جوانان و دانشجویان

سیمای ضد مردمی رژیم ولایت فقیه رویاروی ورزش و شادی و نشاط جوانان

اهمیت ورزش در سلامتی انسان به‌خصوص برای جوانان بر کسی پوشیده نیست. به‌اختصار می‌توان گفت ورزش عامل خودباوری، افزایش اعتماد به‌نفس، و احساس موفقیت و شادابی است و همچنین دوری از گوشه‌گیری را برای جوانان به‌دنبال دارد. ازاین‌روی، ایجاد امکانات ورزشی برای جوانان و نوجوانان وظیفه‌ای مبرم و شناخته شده در سراسر جهان و در تمام سطح‌های حکومتی و اداری کشورها است.
تمایل به شرکت در رشته‌های گوناگون ورزشی نشانگر علاقه مفرط جوانان میهن ما به ورزش است، ولی در عمل با امکاناتی بسیار محدود است یا به‌طورکلی نبود امکانات رو در رو می‌شوند. برخورد جمهوری اسلامی به‌این نیاز مبرم جامعه همواره نارضایتی جوانان علاقمند به ورزش را باعث شده است. از یک طرف امکانات ورزشی برای اکثر قریب به‌اتفاق جوانان وجود ندارد و از طرفی دیگر سیاست‌هایی واپسگرایانه از جمله سوءاستفاده از ورزشکاران به‌منظور تبلیغ برای اسلام سیاسی، جلوگیری از حضور تماشاچیان زن در ورزشگاه‌ها و ممانعت از شرکت آنان در بسیاری از رشته‌های ورزشی، نمونه‌هایی بارز از نگرش به‌غایت عقب‌مانده رژیم ولایت فقیه به‌این نیاز مبرم جوانان و بی اعتنایی‌اش به‌آن است.
هدف‌ها، وظایف، و اختیارات وزارت ورزش و جوانان در قانونی که در ۱۶ شهریورماه ۹۹ در مجلس شورای اسلامی به‌تصویب رسید، وظیفهٔ این وزارت در حوزه ورزش و جوانان به‌صراحت مواردی متعدد ازجمله آنچه در زیر می‌آید را دربر می‌گیرد:
– حمایت از برنامه‌ها و فعالیت‌های فرهنگی، آموزشی، و پژوهشی مرتبط با… تربیت بدنی و ورزش،
– بهره‌برداری از اراضی و فضاهای موردنیاز وزارت برای امور ورزشی…
– پیش‌بینی تسهیلات و به‌کارگیری تمهیدات لازم جهت تشویق و توسعهٔ فعالیت‌های بخش خصوصی با هدف توسعه مشارکت مردمی و گسترش نهضت داوطلبانه در حوزه ورزش،
– بهره‌مندی از ظرفیت خیّرین ورزش‌یار و تسهیل شرایط مشارکت آنان در اداره اماکن ورزشی خیّرساز،
– کمک به تأمین هزینه‌های برگزاری مسابقات و مراسم و رویدادهای ورزشی و اعطای جوایز و کمک به قهرمانان، فدراسیون‌ها، انجمن‌ها، هیأت‌های ورزشی و باشگاه‌ها،
– تسهیل فعالیت دانش‌آموختگان علوم ورزشی در مراکز و باشگاه‌های ورزشی برای ارائه خدمات مطلوب به جامعه و نظارت مستمر بر آن….
و بسیاری دیگر از وظایفی که در‌صورت تحقق بخشیدن به آن‌ها می‌توانستند در ترویج و تدارک امکانات ورزشی جوانان مؤثر باشند.
ولی شواهد موجود نشان می‌دهند برخلاف این‌گونه ادعاهای پرطمطراق در قالب قانون مصوب، اکثر قریب به‌اتفاق مردم میهن ما به‌خصوص جوانان و نوجوانان از دسترسی به ابتدایی‌ترین امکانات ورزشی و تأثیرهای مثبت این امکانات محرومند.
در موردهای قانونی‌ای که در بالا به‌آن‌ها اشاره شد، این وزارتخانه مسئول احداث مراکزی با عنوان خانه‌های جوانان به‌منظور “حفظ و ارتقای هویت دینی، ملی و انقلابی جوانان و مشارکت، تمرین و توانمند سازی اجتماعی و آموزش و مهارت زندگی و نشاط و شادابی جوانان در چهارچوب مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی…” است. از طرفی دیگر، به‌اعتراف رژیم ولایت فقیه، شادی جوانان صرفاً در چارچوب فرهنگ و سیاست‌های تاریک‌اندیشانهٔ حکومت اسلامی تعریف می‌شود که با خواست‌های واقعی و عاجل جوانان برای دسترسی به امکانات ورزشی و نشاط و شادی ناشی از آن هیچ‌گونه قرابتی ندارند. زهرا فهرستی، استادیار گروه فقه و حقوق اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، دربارهٔ مفهوم شادی از نظر رژیم ولایت فقیه در نشریهٔ متین، فصلنامه به‌اصطلاح “علمی پژوهشی” (امام خمینی و انقلاب اسلامی)، شماره ۷۳، زمستان ۱۳۹۵، با تأکید بر هویت‌های دینی، در مقاله‌ای زیر عنوان: “شادی و نشاط از دیدگاه فقه، با رویکردی بر نظر امام خمینی(س)”، می‌نویسد: “مقصود ما در بررسی و تحلیلی که از ٬شادی و نشاط٬ به‌‌دست خواهیم داد، آن روحیه‏‌ای است که رضایت خداوند متعال را در بر ‏دارد، نه جشن و شادی که به‌هر دلیلی انسان تحصیل می‌کند.” چنین نظریه‌هایی واپسگرایانه درعمل دال بر این است که حکومت اسلامی نه‌فقط سلامت روحی و جسمی جوانان را در نظر ندارد، بلکه قصد دارد از جوانان به‌عنوان ابزاری برای ترویج و تبلیغ اسلام سیاسی استفاده کند.
نگاهی اجمالی به فعالیت‌های وزارت ورزش و جوانان و امکانات ورزشی موجود برای مردم و به‌خصوص جوانان میهن ما نشان می‌دهند که امکان دسترسی به امکانات ورزشی و تفریحی برای اکثر آحاد جامعه بسیار محدود است و به توانایی آنان در پرداخت هزینه‌هایی هنگفت برای استفاده از باشگاه‌های ورزشی خصوصی بستگی کامل دارد. واقعیت امر این است که در نظام اقتصادی کشومان که بر پایهٔ روابط سرمایه‌داری نولیبرالی است و اختلاف‌هایی عمیق در سطح زندگی طبقات جامعه وجود دارد، فرصت های دسترسی به امکانات ورزشی و تفریحی جوانان مستثنا از تأثیر این اختلاف‌ها نیستند. برای نمونه، علی زمانی در تاریخ، ۲۶ شهریورماه ۱۳۹۹، در سایت “روزیاتو”، در مقاله‌ای زیر عنوان: “باشگاه انقلاب تهران: به‌نام مستضعفان و به‌کام ثروتمندان؟” می‌نویسد: “مجموعه فرهنگی ورزشی انقلاب تهران یکی از مجموعه‌های ورزشی بزرگ و ممتاز ایران است که در زمینی به‌مساحت یک میلیون مترمربع در منطقه ۳ شهرداری تهران واقع شده است و حد فاصل اتوبان نیایش و خیابان سئول است. مجموعه ورزشی انقلاب تهران یا باشگاه انقلاب که به نام کلوپ شاهنشاهی خوانده می‌شد… در سال ۱۳۷۷ به سازمان تربیت بدنی وقت واگذار شد. اکنون مدیریت آن بر عهده وزارت ورزش و جوانان است. نیمی از فضای مجموعه ورزشی انقلاب تهران را فضای سبز تشکیل می‌دهد و به‌همین خاطر، موقعیتی عالی برای پیاده‌روی، ورزش و تفریح‌های همگانی در طول ۴ فصل سال را دارد. محبوب‌ترین امکانات مجموعه ورزشی انقلاب تهران، جاده تندرستی، زمین گلف و استخر ۴ فصل آقایان و بانوان است که مخاطبان بسیار دارد. زمین‌های تنیس، گلف، سالن‌های سرپوشیده برای انجام انواع ورزش‌های توپی و رزمی مردانه و زنانه و سالن‌های خانوادگی و بیلیارد و اسکیت و باشگاه تیراندازی در کنار کافه و رستوان‌های لوکس، ازجمله امکانات مجموعه ورزشی انقلاب تهران است… نکته‌ای که باید دربارهٔ باشگاه انقلاب تهران بیان کنیم …آن است که این باشگاه که از اموال رژیم طاغوت مصادره و در اختیار عموم مردم قرار گرفت، امروزه خدماتش به‌قدری گران است که فقط قشر متمول شمال پایتخت از خدماتش بهره مند هستند. به‌منظور استفاده از امکانات باشگاه انقلاب تهران … هر ایرانی برای استفاده از خدمات باشگاه انقلاب تهران در سال ۱۳۹۹، بایستی کارت عضویت سالانه به‌مبلغ ۱۰ میلیون ریال خریداری کند. این کارت، صرفاً برای ورود به مجموعه است و برای استفاده از هر… خدماتی در این مجموعه ورزشی، بایستی هزینه جداگانه پرداخت شود! مثلاً قیمت بلیط استخر باشگاه انقلاب حتی در روزگار کرونایی ایران، نفری ۱۳۰ هزار تومان است. اگر به جاده تندرستی باشگاه انقلاب یا سایر باشگاه‌های گلف و بیلیارد و تنیس مجموعه سربزنید، متوجه این واقعیت تلخ می‌شویم که بسیاری از استفاده کنندگان از خدمات باشگاه، از قشر متمول بالاشهر تهران هستند و این باشگاه انقلابی (!) که نام انقلاب هم یدک می‌کشد، تناسبی با اقتصاد و سبک زندگی مردمان متوسط و ضعیف شهر ندارد.”
در مقابل، برای غالب جوانان میهن ما مشکلات متعددی در زمینه دسترسی به امکانات ورزشی وجود دارد. در بسیاری از شهرستان‌ها و روستاها، سالن‌های ورزشی مناسب دارای رخت‌کن، فضای کافی برای تماشاچی و سایر ملزومات پیدا نمی‌شود. زمین‌های ورزشی نیز اگر موجود باشند، غالباً خاکی و از کیفیت خوبی برخوردار نیستند. هیچ مقام مسئولی به نیازهای جوانانی که تنها دلخوشی آنان دسترسی به ورزش و نجات از سایر معضل‌های اجتماعی است، توجه نمی‌کند. در بسیاری از رسانه‌ها، گزارشاتی در این رابطه موجود است: رسانه میناب جنوب به‌نقل از یک جوان ساکن روستای حکمی در نزدیکی میناب می‌نویسد: “هیچ کس در فکر توسعه ورزش و رفع مشکلات ورزشکاران در این روستا نیست… بارها دغدغه و مشکلات خود را از قبیل نداشتن توپ و تور ورزشی، نداشتن زمین ورزشی با مسئولین در میان گذاشتیم، اما تا کنون هیچ اقدامی برای حل این موضوع اندیشیده نشده است. برای این که بتوانیم ورزش خود را ادامه دهیم، برای خرید توپ ورزشی چند نفر پول شخصی جمع می‌کنیم، اگر توپ ما پنچر شد مجبوریم تخم مرغ توی توپ بریزیم تا مدتی برای ما کار کند! جاسم فخاری بازیکن جوان مینابی مهم‌ترین دغدغه جوانان روستای حکمی را غفلت اداره ورزش و جوانان نسبت به توسعه ورزش در روستاها می‌داند و می‌گوید: ٬با توجه به اینکه تعداد زیادی از بازیکنان تیم‌های مطرح استان و کشور از همین روستا و از دل زمین‌های خاکی بوده‌اند، به قدری روی زمین خاکی بازی کرده‌ایم که  ریه‌های ما  به‌دلیل ورود گرد و خاک آسیب دیده است و باز هم برای اینکه جوانان روستا بتوانند به ورزش کردن تشویق شوند به‌صورت دسته‌جمعی وسایلی از قبیل توپ و تور ورزشی را تهیه می کنیم٬”.
در این زمینه می‌توان گفت که پاسخ دولت به نیازهای ورزشی و تفریحی مردم به‌خصوص جوانان در حد استهزا‌آمیزی توأم با بی‌مسئولیتی و بی‌اعتنایی به خواست‌های آنان است. تازه‌ترین آمار عجیب از سوی دولت حسن روحانی، به “تعداد ورزشکاران حرفه‌ای زن در ایران” اختصاص دارد. به‌گزارش سایت “تابناک ورزشی”، ۳۰ آذرماه ۱۳۹۸، مهین فرهادی‌زاد، معاون بانوان وزارت ورزش و جوانان، در مصاحبه جدید خود به‌صراحت مدعی شده است: “در ایران بیش از سیزده میلیون ورزشکار زن در سطح ٬قهرمانی٬ فعال هستند؛ بنابراین، می‌توان با یک حساب سرانگشتی دریافت که این آمار به‌شوخی با افکارعمومی و حتی کارشناسان علم آمار شبیه است.” در این رسانه آمده است: “اگر تصور می‌کنید خانم فرهادی در این رقم همه ورزشکاران آماتور و غیرحرفه‌ای فعال در ورزش‌های همگانی را هم دیده است، اشتباه می‌کنید: تعداد بانوان علاقه‌مند به ورزش در بخش همگانی بیشتر است، به‌گونه‌ای که معاون بانوان وزارت ورزش و جوانان، تعداد بانوان حاضر در این بخش را ۱۵ میلیون و ۷۴۴ هزار و ۱۶۵ تن عنوان کرد” [!].
در جمهوری اسلامی درحالی که باشگاه‌های خصوصی ورزش و بدن سازی برای اقلیت بسیار محدود مرفه جامعه با پرداخت حق عضویت‌هایی نجومی دردسترس‌اند، اکثر قریب به‌اتفاق نوجوانان و جوانان میهن ما از ابتدایی‌ترین امکانات ورزشی و تفریحی محرومند. توسعه امکانات ورزشی برای جوانان فقط با اجرای برنامهٔ اجتماعی- اقتصادی‌ای مترقی به‌منظور برآورده کردن نیاز‌های آنان و فراهم کردن این امکانات در چارچوب یک اقتصاد ملی مردمی و در خدمت اکثر مردم، می‌تواند مقدور شود. دستیابی به چنین برنامه‌ای از طریق مبارزه متحد نیروهای مترقی و آزادی‌خواه برای طرد رژیم ولایت فقیه و سیاست‌های اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی زیان‌بار آن، امکان‌پذیر است.

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۱۲۶، ۹ فروردین ۱۴۰۰

دکمه بازگشت به بالا