حزب توده ایران

ایالات متحده جنگ واکسنی بر ضد جهان اعلام کرده است!

به‌نوشتۀ پرابیر پورکایاستها،(بنیان گذار نشریه اینترنتی ”نیوز کلیک و از نویسندگان نشریه ”دمکراسی مردم“ نشریه حزب کمونیست هند (مارکسیست) این تنها بریتانیا و ایالات متحده هستند که تا کنون به‌امید پول ‌به‌هم ‌زدن از یافتن واکسن ویروس کرونا جلوی "یک‌کاسه کردن" پژوهش‌های جهانی را گرفته‌اند، اما قدرت‌شان در انحصاری کردن "حقوق مالکیت فکری   ]معنوی[" رو به کاهش دارد.

در هفته گذشته دونالد ترامپ نه بر ضد ویروس کرونا، بلکه بر سر واکسن آن بر ضد سراسر جهان به جنگی جدید دست زد.  ایالات متحده و بریتانیا تنها دو کشوری در مجمع جهانی بهداشت بودند که از پذیرش حق برخورداری همگان از واکسن و داروهای کووید-۱۹ بدون داشتن حق انحصاری برای تولید واکسن و داروهای این ویروس، خودداری کردند. ترامپ که در پاسخ به شیوع کووید-۱۹ بسیار ناشیانه عمل کرد، اکنون با دادن تعهد دسترسی زودهنگام به واکسن می‌خواهد برای بُرد دوباره در انتخابات آبان‌ماه (نوامبر) ریاست‌جمهوری بختش یاری کند. شعار "دوباره امریکا را باعظمت کنید" ترامپ، به‌معنای واکسن برای "ما" است، ولی دیگران باید در صف انتظار بمانند تا شرکت‌های بزرگ داروسازی پس از گرفتن حق انحصار تولید، واکسن را با بهایی که خود تعیین می‌کنند در دسترس‌شان قرار دهند.

در مقابل، کشورهای دیگر همگی با پیشنهاد دولت کاستاریکا  در مجمع جهانی بهداشت موافقت کردند که حق امتیازهای تولید واکسن‌ها و داروهای کووید-۱۹ برای همه داده شود. رئیس‌جمهور شی جین پینگ اعلام کرد که دسترسی به واکسن‌های ساخت چین دراختیار همگان قرار خواهد گرفت. چشم‌اندازی که رهبران اتحادیۀ اروپا هم با آن هم‌رأی بودند. از هشت واکسنی که در مرحله‌های ۱ و ۲ آزمایش‌های بالینی قرار دارند، چین چهارتا، ایالات متحده دوتا، و بریتانیا و آلمان هرکدام یکی از آن‌ها را دراختیار دارند.

ترامپ به سازمان بهداشت جهانی هشدار داده است که اگر تا ۳۰ روز دیگر روش‌هایش را اصلاح نکند، برای همیشه از تعهد مالی‌اش به ‌این سازمان کنار خواهد کشید. اما کشورهای دیگر، ازجمله متحدان ایالات متحده، با واکنشی بسیار متفاوت در حمایت از این سازمان جهانی موضع گرفتند. ناکامی مرکز کنترل و پیشگیری بیماری‌ها در ایالات متحده در رویارویی با کووید-۱۹ که بودجۀ سالیانه‌ای چهار برابر بودجهٔ سازمان بهداشت جهانی دارد، اکنون در معرض دید و داوری همۀ مردم دنیا قرار گرفته است.

مرکز کنترل و پیشگیری بیماری‌ها در آمریکا حتا پس از دو ماه که سازمان بهداشت جهانی کیت‌های آزمایش برای سارس-کووید-۲ را به شمار زیادی از کشورها ارسال کرد، هنوز هم توانایی انجام آزمایشی موفق در مورد آن را نداشته است. ترامپ هنوز هم دولتش و مرکز کنترل و پیشگیری بیماری‌ها را در این اشتباه‌کاری جنایت‌کارانه مسئول نشناخته است.

ناتوانی این مرکز و دولت بیش از هر عامل دیگری بروز بیش از ۱٫۵ میلیون نفر یا کم‌وبیش یک‌سوم از مبتلایان به بیماری کووید-۱۹ در سراسر دنیا را در ایالات متحده سبب گردید. چنین پدیدهٔ ناتوانی‌‌ای را با توانایی چین، یعنی نخستین کشوری که این بیماری ناشناخته در آن همه‌گیر شد و شمار مبتلایانش کم بیش به رقمی در حدود ۸۲ هزار تن رسید یا رویکرد کشورهایی دیگر مانند ویتنام و کرۀ جنوبی با این بیماری باید سنجید. 

اگر ما در این بیماری همه‌گیر به موضوع "حقوق مالکیت فکری" نپردازیم، گمان می‌رود که بار دیگر بازگشت شرایط تأسف‌بار دوران بیماری ایدز را شاهد خواهیم بود. در بازهٔ زمانی‌ای ده‌ساله که جیرهٔ یک‌سالهٔ داروی این بیماری بین ۱۰ تا ۱۵ هزار دلار بود، بسیاری انسان‌ها به‌علت ناتوانی از پرداخت آن جان خود را از دست دادند. درنهایت، قانون‌های حق انحصاری در هند که بر مبنای آن‌ها تا سال ۲۰۰۴ اجازۀ ثبت چنان حق انحصاری‌هایی را نمی‌دادند، این امکان را فراهم آوردند تا مبتلایان به ایدز به داروی یک دلار در روز یا ۳۵۰ دلار در سال دسترسی پیدا کنند. امروز، ۸۰ درصد داروی ایدز در جهان از هندوستان تأمین می‌گردد. برای شرکت‌های بزرگ دارویی کسب سود به‌بهای جان انسان‌ها تمام شد. چنین رویدادی باز هم ادامه خواهد یافت مگر اینکه جهان را دگرگون کنیم.

بیشتر کشورهای جهان مقررات و شرایطی برای صدور حق انحصار دارند رعایت‌شان اجباری است و به آن‌ها اجازه می‌دهد تا در هنگام بروز بیماری‌های همه‌گیر یا در وضعیت درمان اضطراری قانون حق انحصار ثبت شده را نقض کنند. حتی سازمان بهداشت جهانی پس از نبردی سخت ناچار شد این اصل را در بیانیهٔ کنفرانس دوحه در سال ۲۰۰۱ بپذیرد که کشورها درصورت بروز شرایط اضطراری در حیطه بهداشت و درمان حق دارند پروانهٔ تولید داروهایی را که حق انحصار ثبتی هم دارند به هر شرکتی بدهند یا داروهایی برای این شرایط اضطراری را از کشورهای دیگر وارد کنند.

پس چه دلیلی دارد که کشورها حتا با وجود قانون‌های خودشان و پیمان‌نامه‌های "حقوق مالکیت فکری" موجود در سازمان تجارت جهانی نتوانند حق انحصارها را نقض کنند؟ دلیل آن زورگویی ایالات متحده است. ایالات‌ متحده در چارچوب قانون تجارت داخلی گزارش‌هایی ویژه‌ تهیه می‌کند که در آن‌ها کشورهایی که طبق قانون شرایط اضطراری‌شان حق انحصار یکی از داروها را نقض می‌کنند به محاصرهٔ اقتصادی تهدید می‌کند.

هند یکی از آن کشورهایی است که هرسال در صدر فهرست نقض‌کنندگان جای دارد، زیرا از سال ۲۰۱۲ اجازهٔ تولید "نکساوار" برای درمان سرطان را به شرکت ناتکو داده است. حق انحصار این دارو از آنِ شرکت داروسازی بایر آلمان است و جیرهٔ سالانه آن برای نیازمندان ۶۵ هزار دلار هزینه  دربر دارد.

به‌نقل از ماریجین دکرز، مدیرعامل شرکت بایر، در این رابطه گفته شده است: "چنین اقدامی یک سرقت به‌شمار می‌رود. ما این دارو را برای هندی‌ها نساخته‌ایم. ما آن را برای بیماران کشورهای غربی تهیه کردیم که توانایی پرداخت بهای آن را دارند."

البته این پرسش که حتا در غرب چند نفر توان پرداخت ۶۵ هزار دلار برای یک دارو را دارند بی‌پاسخ می‌ماند. ولی شکی نیست که پیامدهای این انحصار قانونی در کشورهایی مانند هند برای هر کس، به‌‌استثنای خَرپول‌ها، به‌جز حکم مرگ چیز دیگری نخواهد بود.

هرچند در آن زمان داروهای دیگری هم بودند که رعایت امتیازشان اجباری بود، اما پس از تهدیدهای ایالات متحده هند از قانون نقض آن‌ها استفاده نکرده است.

این خطر که کشورها می‌توانند با استفاده از قانون نقض و لغو حق انحصاری اختراع‌ها، پیشنهادهایی دایر بر ادغام حق امتیازهای یکدیگر را موجب گردند.

استدلال این بود که، چون شماری از این بیماری‌ها مبتلایان چندانی در کشورهای ثروتمند ندارند، شرکت‌های بزرگ داروی‌سازی یا باید در چنین ادغام‌هایی از امتیازهای‌شان صرف‌نظر کنند یا به‌طور انسان‌دوستانه باید سرمایۀ بیشتری را صرف ساختن داروهای تازه برای این ادغام کند.

این‌گونه نگرش به ادغام انحصارها بوده است که از سوی همۀ کشورها در مجمع بهداشت جهانی به‌جز ایالات متحده و هم‌پیمان وفادارش بریتانیا موردحمایت قرار گرفت. هرچند ادغام حق انحصار درصورت ممکن نبودن هرگونه اقدامی دیگر پذیرفتنی است، حکایت از آن می‌کند که کشورها به‌جز توسل به نیت و عملکردِ نیکوکارانه سرمایۀ بزرگ چارۀ دیگری ندارند. آنچه همواره درباره چنین اقدام‌های نیکوکارانه پوشیده می‌ماند و در مورد همه‌شان صدق می‌کند، آن است که چنین حقی برای مردم و کشورها قانون‌مند است، ادامه در صفحه 15 حتا اگر بر اساس پیمان‌نامه‌های مالکیت معنوی موجود در سازمان تجارت جهانی امتیازهای ثبت شده را نقض کنند.

هرگاه کشوری حکم به لغو حق امتیاز می‌دهد ایالات متحده فغانش به آسمان می‌رود، ولی هنگامی‌که منافع این کشور در خطر می‌افتد چنین گله‌ای وجود ندارد. در زمان هراس ناشی از پخش میکرب انتراکس در سال ۱۳۸۰، وزیر بهداشت ایالات متحده بر اساس "حق خرید اجباری برای انحصار اختراع‌ها" شرکت بایر را به‌خاطر اعطای اجازه ساخت سیپروفلوکساسین به دیگر تولیدکنندگان تهدید کرد. شرکت بایر پس از نشستی و بدون سروصدا به مقدار و بهای این دارو بر اساس خواست دولت ایالات متحده تنظیم و تن درداد. این همان شرکتی است که عملکرد هند را به‌خاطر صدور حکم امتیازبخشی اجباری، سرقت  ‌نامید.

ازآنجاکه هنوز زمان دوام اثر واکسن‌های کووید-۱۹ نامعلوم است این امکان وجود دارد که افراد هرساله به تمدید آن نیاز داشته باشند. گمان نمی‌رود که این نوع واکسن‌ها مانند واکسن آبله‌مرغان دوام دائمی داشته باشد. برخلاف بیماری ایدز که تعداد مبتلایان به آن اندک بودند و به بیماران آن برچسب وابستگی به گروه‌های اجتماعی‌ای خاص زده می‌شد، کووید-۱۹ تهدیدی آشکار برای همگان است.

با هر کوششی در به‌گروگان گرفتن مردم و دولت‌ها با یافتن واکسن‌ها و داروهای کووید-۱۹ (ازجمله از سوی آمریکا و بریتانیا) ما فروپاشی کل ساختار ثبت اختراع‌ها در چارچوب پیمان‌نامه‌های "انحصار مالکیت معنوی" موجود در سازمان  تجارت جهانی که شرکت‌های بزرگ دارویی با حمایت ایالات متحده و کشورهای اصلی اتحادیۀ اروپا بر پا کرده‌اند را شاهد خواهیم بود. به‌همین دلیل است که بخش‌های هوشمندتر جهان سرمایه‌داری برای داروها و واکسن‌های کووید-۱۹ به ادغام امتیازهای انحصاری گرایش دارند.   واکنش ترامپ در برابر یافتن واکسن کووید-۱۹، برخلاف سرمایۀ هوشمند، تنها دست یافتن به ‌آن و انحصار آن با زورگویی است. او بر این باور است که ایالات متحده با صرف پول هنگفت می‌تواند در کوشش برای یافتن واکسن همه را شکست دهد یا شرکتی را که در یافتن آن موفق شود بخرد.

اگر او در این امر موفق شود آنگاه می‌تواند واکسن کووید-۱۹ "خود" را در حکم اهرمی جدید در اعمال هژمونی جهانی‌اش به‌کار گیرد. آنگاه این ایالات متحده خواهد بود که می‌تواند تصمیم بگیرد کدام کشور می‌تواند به واکسن دسترسی پیدا کند یا پیدا نکند.

ترامپ به نظم بین‌المللی بر اساس قانون‌های بین‌المللی پایبند نیست، حتی اگر این نظم به‌سود ثروتمندان باشد. او از پیمان‌های مختلف کنترل سلاح‌های جنگی خارج می‌شود و به کارکرد سازمان بهداشت جهانی آسیب رسانده است. او بر این باور است که ایالات متحده به‌عنوان بزرگ‌ترین اقتصاد و نیرومندترین قدرت نظامی جهان باید حق آن را داشته باشد تا به کشورهای دیگر فرمان بدهد. تهدید به بمباران و دخالت نظامی می‌تواند با محاصره‌های اقتصادی یک‌جانبه و آخرین حربه در زرادخانۀ خیالی او یعنی خودداری از ارسال واکسن، تکمیل گردد.

مشکل او این است که فرمانروایی جهانی‌ای مطلق از سوی یک کشور دورانش به‌سر آمده است. ایالات متحده هم‌اکنون مظهر غولی رو به‌احتضار در انظار جهانیان دیده می‌شود، غولی که واکنشش در برابر بیماری‌ای همه‌گیر آشفته و نامنظم گردیده است. ایالات متحده برای جلوگیری از گسترش این ویروس نتوانسته است آزمایش‌های لازم را سروقت برای مردم خود فراهم آورد اما برعکس آمریکا دیدیم که بسیاری از کشورها توانستند با عملکرد به‌موقع گسترش این بیماری را متوقف سازند. چین و اتحادیۀ اروپا از هم‌اکنون به توافق رسیده‌اند که هر واکسن ساخته شده از سوی آن‌ها برای خیر همگانی درنظر گرفته شود. حتا بدون این توافق، همین که در جایی دارو یا واکسنی مؤثر پیدا شود، هر کشوری با زیرساخت علمی مناسب می‌تواند آن دارو یا واکسن را  بازسازی کرده و به تولید آن در کشور خود بپردازد.

در کشور هند- همچون بسیاری از کشورها- چنین توانایی علمی‌ای وجود دارد. ما همچنین یکی از بزرگ‌ترین ظرفیت‌ها را برای ساخت واکسن و داروهای بدون مارک در جهان را در خود داریم.

هنگامی که واکسن یا داروی این بیماری ساخته شد، چه چیزی ما و هر کشور دیگری را از بازتولید آن باز می‌دارد؟ تنها تهدید توخالی یک کشور با سرکردگی‌ای درمانده (ایالات متحده) در داشتن حق انحصاری کردن "حقوق مالکیت فکری" بازدارندهٔ ما در این امر است؟ یا این باور که در جنگ واکسن میان ایالات متحده و چین ما باید در کنار ایالات متحده بایستیم؟

  به نقل از «نامهٔ مردم»، شمارۀ ۱۱۰۵، ۱۹ خرداد ۱۳۹۹

 

Top