مصاحبه «عصر ما»، نشریه حزب کمونیست آلمان، با مسئول امور بین المللی حزب توده ایران
سیاستهای اقتصادی نولیبرالی حکومت ایران زندگی طبقهٔ کارگر کشور را تباه کرده است
در روزهای آخر دسامبر ۲۰۱۹ و اندکی قبل از حملهٔ موشکی تروریستی آمریکا به فرودگاه بغداد که به کشته شدن فرماندهان نظامی ایرانی و عراقی و لبنانی و موشکباران بعدی پایگاههای آمریکایی در بغداد منجر شد، به ابتکار دبیر بینالمللی حزب کمونیست آلمان (DKP)، از حزبمان برای نشست و گفتوگویی دربارهٔ اوضاع ایران، رشد جنبش اعتراضی مردم ایران، وضعیت حاکمیت در ایران، مبارزهٔ حزب توده ایران، و تحلیل سیاسی حزبمان از سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دعوت شد.
در پاسخ به این دعوت رفقای آلمانی، رفیق نوید شمالی، مسئول شعبهٔ روابط بینالمللی حزبمان گفتوگویی داشت با نشریهٔ هفتگی »عصر ما«که در آن موضوعهای گوناگونی از سیاست داخلی و خارجی ایران و اوضاع منطقهٔ خاورمیانه مورد پرسش و پاسخ قرار گرفت. برای اطلاع خوانندگان نامهٔ مردم، این گفتوگو را در اینجا نیز منتشر میکنیم.
س: آیا میتوانید مروری کلی کنید بر آنچه در ایران میگذرد؟ آیا بین اعتراضهای خیابانی در عراق که بهشدت سرکوب شد، با اوضاع ایران ارتباط معیّنی وجود دارد؟
ج:جمهوری اسلامی ایران حکومت استبدادی دینسالاری است با حاکمیت مطلق ولی فقیه علی خامنهای. اقتصاد سیاسی آن متکی به تأمین منافع انباشت سرمایهٔ بهشدت فاسد بورژوازی بوروکراتیک و تجاری است. ساختار قدرت سیاسی در ایران متشکل است از قوه قضایی که رئیس آن توسط ولی فقیه گمارده میشود، نمایندگان مجلس (قوهٔ قانونگذاری)، و رئیسجمهور (قوهٔ اجرایی)، که همگی از میان یک فهرست از پیش تأیید شده توسط شورای نگهبان “انتخاب” میشوند. عضوهای شورای نگهبان خود توسط رهبر و ولی فقیه منصوب میشوند. تمام نیروهای امنیتی، از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، زیر نظارت مستقیم رهبر قرار دارند.
دولتهای پیدرپی ایران در سی سال گذشته سیاستهای اقتصادی نولیبرالی صندوق بینالملی پول را دنبال کرده و به پیش بردهاند که پیامدهای ویرانگری برای اقتصاد ملی و معیشت و زندگی زحمتکشان مزدبگیر و حقوقبگیر داشته است. هر گونه اعتراض و مخالفت سازمانیافتهٔ مردم به این اقتصاد سیاسی بسیار ناعادلانه و روبنای سیاسی غیردموکراتیک آن به بهانهٔ “تهدید علیه امنیت ملی” سرکوب شده است. تظاهرات تودهیی مردم در آبان ۹۸ در بیش از ۱۰۰ شهر ایران را باید در چنین بستری در نظر گرفت. در آن روزها، خیزش تودهیی گستردهای علیه بیعدالتی اقتصادی و استبداد مذهبی صورت گرفت. حکومت ایران این اعتراضها را با استفادهٔ کامل از نیروی نظامی و شبهنظامیان اسلامگرا بیرحمانه سرکوب کرد که دستکم ۴۰۰ کشته و هزاران زخمی و بازداشتی به جای گذاشت. نکتهٔ مهم این است که آن تظاهرات اعتراضی و کشتارهای نیروهای دولتی بیشتر در شهرها و منطقههای مسکونی کوچکتر رخ داد که در آنها زحمتکشان، تهیدستان و جوانان بیکار زندگی میکنند.
اعتراضهای مردمی در ایران و عراق، هر دو به علّت مشترکِ وجود نابرابری اقتصادی ظالمانه و فساد گسترده پا گرفت که ادامهٔ تعدیل اقتصادی نولیبرالی آن را تشدید کرده است. عنصر مشترک دیگر در این اعتراضهای مردمی دو کشور، قساوت و بیرحمی نیروهای دولتی در واکنش و سرکوب آنها است. در هر دو کشور، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران در کشتار و سرکوب خشونتآمیز تظاهرات نقش داشتند. گفتنی است که طیف وسیعی از زیرساختهای دولتی و سیاسی عراق همچنان زیر نظارت مستقیم جمهوری اسلامی ایران است.
س:شرایط کار حزب تودهٔ ایران چگونه است؟ حزب شما در ایران غیر قانونی است و هواداران آن با پیگرد رژیم روبرو هستند. در این صورت، حزب شما چگونه بر مبارزهٔ طبقاتی زحمتکشان ایران تأثیر میگذارد؟
ج: حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۶۱ به حزب تودهٔ ایران یورش برد و بیش از ۱۰هزار عضو و هوادار و اکثر رهبری آن را دستگیر کرد که بسیاری از آنها دیرتر در تابستان سال ۱۳۶۷ به همراه هزاران زندانی سیاسی دیگر اعدام شدند. علیرغم این یورش بیسابقه، حزب تودهٔ ایران توانست با موفقیت خود را بازسازی کند و امروز دیدگاهها و سیاستهای آن از اعتبار مهمی در جامعه سیاسی کشور برخوردار است. هواداران و همراهان حزب در جنبشهای کارگری، زنان و جوانان فعالاند و نقشی بسیار مهم در پیشبرد مبارزهٔ این جنبشها دارند.
برنامهٔ حزب و تحلیلهای ما در عمل کارپایهای بوده است برای برپایی یک جبههٔ ضد دیکتاتوری و توضیح و تشریح نقش طبقهٔ کارگر در گذار ملی-دموکراتیک در تحوّل جامعهٔ ایران. ما توانستهایم نشان دهیم که هرگونه دگرگونی واقعی در کشور ما به طرد حکومت دینسالار بستگی دارد.
حزب تودهٔ ایران در ۳۰ سال گذشته پرچمدار افشاگری پایبندی ادامهدار رژیم به اجرای نسخههای نولیبرالی صندوق بینالمللی پول بوده است، و نشان داده است که این سیاست، همزمان با انباشت کلان سرمایهٔ مالی و ظهور طبقهٔ بورژوازی کمپرادور قدرتمند، چگونه در راستای برقراری مناسبات و پیوند نزدیکتر با سرمایهٔ جهانی بوده و اقتصاد ایران را به اقتصادی نامولد، وارداتی، و ضعیف تبدیل کرده که در برابر تحریمهای شدید و غیرانسانی آمریکا آسیبپذیر است.
س:شما سیاست خارجی رژیم اسلامگرای ایران را، بهویژه در خاور میانه، چگونه توصیف میکنید؟
ج: سیاست جمهوری اسلامی ایران در منطقه، از افغانستان گرفته تا عراق و سوریه و لبنان، بر پایهٔ بینش توسعهطلبانهٔ “اسلام سیاسی” همراه با گسترش حوزهٔ منافع اقتصادی آن است. محسن رضایی (فرمانده پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دبیر کنونی مجمع تشخیص مصلحت در حکومت ایران) به طور رسمی اعلام کرده است که برنامهٔ راهبردی جمهوری اسلامی ایران بازسازی “امپراتوری اسلامی” در منطقه است؛ چیزی که جنبشهای مردمی، پیشرو، و چپ همیشه هزینهٔ سنگینی برای آن پرداختهاند. جمهوری اسلامی ایران حامی اصلی برخی از واپسگراترین نیروهای اسلامگرا در منطقه بوده است که از میان آنها میتوان به این نیروها اشاره کرد: جهاد اسلامی در سرزمینهای اشغالی فلسطین، حشدالشعبی (“نیروهای بسیج مردمی”) در عراق که وظیفهٔ سرکوب اعتراضهای اخیر مردم در عراق را به عهده داشته است، و نیز طالبان و دیگر نیروهای واپسگرا در افغانستان که دولت پیشرو و غیردینی (سکولار) دکتر نجیبالله را سرنگون کردند و سپس دست به خشونت و بیرحمی وحشتناکی زدند.
سیاستهای منطقهیی و خارجی جمهوری اسلامی ایران، ضدامپریالیستی نیست. برعکس، این “اسلام سیاسی” جمهوری اسلامی ایران اغلب مستقیم یا غیرمستقیم با آمریکا همکاری کرده است. اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیسجمهور فوتشدهٔ پیشین (و در عمل نفر دوّم در حکومت جمهوری اسلامی ایران در زمان حیاتش)، زمانی گفته بود: “هنگامی که غرب قصد داشت به عراق و افغانستان حمله و آنها را اشغال کند، از ایران پشتیبانی پُرارزشی دریافت کرد، و حالا زمان آن است که غرب دِین خود را به ایران بپردازد.”
علی لاریجانی، رئیس بانفوذ مجلس نمایندگان ایران، در همایش امنیت مونیخ در ۶ فوریه ۲۰۰۹، در نشستی دربارهٔ آیندهٔ افغانستان پس از خروج نیروهای آمریکایی، دیدگاه جمهوری اسلامی ایران در منطقه و این موضع ایران را روشن کرد که: ایران کمترین تردید و درنگی در رسیدن به توافقی با آمریکا برای رسیدن به مقصود ندارد. مقامهای کلیدی در وزارتخانههای امور خارجی، دفاع، و امنیت در دولت آمریکا و در کمیسیون اتحادیهٔ اروپا، از جمله آنگلا مرکل، در این نشست حضور داشتند. در اوایل ژوییهٔ ۲۰۱۹، رئیسجمهور ایران حسن روحانی ادعا کرد که تلاش جمهوری اسلامی ایران برای گسترش نفوذش در منطقه، از دریای مدیترانه تا مرزهای هند، قانونی است.
نیروهای چپ و ترقیخواه نباید پیامدهای ناگوار اقتصادی و جغرافیایی-سیاسی چنین چشماندازی در جمهوری اسلامی ایران را از نظر دور بدارند. ما با این نظر نادرست و سادهانگارانه موافق نیستیم که جمهوری اسلامی ایران نیرویی ضدامپریالیستی است یا فعالیتهایش در عراق، سوریه، لبنان، و سرزمینهای اشغالی فلسطین انساندوستانه است. حرکتهای جمهوری اسلامی ایران در منطقهٔ خاورمیانه بر شالودهٔ اسلامگرایی افراطی و مقابله با دشمنان استوار است پیش از اینکه این دشمنان بتوانند تهدیدی جدّی و واقعی باشند. این سیاست جمهوری اسلامی ایران ربطی به حفاظت از منافع ملی مردم ایران ندارد. برعکس، این سیاست ماجراجویانه و خطرناک، منافع ملی ایران را به خطر انداخته است.
س:حکومت ایران از دولت سوریه حمایت میکند. همانطور که شما توضیح دادید، حزب تودهٔ ایران مخالف سیاست خارجی حکومت ایران است. در عین حال، حزب شما مخالف تغییر رژیم در سوریه است. چگونه چنین وضعیت پیچیدهای را توضیح میدهید؟
ج: موضع ما همیشه این بوده است که هیچ راهحل نظامی برای درگیریهای کنونی در سوریه وجود ندارد و همهٔ تلاشها باید متوجه دستیابی به صلحی پایدار بر پایهٔ اراده و عمل سیاسی باشد، چیزی که همهٔ شرکتکنندگان در همایش صلح آستانه (پایتخت قزاقستان) در سال ۲۰۱۷ برآن تأکید داشتند. سازمان ملل متحد نقشهٔ راهی برای رسیدن به این هدف ارائه داده است. به نظر ما، سوریه نباید عرصه جنگهای نیابتی میان قدرتهای منطقهیی از جمله ایران، اسرائیل، و سلطاننشینهای واپسگرای عرب، و کشاندن امپریالیسم غرب به آن کشور باشد. سوریه از لحاظ اقتصادی و اجتماعی ویران شده است. این وضعیت باید بیدرنگ و برای همیشه پایان یابد.
حزب تودهٔ ایران مداخلهٔ امپریالیسم و متحدان منطقهیی و فرامنطقهییاش را در سوریه، که با هدف براندازی دولت قانونی رئیسجمهور بشار اسد صورت میگیرد، قاطعانه محکوم میکند. ما از توسعه و رشد سوریهای پیشرو، مستقل، با حاکمیتی غیردینی و دموکرات، رها از هرگونه نفوذ و دخالت خارجی، قاطعانه حمایت میکنیم. حزب تودهٔ ایران از مبارزهٔ مردم سوریه در راه تأمین صلح، برقراری حاکمیت مردمی، دموکراسی، استقلال، و عدالت اجتماعی پشتیبانی میکند.
به نقل از «نامهٔ مردم»، شمارۀ ۱۰۹۵، ۳۰ دی ۱۳۹۸




