به سوی آینده

قایق هایِ کاغذیِ کیان

دیگر دهانت را نمی بویند

کیف هایتان را می گردند

مبادا که از قایقِ کاغذیِ کیان

قایقی یادواره پنهان کرده باشی

وَ عشق را

دیگر کنارِ تیركِ راه بند

تازیانه نمی زنند

که تک تیراندازانِ نَخسا

از کمینگاهِ بام‌ها

یک به یک نشانه می‌روند

ازدحامِ سر بلندانِ عشق را

 

***

 

گفتی به اندیشیدن خطرمکن

افسوس نیستی تا ببینی

که نورِ آزادگی

چه سان شکافته

پستویِ هر خانه را به کوریِ چشمِ دیوانِ شب

چه سان برافروخته

هزاران هزار چراغ

از خیابان هایِ هر شهر

تا پرت‌ترین ده کوره‌هایِ این خراب آباد

آری آنها هنوزهم ابلهانه به در می کوبند اما

با ترسی نگفتنی در دل

از نسلِ کیان‌هایِ نه ساله

از قایق‌هایِ کاغذیِ رنگارنگ

وَ نامی که دیگر

رنگین کمانِ آسمان هاست.

 

                                           روزبه

 

اشاره ها

‌۱. مضمونِ این شعر با تضمین هایی است ازشعرِ شاملو: روزگارِغریبی ست نازنین

۲. نخسا مخففِ نیروهای خودجوش سرزمین‌های اسلامی، یکی از گروهایِ تک تیرانداز و جیره خوارِ جمهوری اسلامی

 

به نقل از «به سوی آینده» دورۀ دوم، شمارۀ ۱، دی ماه ۱۴۰۱

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا