مسایل سیاسی روز

بدرود رفیق بلال

رفیق بلال نیک عزم، ازاعضای با سابقه حزب توده ایران و از زمره فعالان قدیمی جنبش کارگری  میهنمان، روز شنبه نوزدهم دی ماه ۱۳۹۴، در سن ۹۱ سالگی در مهاجرت دیده از جهان فروبست. 
رفیق بلال در  اول مهر ماه سال ۱۳۰۳ در شهر”آق دام  “در یک خانواده زحمتکش  چشم به جهان گشود.  پدر بزرگ او از نسل مهاجرانی بود که به سبب فقر، تنگدستی، ظلم وستم حکومتی، برای گذران زندگی  در آذربایجان شوروی سابق  اقامت گزیده بود.

هفت ساله بود که پدرش را از دست داد و پس از آن در آغازجنگ جهانی دوم، همراه عموی خود به باکو عزیمت کرد؛ از آنجایی که شرایط حاکم در منطقه ومناسب شدن فضای سیاسی در ایران چنین موقعیتی را ایجاب کرده بود که پناهندگان سابق  بتوانند به کشور خود باز گردند، عموی او که سرپرستی وی و خانواده اش را نیز بر عهده دا شت، به اتفاق کلیه اعضای خانواده به  ایران باز گشت. آنان همگی در  شهر رشت  سکنی گزیدند. درآن برهه ی زمانی،  سختی زندگی، جابجایی ازسرزمینی به سرزمین دیگر و روحیه مبارزه جویانه رفیق بلال باعث شد که وی در سن جوانی تحت تاثیر نفوذ معنوی حزب توده ایران  قرارگیرد و به هواداری و پشتیبانی از آن برخیزد. رفت و آمدهای او به کلوپ حزبی وشرکت در میتینگ‌ها و جلسات، موجب گردید پاسخ انبوهی از پرسش های خویش را  در سخنرانی های توده ای ها و در لابلای شعارهای مطرح شده حزب پیدا کند. چندی نگذشت که رفیق بلال نیک عزم، این کارگر جوان هفده ساله، آمال و آرزوهای به حق خود و دیگر زحمتکشان را در برنامه و اهداف مترقی حزب توده ایران بدرستی دریافته و اینبار با اراده ای  استوارتر درکشاکش مبارزه، در زمینه چاره اندیشی ها، راهیابی و راهگشائی برای تحول بنیادی جامعه و حرکت سریع آن به جلو که سال ها در وجودش به جوانه نشسته بود، در صفوف حزب توده ایران جای گرفت. در این زمان او هفده ساله و عضو سازمان جوانان است. او با علاقه تمام به  سراغ هم صنفی های خود می رود، هرچه می آموزد به عنوان راهنمای عمل برای ایجاد تشکل های کارگری بکار بسته و تمام نیروی خود را برای مشارکت در تشکیل سندیکاهای کارگری به کار می گیرد. رفیق بلال پس از هفت سال بعنوان عضو رسمی حزب به شعبه کارگری استان منتقل می شود. وی در این دوران تحت مسئولیت رفیق حسن حسین پور تبریزی (اولین شهید حزب پس از یورش بهمن ۶۱) قرار می گیرد و بنا بر گفته خودش یکی از موثرترین و موفق ترین دوران مبارزاتی خود را رقم می زند. رفیق  نیک عزم،  تا کودتای ننگین۲۸ مرداد ۱۳۳۲، در بخش کارگری حزب به فعالیت خود ادامه داد. با فروپاشی دولت  قانونی دکتر محمد مصدق، موج دستگیری ها و سپس انبوه  تیرباران شدگان که پیشاهنگان آنان را رزمندگان توده ای تشکیل می دادند، سراسر میهنمان را در نوردید. با سرکوب جنبش مردمی، رفیق بلال به فعالیت مخفی روی آورد؛ اما دژخیمان از هرسو به محاصره حزب برخاسته بودند. رفیق  از طریق امکانات مخفی موجود، از راه مازندان راهی تهران شد. ولی چند صباحی نگذشته بود که در تهران شناسایی، دستگیر و روانه زندان گردید. از آن جایی که  فعالیت  او در استان گیلان متمرکزبود، به زندان  پادگان رشت تحویل داده شد. بعد از پنج روز باز جویی، شکنجه های جسمی و روانی در سرمای جانکاه  بهمن ماه، و پس از تحمل  پنجاه و پنج روز دیگر در سلول انفرادی همراه با شکنجه های طاقت فرسا، اتهام دیگری به عنوان حربه اصلی توسط “رکن دو” ارتش مطرح گردید: سرهنگی با لگد در سلول را باز کرده و نعره کشان گفته بود: “این است جاسوس شوروی!”  سرهنگ اسدی با پرونده قطور زیر بغلش خطاب به رفیق بلال می گوید: “همه چیز در مورد تو روشن است. من از تو یک سئوال دارم: چاپ خانه و اسلحه ها کجاست؟” پاسخ رفیق کارگر توده ای روشن بود: این ها اتهامی بیش نیست که به یک کارگر نسبت داده می شود، ابزارکار من چکش است و تخته و میخ، نه آن چیزهایی که شما بیان می کنید.  تهدیدها جدی تر می شود. نگاه ژرف و پاسخ خردمندانه کارگر توده ای، سرهنگ  اسدی را کلافه کرده بود. سرهنگ اسدی اتهامات همیشگی را تکرار می کند: “و اما تو جاسوسی؟! – من یک کارگر نجارم واز حقوق صنفی خود دفاع می کنم.”
دولتی که از یک کارگر نجار ترسیده و بر او اتهام جاسوسی می زند، جز ضعف تمامی حاکمیت و پوسیدگی آن چیز دیگری را اثبات نمی کند. رفیق بلال بعد از آزادی از زندان رشت عازم تهران شد. وی که هفت سال  محرومیت اجتماعی را نیز در پرونده خود داشت؛ برای گرفتن سوء پیشینه  سال ها سرگردان دوایر دولتی بود. علیرغم تحمل همه شرایط سخت  کوچکترین خللی به اراده مبارزه جویانه رفیق وارد نگردید. او به آرمان های حزب خود وفادار ماند؛ زیرا راه نجات زحمتکشان بویژه طبقه کارگر را که خود نیز وابسته  به همان طبقه بود درسیمای مردمی حزب توده ایران می دید؛ حزبی که فرزندان زیادی را در جای جای سر زمین مان ایران تربیت کرده بود. در تهران تلاشهای پیگیرانه رفیق بی ثمر نماند و به تدریج در میان کارگران، هم اندیشان خود را پیدا کرد؛ اندکی بعد از آن با چهره های سر شناس  و مبارز کارگری همچون زنده یاد علی امید و نیز سندیکالیست های بنام  آشنا گردید.
پس از پیروزی انقلاب بهمن ۱۳۵۷ و با آغاز دور جدید فعالیت علنی حزب توده ایران، رفیق بلال نیک عزم  فعالیت های خود را پی گرفت و با تمام وجود برای استحکام هر چه بیشتر پایه های حزب از هیچ تلاشی فروگذار نکرد و هر آن چه را که در توان داشت  در طبق اخلاص  نهاد.
حزب ما فقدان این انسان رئوف، مهربان، انترناسیونالیست و وفادار به آرمان های  زحمتکشان و طبقه کارگر را  به خانواده و بازماندگان وی و به همه اعضا و هواداران حزب توده ایران تسلیت می گوید.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

به نقل از «نامه مردم»، شماره ۹۹۲، ۱۹ بهمن ماه  ۱۳۹۴

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا