهٔ شوم نیروهای امنیتی و ارتجاع حاکم برای زمینه‌سازی سرکوب خونینی بود که علی خامنه‌ای فرمان آن را قبلاً نوشته بود. ..." و در انتقاد به عملکرد دولت خاتمی در عدم‌حمایتش از دانشجویان، افزود: ”مردم به‌حق می‌پرسند که سکوت و حمایت ضمنیِ دولت خاتمی از عربده‌های منکوب و مرعوب کنید و "تکه‌تکه کردن مخالفان"، چه معنایی جز هم‌صدایی و همگام شدن با سرکوب وحشیانهٔ جنبش دانشجویی و آزادی‌خواهان می‌تواند داشته باشد..." [به‌نقل از: ”نامهٔ مردم“، شمارهٔ ۵۶۲، ۲۹ تیرماه ۱۳۷۸].

محمد باقر قلیباف، شهردار سابق تهران و ‌از فرماندهان وقت سپاه، که نقش مهمی در سازماندهی سرکوب خونین دانشجویان عهده دار بود سالها بعد در  جمع بسیجیان دانشگاه صنعتی شریف درباره اتفاقات آن زمان از جمله گفت: ”حادثه سال ۷۸ که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد، آن نامه‌ای را که نوشته شد، من نوشتم [نامه فرماندهان سپاه به رئیس‌جمهور وقت، سیدمحمد خاتمی] بنده و آقای سلیمانی وقتی در کف خیابان به سمت بیت رهبری راه افتادند، بنده فرمانده نیروی هوایی سپاه بودم. عکس من الان روی موتور ۱۰۰۰ با چوب هست؛ با حسین خالقی. ایستادم کف خیابان که کف خیابان را جمع کنم. آن جایی که لازم باشد بیاییم کف خیابان و چوب بزنیم، جزو چوب‌زن‌ها هستیم. افتخار هم می‌کنیم. نگاه نکردم که من، سردار و فرمانده نیروی هوایی هستم و تو را چه به کف خیابان؟“ (به نقل از ایسنا،  چهارشنبه ۱۹ تیرماه ۱۳۹۸).

در بیست سال گذشته، جنبش دانشجویی کشور تجربه‌های گوناگون و غنی‌ای را پشت سر گذاشته است، و به‌رغمِ همهٔ فشارها و انحلالِ شماری از تشکل‌های صنفی‌اش، هرگز در مقابل استبدادِ حاکم تسلیم نشده است. دوران هشت‌سالهٔ سیاه دولت برگماردهٔ محمود احمدی‌نژاد، دوران دشواری بود که حاکمیت تلاش کرد در خلال آن، با استقرارِ نیروهای مزدورِ "بسیج دانشجویی"، عملاً دانشگاه‌های کشور را به پایگاه‌های نظامیِ زیرِ کنترل خود تبدیل کند و اجازه ندهد تا تجربه‌هایی همچون تجربهٔ ۱۸ تیرماهِ ۱۳۷۸، بار دیگر در دانشگاه‌های ایران تکرار شود. اما به‌رغم همهٔ این تلاش‌ها، شرکت گسترده دانشجویان و جوانان کشور در اعتراض‌های میلیونیِ سال ۱۳۸۸، درست یک دهه پس از سرکوب خونین ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸،  در اعتراض به کودتایِ انتخاباتیِ ولی‌فقیه و نیروهای سپاه و انتظامی، نشان داد که جنبشِ دانشجویی کشور همچون آتشی زیر خاکستر است، که با باز شدن کوچک‌ترین روزنه‌یی، آمادهٔ برافروخته شدن و به‌چالش کشیدن استبداد و حضور در میدانِ مبارزه با مرتجعان حاکم است.

انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ عرصه دیگری بود که بخش هایی از جنبش دانشجویی در آن  به نفع حسن روحانی شرکت فعال داشت. روحانی با قول‌ و وعده‌ در زمینه گشایش در فضای سیاسی کشور توانست با رای اعتماد گرفتن از اصلاح طلبان حکومتی و همراهی بخش هایی از جنبش دانشجویی و مردم جان به لب رسیده از هشت سال دولت فاجعه بار احمدی نژاد بر کرسی ریاست جمهوری بنشیند.  ولی برخلاف همه قول‌های داده‌شده، کارنامهٔ دولت روحانی در این عرصه نیز مانند بسیاری عرصه‌های دیگر از ادامه یافتنِ همان سیاست‌های کلان گذشته حکایت داشته و دارد، و در بر دارندهٔ  تنها تکرار همان شعارهایی است که نه دولت روحانی و نه حاکمیت رژیم ولایت‌فقیه به عملی کردنِ آن‌ها تمایلی ندارند.

دی ماه ۱۳۹۶ُ،‌و خیزش های مردمی در ده ها شهر کشور،‌بر ضد حکومت استبدادی ولایت فقیه نشانه دیگری از طغیان جوانان و مردم میهن ما و در کنار آنها جنبش دانشجویی بود. اعتراض های گسترده مردمی که در آن جنبش دانشجویی خصوصاْ در تهران نقش مهمی داشت بار دیگر نشان داد که جنبش دانشجویی کشور می تواند در صورت باز سازمان دهی نقش مهمی در تحولات میهن داشته باشد. صدور احکام سنگین بیدادگاه های قضایی کشور بر ضد دانشجویان و جوانان دستگیر شده در اعتراض های دی ماه ۹۶ در تیرماه ۹۷،‌ پیام روشن تاریک اندیشان حاکم به جنبش دانشجویی کشور بود که ارتجاع آماده است از همه توان و امکاناتش را برای خاموش کردن این جنبش استفاده نماید.

دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی، روز دوم تیر ماه ۱۳۹۷ در اعتراض به احکام سنگین قضایی صادر شده برای دانشجویان در طوماری ضمن اعلام همبستگی با دانشجویان و فعالین صنفی بازداشت شده از جمله اعلام کردند:

و اما شما آمرین امر! 

متحدتر از پیش بارها تلاش کردید صدای فعالین صنفی_دانشجویی را خاموش کنید. برای این کار از ابزارهای مختلفی بهره گرفتید، از احضار به کمیته های انضباطی، بازداشت های ساعتی در ساختمان های وزارت اطلاعات، ساخت نهادها و تشکل های موازی، محدود کردن از طریق آئین نامه ها، تماس های تلفنی با خانواده ها، بازداشت های گسترده و در آخر احکام سنگین قضایی. اما شما حتی ثانیه ای حاضر به شنیدن درد دل ها و انتقادات فرزندان مردم نشدید و جز در جلسات بازجویی با دانشجویان به مذاکره ننشستید. شما با خشک اندیشی و تعصب بر تداوم سیاست های ضد مردمی تان اصرار ورزیدید ...
این صدا که برآمده از زیست روزمره دانشجویان است خاموش شدنی نیست. این صدا از وهم و رویا نیامده بلکه از زجری هر روزه برآمده است. زجری که با کالایی سازی و امنیتی سازی دانشگاه ها و ساحت آموزش (همچون دیگرساحت های حیات) هر روز صدای دانشجویان را بلندتر از پیش کرده است. زجری برآمده از وضعیت اقتصادی_معیشتی خانواده هایمان بیرون از حصارهای این دانشگاه و آن دانشگاه. بدانید که هر چه شلاق و احکام شما سنگین تر، صفوف ما متحد تر و صدایمان بلندتر از پیش خواهد شد..."

جنبش دانشجویی کشور بخش جدایی ناپذیر و مهمی از جنبش عمومی خلق بر ضد رژیم ولایت فقیه است. سازمان یافتگی و تلاش مشترک این جنبش در کنار دیگر گردان های اجتماعی و در مقابله با سیاست خانمان برانداز اقتصادی -اجتماعی که نتیجه اش برای میهن ما فقر و محرومیت بی سابقه ظلم و تعدی دستگاه های دولتی بوده است، گام نخست در به چالش کشیدن رژیم ولایت فقیه و گشایش راه به سمت تغییرات اساسی و پایدار در میهن ماست. از قول های دولت محمد خاتمی تا قول های دولت حسن روحانی، آنچه جنبش دانشجویی به تجربه دریافته است این حقیقت است که تنها با عبور از نظام سیاسی کنونی است که می توان اصل حاکمیت مردم بر سرنوشت شان را تأمین کردن. منادیان گوناگون امکان استحاله رژیم ولایت فقیه و مشوقان مدارا به استبداد و شرکت در ”انتخابات“ در دو دهه گذشته تنها حاصل جدی کارشان ادامه حیات حکومتی  است که شرایط فاجعه بار کنونی را بر میهن ما تحمیل کرده است.

  به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۸۲، دوشنبه ۳۱ تیر ماه ۱۳۹۸

 

 

 

 

Top