مسایل سیاسی روز

مصاحبه ”اخبار روز“ با رفیق محمد امیدوار

ما در ارزیابی شرایط بغرنج و حساس کشور همواره بر این اعتقاد بوده و هستیم که بدون درک و توجه به مبارزه طبقاتی حادی که در جامعه در جریان است، بدون توجه به ساختار طبقاتی حاکمیت و همچنین توان، سطح سازمان یافتگی و نیروی اجتماعی حاضر در صحنه مبارزه نمی توان به پای تحلیل حوادث کشور نشست و با تکیه بر این یا آن شخصیت سیاسی اجتماعی ارزیابی واقع بینانه ای را از وضعیت کنونی به دست داد.

اخبار روز: نظرتان در باره نتايج انتخابات ریاست جمهوری چيست، می توان انتخاب آقای روحانی را پيروزی مردم خواند؟
م. امیدوار: با تشکر از هیئت تحریریه ”اخبار روز“ که این فرصت را به من دادند تا نظرات حزب توده ایران را با خوانندگان و مراجعه کنندگان شما در میان بگذارم.
ما در ارزیابی شرایط بغرنج و حساس کشور همواره بر این اعتقاد بوده و هستیم که بدون درک و توجه به مبارزه طبقاتی حادی که در جامعه در جریان است، بدون توجه به ساختار طبقاتی حاکمیت و همچنین توان، سطح سازمان یافتگی و نیروی اجتماعی حاضر در صحنه مبارزه نمی توان به پای تحلیل حوادث کشور نشست و با تکیه بر این یا آن شخصیت سیاسی اجتماعی ارزیابی واقع بینانه ای را از وضعیت کنونی به دست داد. ما، از ماه ها پیش از انتخابات، و هم در جریان برگزاری ششمین کنگره، در ارزیابی شرایط کشور بر این نکته تأکید داشتیم که بر خلاف همه ادعاهای آقای خامنه ای و دیگر سران رژیم، ایران در وضعیت فوق العاده بحرانی و حساسی به سمت انتخابات ریاست جمهوری می رود. سیاست های فاجعه بار دولت احمدی نژاد، و سمت گیری های کلان اقتصادی رژیم جمهوری اسلامی که مستقیما از سوی ولی فقیه و مشاوران اقتصادی او به دولت ها دیکته می شود، در کنار تحریم های مداخله جویانه و غیر انسانی کشورهای امپریالیستی، در مجموع آنچنان شرایط دشواری را برای ده ها میلیون ایرانی ایجاد کرده بود که جامعه ما به سمت انفجار اجتماعی جدی سوق داده می شد. اجرای سیاست هایی که منافع کلان سرمایه داری تجاری و بورژوازی بوروکراتیک را تأمین می کند، استیلای اختاپوس گونه اقتصادی فرماندهان سپاه و دیگر نیروهای انتظامی کشور بر شریان های حساس اقتصادی، بر خلاف منافع اکثریت عظیم مردم زحمتکش، اثرات مهلکی بر جامعه ما به همراه داشته است. بیکاری 3 میلیونی، زندگی ده ها میلیون ایرانی زیر خط فقر، تورم افسار گسیخته، سقوط ارزش ریال، در مقابل ارزهای خارجی، که تأثیر فوری روی گرانی قیمت ها و کاهش قدرت خرید مردم داشت، ورشکستگی بخش تولیدی کشور، تشدید بی سابقه دره عظیم میان فقر و ثروت، و ایزوله بودن ایران از نظر بین المللی، از جمله نمادهای جدی بحرانی است که ایران در آستانه یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری با آن رو به رو بود. با این ارزیابی روشن است که اکثریت قاطع مردم خواهان تغییر در سیاست های اعمال شده و شیوه حکومت مداری در ایران بودند. سران رژیم با درک این خطر و در عین حال به توجه به این نیاز که باید چاره ای اندیشید به تدارک مهندسی انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری پرداختند. واقعیتی که باید به آن توجه داشت این است که ماهیت رژیم ولایت فقیه عوض نشده است. اگر این رژیم توانایی و یا خواست قبول رای و اراده مردم را داشت کودتای خشن و خونین انتخاباتی سال 1388 آنطوری که دیدیم اجرا نمی کرد. کمیته مرکزی حزب ما در شادباش نوروزی خود اشاره کرد که رژیم ولایت فقیه دنبال برگزاری انتخابات مهندسی شده ای است که در جریان آن بتواند هم نامزدهای شرکت کننده در آن را کنترل نماید و هم نتیجه انتخابات را و در واقع از تکرار خرداد 76 و خرداد 88 جلوگیری کند. ما رای 18 میلیونی مردم به آقای روحانی را در شرایطی که رژیم اجازه نداد هیچ یک از شخصیت ها و رهبران جنبش اصلاح طلبی و حتی هاشمی رفسنجانی در انتخابات شرکت کند، نه رای به شخص آقای روحانی، بلکه رای به خواست تغییرات جدی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می دانیم. دلیل رای آوردن آقای روحانی در انتخابات خرداد 92 را باید حمایت رهبران جنبش اصلاح طلبی و فاصله گرفتن هوشیارانه او از سیاست های دولت منفور احمدی نژاد در جریان مناظره های تلویزیونی دانست. با توجه به ابراز خشنودی ولی فقیه، دیگر سران رژیم مثل لاریجانی و مهدوی کنی و نهادهایی مثل سپاه از نتیجه انتخابات باید به این نتیجه رسید که انتخابات مهندسی شده خرداد 1392، تنها هنگامی می تواند به پیروزی واقعی مردم تبدیل شود که نیروی عظیم اجتماعی که در جریان این انتخابات، به صحنه آمد و به تغییر رای داده است در صحنه باقی بماند، خود را سازمان دهی کند و بر فشار اجتماعی برای تغییر بیافزاید.

اخبار روز: برای علی خامنه ای و شورای نگهبان قابل تصور بود که بخشی از مردم از ميان کانديداهای تائيد شده به چهره ای که نسبت به سايرين بيشترين فاصله با رهبری حاکميت را بازتاب می دهد، رای خواهند داد. چرا حسن روحانی را تائيد کردند؟
م. امیدوار: همانطوری که قبلاً اشاره کردم رژیم با درک بحران عمیقی که جامعه ما را فرا گرفته با برنامه ریزی قبلی به استقبال انتخابات خرداد 92 رفت. ”حماسه سیاسی“ که رهبر خواهان خلق آن بود هنگامی اتفاق افتاد که نیروهای اصلاح طلب و رهبران آن قبول کردند که رژیم به آنها اجازه شرکت در انتخابات را نخواهد داد. صحبت های آقای خاتمی، به عنوان یک شخصیت اجتماعی-سیاسی آگاه و از رهبران جنبش اصلاح طلبی که: ما می دانیم نمی خواهند ما بیاییم و تازه اگر هم اجازه بدهند بیاییم حق نداریم بیش از آنچه آنها می خواهند رای بیاوریم، سخنان شجاعانه و دقیقی است که به روشنی پرده از برنامه های سران رژیم بر می دارد. ”حماسه سیاسی“ رهبری در واقع وقتی به واقعیت پیوست که جنبش اصلاح طلبی سطح توقعات و مطالبات خود را از اجازه شرکت خاتمی، و سپس اجازه شرکت هاشمی رفسنجانی، در پی رد صلاحیت هاشمی، یعنی کسی که ولی فقیه را بر کرسی ولایت نشانده بود و زمانی ”عمود خیمه نظام“ محسوب می شد، به حد قبول یک نامزد ”محافظه کار میانه رو“ و نماینده ولی فقیه در شورای امنیت ملی کشور تقلیل داد. تأیید آقای روحانی توسط شورای نگهبان نباید برای هیچکس تعجب آور باشد. آقای روحانی سالهاست نماینده مستقیم آقای خامنه ای بوده و هست و لذا روشن بود که او در لیست تأیید شدگان قرار می گرفت.

اخبار روز: آيا آنطور که تبليغ می شود، آقای روحانی نماد تغييردرسياست حکومت است؟
م. امیدوار: من دیروز در روزنامه ”تایمز“ مطلبی را خواندم درباره انتخابات ایران، که توسط آقای ”نورمن لامونت“، وزیر سابقه خزانه داری بریتانیا، در دوران ”مارگارت تاچر“ و از چهره های مشهور جناح راست حزب محافظه کار بریتانیا، نوشته شده بود. عنوان این مطلب این بود که ”روحانی می تواند گارباچف ایران باشد“ و برداشت کلی و نتیجه گیری مقاله این بود که آقای روحانی کسی است که غرب می تواند و باید با او به توافق برسد. بدیهی است که باید انتظار داشت در برخی عرصه ها، از جمله و خصوصا سیاست های خارجی رژیم تغییراتی به سمت عادی سازی روابط با غرب به منظور تخفیف فشارها و لغو تحریم های اقتصادی برداشته شود. بخش عمده ای از کنفرانس مطبوعاتی آقای روحانی هم به این مسئله اختصاص داشت. البته ما از هر سیاستی که هدفش تنش زدایی در شرایط فوق العاده حساس منطقه و لغو تحریم های اقتصادی که فشارش بیش از پیش بر گرده مردم زحمتکش میهن ماست، باشد حمایت می کنیم. با روی کار آمدن دولت آقای روحانی و بدون آن فشار سازمان یافته اجتماعی از پائین نمی توان به تغییرات اساسی و پایه ای در وضعیت کنونی امیدوار بود. ما در گذشته هم با این چنین پدیده های رو به رو بوده ایم. دو دوره دولت هاشمی رفسنجانی هم با شعار ”سازندگی“، ”اعتدال“ و عادی سازی روابط با غرب تزئین شده بود و در انتها این دوره نه تنها بحران جامعه ما تخفیف نیافته بود بلکه وضعیت اجتماعی اقتصادی کشور همچنان بحرانی بود. خاصیت عمده این دوران رشد بی سابقه بورژوازی بوروکراتیک و حاکمیت بیش از پیش کلان سرمایه داری تجاری بر حیات اقتصادی کشور بود. بدیهی است که تکرار این سناریو با همان تیپ شعارها دردی را از جامعه ما دوا نخواهد کرد. حتی در دوران حکومت دولت اصلاحات و مجلس اصلاحات هم، متاسفانه گام های اساسی در راه تغییر سمت و سوی سیاست های کلان اقتصادی کشور برای حرکت به سوی عدالت اجتماعی برداشته نشد و این از جمله موضوعاتی بود که محمود احمدی نژاد، با شعارهای پوپولیستی، تحقق عدالت و گذاشتن پول نفت روی سفره مردم، در جریان انتخابات سال 84، از آن بهره جست.

اخبار روز: آيا ما شاهد تغييراتی در جهت تامين حقوق اوليه شهروندان مثل آزادی روزنامه ها، زندانيان سياسی، کم شدن تبعيض عليه زنان، اقليت های قومی-ملی و مذهبی، آزادی نهادهای مدنی ، بهبود وضع زندگی کارگران و آزادی تشکل يابی آنان خواهيم بود؟
م. امیدوار: خواست آزادی فوری و بدون قید و شرط همه زندانیان سیاسی-عقیدتی، پایان دادن به حصر آقای موسوی، کروبی و خانم رهنورد، در کنار به رسمیت شناختن حق تشکل برای سندیکاها، اتحادیه ها، دیگر سازمان های صنفی –اجتماعی و پایان دادن به فضای خفقان، سرکوب و تبعیض بر ضد زنان، خلق های ایران و اقلیت های مذهبی در میهن ما در کنار حرکت به سمت تخفیف فشارهای کمرشکن اقتصادی بر گرده کارگران و زحمتکشان، بی شک از جمله خواست های اساسی جنبش مردمی بوده و خواهد بود. تصور تحقق این خواست ها در چارچوب دولت آقای روحانی و در شرایط ادامه رژیم ولایت فقیه، بدون یک مبارزه وسیع و سازمان یافته و از نظر سیاسی منسجم توده ای، تصوری کاملاً غیر واقع بینانه ای است که دامن زدن به آن تنها به سود ارتجاع و حفظ شرایط کنونی خواهد بود. مردم با تجربه دردناک دهه های اخیر می دانند و با پوست و گوشت خود لمس کرده اند که اعتبار زیادی برای شعارهای دولتمردان جمهوری اسلامی نباید قائل شد. مردم ما می دانند که حق گرفتنی است و تنها با نیروی سازمان یافته اجتماعی می توان به این حقوق و آزادی های دموکراتیک دست یافت.

اخبار روز: مردم قادرند رئيس جمهور را در جهت تامين خواست ها و انجام تغييرات، تحت تاثير و فشار قرار دهند، وسيله موثر اين تاثيرگذاری و اعمال فشار چيست؟
م. امیدوار: ما همواره معتقد بوده ایم و همچنان بر این اعتقاد پایبندیم که مردم موتور اصلی حرک جامعه به پیش هستند. تجربیات تاریخ معاصر میهن ما از رشد و نضج گیری نهضت ملی شدن نفت، تا رشد جنبش اجتماعی در سال های دهه 1350 و سپس پیروزی انقلاب بهمن 57، و همچنین حماسه دوم خرداد 76 و مبارزات اجتماعی که در دو دهه اخیر در میهن ما اتفاق افتاده است نشان می دهد که هرگاه مردم سازمان یافته و منسجم با خواست ها و شعارهای مشخص مبارزاتی به صحنه آمده اند توانسته اند خواست های خود را به مرتجعان حاکمان تحمیل کنند.
جنبش مردمی ما امروز از ضعف سازمان یافتگی، چند پارگی و عدم انسجام سیاسی-برنامه ای رنج می برد. تلاش در راه تغییر این وضع نیازمند کار آگاهانه همه نیروهای مترقی، آزادی خواه و اصلاح طلب، باید بدور از فرقه گرایی های تنگ نظرانه و با هدف اعتلای توانمندی جنبش مردمی، و نیروهای اجتماعی شرکت کننده در آن باشد. باید از تجربیات سال های اخیر نیز آموخت. در دورانی شماری از رهبران جنبش اصلاح طلبی شعار ”آرامش فعال“ را می داند، شماری راه را ”چانه زنی در بالا“ در چارچوب ”نیروهای خودی“ می دانستند و در مجموع از حضور نیرومند و سازمان یافته جنبش مردمی در صحنه همواره در هراس بودند. نتایج این سیاست ها عقب نشینی های تحمیل شده به جنبش، وضعیت کنونی و 8 سال دولت فاجعه بار محمود احمدی نژاد است. ما در تمامی این سال ها دیده ایم که چه مبارزه قهرمانانه و جسورانه ای از سوی جنبش زنان، جوانان و دانشجویی صورت گرفته است. ما در همین دوران شاهد تلاش جنبش کارگری کشور برای تشکل یابی و پیوند زدن مبارزات عمدتا صنفی کارگران با مبارزه عمومی مردم بوده ایم ولی واقعیت این است که راه درازی هنوز باقی مانده است تا آنچنان آمادگی و جنبش اجتماعی را پدید آورد که بتوان با اتکاء به آن به سمت تحولات پایه ای در میهن ما رفت. دیالکتیک حرکت اجتماعی به ما می آموزد که باید با واقع بینی، صبر، و دوری از برداشت های اراده گرایانه تلاش کرد تا وسیع ترین نیروهای خواهان تحول را گردهم آورد و با برنامه مشخص و حداقل سیاسی-مبارزاتی به مصاف حاکمیت کنونی که از امکانات گسترده سیاسی، اقتصادی و نظامی بهره مند است رفت.

اخبارروز: نسبت آقای موسوی با دولت تازه و نسبت جنبش سبزبا اين دولت چطور تنظيم می شود؟
م. امیدوار: بدیهی است که با توجه به وضعیت کنونی آقای موسوی و در حصر بودن او نمی توان اظهار نظر دقیق و مطمئنی در این زمینه کرد. آقای روحانی در پاسخ به سئوالی درباره پایان دادن به حصر آقای موسوی، کروبی و زهرا رهنورد، تصمیم گیری درباره این موضوع را خارج از توان قوه مجریه دانست و تحقق آن را به همدلی سه قوه و قاعدتا به تأیید نهایی ولی فقیه موکول کرد.
آنچه روشن است این است که رهبران جنبش اصلاح طلبی در روزهای آخر انتخابات تصمیم گرفتند تا از نامزدی حسن روحانی دفاع کنند. و به نظر می رسد که در کابینه آینده آقای روحانی نمایندگانی از جنبش اصلاح طلبی (خصوصا کسانی که حاکمیت حساسیت کمتری نسبت به آنها داشته باشد) حضور یابند. البته روشن نیست که آیا اینگونه نامزدها بدون ایما و اشاره تأیید آمیز رهبر بتوانند از سد تأیید صلاحیت مجلس شورای اسلامی که در بست در دست گماردگان ولی فقیه و نیروهای ارتجاعی است بگذرند.

اخبار روز: بخشی از مردم به اعتراض در انتخابات شرکت نکردند، اينها چه قدمی بايد بردارند تا اعتراضشان ديده شود و بتوانند در تحولات آتی تاثيرگذار باشند؟
م. امیدوار: هم بخشی از مردم که در انتخابات شرکت نکردند (مثلا نزدیک به 50 درصد مردم تهران) و هم 18 میلیونی که به آقای روحانی رای دادند، بدون کوچکترین شکی خواهان پایان وضعیت فاجعه بار کنونی و تغییرات اساسی هستند. بر این اساس مبارزه آن 18 میلیون و میلیون ها شهروندی که در اعتراض به چارچوب های تحمیلی، تنگ و عمیقاً ارتجاعی رژیم در انتخابات شرکت نکردند، مبارزه ای جدا از هم نیست و دارای خواست های مشترکی است. من همانطور که دربالا اشاره کردم راه نجات ایران از فاجعه کنونی، مبارزه مشترک و سازمان یافته همه کسانی است که خواهان حرکت به سمت عدالت اجتماعی و تحقق حقوق و آزادی های دموکراتیک اند. باید همه تلاش های را در این زمینه به کار بست.
به نقل از سایت ”اخبار روز“

به نقل از “نامه مردم”، شماره 924، 10 تیرماه 1392

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا