بسیج افکار عمومی جهانی برای نجات غزه حیاتی است
نوشتهٔ دکتر عاقل تغز، عضو رهبری و هماهنگکنندهٔ روابط بینالمللی حزب مردم فلسطین و عضو دبیرخانهٔ شورای جهانی صلح
اعتراضی که بتواند رهبران جهان را متقاعد کند که طبق درخواست افکار عمومی جهان عمل کنند و صلح را به اسرائیل تحمیل کنند اکنون برای فلسطینیها موضوع مرگ و زندگی است
چهل روز پس از تهاجم نظامی و نسلکشی اسرائیل علیه مردم فلسطین در غزه، بیش از ۱۱هزار نفر کشته شدهاند که دستکم ۷۰درصد آنها زنان و کودکان بودهاند.نیروهای اشغالگر اسرائیل خانههای غیرنظامیان، بیمارستانها، مسجدها، کلیساها، مدرسهها، و در مواردی کل محلهها را با فسفر سفید بمباران کردهاند که طبق قوانین بینالمللی، غیرقانونی است.حتی تأسیسات و دفترهای سازمان ملل متحد هدف قرار گرفته و نابود شده است و علاوه بر دهها تن از کارکنان درمانی و روزنامهنگار، دهها کارمند سازمان ملل در این یورشها کشته شدهاند.
آنچه در شمار کشتهشدگان گزارش نشده است عدهٔ کسانی است که زیر آوارها ناپدید شدهاند؛ آوارهایی از ساختمانهای ویران، خانوادههای نابودشده، جانهای از دست رفته، و رؤیاهای در هم شکسته که اکنون تصویرگر نمای غزه شده است.
مردم غزه اکنون مجبورند مردگان را، پیش از اینکه با عجله در گورهای جمعی دفن کنند، در فریزرهای صندوقی و ماشینهای بستنی نگهداری کنند. بسیاری از آنها هرگز شناسایی رسمی نخواهند شد. در بسیاری از موارد، همهٔ اعضای خانواده از بین رفتهاند.هیچجا در نوار غزه امن نیست. اسرائیل به فلسطینیانی که در شمال غزه زندگی میکردند دستور داد به جنوب بروند و سپس آن جانهای نگونبختی را که ناامیدانه تلاش میکردند به جایی دیگر بروند در مسیر حرکتشان هدف قرار داد و بمباران کرد. همچنین، برای ثبت در تاریخ، لازم است گفته شود که ۵۰درصد از قربانیان بمباران اسرائیل در جنوب غزه بودند.
جابهجایی اجباری، قتل بیامان غیرنظامیان، و هدف قرار دادن بیمارستانها، مدرسهها، و تأسیسات سازمان ملل متحد فقط جدیدترین نمونه از سابقهٔ طولانی خشونت استعماری اسرائیل است که دولتهای غربی، داوران فرضی و خودخواندهٔ آزادی و دموکراسی، دههها آن را تحمل کردهاند. در همهٔ این سالها، اسرائیل با مصونیّت کامل از مجازات، با نقض آشکار قوانین بینالمللی، و با بیاعتنایی به مفهوم سادهٔ نظم قانونمحور بینالمللی مرتکب چنین خشونتی شده است.
به نظر میآید که دولتهای غربی، از جمله بریتانیا، به اسرائیل اجازه دادهاند که این خشونت را به حدّ عملیات فعالانهٔ نسلکشی برساند. سکوت آنها در بحبوحهٔ آزار و اذیت و قتل غیرنظامیان فلسطینی کرکننده است.در حالی که شاهد استفاده از سلاحهای آمریکایی برای کشتار در غزه و نابود کردن آنیم، رهبران غربی برای سفر به اسرائیل و حمایت از این عملیات جنایتکارانه بر پایهٔ «حق اسرائیل در دفاع از خود» از یکدیگر سبقت میگیرند.در همان حال که بسیاری از دولتها، بهویژه در غرب، گویی مردم فلسطین را انسان نمیبینند و این عملیات اثری بر آنها نداشته است، غیرنظامیان همچنان متحمل خشونتهایی وصفنشدنیاند. اینها مردمان بیگناهیاند که تا کنون ۱۶ سال محاصره، اشغال، و تحقیر روزانهٔ مقامهای اسرائیل و همچنین دهها سال خشونت پیش از آن را تحمل کردهاند.
همین بازیگران دورو از تجاوز اسرائیل حمایت میکنند و در عین حال از حمایت از راهحل دو کشور صحبت میکنند که بر اساس آن، اسرائیل و کشور آیندهٔ فلسطین در صلح و امنیت، در درون مرزهای به رسمیت شناخته شدهٔ بینالمللی، در کنار یکدیگر وجود خواهند داشت.اما، این حیله حالا دیگر آشکار شده است و مردم دردکشیدهٔ فلسطین بهخوبی آگاهاند که این حمایت صرفاً در حرف است و اکنون دهها سال است که هیچ اقدامی در این مورد نشده است.برعکس، این بازیگران از تمام اقدامهای اسرائیل برای از بین بردن کامل این راهحل- از جمله با تلاش برای جعل واقعیت روی زمین و الحاق بیوقفهٔ سرزمینهای فلسطینی و ادامه دادن به سیاست شهرکسازی غیرقانونی- حمایت کردهاند.
با وجود این، اکنون هیچکس نباید در مورد واقعیتی که مردم فلسطین با آن مواجهاند توهّمی داشته باشد: دولت اسرائیل در حال اعمال مجازات جمعی غیرنظامیان بیگناه در غزه است که نیمی از آنان کودکاند. این جنایت علیه جامعهٔ بشری است.
بسیار تأسفآور است که گویا احترام به قوانین بینالمللی، حقوق بشر، و قطعنامههای سازمان ملل متحد و حمایت از آنها تا حدّ نادیده گرفتن آنها لطمه خورده و ضعیف شده است؛ اگر نگوییم مدتهاست که دیگر کاملاً از بین رفته است.مجازات جمعی جنایتکارانهٔ مردم غزه، و نیز جابهجایی اجباری جمعیتی که سالهاست در محاصره و اشغال بوده است، چیزی جز نابودسازی قومی نیست که نقض آشکار و روشن قوانین بینالمللی و بشردوستانه است.نباید اشتباه کرد؛ دولتهای غربی، در عین کوری ظاهری در برابر این جنایتها، و همچنین رفتار دوگانه و ریاکاریشان در حمایت و پشتیبانی از نظام آپارتایدی که بیش از ۷۵ سال است موجب قتل مردم بومی فلسطین و سلبمالکیت از آنها شده است، عمیقاً در ارتکاب این جنایتها همدستاند.تنها در همین یک ماه گذشته، بیش از ۲۰۰ فلسطینی در کرانهٔ باختری اشغالی بهدست ارتش اسرائیل یا شهرکنشینان غیرقانونی مسلّح- که تحت حمایت ارتش عمل میکنند- کشته شدهاند. علاوه بر حدود ۵۰۰۰ نفری که از قبل، ظاهراً «به دلایل امنیتی»، در بازداشتگاهها و زندانهای اسرائیل حبس بودهاند، از جمله صدها کودک زیر سن قانونی، از ۷ اکتبر تا کنون، بیش از ۲۵۰۰ فلسطینی دیگر دستگیر شدهاند.
در حالی که رهبران غربی برای مخالفت با برقراری آتشبس در غزه تمام تلاش خودشان را کردهاند و، به این ترتیب، دست اسرائیل را باز گذاشتهاند که به عملیات نسلکشیاش ادامه دهد، فوران عظیم حمایت مردمی در همبستگی با مردم فلسطین و برای برقراری آتشبس فوری و بیقیدوشرط برخی از رهبران را مجبور کرده است که رویکردشان را تغییر دهند و از مواضع خصمانهٔ اولیهشان عقبنشینی کنند.
با وجود این، تا کنون تمام تلاشها برای متوقف کردن حتی موقت خشونتهای جاری، بهمنظور ایجاد فرصتی برای اینکه بتوان کمکهای بشردوستانهٔ بیش از پیش لازم و بسیار مورد نیاز را به غزه رساند، شکست خفّتباری خورده است.
بخش بزرگی از مسئولیت این جنایتهای بیرحمانه متوجه جامعهٔ بینالمللی زیر چتر شورای امنیت سازمان ملل متحد است که اجازه داده است در ادامهٔ ۷۵ سال رنج و بیعدالتی که مردم فلسطین تحمل کردهاند، اکنون این جنایتها، بدون مخالفتی در زیر نظارت این نهاد و بهطرزی لگامگسیخته، صورت بگیرد.
سؤالها و تردیدهای منطقی که اکنون در مورد اقتدار و اعتبار شورای امنیت مطرح میشود، متعدد و آزاردهنده است.
یک چیز روشن است: بدون اقدام واقعی برای حل جامع مسئلهٔ فلسطین، تحقق حقوق قانونی و انکارنشدنی مردم فلسطین، و ایجاد یک کشور کاملاً مستقل و امن، هیچ امیدی برای برقراری صلح و ثبات در منطقه وجود ندارد.
راهاندازی کارزارهای بینالمللی همبستگی با مردم فلسطین هرگز به اندازهٔ امروز مهم و ارزشمند نبوده است. به کمک این کارزارها میتوان رهبران جهان را زیر فشار گذاشت که تجاوزها و جنایتهای بیپروای اسرائیل را مهار کنند و نیز، امکان ارسال کمکهای بشردوستانه در کوتاهمدت و حلوفصل سیاسی جامع مسئله فلسطین در درازمدت فراهم شود.
اینها ضرورتها و نیازهای وضعی است که امروز با آن روبهرو هستیم. مردم فلسطین، بهویژه جوانان، و نیز بخشهای معقول و شرافتمند افکار عمومی بینالمللی ناظر این وضعاند.
سایت حزب تودۀ ایران
۵ آذر ۱۴۰۲




