مسایل بین‌المللیمسایل نظری و تئوریک

حزب کمونیست چین: رسالت و خدمات آن

نگاهی به سند مهم منتشر شده از سوی حزب کمونیست چین دوامِ سیستم سیاسی‌اش در طول بیش از هفت دهه اخیر، رویکردش به دموکراسی، و چگونگی عزمش به توسعه‌ یافتن به جامعهٔ سوسیالیستی‌ای مرفه تا سال ۲۰۴۹ / ۱۴۲۸ خورشیدی را نشان می‌دهد.

در ۲۶ اوت ۲۰۲۱ / ۴ شهریورماه ۱۴۰۰، اداره تبلیغات کمیتهٔ مرکزی حزب کمونیست چین سندی مهم را با عنوان: “حزب کمونیست چین: رسالت و خدمات آن” منتشر کرد. ترجمه انگلیسی این متن با بیش از ۲۸ هزار واژه، بحثی گسترده را آشکارا نمایان می‌سازد که بازتاب دهندهٔ انجام وظیفه‌ در صد سال گذشتهٔ حیات حزب و هدف‌ها و چالش‌های آینده‌اش است.

 

مارکسیسم

این سند بر استمرار اساسی انجام اهم وظایف حزب کمونیست چین تأکید دارد. این حزب، از زمان تأسیس حزب کمونیست چین در ماه ژوئیه ۱۹۲۱/۱۳۰۰ خورشیدی، فعالیتش را به ساختن سوسیالیسم، استقرار حاکمیت چین، ایجاد زندگی بهتر برای مردم، و کمک به آینده‌ای صلح‌آمیز همراه با رفاه برای بشریت وقف کرده است.

اگرچه حزب کمونیست چین از مرحله‌هایی بسیار گذشته است، بااین‌همه، با عزمی راسخ به مأموریت اصلی‌اش، پرنسیپ‌هایش، و ایدئولوژی‌اش پایبند بوده است. چهل‌وپنج سال پس از مرگ مائو تسه تونگ- امری که ناکامی زیاد ایدئولوگ‌های سرمایه‌داری در واشنگتن و لندن را موجب شد- حزب کمونیست چین همچنان به مارکسیسم که در این سند “تنها ایدئولوژی راهنما کننده، روح حزب، و پرچمی که در لوای آن تلاش و مبارزه می‌کند” نامیده شده، متعهد باقی مانده است،

حزب کمونیست چین، با تطبیق مارکسیسم با شرایط خاص چین و تلاش مستمر برای توسعهٔ آن، توانسته است به هدف‌هایی شگفت‌آور دست یابد و از مانع‌هایی به‌ظاهر عبورناپذیر گذر کند. همان‌طور که در این سند آمده، “سوسیالیسم می‌تواند مشکلاتی را حل کند که دیگر سیستم‌های اجتماعی نمی‌توانند آن‌ها را حل کنند. …  تاریخ مبارزات حزب فرایندی به‌منظور دنبال کردن ادامهٔ انطباق مارکسیسم بر بستری چینی و کشف ایده‌هایی خلاقانه و ابتکاری بوده است.”

 

رهبری چین در تطبیق دادن مارکسیسم با شرایط پیوسته متغیر و بسیار پیچیده نشان داده است که از منتقدانش در برخی از گروه های چپ غربی که به آمیزه‌ای از جزم‌گرایی، فرقه‌گرایی، و جهان‌بینی مرکز بودن فرهنگ اروپای غربی مبتلا هستند، با توانایی و خلاقیتی- می‌شود گفت دیالکتیکی‌ای- بسیار بیشتر عمل کرده است.   حزب کمونیست چین همیشه مارکسیسم را به‌شیوه‌ای خلاقانه توسعه داده و آن را علمی زنده و درحال تحول می‌شناسد که به‌طور مستمر به‌روز رسانی، دامنه‌دار، و پالایش باید شود. به‌گفتهٔ شی جین پینگ “سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی سوسیالیسم است و نه هیچ ایسمی دیگر.” دنگ شیائوپینگ، به‌طور خستگی‌ناپذیر توضیح می‌داد که “اصلاحات و فضای باز” خطرهای خاصی را به‌دنبال خواهد داشت و ممکن است کسانی که “در ابتدا ثروتمند شدند” انتظار داشته باشند همان‌طور که در دنیای سرمایه‌داری اتفاق می‌افتد، ثروتشان به قدرت سیاسی تبدیل شود. او برای جلوگیری از این امر، چهار اصل اساسی را تدوین کرد: پایبندی به راه سوسیالیستی، دیکتاتوری پرولتاریا (به‌شکل خاص دیکتاتوری دموکراتیک توده‌ای)، رهبری حزب کمونیست چین و مارکسیسم-لنینیسم، نسل‌هایی مختلف در رهبری حزب کمونیست چین این اصول را حفظ کرده‌اند و چین همچنان در راه سرخ باقی مانده است.

هستهٔ اصلی ایدئولوژی حزب کمونیست چین مارکسیسم خواهد ماند. “تجربه ثابت کرده است که انتخاب مارکسیسم از سوی حزب کمونیست صحیح بوده است. در راهی که درپیشِ روی است، با توجه به واقعیت‌های چین در دوران معاصر، حزب همچنان اصول نخستین مارکسیسم را با بهترین فرهنگ سنتی چین تطبیق داده و از مارکسیسم برای مشاهده، درک، و هدایت کردن فرایندهای عصر ما در قرن بیست‌ویکم بهره برده و  خواهد برد.”

 

دموکراسی توده‌ای

این سند در بر دارنده بحثی مفصل درباره دموکراسی سوسیالیستی چین است که در کل، روند دموکراسی را همچون گنجاندن بحث و رایزنی دامنه دار، کنگره‌های خلق، کمیته‌های عمومی و شغلی، سازمان‌های اجتماعی، ادارات اجرایی محلی و مدیریت دموکراتیک شرکت‌ها و همچنین سیستمی گسترده‌ از خودمختاری قومی محلی در خود، شرح می دهد.

نویسندگان این سند خاطرنشان کرده‌اند که دموکراسی دستاورد ارزشمند بشریت است “چیزی ست که تنها از آن یک کشور نیست”.  از دموکراسی بیش از یک مدل وجود دارد و بااین‌همه، “دموکراسی‌های لیبرال” غرب اصرار دارند تا مدل خودشان را تجسم حقیقی دموکراسی در جهان نشان دهند. کشور چین، در پی هزاران سال استبداد فئودالی و پس از قرنی با جنگ، تجاوز و تعقیب شدن، راهش را برای حکومت به وسیله مردم و برای مردم ترسیم کرده است. دموکراسی سوسیالیستی و در حال تحول چین، به‌مراتب از همتایش در غرب که پول مهم‌ترین نقش را در آن دارد، دموکراتیک‌تر است.

 

صلح و همکاری

این سند در برابر هژمونیسم (سیطره‌جویی)، یک‌‌جانبه‌گرایی، و بر پا کردن جنگ سردی تازه با استواری می‌ایستد، سربرافراشتن چین را که با سیاست خارجی‌ای مسالمت‌آمیز، طرد مداخله‌جویی، و تعهد به چندقطبی بودن همراه بوده است یادآوری می‌کند. این سند، همچنین، یادآوری می‌کند که حزب کمونیست چین، هم‌زمان با پیگیری صلح جهانی و توسعهٔ مشترک همراه با دیگر کشورها، ایده‌ها و ابتکاراتی همچون پنج اصل همزیستی مسالمت‌آمیز، جامعه جهانی‌ای با آینده‌ای مشترک، و ابتکار راه ابریشم جدید را پیشنهاد کرده است.

این حزب از قوانین بین‌المللی و پایبندی به منشور سازمان ملل متحد به‌طور مداوم حمایت کرده است و در نهادهایی منطقه‌ای و جهانی ازجمله در گروه بیست (گ ۲۰)، گروه کشورهای بریکس، سازمان همکاری شانگهای، و بانک سرمایه‌گذاری زیرساخت‌های آسیایی، عضوی مؤثر است.

چین از نخستین روز پس از انجام آزمایش‌های موفق سلاح‌های هسته‌ای‌اش در اکتبر ۱۹۶۴/شهریور- مهرماه ۱۳۴۳، از خلع سلاح کامل هسته‌ای حمایت کرد و “ممنوعیت کامل و نابودی کامل” همه سلاح‌های هسته‌ای را خواستار شد. چین نخستین کشوری بود که سیاست نه به پیشقدمی در به‌کار بردن سلاح اتمی و تعهد به هرگز استفاده نکردن از آن بر ضد قدرتی غیرهسته‌ای را پذیرفت و تصویب کرد. در همین حال ناتو از پذیرفتن و تصویب چنین سیاست‌هایی سر باز زده است و بر حق واد آوردن ضربهٔ پیشگیرانهٔ هسته‌ای اصرار می ورزد، این یعنی اصرار به داشتن حق برانگیختن هولوکاستی هسته‌ای.

درحالی‌که در ایالات‌متحده، دولت بایدن سیاست جنگ سرد تازهٔ ترامپ را به‌پیش می‌برد، حزب کمونیست چین سیستم کاملاً متفاوتی از روابط بین‌المللی که به‌سود “ایجاد جامعه‌ای جهانی با آینده‌ای مشترک و با هدف برپایی دنیایی آزاد، فراگیر، پاک، و زیبا را ترویج می‌کند، جهانی که از صلح پایدار، امنیت جهانی و رفاه مشترک برخوردار است.”

 

به‌سوی سوسیالیسمی پیش‌رفته

با وجود دستاوردهای تاریخی و جهانی حزب کمونیست چین، “یک‌صد سال گذشته تنها مقدمه‌ای برای این امر بوده است”. این سند به‌روشنی نشان می‌دهد که در مبارزه برای بنای سوسیالیسم و کمونیسم در چین راه درازی در پیش است. مهم‌ترین هدف میان‌مدت حزب این است که تا قبل از یکصدمین سالگرد تأسیس جمهوری خلق چین در سال ۲۰۴۹/۱۴۲۸ خورشیدی این کشور به “کشوری سوسیالیستی‌ای بزرگ و مدرن که مرفه، پرقدرت، دموکراتیک، از نظر فرهنگی پیش‌رفته، هماهنگ و زیبا باشد” تحول یابد. این به‌معنای بهبود سریع استانداردهای زندگی، تأکید شدید بر بهبودی محیط زیست، مقابله با نابرابری، گسترش مستمر و فزایندهٔ رفاه اجتماعی و استفاده از پیشرفت‌های علم و فناوری برای به‌وجود آوردن زندگانی‌ای غنی‌تر و پرحاصل برای همه است. در این راه، پیشرفت‌هایی در حال انجام گرفتن است. چین با درآمد سرانه‌ای که اخیراً از مرز ده هزار دلار (معادل ۲۸۰ میلیارد تومان [مطابق آخرین تغییرات ریال تا ۱۹ شهریورماه ۱۴۰۰- خبرگزاری ایسنا]) گذشته است، به ردیف کشورهایی با درآمد متوسط و متوسط به‌بالا پیوسته است و در راه تبدیل شدن به کشوری با درآمد بالا است. شکاف درآمدهای شهری و روستایی پیوسته رو به‌کاهش است و چهارصد میلیون نفر از جمعیت کشور درآمدی متوسط دارند.

چین در دو دههٔ گذشته به ایجاد سیستم تأمین اجتماعی‌ای مدرن توجه زیادی کرده است. بیمهٔ درمانی‌ای پایه تمامی جمعیت کشور را زیر پوشش خود قرار می‌دهد. تمامی کودکان تا ۹ سالگی  آموزش رایگان دریافت می‌کنند. حقوق بازنشستگی، بیکاری، و بیمه حوادث همه‌ساله درحال گسترش است. چنین پیشرفتی در کشوری عظیم و درحال‌توسعه در آسیا، واقعاً چشمگیر و ستودنی است.

سخنان مکرر شی جین پینگ در سال جاری در خصوص رفاه عمومی و اقدام‌هایی که دولت برای مهار قدرت افراد ثروتمند و شغل‌های خصوصی بزرگ انجام می‌دهد، نشان می‌دهد که چین با چالش‌هایی همچون تلاش برای رشد پرکیفیت اقتصادی، کاهش نابرابری‌ها، و ارائه خدمات رفاهی عمومی، بسیار جدی برخورد می‌کند. برنامه‌ای که در سند رسالت و خدمات حزب کمونیست چین رونمایی شده است مطمئناً برای دوستان چین در سراسر جهان مفید خواهد افتاد و به ما در درک و تجزیه‌وتحلیل بهتر تاریخ و آیندهٔ چین کمک خواهد کرد.

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۱۳۸، ۲۲ شهریور ۱۴۰۰

 

دکمه بازگشت به بالا