حزب توده ایران

جلوگیری از جنگ، تلاشی ضروری در متوقف کردن تغییرهای آب‌وهوایی زیانبار

جنگ صرفاً تلف کردن منابع و امکاناتی نیست که از آنها می‌توان برای مقابله با تغییرهای آب‌وهوایی ناخواسته استفاده کرد، بلکه خودش یکی از علّت‌های مهم آسیب‌های زیست‌محیطی است.

در تاریخ معاصر، قدرت‌های امپریالیستی و نیروهای ارتجاعی از هر فرصتی که داشته‌اند برای کوبیدن بر طبل جنگ استفاده کرده‌اند تا از این فاجعهٔ انسانی، که حاصلش چیزی نیست جز ویرانی و تباهی جامعهٔ بشری و به‌ویژه تباهی زندگی زحمتکشان، برای تأمین منافع خاص خود و رسیدن به هدف‌های غیرانسانی خود سود ببرند.

اکنون سال‌هاست که سایهٔ شوم جنگی دیگر بر سر ملّت ایران افتاده است و باز هم قدرت‌های امپریالیستی و نیروهای ارتجاعی، در مقاطع زمانی گوناگون و به بهانه‌های مختلف، از تهدیدِ جنگ و درگیری و ترور برای وارد کردن فشار از خارج یا سرکوب در داخل استفاده کرده‌اند. اگرچه در بیرون از ایران تلاش‌هایی توسط جنبش جهانی صلح در راه حفظ صلح و جلوگیری از جنگ صورت گرفته است که در ماه‌های اخیر گسترده‌تر نیز شده است (از جمله تظاهرات ضدجنگ با ایران در شمار زیادی از شهرهای جهان در روز شنبه ۵ بهمن)، امّا در درون ایران، به دلیل جوّ سرکوب و خفقان، متأسفانه جنبش صلح در عمل وجود ندارد. بخش قابل‌توجهی از جنبش‌های صلح در سراسر جهان ضمن ابراز مخالفت با تهدید جنگ، همبستگی خود را نیز با مردم ایران و به‌ویژه طبقهٔ کارگر و زحمتکشان ایران و مبارزهٔ آنها در راه دموکراسی و عدالت اجتماعی نیز ابراز می‌کنند. نیروهای صلح و ترقی در جهان به‌درستی به این نکته اشاره می‌کنند که در جنگ‌های قدرتمندان و مرتجعان، و از جمله جنگ اقتصادی و اعمال تحریم‌های کمرشکن، زحمتکشان همیشه قربانیان اصلی‌اند، چون هم جان و زندگی‌شان تباه می‌شود و هم شرایط برای پیکارشان در راه زندگی شایسته بسیار دشوار می‌شود و حکومت‌های استبدادی، مثل حکومت اسلامی ایران، به بهانهٔ جنگ دست به سرکوب مخالفان می‌زنند. این در حالی است که صنایع تسلیحاتی و نظامی و انواع و اقسام خدمات جانبی آنها، از ایجاد جوّ تنش و درگیری، و راه‌اندازی جنگ‌ها- چه مستقیم و چه نیابتی- سودهای کلانی می‌برند و به همین دلیل، اساساً خواهان جنگ‌های بی‌پایان و در نتیجه سودهای بی‌پایان‌اند.

از دیگر پیامدهای زیانبار نظامیگری و جنگ‌ها، آسیب‌هایی است که به محیط‌زیست بشر زده می‌شود، محیط‌زیستی که هم‌اکنون نیز در درجهٔ اوّل بر اثر استفادهٔ بی‌قاعدهٔ سوخت‌های فسیلی و نشر گازهای گلخانه‌یی در وضعیت خطرناکی است که آیندهٔ حیات بر روی کرهٔ زمین را تهدید می‌کند. گرمایش زمین بر اثر نشر گازهای گلخانه‌یی (کربنی) و تغییرهای ناخواستهٔ آب‌وهوایی کرهٔ زمین، پیامدهای زیانباری برای ساکنان کرهٔ زمین داشته است که سیل و توفان و خشکسالی و بیابان‌زایی و آتش‌سوزی جنگل‌ها و آب شدن یخ‌های قطبی، نابود شدن زیستگاه‌های جانوران و اختلال در تغذیه و تولیدمثل و مهاجرت‌های فصلی آنها، و مهاجرت‌های گروهی انسان‌ها برای گریز از شرایط وخیم زیست‌محیطی، نمونه‌هایی از آن است. روز پنج‌شنبه ۱۷ بهمن امسال، گرم‌ترین روز در قطب جنوب با درجهٔ حرارت ۱۸٫۳ درجه سلسیوس گزارش شد که نشان می‌دهد جنوبگان یا قارهٔ قطب جنوب، با سرعتی بیش از میانگین سرعت گرمایش کرهٔ زمین در حال گرم شدن است. تغییرهای آب‌وهوایی به دلیل همین پیامدهای زیست‌محیطی زیانبار می‌تواند به وقوع درگیری‌های نظامی و جنگ نیز منجر شود که مثال بارز آن، جنگ دارفور در سودان است که یکی از علّت‌های مهم آن، مناقشه بر سر دسترسی به منابع طبیعی مثل زمین و چراگاه و آب بوده است.

مجهز کردن ارتش‌ها- از جمله زیردریایی‌ها- به موشک‌هایی با کلاهک‌های هسته‌یی نیز خطر دیگری است که بقای حیات بر روی کرهٔ زمین را تهدید می‌کند.  روز سوّم بهمن در بولتن دانشمندان اتمی که “ساعت روز قیامت “را می‌پایند (ساعتی که هرچه نزدیک‌تر به نیمه‌شب باشد، نشان از احتمال بیشتری از وقوع فاجعهٔ جهانی است) بیانیه‌ای منتشر شد و هشدار داده شد که جامعهٔ بشری اکنون در مقطع ۱۰۰ ثانیه به نیمه‌شب فاجعه قرار دارد که در تاریخ ۷۳ سالهٔ این ساعت نمادین، بی‌سابقه بوده است! پیش از این، عقربهٔ این ساعت نمادین در ۲ دقیقه به نیمه‌شب بود. در بیانیهٔ بولتن دانشمندان اتمی آمده است: “جامعهٔ بشری با دو خطر هم‌زمان روبروست که بقای آن را تهدید می‌کند: جنگ هسته‌یی و تغییرهای آب‌وهوایی، که عواملی مثل جنگ‌افزارهای سایبری این وضعیت را خطرناک‌تر هم می‌کند. “بودجه‌های صدها میلیاردی قدرت‌های نظامی بزرگ دنیا مثل آمریکا، فقط به وخیم‌تر شدن این وضع می‌انجامد. این چرخهٔ‌ معیوب نظامیگری و جنگ و تغییرهای زیانبار زیست‌محیطی باید متوقف شود. جنبش‌های صلح و محیط‌زیست هر کدام به نوبهٔ خود در این راه سخت در تلاش‌اند تا آیندهٔ حیات بر روی کرهٔ زمین قربانی نظام ویرانگر سرمایه‌داری و جنگ‌طلبی‌های امپریالیستی و ارتجاعی نشود. و کمونیست‌ها و دیگر نیروهای چپ نیز در تلاش خود برای نجات جامعهٔ بشری از بربریتی که سرمایه‌داری به همراه می‌آورد، همواره از فعالان و پیشگامان جنبش‌های صلح و محیط‌زیست بوده‌اند و خواهند بود.

در نوشته‌ای که در ادامه می‌خوانید، به تأثیرهای زیان‌آور نظامیگری و جنگ بر محیط‌زیستِ روی کرهٔ زمین پرداخته شده است که در کمتر جایی به آن توجه مناسبی شده است. متنی که ترجمهٔ آن را در اینجا می‌خوانید، نوشتهٔ اِلِن گراهام لی است که در سایت انگلیسی‌زبان "ستاپ دِ وار" (به جنگ پایان دهید) منتشر شده است.

********

در بحث‌های رایجی که دربارهٔ تغییرهای آب‌وهوایی می‌شود، اغلب هیچ صحبتی از جنگ و نظامیگری نمی‌شود یا توجهی به آن نمی‌شود. حتّی در پیمان [کاهش نشر گازهای گلخانه‌یی] کیوتو ۱۹۹۲، کار به جایی رسید که به‌صراحت نشر گاز‌های گلخانه‌یی بر اثر فعالیت‌ها و عملیات نظامی از هدف‌هایی که برای محاسبهٔ میزان نشر این گازها تعیین شده بود، کنار گذاشته و مستثنا شد. خوشبختانه این استثنا در توافق‌نامهٔ پاریس ۲۰۱۵ برداشته شد، ولی با وجود این، هنوز هم کشورهای امضاکننده اجباری ندارند که آمار میزان نشر گازهای کربنی خود بر اثر عملیات نظامی را نگه دارند و آن را کاهش دهند.

کشورهای غربی ادعا می‌کنند که توان مالی و بودجهٔ کافی به منظور چاره‌جویی برای مسئلهٔ تغییرهای آب‌وهوایی ندارند. ولی نگاهی به هزینه‌های سرسام‌آور ماشین نظامی دولت‌هایی مثل آمریکا و بریتانیا نشان می‌دهد که این ادعا تا چه حد بی‌پایه و در واقع دروغ است. وقتی که در واکنش به "طرح نوین سبز" به پیشنهاددهندگان این طرح گفته می‌شود که "پول برای پرداخت هزینهٔ آن نداریم"، طبیعی است که در همان برخورد اوّل، باید به بودجهٔ نظامی ۷۱۶ میلیارد دلاری اشاره کرد که می‌تواند منبع بالقوهٔ تأمین مالی این طرح نوین سبز باشد. به طریق مشابه، در بریتانیا نیز هواداران صلح و محیط‌زیست نباید فراموش کنند که دولتی که ظاهراً نمی‌تواند برای "خدمات پزشکی همگانی" NHS، [بیمهٔ خدمات بهداشتی و درمانی سراسری همگانی و رایگان در بریتانیا]، یا برای دیگر خدمات اجتماعی همگانی و زیرساخت‌های سبز [از لحاظ میزان و نوع مصرف انرژی] بودجهٔ کافی پیدا کند، چطور است که خیلی راحت ۲۰۵ میلیارد پوند برای بازسازی برنامهٔ سلاح‌های هسته‌یی "ترایدِنت" هزینه می‌کند.

ارتباط بین جنگ و تغییرهای آب‌وهوایی زیانبار ناشی از فعالیت انسانی فراتر از صرفاً رقابت بر سر گرفتن بودجهٔ دولتی است. جنگ صرفاً تلف کردن منابع و امکاناتی نیست که می‌توان از آنها برای مقابله با تغییرهای آب‌وهوایی ناخواسته استفاده کرد، بلکه خودش یکی از علّت‌های مهم آسیب‌های زیست‌محیطی است. تأثیر کربنی (میزان انتشار گازهای کربنی و گلخانه‌یی) ارتش‌ و نیروهای مسلّح، خودش رقم قابل‌توجهی است، از جمله در ارتش آمریکا، و در مقیاسی کوچک‌تر، در نیروهای مسلّح بریتانیا.

ارتش آمریکا خودش اذعان دارد که روزانه ۳۹۵٫۰۰۰ بشکه نفت مصرف می‌کند که شامل مصرف سوخت جت نیز است. این بدان معناست که این ارتش، بزرگ‌ترین تشکیلات واحد مصرف‌کنندهٔ فراورده‌های نفتی در جهان است. این رقم بزرگی است، اگرچه برآورد می‌شود که رقم واقعی خیلی بیشتر از اینها باشد. وقتی میزان همهٔ مواد نفتی مورد مصرف پیمانکاران نظامی، تولیدکنندگان تسلیحات و مهمّات، و نیز مصرف همهٔ عملیات سرّی و پایگاه‌های مخفی را هم در نظر بگیریم که در آمارهای رسمی نادیده گرفته می‌شود، آنگاه خواهیم دید که مصرف واقعی ارتش آمریکا چیزی نزدیک به یک میلیون بشکه نفت در روز است. حتّی هواداران نظامیگری نیز می‌پذیرند که ارتش‌ها مصرف‌کنندهٔ سوخت عظیمی‌اند. برای مثال، استیون گروز از بنیاد هریتیج [از اندیشکده‌های محافظه‌کار راست‌گرای آمریکایی] در سال ۲۰۱۵ اذعان کرد که "بخش‌های بزرگی از ارتش ما [آمریکا] منتشرکنندگان بزرگ گازهای کربنی‌اند، از جمله تانک‌ها، جیپ‌ها، نفربرها، و جت‌ها." برای اینکه تصوّر بهتری از این رقم‌ها داشته باشیم، بد نیست بگوییم که کل نظامیان ارتش آمریکا در حدود ۰٫۰۰۰۲درصد کل جمعیت دنیا را تشکیل می‌دهند، ولی جزو تشکیلاتی نظامی‌اند که در حدود ۵درصد از کل گازهای گلخانه‌یی دنیا را تولید می‌کند. سرچشمهٔ بخش بزرگی از این گازهای گلخانه‌یی، زیرساخت‌های نظامی‌اند که آمریکا در سراسر جهان دارد. اثر زیانباری که جنگ‌ها بر محیط‌زیست دارند بی‌تردید بسیار عظیم است. برای مثال، برآورد شده است که در جریان تجاوز آمریکا به عراق، فقط در فاصلهٔ سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷، معادل ۱۴۱ میلیون تن گاز کربنیک (دی‌اکسید کربن) تولید و منتشر شده است که بیشتر از ۶۰درصد مجموع گازهای گلخانه‌یی است که همهٔ کشورهای جهان در این مدّت تولید و منتشر کرده‌اند. آسیب‌های جنگ به محیط‌زیست البته محدود به تغییرهای آب‌وهوایی نیست. اثرهای زیانبار بمباران هسته‌یی و آزمایش‌های هسته‌یی، کاربرد "عامل نارنجی" [گیاه‌کُش سمّی قوی که آمریکا در جنگ ویتنام برای از بین بردن جنگل‌های مخفیگاه مبارزان ویتنامی به کار برد]، استفاده از اورانیوم ضعیف‌شده و دیگر مواد شیمیایی سمّی، و مین‌های زمینی و مهمّات منفجرنشده‌ای که تا سال‌ها پس از پایان جنگ در مناطق جنگی به‌جا می‌مانند، همگی از مواردی در کارنامهٔ ارتش آمریکا هستند که سبب شده این ارتش را به‌درستی "بزرگ‌ترین تشکیلات واحد ویرانگر محیط‌زیست" بشناسند. برآورد شده است که ۲۰درصد تباهی زیست‌محیطی در سراسر جهان ناشی از فعالیت‌های نظامی و فعالیت‌های مرتبط با آن است که بخش اعظم آن البته مربوط به آمریکا و بریتانیاست.

ارتش آمریکا به‌ویژه در مورد میزان مصرف انرژی‌اش همیشه پنهان‌کاری کرده است. روزنامه‌نگاران می‌گویند که به دست آوردن میزان تلفات درگیری‌ها از وزارت دفاع بسیار آسان‌تر از به دست آوردن آمار مصرف مواد نفتی ارتش است! این پنهان‌کاری ارتش آمریکا حاکی از آن است که این ارتش همچنان قصد دارد همین روند کنونی مصرف مواد نفتی را، با همین میزان سرسام‌آور، ادامه دهد، حتّی وقتی که دلیل نظامی خوبی هم برای کاهش این مصرف وجود داشته باشد. در سال ۲۰۰۱، وقتی که کمیتهٔ علمی (مشاور) وزارت دفاع آمریکا در یکی از گزارش‌هایش نظر داد که ارتش آمریکا برای ادامهٔ تأمین سوخت خود یا باید سلاح‌هایی طراحی کند و بسازد که بازده مصرف سوخت آنها بهتر باشد یا سیستم پشتیبانی بهتری پیدا کند، "ژنرال‌ها ظاهراً گزینهٔ سوّمی را انتخاب کردند: مال خود کردن و دست یافتن به نفت بیشتر." همین نمونه، واقعیت مهمی را دربارهٔ ارتش و تغییرهای آب‌وهوایی نشان می‌دهد: اینکه شیوهٔ نوین جنگ، محصول مصرف بی‌رویهٔ سوخت‌های فسیلی است و ادامهٔ آن نیز فقط با همین مصرف بی‌رویه امکان‌پذیر است.

افزایش سریع نشر گاز‌های گلخانه‌یی که بحران آب‌وهوایی و زیست‌محیطی کنونی را به وجود آورده، در حدود دههٔ ۱۹۵۰ [۱۳۳۰] شروع شد. به عبارت دیگر، در سال‌های پس از پایان جنگ جهانی دوّم، که البته اتفاقی هم نیست. نفت در جنگ جهانی اوّل نیز نقش مهمی داشت، ولی کنترل دسترسی به منابع نفت، در جنگ جهانی دوّم نقشی حیاتی داشت. متفقین برای پیروزی در جنگ امکان دسترسی آلمان به نفت را قطع کردند و این منابع را برای خود نگه داشتند. درسی که به‌ویژه آمریکا پس از پایانِ جنگ گرفت این بود که اگر بخواهد ابرقدرت جهان باشد، لازمه‌اش ادامهٔ دسترسی به نفت و انحصاری کردن منابع نفت جهان است. چنین شد که نفت به اولویت نظامیِ محوری تبدیل شد، و در نتیجه، موقعیت برتر و مسلّط بخش نفت و خودروسازی [با سوخت فسیلی] در آمریکا تحکیم شد. اینها زمینه‌ها و پیش‌شرط‌هایی بودند در نظامی که برای ارتش و تولید داخلی‌اش، به فناوری‌هایی متکی است که تولیدکننده و ناشر گازهای گلخانه‌یی است. و همین، از منابع اصلی تغییرهای آب‌وهوایی است که ما اکنون با آن روبروییم. هفتاد سال گذشته، هفتاد سال مشحون از جنگ‌های امپریالیستی و هفتاد سال تغییرهای آب‌وهوایی زیانبار ساختِ بشر بوده است. اینها را نمی‌توان واقعیت‌های تأسف‌بار نامرتبطی دانست. بلکه همهٔ اینها نشانگر آن است که چگونه تولید و نشر گازهای گلخانه‌یی و ویرانی زیست‌محیطی اجزای گریزناپذیری از کاربرد جنگ‌افزارهای نوین امروزی‌اند.

می‌توان برای دسترسی به نفت به جنگ‌ها ادامه داد، یا می‌شود آب‌وهوایی معتدل و کرهٔ زمینی زیست‌پذیر داشت. امروزه بیش از پیش روشن شده است که نمی‌توان هر دو اینها را با هم داشت.

 

به نقل از «نامهٔ مردم»، شمارۀ ۱۰۹۷، ۲۸ بهمن ۱۳۹۸

 

 

Top