Uncategorisedمسایل بین‌المللی

جنگ رسانه‌یی و تبلیغاتی در خدمت ادامهٔ جنگ «بی‌پایان» نظامی

در حالی که تا کنون هزاران نفر در جنگ جاری در اوکراین کشته و زخمی و میلیون‌ها نفر بی‌خانمان و آواره شده‌اند و کارها و زندگی‌ها مختل شده است؛ در حالی که هر روز خبرهای دردناکی از کشتارها و ویرانی‌های این جنگ منتشر می‌شود و شاهد ویرانی ثروت‌های ملی کشورها هستیم؛ در حالی که امید می‌رفت که جنبش صلح پرقدرتی در جهان شکل بگیرد که بتواند جلوی این جنگ جدید را بگیرد؛ در حالی که امید می‌رفت تلاش‌های پیگیر و مداوم برای پایان دادن به این جنگ- که خواست همهٔ مردم صلح‌دوست جهان است- در هر گوشهٔ جهان به چشم بخورد؛ باید گفت متأسفانه آنچه بیشتر به چشم می‌خورد- به‌ویژه از طرف “غربی”- تلاش برای شعله‌ورتر کردن جنگ و خون‌ریزی و ادامهٔ “بی‌پایان” قتل انسان به دست انسان است. در رسانه‌های غالب “غربی” دائم صحبت از محکوم کردن این “جنایت جنگی” یا آن “کشتار غیرنظامیان” است؛ گویی راه انداختن جنگ و کشتار انسان‌ها به دست یکدیگر خودش جنایت نیست، و کشتار نظامیان، طبیعی و مقبول است! به‌جز در مواردی معدود، برای مثال در مطبوعات برخی از کشورهای “جنوب” یا در رسانه‌های چینی، در رسانه‌های غالب در جهان، کمتر صحبتی از ارائهٔ راهکار و فشار آوردن برای برقراری آتش‌بس، پایان دادن به کشتار و ویرانی، برقراری صلح و آرامش، و ضرورت همزیستی مسالمت‌آمیز است.

این روزها در “غرب” دموکراسی ادعایی کاملاً فراموش شده است و از فعالیت هر گونه رسانهٔ منتقد- چه رسد به مخالف- “آزادانه” جلوگیری شده است. رسانه‌های “غیرخودی” یا سانسور می‌شوند یا سعی می‌کنند با زدن انواع برچسب‌ها آنها را بی‌اعتبار کنند. مخالفان و منتقدان روایت‌های غالب را نیز با شیوه‌های گوناگون اتهام‌زنی کنار می‌گذارند. به این ترتیب است که رسانه‌های غالب و پرقدرت آمریکا و اروپا، دست در دست قدرت سیاسی و مجتمع نظامی-صنعتی، این روزها در انعکاس رخدادهای جنگ روسیه-اوکراین یک‌تنه به قاضی می‌روند و خوشحال و راضی برمی‌گردند. این رسانه‌ها، که حالا بازوهای تبلیغاتی جنگ‌افروزان شده‌اند، با تجربهٔ فراوانی که در جنگ‌های بی‌وقفهٔ پیشین به دست آورده‌اند، شیوه‌های تبلیغاتی و جوّسازی خود را برای سمت و سو دادن به افکار عمومی تکمیل کرده‌اند و اکنون با قدرت به پیش می‌برند. در این میان، روزنامه‌نگاری و خبررسانی حرفه‌یی و صادقانه و مستقل و بی‌طرف از عرصهٔ این رسانه‌ها رخت بر بسته است و گویی کار آنها فقط این است که رهنمودهای قدرتمندان سیاسی و نظامی‌گرا را توجیه کنند و به پیش ببرند. امروزه تبلیغات رسانه‌یی در رسانه‌های غالب “غربی” و متحدان آنها به‌واقع بخشی از جنگ‌افروزی و ادامهٔ جنگ‌های “بی‌پایان” شده است. جالب است که بخش بزرگی از رسانه‌های ایران نیز به‌نوعی با همین روند همسو شده‌اند.

خانم آن مورلی، تاریخ‌نگار چپ‌گرای بلژیکی و استاد دانشگاه آزاد بروکسل، در سال ۲۰۰۱ کتابی نوشت با عنوان اصلی “اصول بنیادی تبلیغات جنگی” و با عنوان فرعی “قابل استفاده در جنگ سرد، جنگ سرد، و جنگ نیم‌گرم” که در واقع پژوهشی تحلیلی دربارهٔ نقش رسانه‌ها در پیشبرد هدف‌های جنگ نظامی در جامعه است. نویسنده در مقدمهٔ کتاب می‌گوید: “تنها قصد من، نشان دادن اصول تبلیغاتی مورد استفاده، و توصیف عملکرد آنهاست.” خانم مورلی با مرور و مطالعهٔ پژوهش‌های تحلیلی دیگران دربارهٔ تبلیغات رسانه‌یی در جنگ جهانی اوّل، “ده فرمان” تبلیغات جنگی را استخراج می‌کند و کاربرد آنها را در جنگ جهانی دوّم، جنگ یوگسلاوی، و جنگ اول آمریکا با عراق نشان می‌دهد. نویسنده البته تأکید دارد که در تحلیل خود از هیچ طرفی جانبداری نمی‌کند و قصدش “راستی‌آزمایی این یا آن نیّت” یا “دریافتن اینکه کدام طرف راست می‌گوید و کدام طرف دروغ” نیست و فقط در پی یافتن خطی مشترک در تبلیغات جنگی است.

خانم مورلی در کتابش “ده فرمان” تبلیغات جنگی را که طرف‌های درگیر معمولاً آنها را به کار می‌گیرند، چنین بیان می‌کند:

* ما جنگ نمی‌خواهیم؛ ما فقط داریم از خودمان دفاع می‌کنیم

* دشمن ما مسئول این جنگ است، نه ما

* رهبر دشمن ما ذاتاً شر و مانند شیطان است

* ما از آرمانی شریف دفاع می‌کنیم، نه از منافعی خاص

* دشمن به‌عمد مرتکب جنایت می‌شود؛ ما اگر اشتباهی می‌کنیم، غیرعمدی است

* دشمن از جنگ‌افزارها و تسلیحات غیرقانونی استفاده می‌کند

* ما آسیب کمتری می‌بینیم؛ تلفات دشمن چشمگیر است

* روشنفکران و هنرمندان شناخته شده از ما حمایت می‌کنند

*‌هدف ما مقدس است

* هر کس در تبلیغات ما شک کند، به دشمن کمک می‌کند و خائن است

به نوشتهٔ پیپلز وُیس، نشریهٔ وابسته به حزب کمونیست کانادا، “بسته به اینکه شما از لحاظ جغرافیایی در کدام طرف قرار بگیرید، معمولاً فقط در معرض یک روایت خاص قرار می‌گیرید. خانم مورلی دربارهٔ درگیری اوکراین می‌گوید: ما در موقعیتی قرار داریم که دیگر جایی برای تفاوت‌ها باقی نمی‌ماند.” خانم مورلی به موضوع استقلال کرواسی اشاره می‌کند که فوراً مورد استقبال قرار گرفت، در حالی که امروزه، در مورد دُنباس، موضعی کاملاً متفاوت گرفته و ترویج می‌شود. با بهره‌گیری از بیان خانم مورلی در کتابش می‌شود گفت که مشابهت‌های بین رهبران سیاسی مثل پوتین شایان توجه است: “ما خوشبخت هستیم که رهبرانی داریم که همگی عاقل و خردمندند، در حالی که رهبران طرف دیگر، همگی دیوانه و بی‌خردند. این یکی از اصول اولیه تبلیغات جنگی است.” پیپلز وُیس در ادامه می‌نویسند: “از زمان شروع همه‌گیری کووید، کاملاً واضح بوده است که کسانی که خط فکری یک‌طرفهٔ غالب را دنبال نمی‌کنند، که موضع متفاوتی دارند، یا در زمانی که منتظر اطلاعات بیشتر هستند جرئت می‌کنند و در خط فکری غالب ابراز تردید می‌کنند، خودبه‌خود توطئه‌گر، بی‌صلاحیت، یا خائن خوانده می‌شوند. درست مثل تاریک‌ترین روزهای پیگردهای مذهبی اروپا [دورهٔ انکیزیسیون]، به نظر می‌آید که جایی برای ارادهٔ آزاد، واگرایی، یا چندگرایی باقی نمانده است. پس دموکراسی چه شد؟”

‏ اصول ده‌گانهٔ پیشنهادی خانم مورلی بخشی از ابزارهای قدرتمندان سیاسی “غربی” و بازوهای رسانه‌یی آنها برای کشاندن مردم به اندیشیدن و اقدام کردن در مسیری است که آنها و همدستان آنها در مجتمع نظامی-صنعتی می‌خواهند. شناخت اینکه این اربابان خودخواندهٔ ملت‌ها چگونه فکر می‌کنند و عمل می‌کنند می‌تواند به ما کمک کند تا از چگونگی فریبکاری آنها و همدستانشان در شکل دادن احساسات، اندیشه، و کنش‌های مردم به نفع قدرتمندان ضدمردم و جنگ‌افروز آگاه شویم و دست از آرمان‌های انسانی خود برنداریم. ما به ابزاری نیاز داریم که به ما کمک کند از چنین فریبکاری‌هایی مصون بمانیم و به گونه‌ای عمل کنیم که در واقع جهان را جای بهتری خواهد کرد. این اصول یکی از آن ابزارهاست که البته ممکن است با شیوه‌های جدیدتر تکمیل هم بشود و باید مراقب بود.

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۱۵۳، ۲۲ فروردین ۱۴۰۱

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا