بحران سرمایهداری، نوجهانیسازی، و چالشها در برابر حزبهای کمونیستی و کارگری: متن سخنرانی دکتر بیکی کانگو، عضو رهبری حزب کمونیست هند
بهنمایندگی از طرف حزب کمونیست هند به همهٔ شرکتکنندگان تبریک میگویم و قدردانی خود را از حزب کمونیست ترکیه برای برگزاری “بیستوسومین نشست بینالمللی حزبهای کمونیست و کارگری” ابراز میکنم. حزب کمونیست هند به همه شرکتکنندگان در این نشست با اهمیت درود میفرستد. جنگ اوکراین و روسیه و درگیری اخیر اسرائیل و فلسطین بهروشنی نقشههای از پیش طراحی شدهٔ نیروهای امپریالیستی و تکاپوی مجتمعهای صنعتی نظامی را در دامن زدن به جنگهای سودمحور را نشان میدهد. گسترش ناتو و طرحهای تهاجمی آن سببساز جنگ اوکراین و روسیه و ناتوانی جامعهٔ بینالمللی در پیاده کردن نظریه دو دولت و توافق برای رفع درگیری اسرائیل و فلسطین عامل تشدید تنش کنونی و تلفات انسانی ناشی از آن است.
این رویدادها و افزایش نابرابری استانداردهای زندگی در بین ملتها و در درون کشورها در کنار افزایش بیکاری، تورم، و بحران زیستمحیطی بهخوبی نشان میدهند که باور به کسب سود بدون توجه به پیامدهای ناگوار آن برای مردم از ویژگیهای بارز نوجهانیسازی (یا نو جهانیگرایی به انگلیسی گلوبالیسم) در نظام کنونی جهان است و چنین نظامی نمیتواند راهبرونرفتی برای این بحرانها بیابد. ازاینروی، همهٔ ما که برای یک نظام جایگزین (سوسیالیسم) تلاش میکنیم، باید دست بهدست همدیگر دهیم و با شعار “سود برای مردم نه از مردم” مبارزه را ادامه دهیم.
این نشست در زمانی برگزار میشود که ما شاهد پوچ بودن برخی مدعیان ”جهانی سازی“ هستیم. برخی مدعی بودند که پس از فروپاشی کشورهای سوسیالیستی موجود ”تعهد به دمکراسی بیشتر و شیوههای دمکراتیک“ تحقق و گسترده ترخواهد شد ولی امروز ما برخلاف آن مدعیان مدافع ”جهانی سازی“ شاهد افزایش سرکوبهای دولتی علیه مردم و حزبها و سازمانهای مترقیای هستیم که میکوشند شرایط زندگی را برای مردم جهان بهتر کنند و برای تحقق حقوق بشر و گرفتن حق کارگران، و برابری و فرصتهای برابر مبارزه می کنند. امروز ادامه این روند را میتوان در گسترش گرایشهای ناسیونالیسم افراطی و حکومتمداری با روشهای مستبدانه در سراسر جهان مشاهده کرد.
به همین ترتیب مجتمعهای نظامی برای فروش جنگافزار و تجهیزاتشان دولتها را به راه انداختن جنگ برای کسب سود وامیدارند که به تهدید نابودی نژاد انسان کشیده شده است. شیوههای گذشته در کارزار جنگ سرد مانند دامن زدن به ناسیونالیسم افراطی، کمونیسمستیزی، و دستکم گرفتن خواستهای کارگران و تضعیف قدرت آنان دوباره بهکار گرفته میشوند.
گذشته از اینها، با افزایش تهدید نابودی تبعیضآمیز محیط زیست و تشدید درگیریها، نظام سرمایهداری موجود از گرهگشایی معضلهای دیرینه مانند بیکاری و تورم ناتوان مانده است. بالا رفتن قیمتهای مواد غذایی و کمبودشان برای دسترسی به آنها، چالشهایی جدید هستند که در این نظام [نوجهانیسازی] نمودار میشوند.
ما، حزبهای کمونیست و کارگری، حزبهایی که وظیفهٔ دشوار ساختمان یک جهان سوسیالیستی بهتر را متعهد شدهایم، باید این مبارزه را با سازماندهی و همراه با تودههای مردم به سرانجام برسانیم.
نیروهای سرمایهداری برای جلوگیری از وحدت و تشکل تودهها، از موضوعهایی هویتی مانند تفاوتهای فرهنگی، اختلافهای مذهبی، و تحریک ملیگرایی افراطی بهره میگیرند. از هراسافکنی، ایجاد نفرت، و سرکوب دولتی همراه با هیستری جنگ نیز همچون ابزارهایی مطلوب استفاده میشوند. سازمانها و حزبهایی که برای حقوق کارگران، برقراری عدالت، ضد ویرانی محیط زیست مبارزه میکنند بهبهانهٔ انجام فعالیتهای ضد ملی یا ضد توسعه آماج این شیوههای سرکوب هستند. دولتها بهبهانهٔ جنگ علیه تروریسم و ایجاد ترس به سرکوب متوسل میشوند. فعالیت افراطگرایان و آنارشیستها بهانهای برای سرکوب بیشتر قرار میگیرد. باید با همهٔ اینها مبارزه کرد.
پیکار کارگران، دهقانان و مبارزه برای استقلال ملی از قدرتهای استعماری و انقلاب موفقیتآمیز اکتبر در روسیه و بحران عمومی سرمایهداری در سالهای ۱۹۳۰-۱۹۲۹/ ۱۳۰۸-۱۳۰۹خورشیدی فضایی مناسب را علیه فرمانروایی سرمایهداری و دیدگاههای آن در سده بیستم پدید آورد.
پس از آن، طبقه سرمایهدار موفق شد با پیاده کردن طرحهای رفاهی، پیشرفت فناوری و جنگ از بحران عبور کند و تسلط خود را دوباره بهدست آورد. گسترش بازار و سودورزی با پیش بردن سیاستهای اقتصادی رفاهی حاصل شد.
با جابهجایی و صادر کردن سرمایه و بهرهمند شدن از فناوری پیشرفته برای بازسازی مناسبات تولید با بحران بعدی که رکود تورمی و کاهش سود بود برخورد شد. نظام سرمایهداری از راه ایجاد سرمایهٔ مالی، بهکارگیری سازوکار بدهی کشورها، با حمایت برنامههای تعدیل ساختاری بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، و برپایی سازمان تجارت جهانی توانست سرکردگیاش را در جهان ادامه دهد. در دنیای چندقطبی کنونی، چالشهای جدیدی سر برمیآورند، و برای معضلهایی دیرینه مانند نابرابری، بیکاری، تورم، و تهدید صلح جهانی هنوز پاسخی یافته نشده است. هر دولتملتی باید بتواند استقلال، حاکمیت، هویت فرهنگی، و حق انتخاب مسیر توسعهاش را حفظ کند، و این نمایندگان مردم در دولت هستند که باید با برنامهریزی و سیاستگذاری به چنین وظیفهای جامه عمل بپوشانند. با این حال، از آنجایی که در اکثر کشورها سرمایههای بزرگ و حامیانشان نفود زیادی بر کارکرد دولت دارند، معضل بیکاری، بیعدالتی، و سرکوب دولتی علیه مردم همچنان ادامه دارد. ازاینروی، مبارزه برای اتحاد گستردهٔ مردم و سازمانهای دموکراتیک، سوسیالیست، سکولار، و طرفدار محیطزیست در هر کشوری ضروری است. در دوران جنگ سرد، قدرتهای سرمایهداری و امپریالیستی برای حفظ حاکمیت سرمایهداری ستیزهجوییشان با کشورهای سوسیالیستی را بهبهانهٔ مبارزه برای حفظ حقوق بشر و دمکراسی فرافکنی میکردند. اکنون که با نبودِ بلوک سوسیالیستی پیشین، حقوق بشر و دموکراسی از سوی نیروهای سرمایهداری در معرض تهدید قرار گرفتهاند بههمین جهت ضروری است که به بازبینی راهبردهایمان در سطح ملی و بینالمللی بپردازیم. دموکراسی واقعی شالودهٔ سوسیالیسم است و باید چنین هم باشد.
برای پشتیبانی از منافع مردم باید با سلطهٔ کشورهای سرمایهداری، سرمایهٔ مالی، و شرکتهای بزرگ فناوری مبارزه و در برابر آنها ایستادگی کرد.
ملیگرایی امری مهم در مبارزه با قدرتهای امپریالیستی و متحد کردن مردم با منافع مشترکشان است. با این حال، طبقهٔ حاکم کنونی زیر سلطهٔ منافع سرمایهداری از گرایشهای ملیگرایانهای تندروانه بههدف ایجاد و حفظ سلطهاش بهرهگیری میکند. امروز با چالشهایی مانند حفظ محیطزیست، چندقطبی شدن و راهیابیهای مسالمتآمیز و بدون جنگ برای حل همهٔ اختلافها در جهانی که کشورها هرچه بیشتر به وابستگی به یکدیگر روی میآورند روبرو هستیم.
آموختههای کشورهای آمریکای لاتین که در آن بسیاری از کشورها با موفقیت توانستهاند قدرت دولتی را بهدست گیرند یا بر قدرت دولتی از طریق اتحاد نیروهای چپ، کمونیست، و دموکرات تأثیر بگذارند، باید الهامبخش دیگران شود.
امیدواریم که بیستوسومین نشست بینالمللی کمونیستها و حزبهای کارگری بتواند در راهنمایی نیروهای پیشرو بهمنظور پیکار برای جهانی انسانیتر یاریرسان باشد.
به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۱۹۷، ۲۷ آذر ۱۴۰۲




