۷۰ سال از آغاز جنگ خانمانسوز جهانی دوم گذشت

چاپ
روز ۳ شنبه اول سپتامبر امسال (۱۰ شهریور) مراسم ویژه‌ای به مناسبت ۷۰مین سالگرد شعله‌ور شدن جنگ جهانی دوم در لهستان برگزار شد. مراسم به طور رسمی رأس ساعت ۴:۴۵ صبح با شلیک نمادین چند تیر آغاز شد، یعنی درست همان ساعتی که ۷۰ سال پیش در سال ۱۹۳۹ ناو جنگی آلمانی شلزویگ-هولشتاین به یک پاسگاه نظامی لهستان در وسترپلاته در حومه بندر گدانسک حمله و آن را گلوله باران کرد. به فاصله اندکی نیروهای نظامی آلمان وارد خاک لهستان شدند و جنگی را آغاز کردند که در حدود ۶ سال به درازا کشید و پس از ویرانی گسترده ده‌ها کشور و گرفتن بیش از ۵۰ میلیون قربانی نظامی و غیرنظامی، در اروپا پس از فتح آلمان توسط ارتش شوروی و تسلیم بی قید و شرط این کشور در ۸ ماه مه ۱۹۴۵ پایان یافت، اما در آسیا و اقیانوس آرام تا بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی توسط ارتش آمریکا و در نهایت تسلیم ژاپن در ۲ سپتامبر ۱۹۴۵ ادامه داشت.
در مراسم صبحگاهی امسال که جمعی از بازماندگان قربانیان جنگ و نظامیان لهستانی حضور داشتند که در آن جنگ مهیب رزمیده بودند، دولتمردان و نظامیان و رهبران مذهبی لهستان با یادآوری جانبازی‌های مردم لهستان در برابر نیروهای پرقدرت آلمان هیتلری، آن مقاومت دفاعی را ”مبارزه قهرمانانه نیروی ضعیف‌تر در برابر نیروی قویتر“ خواندند. لخ کاژینسکی رئیس جمهور لهستان، که به همراه دانلد تاسک نخست وزیر این کشور میزبانی مراسم را به عهده داشت، در صحبت‌هایش گفت که وسترپلاته ”گواه میهن‌پرستی و روحیه‌ای شکست‌ناپذیر است“ و نخست وزیر لهستان هشدار داد که نباید درس‌های آن جنگ خانمانسوز از یادها برود. ولادیمیر پوتین نخست وزیر روسیه، برلوسکونی نخست وزیر ایتالیا، فرانسوا فیلون نخست وزیر فرانسه، دیوید میلی‌بند وزیر خارجه انگلستان، و آنگلا مرکل صدراعظم آلمان، از جمله نمایندگان کشورهایی بودند که در مراسم گسترده‌تر دیگری در طی روز شرکت داشتند. در این میان مقامات لهستانی که آمریکا را به چشم متحد تاریخی و نزدیک خود نگاه می‌کنند، از حضور هیأت پائین‌رتبه‌ای به سرپرستی جیمز جونز، مشاور امنیت ملی اوباما، چندان خشنود نبودند.
موضوعی که در این سالگرد آغاز یک جنگ خانمانسوز توجه نیروهای صلح‌دوست و مترقی دنیا را به خود جلب کرد، آن بود که به رغم آنکه امروزه همه ملت‌های دنیا بر ویرانگری جنگ و از جمله جنگ جهانی دوم تأکید دارند، اما مراسم امسال در سایه تنش‌های سیاسی در مورد این مسئله برگزار شد که چه کشوری، علاوه بر آلمان هیتلری، آغازکننده آن جنگ بوده است. نخست وزیر لهستان در صحبت‌هایش در مراسم صبحگاهی اشاره کرد که: ”ما اينجا جمع شده‌ايم تا به یاد داشته باشیم که آغازگر این جنگ که بود، مقصر که بود، مجری جنگ که بود، و چه کسانی قربانیان اين جنگ بودند...خوب می‌دانیم آن که اینها را از یاد ببرد، یا تاریخ را تحریف کند، و اکنون یا در آینده صاحب قدرت باشد، باز هم موجب بدبختی و فلاکت خواهد شد، مثل ۷۰ سال پیش.“ لازم به اشاره است که چندی پیش، در قطعنامه رسوا، ارتجاعی و نحریک کننده ‌ای که همایش پارلمانی سازمان همکاری و امنیت اروپا تصویب کرد، نازیسم و ”استالینیزم“ هر دو مسئول افروختن آتش جنگ جهانی دوم شناخته شده بودند. این ادعا بدرستی موجب واکنش شدید دولت روسیه شد و دمیتری مدودوف رئیس جمهور این کشور در مصاحبه با ”تلویزیون روسیا“ آن را ”یک دروغ تمام عیار“ کشورهای غربی خواند و گفت: ”نمی‌توانید کسی را که در مقام دفاع از خود برآمده است، متجاوز بخوانید.“ مددوف جنگ جهانی دوم را ”بزرگترین فاجعه قرن بیستم“ خواند و اضافه کرد که در واقع این اتحاد شوروی بود که در تحت رهبری استالین ”در نهایت اروپا را نجات داد.“ او همچنین کشورهای غربی را به نادیده گرفتن تلاش‌هایی متهم کرد که برای تبرئه کردن ”همدستان پیشین نازی‌ها“ در اوکرائین و کشورهای بالتیک صورت می‌گیرد. مدودوف اشاره کرد که درک مشترک از ابعاد اخلاقی جنگ جهانی دوم میان مسکو و کشورهای غربی در دوران جنگ سرد خیلی بیشتر بود تا امروز. مسکو کشورهای غربی را به تحریف تاریخ و کوچک شمردن فداکاری‌های اتحاد شوروی متهم کرده است که در جنگ جهانی دوم علاوه بر آنکه متحمل تخریب اساسی شهرها و روستاها، صنایع، و تأسیسات زیربنایی شد، در حدود ۲۷ میلیون نفر نیز قربانی داد.
در همین اثنا، روسیه نیز دست به انتشار مدارک و اسناد معتبری از آرشیو سازمان اطلاعت و امنیت خارجی این کشور زده است که در آنها انگشت اتهام به سوی لهستان به عنوان کشوری نشانه رفته است که پیش از جنگ و از اواسط دهه ۱۹۳۰ همدست توطئه‌های هیتلر علیه اتحاد شوروی بوده است، شورش در اوکرائین، گرجستان و دیگر مناطق شوروی را برانگیخته، و در تجزیه چکسلواکی با آلمان نازی همدستی کرده است. این اسناد شامل نامه‌ای از هرمان گورینگ است که در آن او به لهستانی‌ها هشدار می‌دهد که خطر واقعی که لهستان را تهدید می‌کند از سوی مسکو است، و ”نه فقط بلشویسم، بلکه روسیه.“ همچنین، از قول یک مأمور امنیتی شوروی ادعا شده است که لهستان موافقت کرده بوده است که در صورت حمله آلمان به شوروی، بی‌طرف باقی بماند. همانگونه که انتظار می رفت انتشار این مدارک واکنش اعتراض‌آمیز روزنامه‌نگاران لهستانی را به دنبال داشت که آن را تقلبی دانستند و محکوم کردند، و پژوهشگران لهستانی هم آن را ”مهمل مطلق“ خواندند. در همین احوال، ولادیمیر پوتین نخست وزیر روسیه که عازم شرکت در مراسم ۷۰مین سالگرد آغاز جنگ جهانی دوم در لهستان بود، در نامه‌ای به لهستانی‌ها که درست پیش از سالگرد آغاز جنگ در یک روزنامه لهستانی چاپ شد و لحن آشتی‌جویانه‌ای داشت، با اشاره به پیمان عدم تجاوز موسوم به مولوتوف – ریبنتروپ که در ۲۴ اوت ۱۳۳۹ میان آلمان و شوروی بسته شد (مبنی بر آنکه در صورت حمله به یکی از این دو از سوی کشور سوم، دیگری دخالتی نخواهد کرد)، آن را ”غیر اخلاقی“ خواند و نوشت: ”بی‌تردید این پیمان را می‌توان کاملاً محکوم کرد.“ در همین نامه، پوتین به نقش منفی فرانسه و بریتانیا نیز اشاره می‌کند که با امضای موافقتنامه مونیخ در سال ۱۹۳۸ امکان حملهٔ نازی‌ها به شرق و به سوی روسیه را تسهیل کردند. در حالی که روابط میان روسیه و لهستان کماکان پرتنش است، پوتین خواستار ”همدردی و بخشش طرفین“ شد و اظهار امیدواری کرد که ”روابط روسیه و لهستان روزی به سطح بالای یک همکاری راستین برسد“ مشابه آنچه امروز بین روسیه و آلمان وجود دارد.
در مراسم روز سه شنبه، آنگلا مرکل نیز طی سخنانی ضمن استقبال از دعوتی که از او برای شرکت در این مراسم شده بود، آن را ”نشانه آشتی‌جویی“ بین آلمان و لهستان خواند که هر دو عضو اتحادیه اروپا هستند، و گفت اول سپتامبر ”روز سوگواری برای درد و رنجی“ است که آلمان نازی برای اروپا به ارمغان آورد و ”یادآور گناهی است که آلمان مرتکب شد...آن جنگی که آلمان به پا کرد منجر به رنج غیرقابل وصف مردمان بی‌شمار، و سال‌ها محرومیت از حقوق شد، و ویرانی و خفت به همراه داشت...زخم‌ها باقی هستند...“
گفتنی است که ملت لهستان در جنگ جهانی دوم حدود ۶ میلیون تن قربانی داد که ۳ میلیون تن از آنان از یهودیان آن کشور بودند. همچنین در خاک اشغال شدهٔ این کشور چندین اردوگاه مرگ توسط ماشین آدم‌کشی نازی بنا شد، که اردوگاه‌ منفور آشویتس یکی از آنها بود. مردم مترقی و صلح‌دوست جهان با یادآوری لحظه تاریخی آغاز یک جنگ جهانی در ۷۰ سال پیش، به تلاش خود برای جلوگیری از بروز چنین فجایعی ادامه می‌دهند؛ فجایعی که به دست نیروهای امپریالیستی برای غارت ملت‌های جهان تدارک دیده و اجرا می‌شود، و در سال‌های اخیر شاهد نمونه‌هایی از آنها در یوگسلاوی و عراق و ایران و افغانستان بوده‌ایم. مرتجعان جنگ طلب نیز که بقای خود را در جنگ و نابودی می‌بینند، دانسته یا نادانسته موجب بروز و ادامه جنگ‌ها می‌شوند، که هر انسان عاقل و منطقی می‌داند ”برنده“ای ندارد. به امید دنیایی فارغ از غارتگری و جنگ.