حزب توده ایران

جنگ‌افروزان ایالات‌متحده و ناتو، شریک‌هایی مشتاق در آلمان می‌یابند

در حالی که زخم‌زبان‌ها، توییت‌ها، و گردهمایی‌های نژادپرستانه آقای ترامپ هر روز در صدر خبرهای رسانه‌های ایالات‌متحده قرار می‌گیرند، مردم این کشور را به‌خاطر ندیدن کوشش نیروهای راست‌گرا به‌منظور دست‌یابی به درجه‌ای از نظامی‌گری و جنگ‌افروزی در سراسر جهان- و به‌ویژه اینجا در اروپا که دامنه آن از آنچه تا اکنون مشاهده شده فراتر رفته است- نمی‌توان سرزنش کرد.

ناتو با حمایت آلمان، بریتانیا، و ایالات‌متحده به‌آرامی سرگرم تا دندان مسلح کردن دولت‌های خطرناک در اروپا و آفریقا است و به‌منظور تاخت‌وتاز نظامی در خاورمیانه و روسیه خود را آماده می‌کند. هزاران نفر از مردم آلمان به‌طور منظم در برابر پایگاه نظامی "رامشتاین" (واقع در ایالت "راین‌لند فالتس" که مرکز آن شهر "ماینتس" است) در جنوب‌غربی آلمان و بزرگ‌ترین پایگاه نظامی [پایگاه هوایی] ایالات‌متحده خارج از مرزهای آن است، در اعتراض به این طرح‌ها به‌طور شبانه‌روزی حضور دارند. همچنین کنش‌گران صلح از سراسر جهان به سوی منطقه نظامی دیگری در آلمان که در آن ۲۰ موشک با کلاهک هسته‌ای آماده پرتاب هستند سرازیر شده‌اند. انتخاب خانم "اورسولا‌ فون ‌در ‌لاین" به‌ریاست "کمیسیون اتحادیه اروپا"، یا "هیئت دولت" ۲۸ نفرهٔ اتحادیهٔ اروپا، یکی از رویدادهای مهم اخیر در اروپا  بود. این انتخاب، کشور آلمان را که پشتوانه قدرتمند پیش‌بُرد سیاست‌های اتحادیه اروپا است، راست و صریح در اردوگاه جنگ‌طلبان ناتو قرار می‌دهد. در اتحادیۀ اروپا، هر یک از کشورهای عضو یکی از عضوها را برای ریاست "کمیسیون اتحادیۀ اروپا" پیشنهاد می‌کند و سپس ۷۵۱ عضو پارلمان اتحادیهٔ اروپا رئیس این مجمع را برمی‌گزینند. باوجود آنکه آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، به‌ویژه در سنجش با ترامپ، در دنیا شهرت رهبری "منطقی" را برای خود به‌هم زده است، با این وجود او برای ترفیع خانم "فون ‌در ‌لاین" که نظامی‌گرایی افراطی به‌شمار می‌رود از هیچ کوششی کوتاهی نکرد. "فون ‌در ‌لاین"، در مقام وزیر دفاع آلمان از حزب "اتحادیهٔ دمکرات‌مسیحی" (سِ دِ او)، در طول پنج سال گذشته، پردامنه‌ترین گسترش نظامی آلمان در سه دههٔ گذشته را هدایت کرد. هنگامی‌که نیروهای فاشیست و نژادپرست در آلمان می‌کوشند به‌وسیلهٔ "حزب آلترناتیو برای آلمان" (آ اف دِ) برای پیش بردن طرح‌های خود در آلمان بهره‌گیری کنند، مجتمع صنعتی‌نظامی توانسته است بسیاری از سیاست‌هایش را به‌وسیلهٔ حزب اصلی حاکم "اتحادیه دمکرات‌مسیحی" عملی کند.

حزب "سوسیال‌دمکرات" ("اس پِ دِ")- حزب‌ چپ میانه آلمان- که در دولت ائتلاف کنونی شریک است، می‌گوید تا پیش از انتصاب رئیس جدید کمیسیون اتحادیهٔ اروپا، خانم مرکل هرگز با "اس پِ دِ" درباره گزینش خانم فون ‌در ‌لاین مشورت نکرده بود و به‌خاطر موضع‌های نظامی‌گرایانهٔ افراطی‌اش ممکن است در انتخابات اتحادیه اروپا به او رأی ندهند. این انتخابات با رأی مخفی انجام گرفت، اما خانم فون ‌در ‌لاین که  نمی‌توانسته است بدون گرفتن رأی موافق برخی از سوسیال‌دمکرات‌ها، با ۹ رأی بیشتر بر رقیبش برتری پیدا کرده  و  به  پارلمان اروپای ۷۵۱ نفره وارد شود.                         

خانم فون ‌در ‌لاین  برای حمایت از برنامه‌های اعلام شده در فروردین‌ماه سال جاری از سوی کمیسیون اتحادیه اروپا و به‌منظور استحکام بیشتر بزرگ‌راه‌ها و خط‌های راه‌آهن از غرب به شرق و پهن کردن آن‌ها که از آلمان می‌گذرند به‌این دلیل که  "سربازها و تانک‌ها بتوانند هرچه زودتر از پایگاه‌ها و بندرگاه‌ها خود را به سوی شرق برسانند" هزینه کرده بود. توجیه او برای بزرگ‌راه‌های "بهبود یافته" از دو جهت شرق و غرب کشور، پژواک توجیه هیتلر برای "بهبودهای" مشابه بزرگ‌راه‌ها در سال ۱۹۳۵ بود. خانم فون ‌در ‌لاین طرفدار سفت و سخت شاخه نظامی اتحادیهٔ اروپا افزون بر وجود ناتو بوده است و اکنون هم  در موقعیتی است که می‌تواند در پیاده کردن این طرح نظارت داشته باشد.

از سوی دیگر، ناتو از هم‌اکنون گروهی از افسران آلمانی را در پایگاه عملیات نظامی خود جای داده است و فرماندهی بخش نیروی واکنش سریع ناتو با نام: "نیروی واکنش سریع با آمادگی بالا" به این افسران منتقل شده است که به‌گفتهٔ "مارک آگوست"، فرماندهٔ آمریکایی ناتو در پایگاه رامشتاین، "توانایی گسیل به هرجا در عرض سه روز" را دارند. فون ‌در ‌لاین  هم با بازتاب گفتهٔ آگوست می‌گوید: "رو در رویی با تنش‌ها و بحران‌ها به سازمانی سریع و استوار نیاز دارد که توانایی گسیل سربازان را به جاهای دوردست را داشته و باید سرعت و کارایی آن بی‌خدشه باشد."

 

فرستادن سربازان به جبههٔ شرق در شرایط امروز

اگر پیشینهٔ عملکرد خانم فون ‌در ‌لاین  پیش از انتخابات اخیر را گواه بگیریم، او در یافتن پست‌ها و موقعیت‌هایی به‌منظور گسترش دامنه‌دار سازوبرگ نظامی آلمان در تکاپو بوده است. او به‌تازگی از نیروهای نظامی آلمان مستقر در کشور لیتوانی و جاهایی دیگر در نزدیکی مرز روسیه دیدار کرد. هنگامی‌که نیروهای نظامی شوروی یکی پس از دیگری از کشورهای اروپای شرقی در سال ۱۹۹۰ خارج شدند، جای آن‌ها بی‌درنگ با سربازهای ایالات‌متحده و آلمان پر شد، که البته در زیر چتر پیمان ناتو صورت گرفت. اما ناتو تانک‌هایش را فقط به کشورهایی که شوروی‌ها از آن‌ها خارج شده بودند وارد نکرد. این تانک‌ها  به عمق قلمروهایی از سرزمین‌هایی که جزو اتحاد شوروی بودند نیز وارد شدند. در زمرهٔ این قلمروها جمهوری‌های بالتیک، لیتوانی، لتونی، و استونی بودند که همگی جمهوری‌های پیشین اتحاد جماهیرشوروی سوسیالیستی به‌شمار می‌رفتند.                               

گسترش ناتو به تمامی این سرزمین‌ها نقض قول و قرارهایی بود که ایالات‌متحده با اتحاد شوروی گذاشته بود، یعنی اینکه چنین گسترشی هرگز از سوی ناتو و ایالات‌متحده  صورت نخواهد گرفت. حضور این نیروها در قلمروهای یادشده خطر جنگ هسته‌ای میان دو قدرت بزرگ هسته‌ای جهان را افزایش داده است و اکنون جنگ‌افزارهای این دو قدرت بزرگ کم‌وبیش در تیررس یکدیگرند. هیچ‌گاه خطر درگیری نظامی میان ایالات‌متحده و روسیه از زمانی که تانک‌های ایالات‌متحده و اتحاد شوروی در چندمتری‌ یکدیگر در خیابان‌های برلین در ابتدای سال‌های دههٔ ۱۹۶۰ قرار گرفته بودند به‌این اندازه محتمل و ممکن نبود. با ساختن دیوار برلین بود که تنش این رویارویی که می‌توانست به جنگ هسته‌ای بینجامد، کاهش پیدا کرد.

در سه سال گذشته نیروهای ایالات‌متحده در لتونی (لاتویا)، نزدیک مرزهای روسیه، در عملیات جنگی‌ای آموزشی شرکت داشته‌اند. یکی از کنشگران حزب سوسیالیست لاتویا (مخالف دولت) در این کشور (که به‌سبب امکان برخورد تلافی‌جویانه دولت خواست نامش محفوظ نگاه داشته شود) به روزنامهٔ "دنیای مردم" آغاز عملیاتی در یک صبح در لتونی پرداخت و آن را توضیح داد. او گفت که چگونه اهالی شهری کوچک در لاتویا با ورود بی‌خبر تانک‌ها و خودروهای نظامی آمریکایی صبح از خواب بیدار شدند. سربازان مسلح در سراسر این شهر کوچک پخش شدند و در برابر خانه‌ها و سر چهارراه‌ها موضع گرفتند. دوستی از آن شهر با سراسیمگی به خانهٔ این فعال حزبی در شهر ریگا [پایتخت لتونی] زنگ زده بود و صحت و سقم خبر این رویداد را جویا شده بود. این کنشگر حزبی هم در آن زمان خبری از آنچه که اتفاق می‌افتاد نداشت، اما دیرتر آگاه شد که این یکی از تمرین‌های نظامی بوده است که نیروهای ایالات‌متحده در نزدیکی مرز روسیه انجام می‌داده‌اند. نیروهای هوادار صلح می‌گویند که دادن کمک نظامی به دولت‌های دست‌راستی‌ای خطرناک مانند دولت لاتویا (لتونی) که اپوزیسیون سیاسی را سرکوب کرده و حتا صحبت یا نوشتن دربارۀ هرچیز مثبت در زمان شوروی را غیرقانونی کرده است نمی‌تواند به تحکیم صلح و امنیت در قارۀ اروپا کمک کند.

هنگامی‌که فون ‌در ‌لاین از لاتویا (لیتوانی)  دیدار می‌کرد قول داد که  افزون بر فرستادن  نظامیان  آلمانی، ۱۱۰ میلیون یورو به‌منظور نو‌سازی ارتش این کشور بدهد. دولت لیتوانی که به‌دست راست‌گرایان افراطی گردانده می‌شود، اکنون به‌طور رسمی برای "قهرمانان" [!] لیتوانیایی که اعضای "اس‌اس" هیتلری بودند و کشتار یهودیان کشور را در جنگ جهانی دوم سازمان‌دهی می‌کردند مراسم  یادبود برگزار می‌کند.

ایالات‌متحده، برخلاف روسیه، به ماندگار شدن ابدی پس از ورود به خاک یک کشور دیگر شهرت دارد. به‌نظر می‌رسد که فون‌ در‌ لاین این شیوه را سرمشقی برای آلمان می‌بیند. او در لیتوانی اعلام کرد: "ما تا زمانی که مسئلۀ امنیت ایجاب می‌کند، در اینجا [در لیتوانی] می‌مانیم. ما تنها کشوری در قاره اروپا هستیم که موضعی مقدم در منطقه بالتیک در حمایت از دوستانمان در این منطقه داریم."  یا همراه با بالیدن به‌خود، گفت: "کشور ما دومین کشوری است که در افغانستان بیشترین سرباز را دارد." هنگامی‌که سربازان آلمانی در سده گذشته وارد کشورهای بالتیک شدند "دوستان‌شان" را در این کشورها با کشتن صدهاهزار تن از مردم آنجا و برپایی شبکه‌ای از اردوگاه‌های اسیران حمایت کردند. ناحیه‌ای که فون ‌در‌‌ لاین از آن بازدید کرد همان جایی بود که نازی‌ها برای آماده‌سازی خود به‌منظور تسخیر "لنینگراد" در مسافتی کم در آن‌سوی مرز با شوروی، عملیات نظامی‌شان را آغاز کردند.

 

نظامی‌گری آلمان زیر نظارت ایالات‌متحده                                                 

نظامی‌گرایان آلمان امروز بدون دستورهایی که از ارتش ایالات‌متحده دریافت می‌کنند نمی‌توانند عمل کنند. آنان فعالیت‌شان را در همگامی با عملیات نظامی ایالات‌متحده هدایت‌شده از پایگاه رامشتاین انجام می‌دهند. ژنرال آگوست به‌تازگی با لاف‌زنی گفت: "شما با دیدن اینهمه هواپیما در اینجا (در رامشتاین)، متوجه می‌شوید از این نقطه است که عملیات به سوی آفریقا، خاورمیانه، و اروپای شرقی به‌حرکت درمی‌آیند" که به‌روشنی اشاره به هدف‌هایی است که روسیه و ایران را شامل می‌شوند. همان‌طور که ژنرال آگوست گفت، مدتی است که "عملیات" از رامشتاین به حرکت درآمده‌اند. این همان نقطه‌ای است که پهبادها از آن برای کشتن افراد در آفریقا و خاورمیانه، ازجمله ایران، گسیل می‌شوند، بدون توجه به آنکه این عملیات مرزهای بین‌المللی را مورد تجاوز قرار می‌دهند. کشاورزان، غیرنظامیان، جشن‌های عروسی، اتوبوس‌هایی پر از کودک، و جز اینان، با سلاح‌های برخاسته از پایگاه هوایی رامشتاین نابود شده‌اند. در نزدیکی رامشتاین، در بوشل، یک پایگاه نیروی هوایی قرار دارد که در آن ۲۰ بمب اتمی بر موشک‌های بی ۶۱ که هرکدام ۲۰ تا ۳۰ برابر بیشتر از بمبی‌اند که بر هیروشیما انداخته شد قدرت تخریبی دارند نصب شده و آماده انجام عملیاتند. همچنین، در آن پایگاه جنگنده‌های تورنادوی آلمان نشسته‌اند که این بمب‌ها را برای هدف‌های تعیین شده می‌توانند حمل کنند.  اما آگوست و دیگر امیران ارتش به‌خود می‌بالند که به‌زودی به این هواپیماها نیازی نخواهد بود چه آنان موشک‌های هسته‌ای را مستقیم از سکوهایشان در رامشتاین می‌توانند به سمت هدف پرتاب کنند.

 

یورش صلح

اما مقاومت ادامه دارد. چند هفته پیش، کنشگران صلح بین‌المللی از آلمان، هلند، بریتانیا و ایالات‌متحده وارد پایگاه بوشل شدند تا "سندی" را که دستور اجرای پیمان‌نامه می‌نامندش و در آن گفته می‌شود حضور سلاح‌های هسته‌ای ایالات‌متحده "توطئۀ تبه‌کارانه‌ای به‌هدف دست زدن به جنایتی جنگی" است، به‌دست فرماندهان این پایگاه برسانند. کنشگران صلح بین‌المللی با ورود به دروازۀ اصلی پایگاه، با در دست داشتن "فرمان توقف و خودداری"، خواستار ملاقات با فرمانده پایگاه شدند تا به‌طورحضوری فرمان را به‌دست او برسانند.                                                        

"برایان ترل" از سازمان صداهای خلاق مسالمت‌آمیز در شیکاگوی ایالت ایلینویز، گفت: "ما از اینکه با این جنایت همراه باشیم خودداری می‌کنیم." او ادامه داد: "ما خواستار بازگرداندن بی‌درنگ تمامی سلاح‌های هسته‌ای به ایالات‌متحده هستیم. آلمانی‌ها خواستار خروج این سلاح‌های هسته‌ای از خاک آلمان هستند و ما نیز همچنین." همهٔ یازده تن فعال صلح دستگیر شدند و پس از نشان دادن برگ‌های شناسایی‌شان آزاد شدند.

گروه محلی‌ای آلمانی به‌نام "عمل مسالمت‌آمیز" برای برچیدن سلاح‌های هسته‌ای، در گردهمایی "هفتۀ عمل بین‌المللی"، اعلام کرده است که خروج دائمی تمامی سلاح‌های هسته‌ای ایالات‌متحده و لغو برنامه‌های جایگزینی موشک‌های  "بی‌۶۱"  کنونی با بمب‌های هیدروژنی جدید از سوی ایالات‌متحده را خواستار شده است. هنگامی‌که از "جان لافورگ"- از گروه "نوک‌واچ" که گروه صلحی از ایالات‌متحده است- پرسیده شد که ورود به پایگاه رامشتاین چه هدفی را به‌دنبال داشت، پاسخ داد: "این یک عمل بازدارنده از انجام جنایت به‌شمار می‌رود." لافورگ رهبر هیئت نمایندگی شرکت‌کننده از ایالات‌متحده در همایش هفتۀ عمل بین‌المللی است. بمب‌های تازۀ بی‌۶۱-۱۲ که قرار است به بوشل فرستاده شوند، در شهر کانزاس‌سیتی در ایالت کانزاس ایالات‌متحده تولید می‌شوند.

یکی از کنشگران هلندی به‌نام "سوزان ون‌در‌هییدن" که عضو دیگری از این هیئت نمایندگی است، می‌گوید: "برنامه‌های آموزش نظامیان برای استفادۀ نهایی از این بمب‌ها غیرقانونی است، زیرا سازمان‌دهی نابودی جمعی در دادگاه نورنبرگ منع شده است."  او پیش از ورود به آلمان به تظاهرات اعتراضی بر ضد سلاح‌های هسته‌ای در شهر کانزاس‌سیتی- که محل تولید این سلاح‌ها است- پیوسته بود.                                                        

برخی از رسانه‌های جمعی عمده در اینجا (آلمان) با برنامه‌های جنگی همراهی می‌کنند و در گزارش‌هایی مدعی "تجاوز و تعرض" روس‌ها می‌شوند و به‌حرکت درآمدن مردم را خواستار می‌شوند. اما اکثر آلمانی‌ها، بر اساس نظرسنجی‌ها، خواهان صلح هستند و این باور را که روس‌ها به‌زودی حمله کرده یا به جنگ دست خواهند زد رد می‌کنند. هیچ‌جایی وضع رسانه‌ها به بدی وضع رسانه‌ها در ایالات‌متحده نیست که رسانه‌های لیبرال آن جنگی صلیبی بر ضد روسیه را رهبری می‌کنند. نتیجه‌ای که حاصل می‌شود این است که، بسیاری از مردم ایالات‌متحده کشور روسیه را تهدید اصلی بر ‌ضد دمکراسی می‌بینند، در حالی که البته بزرگ‌ترین تهدیدها ازجمله: نژادپرستی، تعرض‌ها به اتحادیه‌های کارگری و حق رأی، همگی محصول داخل  کشور هستند. برخوردهای تحریف‌شده نسبت به روسیه به‌میزان زیاد و به‌طورجدی جلو فعالیت جنبش صلح ایالات‌متحده را می‌گیرد. ترس از روسیه، حمایت از محدود کردن بودجهٔ ارتش را کاهش می‌دهد و کاهش نیافتن بودجهٔ ارتش البته از اجرای بخش بزرگی از هرگونه برنامۀ ترقی‌خواهانه جلوگیری می‌کند. به‌نظر می‌رسد بسیاری‌ها اینجا در آلمان تصدیق می‌کنند که این ایران نیست بلکه ایالات‌متحده است که دربارهٔ توافق برجام که از سوی ایالات‌متحده، روسیه، کشورهای اروپایی و ایران امضا شده است، پیمان‌شکنی می‌کند. در اینجا گرایشی فراگیر در جهت حفظ صلح وجود دارد، گرایشی که در برابر نفوذ جنگ‌طلبان داخلی و هم آنانی که از ایالات‌متحده وارد می‌شوند، موازنه برقرار می‌کند. بسیاری از آلمانی‌ها و نیز دیگر اروپاییان پیامدهای دهشتناک جنگ را فراموش نکرده‌اند.

در عرصۀ سیاست داخلی آلمان تنها حزب "اتحادیه دمکرات‌مسیحی" ("سِ دِ او") یعنی حزبی عمده و با در اختیار داشتن بالاترین میزان رأی در آلمان است که از نظامی‌گری در کشور حمایت می‌کند. سوسیال‌دمکرات‌ها (متعلق به حزب "اس پِ دِ") در همراهی یا مخالفت با جناح‌های درون حزب خود‌شان عمل می‌کنند. حزب "سبز" که به‌نظر می‌رسد در این برههٔ زمانی به‌منزله حزب دوم جایگزین حزب سوسیال‌دمکرات‌ها می‌شود، متأسفانه از داشتن نقشی اساسی در جنبش صلح پرهیز می‌کند. پیوند صریحی که میان حفظ محیط زیست و کاستن از بودجهٔ نظامی، دست‌کم در سطح ملی، وجود دارد هنوز به شعاری بسیج کننده برای حزب "سبز" تبدیل نشده است. روی‌هم‌رفته، کیفیت مثبت نگاه حزب "سبز" به تغییرهای بنیادین نسبت به ۳۰ سال پیش کاهش بسیار یافته است. اما برخی از شاخه‌های ایالتی این حزب، به‌ویژه هنگامی‌که در ائتلاف با حزب چپ قرار می‌گیرند، موضع‌‌گیری‌هایی بهتر دارند. حزب "چپ" تنها حزب عمده‌ای است که همواره با هزینه‌های نظامی و همچنین با گسیل نظامیان آلمانی به خارج از مرزهای کشور مخالفت می‌ورزد.

           نوشتۀ جان واچیک، به نقل از مجله ”جهان مردم“ - حزب کمونیست آمریکا، ۱۹ ژوئیه ۲۰۱۹                                                   

 به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۸۳، دوشنبه ۱۴ مرداد ماه ۱۳۹۸

 

Top