مسایل بین‌المللی

موج دوم نسل‌کُشی در غزه!

با دعوت حزب تودهٔ ایران از دکتر “عاقل تغز” (دبیر “شورای صلح و همبستگی فلسطین” و هماهنگ کنندهٔ روابط بین‌المللی حزب “مردم فلسطین” و عضو دبیرخانهٔ “شورای جهانی صلح”) این مقاله در روز ۱۰ دسامبر/ ۱۹ آذرماه ۱۴۰۲ (روز جهانی حقوق بشر) نوشته شده است.

 

اسرائیل، پس از چند روز آتش‌بس، کارزار کشتار و ویرانی بی‌رویه‌اش را دگرباره آغاز کرده است. این حمله‌ها در پی آخرین سفر آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه ایالات متحده به منطقه، صورت می‌گیرد و در این‌باره که ایالات متحده به‌طورقطع شریک قتل‌عام مردم کاملاً بی‌گناه غزه به‌وسیلهٔ نیروهای اشغالگر اسرائیل- و البته با زرادخانه‌ای از پیشرفته‌ترین تسلیحات، فناوری‌های نظامی و اطلاعاتی آمریکا- است هرگونه شک و شُبهه‌ای را از میان بر می دارد.

موج دوم این یورش، خونین‌تر از حمله‌ای است که پیش از این بر مردم غزه، به‌ویژه در شمال نوار غزه، صورت گرفت، ولی همان هدف را دنبال می‌کند یعنی کشتن بیشترین تعداد از مردم فلسطین و محصور کردن آنان در جنوب نوار غزه است. اسرائیلی‌ها، با ادعای دادن “تضمین” مبنی بر امن بودن این مناطق،اما به خاکستر تبدیل‌شان می‌کنند و حتی کسانی را که در‌حال فرارند هدف گلوله قرار می‌دهند. اسرائیل، اعمال فشار بر کشور همسایه، مصر، برای باز کردن مرزهایش را تشدید می‌کند و همچنان اصرار دارد که فلسطینی‌ها خانه‌های خود را ترک کنند که در بهترین حالت به اردوگاه‌های موقت [عاری از هر گونه تسهیلاتی] و پرازدحام در جنوب که کمبود هلاکت‌بار آب آشامیدنی، غذا، و امکانات اولیه فراگیر است و هنوز هم در معرض بمباران‌های بی‌امان نیروهای اشغالگر اسرائیل است می‌توانند نقل مکان کنند.

اسرائیل اکنون ایجاد یک منطقهٔ “حائل” یا “امنیتی” در شمال نوار غزه را مطرح می‌کند که در صورت ایجاد آن در کرانهٔ باختری اشغالی-ناحیه‌ای که مدام هدف تجاوزات و وحشیگری‌های خارج از کنترل و مسلحانهٔ شهرک‌نشینان غیرقانونی و تا دندان مسلح بوده است و آشکارا از جانب نیروهای اشغالگر اسرائیل حمایت می‌شوند- می‌تواند این تجاوزات و وحشیگری‌های خارج از کنترل همچنان تکرار شوند. این امر منجر به دستگیری و قتل خودسرانه تعداد زیادی از غیرنظامیان بیگناه فلسطینی، تشدید محاصره همه مناطق اشغالی، تخریب کسب و کارها و معیشت و تخریب منازل در سراسر کرانه باختری و همچنین شرق اورشلیم اشغالی شده است.

البته این موج خونین تهاجم و شدت خشونت کنونی تا حد زیادی نشان دهنده درماندگی بیش از حد اسرائیل و حامیان آن در واشنگتن است که پس از ۶۰ [۷۰ روز] روز یورش بی‌امان، در دستیابی به هدف‌هایی که در آغاز حمله‌ها و پیش از قتل‌عام اعلام کرده بودند، شکستی چشمگیر خوردند. ما در اینجا به خسارت‌های عظیمی که نیروهای اشغالگر و ماشین جنگی به‌ظاهر شکست‌ناپذیر اسرائیل متحمل شدند چندان که اسرائیل، غرب و رسانه‌های خبررسانی بزرگ در موردشان بیشتر سکوت می‌کنند، نمی‌پردازیم. اسرائيل فقط بر مردمی غیرنظامی، بی‌خانمان، و درتنگنا که بیشترشان زنان و کودکان‌اند موفق شده است باران مرگ ببارد و خانه‌ها و زیرساخت‌های شهری و مدنی آنان ازجمله مدرسه‌ها، بيمارستان‌ها، تأسيسات پزشكی و مراکز خدمات عمومی را ویران کند.

 

سکوت جرم است!

از سوی دیگر، ما موضع‌گیری‌ای عجیب‌وغریب از سوی به‌اصطلاح “جامعهٔ بین‌المللی” به‌ویژه “شورای امنیت سازمان ملل” را ناظریم که قدرت صدور هیچ‌گونه قطعنامه یا درخواستی را نداشته که به آتش‌بس و پایان دادن به این تجاوز جنایتکارانه منجر شود، تجاوز و جنایتی که نه‌تنها نقض کننده آشکار قوانین، هنجارها، و پروتکل‌های بین‌المللی است، بلکه صلح و ثبات در سراسر منطقه و جهان را هم به‌طورجدی تهدید می‌کند.

ما بی‌تردید هرگز دچار این توهم نیستیم که اسرائیل، با ‌پشتوانهٔ حمایت ایالات متحده، ناتو، اتحادیهٔ اروپا، و دیگران، به قطعنامه‌ای یا حکمی عادلانه- هرگونه که باشد و به‌نحوی تصویب شود- بخواهد احترام بگذارد چه رسد به اینکه اجرا کند، همان‌طور هم که در ۷۵ سال گذشته یعنی از زمان تأسیس آن یا از تاریخ صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر این‌گونه بوده است. با این حال، “جامعهٔ بین‌المللی”، به‌ویژه غرب، نباید فریب این ادعای خویش را بخورد که حامی معیارهای عالی اخلاقی و نظمی مبتنی بر قوانین است. زیرا در جنایت‌هایی که در برابر چشمش و جهانیان در غزه علیه مردم فلسطین رخ می‌دهد عمیقاً مشارکت دارد. درواقع، خطری فزاینده‌ وجود دارد که جایگاه و وظیفهٔ لازم‌الاجرای سازمان ملل به‌گونه‌ای آگاهانه و مهلک تضعیف گردد و یک‌جانبه‌گرایی و پاسخگو نبودن در دستورکار قرار گیرد. هر ناظر با تجربه‌ای، استانداردهای دوگانه در موضع‌گیری‌های متفاوت بیشتر سازمان‌های جهانی زیر سلطهٔ ایالات متحده در مورد غزه و اوکراین را قطعاً مشاهده می‌کند. ما حتی اخیراً شاهد بودیم که اسرائیل، آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، را صرفاً به‌دلیل ابراز نگرانی از وضعیت کنونی غزه و اصرار بر رعایت قوانین بین‌المللی، محکوم کرد و از او خواست از سمت خود کناره‌گیری کند.

شریک دیگر در این جنایت، موضع‌گیری‌های رسمی چند دولت عربی است که از اجابت خواست‌های مردم تحت حاکمیت‌شان برای کمک‌رسانی به مردم فلسطین در قالب‌ آب، غذا، دارو، و سوخت خودداری می‌کنند و درواقع تا آنجا پیش می‌روند که مردم‌شان را از ابراز همبستگی با هم‌نوعان فلسطینی‌شان بازمی‌دارند و مردم فلسطین را به‌حال خود رها کرده تا در انتظار سرنوشت خود در ساعات و روزهای آینده باشند. فشارهای چندجانبه ایالات متحده بر این دولت‌ها نیز یکی از عوامل اصلی در این زمینه‌اند.

هر دو کشور اسرائیل و ایالات متحده در طول تاریخ معاصر جهان به‌دلیل جنایت‌های‌شان بر ضد بشریت، به‌حق بدنام‌ هستند و به آن شهره‌اند. ایالات متحده به‌دلیل ریختن بمب اتمی بر سر مردم ژاپن در هیروشیما و ناگازاکی در سال ۱۹۴۵/ ۱۳۲۴ و حمله به ویتنام، افغانستان، عراق، سومالی، لبنان، و سوریه  و اسرائیل هم به‌دلیل کشتار فلسطینی‌ها در “دیر یاسین” در سال ۱۹۴۸/ ۱۳۲۷ و جنایتکاری‌هایش در  “قبیه”، “کفر قاسم”، “صبرا و شتیلا”، “جنین”، “قانا” و هم‌اکنون در “غزه”. واضح است که جان‌های از دست رفته در جریان این جنایت‌ها برای “واشنگتن” یا “تل‌آویو” چندان نگران کننده و دارای اهمیت نیستند. کشورهای عضو “ناتو” و “اتحادیهٔ اروپا” این مشکل را با حمایت بی‌رویه از اسرائیل پیچیده‌تر می‌کنند. حمایت این کشورها، از دیدگاه سیاسی‌شان با پافشاری بر “حق اسرائیل” برای “دفاع از خود” و در عرصهٔ اقتصادی و مادی از طریق پرداخت میلیاردها دلار کمک مالی و تسلیحات مدرن انجام می‌گیرد. این درحالی است که میلیون‌ها نفر از شهروندان خود این کشورها با حضور در خیابان‌ها پایان فوری قتل‌عام در فلسطین را فریاد کرده‌اند.

 

چه باید کرد؟

ما هنوز بر این باوریم که “شورای امنیت سازمان ملل متحد”، قدرت‌های بزرگ (به‌ویژه جمهوری خلق چین و فدراسیون روسیه)، و همچنین برخی دولت‌های عربی (مانند مصر و عربستان سعودی) می‌توانند و باید به تعهدات‌شان برای پایان دادن به قتل‌عام جنایت‌آمیز مردم فلسطین عمل کنند و در مسیر برگزاری کنفرانسی بین‌المللی با مشارکت همهٔ طرف‌ها و به‌منظور رسیدن به راه‌حل سیاسی‌ای الزام‌آور و فراگیر برای مسئله فلسطین- بر اساس اجرایی شدن (و نه بازنگری) قطعنامه‌های مختلف سازمان ملل متحد- تلاش کنند تا به اشغال جنایتکارانه سرزمین‌های فلسطین پایان داده شود و کشور کاملاً مستقل فلسطین با مرزهای پیش از ۴ ژوئن ۱۹۶۷ / ۱۳۴۶ آن و با پایتختی اورشلیم شرقی آن بر پا شود و همه پناهجویان فلسطینی (بر اساس قطعنامه ۱۹۴ سازمان ملل) به سرزمین خود بازگشته و همهٔ زندانیان سیاسی فلسطینی نیز از زندان‌های اسرائیل آزاد گردند. باید بار دیگر تاکید کرد که ادامه وضعیت کنونی، نه‌تنها صلح و ثبات سراسر منطقه خاورمیانه بلکه فراتر از آن را نیز تهدید می‌کند. بیان مؤکد این موضوع که این بحران می‌تواند به فاجعه‌ای گسترده‌تر و حتی جنگ جهانی‌ای دیگر نیز منجر شود اغراق‌آمیز نیست. ما کارزارهای اصولی ابراز همبستگی جهانی با مردم فلسطین و فشارهای وارده بر ایالات متحده برای مهار کردن اسرائیل و توقف این قتل‌عام  را ستایش کرده و از آن‌ها به‌گرمی استقبال می‌کنیم. ما در واقعیت امر، ادامه دادن و شدت بخشیدن به این کارزارهای همبستگی و وارد آوردن فشارها را خواهانیم.

به‌دلیل اهمیت نکته‌های مطرح شده در این مقالهٔ مهم، و در همبستگی با خلق مظلوم و مبارز فلسطین و به‌ویژه حزب “مردم فلسطین”، حزب تودهٔ ایران ترجمه انگلیسی آن را با اجازهٔ رفقای فلسطینی جهت انتشار وسیع بین‌المللی در اختیار روزنامهٔ “مورنینگ استار” و همچنین سازمان ضد امپریالیستی “لیبریشن” قرار داده است.

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۱۹۷، ۲۷ آذر  ۱۴۰۲

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا