مسایل بین‌المللی

استراتژی و تاکتیک کلی امپریالیسم آمریکا در مقابل کشورهای پیرامونی

امپریالیسم امریکا یک سیستم استثمار و اجبار جهانی است که بیش از یک قرن در جریان  بوده است. برای تسخیر یک ملت، ایالات متحده امریکا می تواند سیستم خود را به یکی از دو روش های نرم یا سخت گسترش دهد.
روش نرم در کشورهایی که با ایالات متحده همکاری می کنند، برقرار می‌شود. ایالات متحده با بهره گیری از بلایای اقتصادی، انسانی یا طبیعی که یک کشور با آن مواجه می شود، با کشور مذکور برای نوعی همکاری یا کمک به توافق می رسد. این حمایت، یک اسب تروا است که به منظور باز کردن جای پا در کشوری است که ایالات متحده قصد تحت سلطه قرار دادن ان را دارد.  بنابراین، شرایط کمک و همکاری با مقرراتی همراه است که نفوذ ایالات متحده را بر مسائل داخلی افزایش می دهد، تا بعدا بر حسب ضرورت تقاضای کنترل بیشتری بر سیاست ها و منابع آن کشور کند. با گذشت زمان، این کشور زیر فشار خرد می شود و ایالات متحده برای بهره برداری بی حد و حصر از منابع آن برای صنعت خود وارد عمل می شود.
روش سخت مخصوص کشورها یا مناطقی است که سرمایه داری و هژمونی ایالات متحده را رد می کنند. امریکا از یک سری روش های آشوب برانگیز از جمله جنگ و خشونت برای کشتن رهبران آن کشور و نابودی زیرساخت ها و بخش های کلیدی آن  استفاده می کند. مرگ، خشونت و تعقیب کشور را متلاشی می کند و در پی آن ایالات متحده بدون سر و صدا برای سوء استفاده از منابع آن وارد عمل می شود.

صرف نظر از روش برخورد اولیه کشورها به امپریالیسم، هدف امپریالیسم همیشه این است که مردم را بطور روشمند تحت سلطه خود درآورد، تا ایالات متحده بتواند از منابع آنها در مقیاس صنعتی بهره برداری کند. مرگ، تعقیب و تخریب جوامع با یک نوع مهندسی اجتماعی که سرمایه داری با خود می آورد، شکاف هایی را ایجاد می کند که کشورها، جوامع و خانواده ها را متلاشی می کند. در عین حال، این سیستم کل اکوسیستم‌ها، فرهنگ‌ها و نظم طبیعی اشیا را نابود می‌کند: جهان را به یک آشفتگی ناپایدار تبدیل می‌کند که مشخصه آن فاجعه های مداوم است که مظهر سیستم‌های سرمایه‌داری است. در تمام موارد، امپریالیسم امریکا یک محیط سمی از خود باقی میگذارد که ضرر آن به زندگی، طبیعت و به طور کلی جهان غیرقابل محاسبه است.
از انجایی که این یک شیوه سیستماتیک است، امپریالیسم امریکا یک سیستم جهانی است که در مراحل مختلف اعمال می شود. وجوه مشترکی در استقرار تاکتیک های این سلطه متوالی و تأثیر آن بر کشورها و مردم آنها وجود دارد. از آنجایی که ایالات متحده زیر چتر هژمونی نظامی و مالی فعالیت می کند، بسته به تمایل های شرکت های امریکایی که ماشین سرمایه داری را هدایت می کنند، قادر شده است که راه هایی برای بازیافت و بازبینی ماشین امپریالیستی خود در برخی کشورها پیدا کند (لنین: امپریالیسم بالاترین مرحله سرمایه‌داری). در نگاه اول، ماشین امپریالیستی امریکا ممکن است پیچیده به نظر برسد. این یک اشتباه نیست: این ماهیت سیستم است که تصادفی و تا حد امکان طبیعی یا منحصر به فرد ظاهر شود. استتار داخلی ان به منظور عادی جلوه کردن است، و این اغلب اولین و مهمترین راهی است که جای پای سرمایه داری را باز می کند.

بر خلاف دوران استعمارگری که به دلیل تفاوت بین کشورها و اشغالگران به عنوان یک سیستم تسخیر (و) اشغال ظاهر شد، امپریالیسم آمریکا که دنبال کننده سیاست دوران استعمارگری است، ظرافت بیشتری دارد. جذاب و دوستانه است، عنصری که توسط شرکتهای رسانه ای ایالات متحده، محصولات فانتزی هالیوود و دیگر واقعیت های ساخته شده تقویت شده است. در واقع، قبل از انجام اولین حرکت، بسیاری از جوامع از قبل در نیمه راه کپی سیستم های ایالات متحده  و «پذیرش» آن ها به عنوان سیستم خودی بودند. بر خلاف سلف خشن خود، استعمارگران، سیستم امپریالیستی ایالات متحده با انطباق قاطعانه در مقابل هر گونه تغییر وضعیت، نظر و تفکر در مورد امپریالیسم، خودمختاری و حتی مفهوم دموکراسی شکوفا شده است. به لطف هژمونی ایالات متحده، برای مدت طولانی در بسیاری از نقاط جهان نگرش، عقاید و تفکر مخالفی وجود نداشت. این امر، منزوی کردن، سرکوب یا نابودی هر کسی که تمایلات امپریالیستی و سودمندی – و حضور – آن در جهان طبیعی را زیر سؤال می برد، را برای ایالات متحده آسان کرد. به لطف موفقیتش در فروش توهمات و خیالات مردم فریب، حتی قربانیان امپریالیسم، ایدئولوژی سرمایه داری را قبول کردند. تا انجا که انها به قویترین مدافعان ان تبدیل شدند و مایل به مخالفت و حتی کشتن هر کسی بودند که سعی داشت علیه امپریالیسم امریکا قیام کند.

پس از درک تاکتیک ها و استراتژی های مورد استفاده برای عملی کردن و اجرای استثمار و مطیع سازی، ما [باید] یک سیستم به ظاهر پیچیده را، به اجزای بدنه ی عریان آن تقسیم کنیم.

در هر مرحله [باید] پوست توهمات دوستی و همکاری که برای پنهان کردن تجربه و تأثیر امپریالیسم ایالات متحده استفاده می شود، کنده شود: افشای واقعیت تلخ و بی رحمانه ای که تجربه کشور و مردم آن در مقابل امپریالیسم است. با نگاه کردن به این تجربه از منظر یک قربانی، ما می‌توانیم امپریالیسم را در زمینه مشخص ببینیم: نشان دادن تصویر کامل از آنچه که اتفاق افتاده است، آنچه در حال رخ دادن است و آنچه در آینده برای آن کشور و مردمش اتفاق خواهد افتاد. این مهم است زیرا تصویر مشترک غالب، معمولاً تصویر امپریالیستی است. داستان ها و تجربیات از طرف ستمگر بیان می شود: صدای ستمدیدگان برای همیشه خاموش شده است. این سکوت ساخته شده ای است که دستگاه را تغذیه می کند و ان را بیش از صد سال دیگر قابل قبول می کند.

زمینه و چشم انداز به دو تجربه متمایز تقسیم می شود: کشورهای همدست خائنی که با رفتار نرم مواجه شدند و کسانی که سرمایه داری ایالات متحده را رد کردند و با برخورد سخت مواجه شدند . در اینجا است که طنز امپریالیسم امریکا چهره خود را نشان می دهد.

علیرغم توصیف روشن مرگ و رنجی که به مقاومت کنندگان وارد می شود، سرنوشت کشورهای همدست خائن مایه ترحم و همدردی جهانی است. زندگی آنها یک عمر رنج مداوم است: استثمار بی انتها که پایان آن ناشناخته است، زیرا این چرخه می تواند هر زمان که امپریالیست بخواهد تکرار شود. این کشورها نه تنها منابع و ثروت مادی خود را، بل که به نظر می رسد که خود را نیز از دست می دهند. با نابودی فرهنگ و جامعه، آنها مانند زامبی ها در انتظار دستور بعدی امپریالیست می مانند. امید آنها، غذای خلاقیت و هدف زندگی انسان، کم رنگ می شود و وجودشان تبدیل به یک سلول شکنجه چند نسلی می شود که توسط ایالات متحده طراحی شده است. این یک وحشیگری سادیستی بدون هیچ گونه احساس رستگاری است، زیرا چندین دهه است که هیچ کشور همدست خائنی قادر به خارج شدن از این سیستم نبوده است.

سرنوشت کسانی که مقاومت می کنند، عمدتاً به دلیل اینکه ایالات متحده آن را به همه می شناساند، شناخته شده است. در اینجا، ما شاهد خشونت وحشیانه وعده داده شده ای هستیم که مشخصه هر اشغالگری ایالات متحده است. تاکتیک های شوک و هیبت هرگز طولانی نیست: هدف همیشه ورود و استثمار با استفاده از جنگ برای حمله به کشور است. با این حال، این هرگز دوام نمی اورد. نه مثل کشورهای خائن همدست. بین گورهای دسته جمعی و بمب های منفجر نشده، چیزی رشد می کند: امید. با تشکل دوباره و بازسازی این کشورها، روحیه مبارزه و انچه که مرگ و کشتار بود، تغییر می یابد، و آنها مسیر خود را به ازادی و تعیین سرنوشت پیدا می کنند.

ضروری است که مسیر دوگانه مقاومت را نشان دهیم.  نه تنها به دلیل گام گذاشتن به مسیری که بیهوده نیست، بلکه به این دلیل هم که داستانی متفاوت در مبارزه جهانی علیه امپریالیسم ایالات متحده ترسیم می کند. به این ترتیب، تجربیات آنها تبدیل به قایق نجاتی می شود که می تواند برای غرق شدگان زیر بار ماشین امپریالیستی آمریکا مورد استفاده قرار گیرد. دیدن این مراحل در دوگانگی این تجربیات به ما کمک خواهد کرد تا بفهمیم امپریالیسم چگونه کار می کند و چگونه می توانیم مقاومت مداوم و جمعی را سازماندهی کنیم، زیرا اکنون می دانیم که مبارزه فقط یک گودال بی انتها از وحشیگری سادیستی نیست. ما اکنون می دانیم که کسانی که مقاومت می کنند، لزوما در آینده موفق می شوند.

منبع: جلد یک شماره چهار ۲۰۲۳ ITIKADI (ایدئولوژی) [نشریه حزب کمونیست کنیا]

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ  ۱۱۸۲، ۱ خرداد ۱۴۰۲

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا