حزب توده ایران

کنار گذاشتن بولتون از کاخ سفید: گشایشی برای کاهش تنش؟

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، روز سه‌شنبه ۱۹ شهریور با انتشار پیامی در توییتر، جان بولتون، مشاورش در امور امنیت ملی را برکنار کرد. او نوشت: "دیشب به جان بولتون اطلاع دادم که در کاخ سفید دیگر به خدمات او نیازی نیست. من و خیلی از اعضای دولت با بسیاری از پیشنهادهای او به‌شدّت مخالف بودیم و بنابراین از جان خواستم که استعفا بدهد، که امروز صبح [متن استعفایش] به دستم رسید."

در مورد این تغییر در پرسنل کاخ سفید و کنار گذاشتن شخصیتی که به داشتن دیدگاه‌ها و سیاست‌های خشن و براندازی و کودتا و یورش نظامی و مشابه آن معروف است، گمانه‌زنی‌های گوناگونی شده است. از جمله اینکه شاید این تغییر، در آغاز راه کارزارهای انتخاباتی سال آیندهٔ آمریکا، حاکی از چرخشی به سوی شیوه‌های نرم‌تر و دیپلماتیک‌تر در سیاست خارجی، از جمله و به‌ویژه در مورد مسائل ایران و افغانستان باشد، تا ترامپ از این طریق صورت دیگری از خودش نشان دهد و بخت خود را برای انتخاب شدن مجدد زیاد کند. به نظر می‌آید که دیدگاه‌های افراطی و رفتارهای خشن بولتون برای انتخاب شدن مجدد ترامپ مشکل‌زا شده بوده است. در کل، به نظر می‌آید که ترامپ ، با شخصیت خودشیفته‌اش و دروغ‌گویی‌های وقیحانه‌اش، می‌خواهد با تظاهر به آمادگی برای مذاکره با رهبران جهان و دست دادن با آنها، برای خودش کارنامه‌ای "درخشان" درست کند که هم وجههٔ خوبی برای انتخابات بعدی داشته باشد و هم طبق معمول گزافه‌گویی کند که اقدام‌هایش "در تاریخ آمریکا نظیر نداشته است" و او "تنها رئیس‌جمهوری است که توانسته است" چنین و چنان کند.

گفتنی است که جان بولتون، که تقریباً یک سال و نیم پیش به دعوت ترامپ به کاخ سفید آمد، سوّمین مشاور امور امنیت ملی است که دونالد ترامپ کنار گذشته است. بولتون در دولت جورج بوش (پسر) از مشوّقان وطراحان تجاوز نظامی آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ بود و کارنامهٔ خونینی در مداخله‌های نظامی در آمریکای لاتین دارد. دیدگاه‌های او در اساس نظامی‌گرایانه است و میانه‌ای با دیپلماسی ندارد. از نظر او، شعار "اوّل آمریکا" یعنی "اوّل ارتش آمریکا". او دشمنی شدیدی با "سه‌گانهٔ دیکتاتوری" کوبا و ونزوئلا و نیکاراگوئه دارد و خواهان تغییر رژیم در این سه کشور به هر قیمتی است. بولتون به‌شدّت جنگ‌طلب و هوادار سرسخت بمباران (حتّی هسته‌یی) ایران و کرهٔ شمالی و از هواداران تغییر رژیم- از جمله در کوبا و ایران- است و به همین دلیل نیز مناسبات خوبی با سازمان مجاهدین خلق داشته است. او هوادار سرسخت دولت صهیونیستی اسرائیل و کسی است که در بیرون رفتن آمریکا از توافق برجام و نیز خارج شدن از پیمان نیروهای هسته‌یی میان‌بُرد با روسیه نقش تعیین‌کننده و پیش‌بَرنده داشت. فقط دو ماه پس از وارد شدن او به کاخ سفید، ترامپ اعلام کرد که از برجام خارج می‌شود و سیاست "فشار حداکثری" بر ایران از راه تحریم‌ها را در پیش می‌گیرد.

تعویض مهره‌ها در دولت دونالد ترامپ، که خودش دارای دیدگاه‌های مستبدانه و فاشیستی است، موضوع تازه‌ای نیست. ترامپ نه‌فقط شماری از اعضای دولت و رئیس اف‌بی‌آی را برکنار کرده است، بلکه یکی از وکیل‌های سابقش و مدیر کارزار انتخاباتی‌اش را هم به زندان انداخته است. اکنون مدتی است که در مورد برکنار کردن حتیٰ مایک پنس، معاون کنونی رئیس‌جمهور، و جایگزینی آن با نیکی هِیلی، نمایندهٔ پیشین آمریکا در سازمان ملل متحد، شایعه‌هایی بر سر زبان‌هاست. زمزمه‌ها و نشانه‌های نارضایتی از بولتون نیز از چند ماه پیش شروع شد. برای مثال، در اوایل ماه تیر امسال و پس از برگزاری نشست سران گروه ۲۰ در اوزاکای ژاپن، زمانی که ترامپ به مرز دو کُره رفت و در منطقهٔ غیرنظامی پا به خاک کرهٔ شمالی گذاشت و با کیم جونگ اون ملاقات کرد، جان بولتون را به مغولستان فرستاده بودند که نشان از آن داشت که در مذاکره با کرهٔ شمالی، جنگ‌طلبی مثل بولتون به حاشیه رانده شده است. اخیراً ترامپ در نشستی با خبرنگاران گفت که جان بولتون وقتی در یک سخنرانی ضمن اشاره به "الگوی لیبی" خطاب به رهبر کرهٔ شمالی گفت "فقط نگاه کن چه بر سر قذافی آمد"، به مذاکرهٔ آمریکا با کرهٔ شمالی لطمه زد و آن را به شکست کشاند. (البته این طور نیست که ترامپ با آنچه در لیبی رخ داد مخالف است؛ بلکه او فقط مطرح کردن آن را در مذاکره با کرهٔ شمالی درست نمی‌داند!) شکست مفتضحانهٔ نقشه‌های بولتون برای براندازی قهرآمیز و "سریع و آسان" دولت نیکولاس مادورو در ونزوئلا نیز مایهٔ نارضایتی ترامپ شده بود چون فکر می‌کرد که پس از اعمال تحریم‌های شدید اقتصادی، خیلی راحت می‌شود دولت مادورو را ساقط کرد. ظاهراً اختلاف‌ها و تفاوت نظرها به جایی رسیده بوده که بولتون بیشتر از آنکه برای وجهه و برنامه‌های ترامپ مفید باشد، عاملی مزاحم و خرابکار در طرح‌های دارودستهٔ ترامپ بوده است. حتّی مایک پومپئو وزیر امور خارجی آمریکا نیز ظاهراً در ماه‌های اخیر اختلاف شدیدی بر سر شیوهٔ کار بولتون داشته است. با همهٔ اینها، نباید ساده‌اندیشانه به موضوع برخورد کرد. باید توجه داشت که هنوز راست‌های افراطی (ترامپ، پومپئو، پنس...) در کاخ سفید حرف اوّل را می‌زنند و کنار رفتن یک فرد را نمی‌توان تغییری بنیادی در سیاست‌های خارجی دولت آمریکا و در ماهیت سلطه‌گرانهٔ دستگاه حاکم این قدرت امپریالیستی محسوب کرد. به قول برنی سندرز، سناتور آمریکایی و یکی از نامزدهای رقابت‌های انتخاباتی ریاست‌جمهوری سال آینده از حزب دموکرات، "یکی از علایم مسئله از بین رفت. ولی ریشهٔ خودکامگی همچنان به جای خود باقی است." نامزدهای مطرح شده برای احراز پُست مشاور امنیت ملّی نیز جزو چهره‌های راست‌گرا و افراطی جمهوری‌خواهان‌اند و انتظار معجزه‌ای از آنها نمی‌رود. با توجه به نشانه‌هایی که اخیراً در موضع‌گیری‌های ترامپ در مورد ایران و افغانستان و کرهٔ شمالی دیده شده است، شاید بتوان گفت که رفتن بولتون از کاخ سفید اندک گشایشی برای پیشبُرد مذاکره میان آمریکا با حکومت‌های این سه کشور باشد. بولتون آشکارا و به‌شدّت با برنامهٔ ترامپ و پومپئو برای مذاکره با طالبان و خروج نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان مخالفت می‌کرد. او خواهان تقویت حضور نظامی آمریکا در افغانستان است. مذاکرات با افغانستان قرار بود با دعوت ترامپ از طالبان، هفتهٔ گذشته در کمپ دیوید ادامه یابد، که در آخرین لحظه به هم خورد. بر اساس برخی گزارش‌ها، احتمالاً اختلاف شدید ترامپ و بولتون بر سر مذاکره با طالبان و به هم خوردن ملاقاتِ کمپ دیوید (در کنار حملهٔ طالبان به کابل در روز پنج‌شنبه و شاید امتناع طالبان از رفتن به کمپ دیوید) تیر خلاص به حضور بولتون در کاخ سفید بوده است. به گزارش بلومبرگ، مخالفت شدید بولتون با تخفیف تحریم‌های اقتصادی علیه ایران و احتمال ملاقات ترامپ با روحانی در حاشیهٔ مجمع عمومی سازمان ملل متحد، که به‌زودی برگزار می‌شود، نیز از دیگر موارد اختلاف میان بولتون و ترامپ بوده است. بولتون در برنامه‌های ترامپ برای رسیدن به توافق با کرهٔ شمالی نیز مانعی جدّی بوده است. با توجه به علاقهٔ شدید بولتون به "تغییر رژیم"، می‌توان حدس زد که مذاکره و معامله با ایران نیز یکی دیگر از موارد اختلاف این دو در شرایط کنونی بوده است. در مورد ایران، ترامپ بنا به شیوهٔ نمایشی‌اش در ملاقات با رهبران کشورها، چند بار گفته است که حاضر به ملاقات و مذاکره با حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران است. مایک پومپئو هم در پاسخ به پرسشی دربارهٔ احتمال دیدار روحانی با ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل که به‌زودی در نیویورک برگزاری می‌شود، گفته بود که این احتمال وجود دارد. به نظر می‌آید که امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در تلاش است که این دیدار در نیویورک محقق شود. همچنین در خبرها بود که به پیشنهاد امانوئل ماکرون، آمریکا برای جبران درآمد نفتی ایران، اعتباری ۱۵ میلیارد دلاری به ایران بدهد. در مقابل، ایران باید تعهدهای کامل خود را مطابق با توافق برجام اجرا کند، که به معنای لغو گام‌هایی است که در چند ماه گذشته برای بازگشت به وضعیت قبل از برجام برداشته است. همچنین، ایران باید دست از تهدید کردن امنیت خلیج فارس و مانع‌تراشی در حمل‌ونقل دریایی در منطقهٔ خلیج فارس دست بردارد. طرح پیشنهادی فرانسه شامل کاهش بخشی از تحریم‌های اقتصادی آمریکا علیه ایران نیز می‌شود.

در رژیم ولایی ایران، تصمیم نهایی در مواردی مثل برجام و معامله با آمریکا، با ولی فقیه است و بدون تأیید و پشتیبانی او گام مهمی برداشته نمی‌شود. امّا همان‌طور که در مذاکره‌های پنهانی اوّلیه در عمان و سپس مذاکره‌های علنی و در نهایت توافق برجام هم دیده شد، ولی فقیه ایران به‌رغم موضع‌گیری‌های ظاهراً مقابله‌جویانه با "دشمن"، هرگز "نرمش قهرمانانه" را مردود نمی‌داند و برای "حفظ و تداوم نظام" حاضر است اجازهٔ دیدار با "شیطان بزرگ" را هم بدهد. همان‌طور که در شمارهٔ پیشین نامهٔ مردم نوشتیم، در شرایط کنونی که حاکمیت ولایی، ایران را به پرتگاه سقوط اقتصادی-اجتماعی کشانده است و ایران را در موضعی بسیار ضعیف برای مذاکرات قرار داده است، حزب ما مذاکره را راهی مناسب برای جلوگیری از جنگ و تنش‌های خطرناک نظامی در منطقه می‌داند. اگر کنار گذاشتن بولتون را نشانهٔ این بدانیم که اندک تغییری هرچند موقتی و ملایم در سیاست‌های جنگ‌طلبانهٔ دولت آمریکا رخ داده است، حتّی اگر این تغییرِ موقتی، یکی از نوسان‌های معمول در دولت ترامپ به‌ویژه در سیاست خارجی آن باشد، باید از این فرصت، و فرصت‌هایی مثل مجمع عمومی سازمان ملل در ماه مهر، برای گام برداشتن در راه حفظ صلح و رسیدن به توافق بر اساس منافع ملّی کشور استفاده کرد. در کنار مبارزهٔ بی‌وقفه با سیاست‌های داخلی خانمان‌برانداز رژیم ولایی، که عاملی تعیین‌کننده در ایجاد وضعیت کنونی است، در کنار مبارزه با مداخله‌جویی‌های قدرت‌های امپریالیستی، باید پیکار برای حفظ صلح و مصالح ملّی و جلوگیری از افزایش تنش‌ها و خطر درگیری نظامی نیز کوشید. تنش و جنگ نه‌فقط هیچ مشکلی را حل نمی‌کند، همان‌طور که در سوریه و یمن و لیبی و افغانستان و عراق شاهد آن هستیم، بلکه می‌تواند به مبارزهٔ عمومی در راه طرد رژیم ولایی و برداشتن گام‌های بنیادی و استوار در راه برقراری حاکمیتی دموکراتیک آسیب جدّی بزند.

 به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۸۶، دوشنبه ۲۵ شهریور ماه ۱۳۹۸

Top