صلح جهانی با طرحهای بیپایان برای گسترش ناتو تهدید میشود
در سال ۲۰۱۲ / ۱۳۹۱ باراک اوباما، رئیسجمهور وقت آمریکا، برنامه راهبردی بهاصطلاح “گردش بهسوی شرق آسیا” را اعلام کرد. ایالات متحده با این برنامه توجهاش به خاورمیانه را کمتر و به شرق آسیا بیشتر کرد. عامل شتاببخش اصلی در این تغییر سیاست، بیم از خیز نیرومند جمهوری خلق چین بود. امروز بایدن به چین هشدار داد که اگر اقدامی در مورد تایوان انجام دهد، با پاسخ نظامی ایالات متحده روبرو خواهد شد.
آنچه اعلام “گردش بهسوی شرق آسیا” در پی داشت، افزایش تعامل با کشورهای درحال توسعه در منطقه در کنار افزایش تحریکگری بود. اکنون دولت بایدن این تحریکگری را دوچندان کرده و راهی را دنبال میکند که از سوی برخی ناظران پیگیری برای پدید آوردن ناتوی آسیایی تفسیر میشود. سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در سال ۱۹۴۹ / ۱۳۲۸ بهمنزلهٔ اتحاد نظامیای دفاعی با هدف محافظت از اروپای غربی در برابر اتحاد جماهیر شوروی “خطرناک” برپا شد. هرچند تاریخ نشان داده است که کارکرد ناتو هیچگاه دفاعی نبوده است. درواقع، پیوسته همچون نیرویی تحریکآمیز، تهاجمی، و در مقام شاخه نظامی امپریالیسم “غربی” بهکار گرفته شده است. پهنه تاخت و تاز آن از زمان نابودی اتحاد جماهیر شوروی افزایش یافته است. هنگامی که فروپاشی یوگسلاوی در پایان سالهای دهه ۱۹۹۰آغاز شد و شماری از دولتهای نوپیدای جدید از انطباق خود با الگوی اقتصادی نولیبرال خودداری کردند، ناتو خشم خود را بر منطقه سرازیر کرد. بیمارستانها، کانونهای اجتماعی، و روستاها بهدست نیروهای ناتو بهرهبری ایالات متحده ویران شدند. حتی سفارت چین در بلگراد نیز بمباران شد. زمانی که معمر قذافی رهبر لیبی در آن برهه بهدنبال استقلال اقتصادی آفریقا از “غرب” نولیبرال بود، نیروهای ناتو دست بهحمله زدند و به نگون ساختن دولت او یاری رساندند و لیبی را در وضعیتی از هرجومرج و سردرگمی قرار دادند.
این گسترش غیرمسئولانه وستیزهجویانه ناتو به اروپای شرقی بود که سبب درگیری کنونی میان روسیه و اوکراین شد. ناتو همچنان به موضعگیری تهاجمیاش علیه روسیه که مدتهاست دیگر کشوری سوسیالیستی نیست، ادامه میدهد. زمانی “ناتوی آسیایی” هم وجود داشت. “سازمان پیمان آسیای جنوب شرقی” (سیاَتو SEATO)که بهندرت از آن یاد میشود، در سال ۱۹۷۷ / ۱۳۵۶بنیاد نهاده شد. این سازمان در همسازی با ناتو برای شرق آسیا طراحی شده بود. عضویت ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه، و استرالیا که هیچکدام در آسیای جنوب شرقی واقع نبودند، ماهیت پیمان امپریالیستی سیاَتو را آشکار میکرد. بهدلیلهای بسیار ازجمله شکست نیروهای ایالات متحده در جنگ علیه ویتنام، سیاَتو در سال ۱۹۷۷ / ۱۳۵۶فروریخت و امپریالیسم “غربی” بدون سازمان نظامی در شرق آسیا باقی ماند.
از آنجا که این روزها برخی گسترش مستقیم ناتو در منطقه آسیا و اقیانوسیه را خواستار شدهاند، درخواستهایی برای تغییر این وضعیت بهمیان آمده است. در فوریه ۲۰۲۲/ بهمن- اسفندماه ۱۴۰۰ بوریس جانسون، نخستوزیر بریتانیا،گفت ناتو نباید محدود به اروپا باشد. او گفت ناتو باید اجازه داشته باشد در هر کجای دنیا بخواهدگسترش یابد. در ماه آوریل ۲۰۲۲/ فروردین- اردیبهشت ۱۴۰۱، لیز تراس، وزیر خارجه بریتانیا، در این باره صریحتر موضعگیری کرد و گفت ناتو باید بهطورفعال در منطقه آسیا و اقیانوسیه مشارکت داشته باشد. بااینحال، بهنظر میرسد ایالات متحده در راستای بخشی از سیاست خارجی خصمانه و نظامیگرایانهاش، مسیری متفاوت در خیال میپروراند. ایالات متحده در سال ۲۰۱۷ / ۱۳۹۶ در واکنش به رشد اقتصاد چین و افزایش مشارکت چین در صحنه بینالمللی، به گفتگوهای چهارجانبه امنیتی یا کواد (به اختصار چهارجانبه) را که پیش از این در سال ۲۰۰۸ / ۱۳۸۷فروکش کرده بود جانی دوباره بخشید. کواد، که متشکل از عضویت کشورهای استرالیا، هند، ژاپن، و ایالات متحده است، سازمانی نظامی است که اغلب از آن با نام ناتوی کوچکتر در آسیا یاد میشود. کشورهای عضو بهطورمنظم با هم تمرینهای نظامی برگزار میکنند و رهبران نظامی کشورهای عضو برای هماهنگی با یکدیگر دیدار دارند.
در سالهای پس از ۲۰۱۷ /۱۳۹۶ کواد تلاش کرده است از طریق بهاصطلاح گفتگوهای “کواد به علاوه“ گسترش یابد. ازجمله کشورهایی که برای شرکت در این نشستها دعوت شدهاند، کشورهایی مانند اسرائیل و برزیل هستند که هر دو مرزی با منطقه آسیا و اقیانوسیه ندارند.
در راستای این گسترش، ایالات متحده بهقصد ساختن پایگاهی نظامی در ویتنام بارها دولت این کشور را زیر فشار گذاشته است. با اینکه دولت ویتنام چنین طرحهایی را رد کرده است اما با وجود این، درباره این موضوع آنقدر در نشریات “غربی” قلمفرسایی شده است که بسیاری بهاشتباه فکر میکنند ویتنام در برابر این فشارها سر تسلیم فرود آورده است. یکی دیگر از رویدادهای مهم که باید از آن یاد کرد اعلام توافقنامه آکوس( AUKUS ) در سپتامبر ۲۰۲۱ / شهریور- مهرماه ۱۴۰۰است. این توافقنامه نظامی بین استرالیا، بریتانیا، و ایالات متحده گامی بلند و بشدت اثرگذار برای نظامی کردن منطقه است. بر اساس این توافقنامه، ایالات متحده و بریتانیا،بهرغم نگرانیهای جهانی در مورد گسترش جنگافزارهای هستهای به استرالیا کمک خواهند کرد تا ناوگانی از زیردریاییهای هستهای بسازد. این سه کشور همچنین توافق کردند که در زمینه فناوریهای دیگری مانند جنگپردازیهای اَبَرصوتی، ضد اَبَرصوتی، و اینترنتی با یکدیگر همکاری کنند. همه این اقدامها در کنار هم ناظران را نگران کرده است که توافقنامههای کواد و آکوس پیشنمونه ناتوی جدید آسیایی است. این اقدامها نظامیسازی کردن رقابت اقتصادی و دیپلماتیک میان چین و ایالات متحده تلقی میشود، درست همانگونه که ناتو رقابت میان ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی را نظامیسازی کرد.
بدون شک “ناتوی آسیایی” مانند همتایش در غرب، نیرویی بیثباتکننده و امپریالیستی خواهد بود. همچنین تردیدی وجود ندارد که هرگونه رویارویی نظامی میان چین و ایالات متحده برای میلیاردها زحمتکش در سراسر آسیا و همچنین ایالات متحده مصیبتی بزرگ خواهد بود. نهتنها هر دو کشور قدرت هستهای بهشمار میروند، بلکه هر دو کشور قدرتهای اقتصادی نیز هستند. پیامدهای چنین درگیریای بهسرعت در سراسر جهان گسترش خواهد یافت. نظامیسازی فزاینده آمریکا یکی از خطرناکترین و نغیرمسئولانهترین فراگردهای جهان امروز است.
به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۱۵۸، ۳۰ خرداد ۱۴۰۱