طرح تفکیک جنسیتی، پیش زمینه یی برای شدید تر کردن فضای اختناق

چاپ
زمزمه هایی مبنی بر جدا کردن دختران و پسران در دانشگاه های کشور با عنوان ”طرح تفکیک جنسیتی“ که از مدت ها قبل در رسانه های جمعی انتشار یافته بود، با به پایان رسیدن سال تحصیلی جاری و شروع روند تدارک کنترل همه جانبه مراکز آموزشی از سوی رژیم پس از بازگشایی آن ها در دوم مهرماه، شدت و حدت بیشتری یافته و همین امر بحث و جدل های گسترده ای را به همراه داشته است که بدون ارتباط با روندهای سیاسی موجود در میهن مان نمی تواند مورد ارزیابی قرار بگیرد. به گزارش خبرگزاری مهر، ۴ خرداد، در تجمع بیست هزار نفری سوم خرداد در دانشگاه تهران، که برای حمایت از مردم بحرین برگزار شده بود، طوماری به امضاء رسید که در آن دانشجویان خواستار اجرای تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها شدند. اینکه اجتماع مذکور بیست هزار نفری بوده یا فقط یک بزرگ نمایی، نمی توان با قاطعیت رد یا تایید کرد، اینکه بر فرض تایید این تعداد شرکت کننده، آیا تمامی افراد مزبور دانشجو بوده یا جیره خوران حاکمان سرکوب گر، نیز نمی توان تایید یا رد کرد، اما اینکه اجتماعی را با عنوان حمایت از مردم بحرین ترتیب داد و در آن نسبت به اجرا نشدن طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه ها طومار تهیه کرد، سئوال های متعددی را در ذهن به وجود می آورد.
کامران دانشجو، وزیر علوم، بهمن ماه سال گذشته، در باره تفکیک جنسیتی، طی سخنانی گفت:“ می گویند ”تفکیک جنسیتی“ توهین به دانشجو و استاد است. آیا حق انتخاب دادن به دانشجو توهین است؟ اگر دانشجوی دختری می خواست در یک درس عمومی در گروهی ثبت نام کند که فقط خانم ها هستند اشکال دارد؟ اگر فرد بخواهد در کلاس درس راحت تر باشد و خودش برود در کلاسی ثبت نام کند که فقط دختران هستند این توهین است؟ از آنها می پرسم که آیا قانون الزام کرده که دانشجویان دختر و پسر با هم سر یک کلاس باشند. اگر قانون این را الزام کرده پس ما هم برویم قانون بگیریم که اگر خواستند با هم نباشند. آیا قانونی نداریم که دختر و پسر در کلاس باید در هم بنشینند؟“
در همین زمینه حجت الاسلام قرائتی، که از ابتدای انقلاب تاکنون مسئولیت نهضت سوادآموزی را به عهده داشته و تاکنون نه تنها این معضل را حل نکرده بلکه بر آمار بیسوادان میهن نیز افزوده شده است، در حمایت از این طرح ، گفت:“ مدرسه دختر و پسر از هم جداست. راهنمایی ها که هنوز شهوت ندارند، از هم جداست. دبیرستانی ها که شهوتشان شکوفا می شود، آنها هم از هم جداست. دانشجو که شهوتش گر می کشد، مختلط است. آن وقت خنده دار این است که یک مشت دکتر در یک اتاق نشستند، من از این دکترها خنده ام می گیرد. اسمش را اسلامی کردن دانشگاه می گذارند. دختر و پسر را قاطی هم کردند در اتاق نشستند موز می خورند“(سایت جهان، ۱۰ تیر).
وی در قسمتی دیگر از افاضاتش، ادامه می دهد:“می خواهند دانشگاه را اسلامی کنند. راست می گویید یا دروغ؟ آخر زشت است که آدم خودش را سر کار بگذارد. آدم مردم را سرکار بگذارد بد نیست. این آقایان خودشان، خودشان را سر کار گذاشتند. صبح دخترها بیایند و عصر پسرها بیایند. چه می شود؟“
از دید کامران دانشجو و قرائتی و همفکران شان، هدف دانشجویان از وارد شدن به دانشگاه ها و مراکز عالی آموزشی رفع نیازهای جنسی است و نه کسب علم و دانش و آگاهی. به تعبیر قرائتی، اگر این تفکیک صورت بگیرد حتماً ما شاهد کیفیت آموزشی در بین دانشجویان خواهیم بود. آقای قرائتی در حالی به تفکیک جنسیتی در مراکز پایین آموزشی اشاره می کند که بنا به اعتراف خود مقامات مسئول، مثلا اعتیاد به نحو فزاینده ای در بین دانش آموزان حتی در سنین پایین وجود دارد. ترک تحصیل و دیگر ناهنجاری های شناخته شده نیز از دیگر معضل هایی است که ما در سطح مدارس با آن رو به روئیم. به طوری که خبرگزاری فارس، ۲۳ خرداد، نوشت، بر اساس آمار رسمی مرکز آمار، ده میلیون بی سواد و ده میلیون کم سواد در کشور وجود دارد. این سوال از آقای قرائتی باید پرسیده شود که ، حالا که معضل ”جنسی“ دانش آموزان را حل کرده اید پس این آمار بیست میلیونی بیسوادان و کم سوادان چه معنایی می تواند داشته باشد؟ چگونه است که پس از سی و دو سال حکومت رژیم ولایت فقیه نزدیک به بیست میلیون نفر از جمعیت هفتاد و چند میلیونی ایران بیسواد هستند؟ هدف کامران دانشجو، قرائتی و همفکران شان در رژیم ولایت فقیه، نه بهبود کیفیت آموزشی کشور، بلکه به قهقرا بردن آن است. ما در سطح جهان دانشگاه هایی را سراغ داریم که دانشجویان دختر و پسر به صورت مختلط با هم تحصیل می کنند و از جمله معتبرترین دانشگاه ها هستند و از کیفیت بالایی برخوردارند. در هیچ یک از دانشگاه های جهان اُفت تحصیلی از اختلاط دانشجویان پسر و دختر ناشی نشده است. وانگهی تقریبا بر هیچ کس پوشیده نیست که بسیاری از فرزندان مقامات حکومت هم اکنون و یا قبلا به تحصیل در کشورهای خارجی که تفکیک جنسیتی نداشته اند اقدام کرده اند. از کامران دانشجو و قرائتی و همفکران شان که بر طبل جدایی جنسیتی می کوبند باید پرسید چگونه اجازه داده شد فرزندان سران حکومت نمونه اسلامی در کشورهای خارجی به تحصیل ادامه دهند و منحرف شوند؟
به گزارش خبر آنلاین، ۳۰ خرداد، علی کریمی فیروز جانی، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، نیز گفت: “وزیر علوم اعلام کرد که در تابستان که فصل تعطیلی دانشگاه هاست تحقیقی انجام می شود تا ظرفیت دانشگاه ها برای تفکیک جنسیتی مشخص شود و دانشگاه هایی که امکان جدا شدن کلاس ها را داشته باشند از مهرماه تفکیک می شوند.“ به دنبال این مقدمه چینی ها، رضا روستا آزاد، رئیس دانشگاه شریف، با اشاره به برنامه وزارت علوم برای تفکیک جنسیتی، گفت: “در این راستا دانشگاه شریف برنامه هایی را برای تفکیک جنسیتی در نظر گرفته است“ (رادیو فردا، ۷ تیر). وی در توجیه این طرح، به همان مواردی اشاره می کند که دانشجو و قرائتی به آن استناد کرده اند، و می گوید: ”زمانی که دانشجویان از محیط دبیرستان وارد محیط دانشگاه می شوند، شوکی به آنها وارد می شود که این امر موجب می شود که بسیاری از خانواده ها برای حل این مشکل به ما مراجعه کنند. از این رو به منظور عادی سازی محیط، برنامه هایی برای دانشجویان سال اول در نظر گرفته شد.“ به گزارش خبرگزاری مهر، ۸ تیر، وزیر علوم بار دیگر با تاکید بر تفکیک جنسیتی دانشگاه ها، گفت: “دانشگاه های تک جنسیتی از رشد علمی بیشتری برخوردارند و آرامش روانی دختران و پسران دانشجو در این دانشگاه ها بهتر فراهم می شود.“ به گزارش مهر، ۱۰ تیر، با این عنوان که ”دانشگاه مازندران هم تفکیک جنسیتی شد“، از قول رئیس این دانشگاه، می نویسد: “اگر تعداد دروس تخصصی به حد نصاب لازم برسد و امکانات وجود داشته باشد، کلاس های این دروس هم تفکیک می شود. سایر دروس و واحدها نیز در دستور کار اجرای این طرح قرار دارند. طرح تفکیک جنسیتی برای تمامی دانشجویان جدید الورود نیز اجرا می شود.“ خبرآنلاین، ۱ تیر، در گزارشی جواب روحانیون مرتجع و مدافع سرکوب را آورده که در آن، مکارم شیرازی، می گوید:“ قطعا هر گاه ضرورتی ایجاب نکند هر کدام با جنس خود مشکلات تحصیلی و علمی را حل کنند اولویت دارد و اگر بیم فسادی باشد حرام است.“ و نوری همدانی، یکی دیگر از مرتجعان، گفته است که، اقدام بسیار خوبی است و مقدمه و فوائد و محسنات بسیاری خواهد بود. صافی گلپایگانی اظهار داشته است که، هزینه اجرای تفکیک جنسیتی هر چقدر هم سنگین باشد قابل تحمل است.
اگر نگاهی دوباره به اظهارات بیان شده از سوی مسئولان حکومتی، دانشگاهی و مرتجعان روحانی بیندازیم، و شباهت های کلامی و گفتاری آن ها را مورد بررسی قرار دهیم، باید به این نتیجه برسیم که تمامی این گفته های مشابه نه از روی تصادف بلکه طبق توافقی از قبل برنامه ریزی شده بیان شده است. واقعیت آن است که جنبش دانشجویی میهن مان چه قبل و چه بعد از انقلاب و به خصوص در جریان خیزش های چند سال گذشته بر ضد رژیم ولایت فقیه، نقش برجسته و انکار ناپذیر داشته است. در طول تمامی این سال ها، دغدغه دانشجویان اعتراض کننده ، معطوف به نهادینه کردن روندهای دمکراسی خواهانه بوده است. اگر به تعداد دستگیری های انجام شده نگاهی دوباره بیندازیم، دانشجویان در این میان سهمی عمده دارند. هم اکنون تعداد زیادی از دانشجویان در زندان به سر می برند و تشکل های مرتبط با دانشجویان زیر شدیدترین فشارها قرار گرفته اند. بعد از تقلب انتخاباتی دو سال پیش نیز مزدوران حاکم، همچون حادثه ۱۸ تیر، با هجوم به دانشگاه، بار دیگر با اجرای عملیات وحشیانه در صدد ایجاد فضای رعب و وحشت در میان دانشجویان برآمدند. رژیم ولایت فقیه که همیشه تمامی سعی خویش را برای پرونده سازی بر ضد فعالان سیاسی به کار برده است، اتهام هایی که به دانشجویان دستگیر شده وارد کرده است، عمدتا سیاسی بوده اند. بازبینی دوباره جنبش دانشجویی به خوبی نشان می دهد که اگر بخواهیم واقع بینانه مسایل را مورد برسی قرار دهیم اتفاقا موردی که سرکوب گران و مرتجعان حاکم بر آن تاکید دارند، دارای کم ترین احتمال در بین دانشجویان است. به عبارتی خیلی روشن تر، آن چیزی که در پس پرده این اظهارات توهین آمیز و مشمئز کننده پنهان داشته شده است، در واقع امر ایجاد فضای رعب و وحشت و شدت بخشیدن به فشارها، و استیلای هر چه بیشتر فضای اختناق است. همزمان با این اقدام های رو به گسترش، طرح های دیگری همچون فشار بیشتر بر زنان در قالب طرح حجاب و عفاف را نیز شاهد هستیم. جناحی از حاکمیت که دست بالا را در کنترل نیروهای نظامی، انتظامی، و امنیتی دارد، به دلیل درهم تنیدگی منافعش با روندهای سیاسی موجود در میهن، شدید تر کردن فضای اختناق را به نفع خویش ارزیابی کرده و همچون گذشته سعی دارد زیر لوای طرح هایی که قبلا نیز آزمایش شده و به شکست انجامیده اند، اقتدار سیاسی خویش را به رخ مردم بکشند.
علاوه بر این ها، سیاست های زن ستیزانه را نباید در این طرح ها از نظر دور داشت. به گزارش خبرآنلاین، ۴ تیر، نورالله حیدری، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، در این باره اظهاراتی بیان داشته است که پشت پرده این سیاست های زن ستیزانه را به خوبی آشکار می کند. وی می گوید: “اگر تحصیل به عنوان یک نقطه کمال برای دختران در نظر گرفته شود، این ایرادی ندارد اما نکته اینجاست که همزمان با ادامه تحصیل زنان، میل به اشتغال در آنان ایجاد می شود و به جایگاه خانواده آسیب می زند.“ اگر این نماینده مجلس واقعا معتقد است که اشتغال زنان به جایگاه خانواده آسیب می رساند، این سوال به وجود می آید که وجود تعدادی از زنان در مجلس، که جیره خوار ارتجاع حاکم اند، چه توجیهی دارد؟ چرا دولت احمدی نژاد یک زن را به عنوان وزیر بهداشت خویش انتخاب کرده است؟ چرا پست های رسمی دولتی در اختیار کسانی قرار می گیرد که نظرهای شان با تفکرهای ارتجاعی یکسان است؟ مثلا طیبه صفایی، یکی دیگر از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، که خود نیز از جنس زن است، در اظهاراتی مشابه می گوید:“ به عنوان یک هیئت علمی وقتی در کلاس می بینیم که اکثریت کلاس با دختران است و تنها دو پسر در سر کلاس می نشینند، در عین حال که از اینکه دانشجویان مدارج علمی و تحصیلات عالیه دارند خوشحال می شویم اما دچار یک نگرانی هم هستیم که توازن و تعادل جامعه نیز بهم می خورد“(مهر، ۱ تیرماه). بسیاری از زنان آزاده میهن ما، به رغم تمامی ترفندهای به کار گرفته شده از سوی رژیم ولایت فقیه، مصدر امور مهمی در کشورند بی آنکه به جایگاه خانوادگی آنان آسیبی برسد. اتفاقا عکس این واقعیت دارد، یعنی به دلیل مشارکت زنان در امور اجتماعی میزان آگاهی آنان نیز بالا رفته و همین امر به طور مستقیم و غیر مستقیم بر تحکیم خانواده آنان می افزاید. هم اکنون بر طبق آمارهای منتشر شده، چند میلیون نفر از هم میهنان ما با سرپرستی زنان اداره می شوند. این زنان که جزو فقیرترین قشرهای جامعه محسوب می شوند، از کم ترین امکان ها و پشتیبانی برخوردارند. بسیاری از این زنان مایلند در صورتی که دولت نمونه اسلامی امکان مالی برای شان فراهم کند، دست از کار کشیده و وقت خویش را به تربیت فرزندان شان بگذرانند. سئوال از دو نماینده مذکور این است که، دولت اسلامی تاکنون چه اقدامی را در این جهت به نفع این قشر میلیونی انجام داده است؟ مرتجعان حاکم در حوزه های علمیه که برای هر طرح ارتجاعی پشت در پشت اعلامیه و بیانیه می دهند، برای تحکیم بنیان های این خانواده های محروم چه توصیه یی را تا حالا به حاکمان کنونی ارایه داده اند؟ تمامی این شاهدها نشان می دهند که هدف از این طرح های ارتجاعی نه حمایت از بنیان های خانواده -که اتفاقا در طول سی و دو سال حاکمیت رژیم ولایت فقیه هر روز نسبت به روز پیش شکننده تر می شوند- بلکه در واقع به اجرا درآوردن برنامه های سرکوب گرانه است. در این میان، همچون گذشته، زنان و دانشجویان هدف اصلی این هجوم های مرتجعانه اند.

به نقل از نامه مردم، شماره 872، 13 تیرماه 1390