حزب توده ایران

همایش چپ بر ضد اجلاس وزیران جنگ ناتو در سویل- اسپانیا


به ابتکار حزب کمونیست اسپانیا و سازمان فدراتیو در آندولوس همایش سه روزه ای در مخالفت با اجلاس وزیران جنگ ناتو در شهر سویل اسپانیا طی روزهای13 تا 15 بهمن ماه برگزار شد. در این همایش اعتراضی پر شکوه که هزاران فعال جنبش صلح، اتحادیه های کارگری، ائتلاف پرقدرت چپ و سازمانهای جوانان و احزاب کمونیست را به خیابان های شهر سویل اسپانیا کشاند، شعار محوری مخالفت با نظامی گری و اعتراض به طرح پیمان تجاوزگر ناتو جهت افزایش نیروهای نظامی خود در افغانستان و استان کوزوو صربستان بود. به ابتکار حزب کمونیست اسپانیا و سازمان فدراتیو در آندولوس همایش سه روزه ای در مخالفت با اجلاس وزیران جنگ ناتو در شهر سویل اسپانیا طی روزهای13 تا 15 بهمن ماه برگزار شد. در این همایش اعتراضی پر شکوه که هزاران فعال جنبش صلح، اتحادیه های کارگری، ائتلاف پرقدرت چپ و سازمانهای جوانان و احزاب کمونیست را به خیابان های شهر سویل اسپانیا کشاند، شعار محوری مخالفت با نظامی گری و اعتراض به طرح پیمان تجاوزگر ناتو جهت افزایش نیروهای نظامی خود در افغانستان و استان کوزوو صربستان بود. این همایش اعتراضی و تظاهرات ضد جنگ در اساس به مثابه مقابله ای با اجلاس وزیران جنگ کشورهای عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بود که چند روز بعد در روزهای 19 تا 21 بهمن در سویل برگزار می گشت. اعتراض ها روز 15 بهمن ماه با برگزاری یک راهپیمایی عمومی در تمام شهر به اوج خود رسید. وسعت تظاهرات درواقع نشاندهنده شدت مخالفت مردم با مداخله امپریالیستی در عراق، افغانستان و تهدیدهای ایالات متحده و متحدان آن در ناتو به حمله نظامی به ایران و نیز مخالفت با پایگاههای نظامی و بالاخره مخالفت با اصل وجود پیمان تجاوزگر ناتو بود. این تظاهرات در واقع تاکیدی باشکوه بود بر همبستگی جنبش صلح و ترقی خواهی اسپانیا با همه آنانی که بر ضد سلطه خارجی، اشغال و پایگاه های نظامی امپریالیسم می رزمند.
سازمان ها و جنبش های مختلف وسیعی از اروپا تا خاورمیانه و آمریکای لاتین شامل نمایندگان جنبش جهانی صلح و فدراسیون جهانی جوانان دموکرات در این همایش شرکت داشتند. حضور شرکت کنندگان از کشورهای مختلف- فلسطین، جمهوری چک، برزیل، صحرای غربی، ونزوئلا و نیکاراگوئه- به شکل چشمگیر در میان سایر شرکت کنندگان نمای کاملا انترناسیونالیستی و به ویژه ضدامپریالیستی به تظاهرات می داد. فعالان و رهبران احزاب کمونیست اسپانیا، پرتغال، فرانسه، ایتالیا (احیاء کمونیستی) ، بوهم -موراوی (جمهوری چک) و یونان نیز بنا به دعوت حزب کمونیست اسپانیا در اعتراضات سویل شرکت داشتند و در جریان همایش با هم دیدار و گفتگو داشتند. ( حزب کمونیست اسپانیا در این رابطه هماهنگی های ضرور را با رهبری حزب توده ایران به منظور انعکاس نظریات آن انجام داده بود.) ماحصل دیداراحزاب برادر در روز 14 بهمن ماه انتشار قطعنامه شدیدٌا اعتراضی به سیاست های تجاوزکارانه امپریالیستی بود. در این قطعنامه که به امضای 58 حزب و سازمان سیاسی چپ و طرفدار صلح از سراسر جهان رسیده است، آنها به نمایندگی از همه مردم جهان خواستار اتخاذ راه نوینی برای استقرار صلح و پیشرفت اجتماعی شدند.
در بین موضوعات مورد بررسی در اجلاس، بحث در باره ماهیت و عملکرد اتحادیه اروپا و خیال باطلی که در برخی محافل در رابطه با امکان توسعه نقش بازدارندگی اتحادیه اروپا در مقابل آمریکا وجود دارد، قرار داشت. نمایندگان سازمان ها و احزاب کمونیست کشورهای متعددی تاکید کردند که در حقیقت اتحادیه اروپا نقشی ارتجاعی و جنگ طلبانه دارد و در واقع کوشش میکند در رقابت با آمریکا سهم بیشتری از منابع جهان داشته باشد. نقشی که آمریکا و اتحادیه اروپا برای پایگاههای نظامی جدید در رومانی و بلغارستان در نظر گرفته اند- و احتمال قوی استفاده از این پایگاه ها در حمله نظامی احتمالی علیه ایران- نشان از نظامی شدن بیشتر اتحادیه اروپا دارد. این مسئله یعنی نظامی شدن بیشتر اتحادیه اروپا بر اساس فاکت های اخیر مورد بررسی و تاکید قرار گرفت. شرکت کنندگان در همایش بر این امرتاکید نمودند که فشار شدید دولت بوش برای استقرار پایگاههای ضدموشکی در چک و لهستان، علیرغم مخالفت های گسترده مردم و تظاهرات وسیع علیه این اقدام در این دو کشور، نشان از همین واقعیت دارد


فراخوان زیر به ابتکار حزب کمونیست اسپانیا ( PCE ) مطرح و در جریان فعالیت های مرتبط با همایش ضد ناتو در شهر سویل- اسپانیا- توسط ۵۸ حزب و سازمان ، از جمله حزب توده ایران به امضاء رسیده است :
پیمان ناتو در سال ١۹٤۹ ظاهرا به عنوان پیمانی دفاعی در برابر اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بنیاد نهاده شد. اما هدف واقعی این پیمان اعطای موقعیتی حاکم به ایالات متحدۀ امریکا در اروپای غربی ِ دوران پس از جنگ بود.
١۵سال پس از انحلال پیمان ورشو یعنی پس از حذف شدن بهانۀ ایجاد پیمان ناتو، این پیمان به چنان ابزاری برای تهاجم جهانی امپریالیسم تبدیل شده است که برای کره خاکی چیزی جز جنگ بیشتر، نظامی گری بیشتر، خشونت بیشتر، شکنجۀ بیشتر، زندانهای غیرقانونی بیشتر، محدودیت های بیشتر برای آزادی و ستم بیشتر بر دموکراسی را به ارمغان آورده است. خط مشی موسوم به ”خط مشی سیاسی در جهان“ نیز با این توجیه که در آینده خطرحمله ای از آن سوی منطقۀ اروپا- آتلانتیک وجود خواهد داشت، وظیفۀ بازگذاردن دست ناتو را برای تعقیب اهداف آن برعهده دارد.
استراتژی اتخاذ شده توسط واشنگتن در سال ١۹۹۹ به بهانۀ مبارزه با جرایم سازمان یافته، با تروریسم، با موج فراریان و یا برای تامین امنیت منابع حیاتی انرژی، اجازۀ مداخلۀ نظامی را بدون موافقت شورای امنیت سازمان ملل یعنی از فراز حقوق خلق ها به این کشور می دهد.
نظامی کردن کامل مفهوم امنیت و افزایش قابل توجه هزینه های نظامی، شرط های لازم برای نظامی کردن پاسخ به مشکلات غیر نظامی از قبیل جرایم سازمان یافته یا تروریسم است. صدها هزار انسان در جنگ جان خود را می بازند و ادامۀ تجاوزات افق آینده را تیره و تار می سازند. امروز در شرایطی که آشکارا دربارۀ کاربرد سلاح های اتمی در صحنۀ جنگ های آینده سخن رانده می شود، استفاده از سلاح های وحشت آوری چون فسفر، بمب های افشان و بمب های اورانیوم دار، دیگر به واقعیت وحشتناک تبدیل گردیده است.
اکنون حق حاکمیت و استقلال خلق ها و ملت ها هرچه بیشتر مورد تهدید قدرت های بزرگ قرار دارد.
پارلمان اروپا سازمان های جاسوسی ایالات متحدۀ امریکا را به دلیل استفاده از خاک اروپا برای ربودن اشخاص و سپس بازداشت آنان در زندان های مخفی محکوم کرده است. پایگاه های امریکایی که در اروپا مشترکا با ناتو مورد استفاده قرار می گیرند و نیز سایر پایگاه های امریکا در جهان، در انجام این پروازهای آدم ربایی و اعمال این بربریت نقش مهمی ایفا می کنند. این یورش بخشی از کارزار به راه انداخته شده در عرصه های اقتصادی و اجتماعی توسط طبقات حاکمه، سرمایۀ کلان، موسسات فراملی و نیز آن آزانس های بین المللی است که به ایشان برای دستیابی به هدف تصاحب ذخایر طبیعی سیارۀ ما خدمت می کنند. در همه جا مناسبات شغلی و دستمزها، بازنشستگی و حق امنیت اجتماعی، حق کار و حقوق سندیکایی مورد حمله قرار می گیرد. خدمات مهم اجتماعی به منابعی سود آور برای سرمایۀ کلان تبدیل می گردد و حق آموزش، بهداشت و زندگی شرافتمندانه که برای میلیون ها انسان هرگز واقعیت پیدا ننموده است، هرچه بیشتر از کسانی که دیگر به تسخیر آنان در آمده اند دریغ می گردد. اکنون در حالیکه در یکسو ثروت های هرچه توهین آمیزتر و درآمدها و مزایای افسانه ای برای اقلیت حاکم و استثمارگر ایجاد می گردد، در سوی دیگر، همزمان فقر و نکبت، استثمار، شرایط متزلزل زندگی و عدم اطمینان و امنیت درحال رشد می باشد. رشد نابرابری و بی عدالتی دست در دست جنگ و ستم دارد و این همان ذات حقیقی سرمایه داری است که در دوران ما آشکار می گردد. در چنین شرایطی تاکید بر این حقیقت که ناتو بیانگر مصالح اولیگارشی حاکم در ایالات متحدۀ امریکا و برخی ازکشورهای اتحادیۀ اروپا است بیش از هر زمان دیگری اهمیت می یابد. زیرا ناتو به معنی آن هزینه های هنگفت و توجیه نشده ای می باشد که با افزودن فشار بر هزینه های اجتماعی (مانند بیکاری، سلامتی و غیره) تامین می گردند.
بدین ترتیب ناتو منبع سودی برای مجتمع نظامی- صنعتی می باشد که بیرحمانه در تنور درگیری های جنگی می دمد تا به طرفین درگیری سلاح بفروشد ، بی آنکه به مورد استفادۀ آنها بهایی بدهد. از این رو به باور ما ناتو تضمینی برای صلح نمی باشد، بلکه برعکس ، مداخلات بیشمار آن در امور کشورها (عراق، سومالی و غیره) تا کنون نه تنها به حل منازعات یاری نرسانده است، بلکه حتی در موارد متعددی خود به بخشی از این درگیری ها تبدیل گردیده است.
شرکت ناتو در افغانستان اکنون از ”ماموریتی برای بازسازی“ در این کشور به مداخلۀ جنگی آشکاری تبدیل گردیده است که توسط ایالات متحدۀ امریکا دیکته و اجرا می گردد.
پیشنهاد بوش رئیس جمهور امریکا، در تاریخ ١۰ ژانویه، برای افزایش حضور نظامی در عراق در مقابل خواست مردم آمریکای شمالی قرار دارد که آن را در جریان انتخابات ابراز کردند. شایسته است که این پیشنهاد با عدم پذیرش در جوامع بین المللی روبرو گردد زیرا بوش راه حلی نظامی را دنبال می کند که تنها بر رنج مردم عراق خواهد افزود.
از این رو ما اعلام می کنیم که همانگونه که در ترکیه و یونان به اثبات رسیده است ناتو نه برای تحقق دموکراسی و نه برای احترام به حقوق بشر تضمینی محسوب نمی گردد و با توجه به وضعیت کنونی تاکید می کنیم که تنها ابزار مناسب برای حل منازعات بین المللی تلاش های دیپلماتیک و پیشگیری از ایجاد منازعات می باشد (که مورد آخری کاملا به دست فراموشی سپرده شده است).
با این وجود اکنون مبارزۀ کارگران و خلق های جهان در برابر این یورش جهانی امپریالیسم قد علم کرده است. از خاورمیانه گرفته تا آمریکای لاتین، از اروپا گرفته تا آسیا مقاومتی نیرومند در جریان است.پیشرفت های صورت گرفته در روند های تحول و ترقی نمایانگر آن است که واژگون ساختن شرایط کنونی امری امکان پذیر است.
احزاب و سازمان های امضا کنندۀ این فراخوان از مبارزات و مقاومت خلق های عرب و سایر خلق های جهان در برابر یورش امپریالیستی که به صورت مداخلات نظامی، اشغال و جهانی سازی نو لیبرالی سرمایه داری انجام می گیرد حمایت می کنند، زیرا این مبارزات خود عاملی تعیین کننده برای گشوده شدن راه تامین صلح و پیشرفت اجتماعی برای بشریت است.
ما در عین حال در قبال خطرات عصرکنونی هشدار داده و همگان را به تجهیز تمامی نیروهای هوادار صلح و پیشرفت اجتماعی فرا می خوانیم تا بتوانند سرمایه داری را همانند قرن گذشته از کشاندن بیشتر جهان به پرتگاه فاجعه باز دارند.
ما اطمینان راسخ داریم که پیدایش جهانی دیگر، یعنی جهانی سوسیالیستی، امری شدنی است و از این رو خواهان برچیده شدن پایگاه های نظامی امریکا که در همۀ قاره ها پراکنده هستند، غیر نظامی کردن سیاست های امنیتی، کاهش هزینه های نظامی، ممنوعیت تولید سلاح های کشتار جمعی و نابودی زرادخانه های آنها با شیوه های استوار بر سلامتی محیط زیست و انحلال پیمان ناتو در چارچوب طرحی نوین و غیرنظامی برای امنیت بشر هستیم که مشکلات اصلی بشر یعنی گرسنگی، فقر، بیماری و بی عدالتی را حل نماید. تعهد ما به این راه درخدمت صلح قرار دارد.
سِویل، 14 بهمن 1385 ( سوم فوریۀ ۲۰۰۷)
برگردان از نشریۀ عصر ما ، جمعه ، نهم فوریۀ ۲۰۰۷
Top