مسایل بین‌المللی

جنبش سندیکایی زحمتکشان و انقلاب صنعتی چهارم

دگرگونی‌ها در دنیای کار در سال‌های اخیر و با توسعۀ بیشتر در طول همه‌گیری کووید-۱۹ سرعت گرفته است. نه تنها صنعت فناوری تقویت شد، بلکه به‌تدریج فناوری و دیجیتالی شدن در زندگی روزمرۀ مردم نهادینه شد.

در میان همه، پلاتفرم‌های دیجیتال متعدد برای تحویل، حمل‌ونقل، نمایش آنلاین، ویدئوکنفرانس، کار از راه دور، و کار مشترک، بخشی از زندگی خانوادگی شدند. این فرایند انقلاب صنعتی چهارم است که به‌شدت درحال پیشروی است و با هوش مصنوعی، یادگیری اتوماتیک، فناوری نانو و روباتیک پیشرفته مشاهده می‌شود که نه تنها بر نحوۀ زندگی، بلکه بر دنیای کار نیز تأثیر زیادی خواهد گذاشت.

پژوهش مک‌کنزی (McKinsey & Company) در گزارش سال ۲۰۲۰ / ۱۳۹۹ خود با عنوان “آیندۀ کار در عصر هوش مصنوعی” نتیجه می‌گیرد که از بیش از دو هزار فعالیت کاری در بخش‌های مختلف، حداکثر ۳۰ درصد کارها را می‌توان به‌صورت خودکار انجام داد که تا سال ۲۰۳۰/ ۱۴۰۹ به ۶۰ درصد کل مشاغل می‌رسد. یعنی ۲۰ درصد از کارهایی که درحال‌حاضر به‌وسیلهٔ افراد انجام می‌گردد با استفاده از هوش مصنوعی می‌توان انجام داد. امروزه روش‌های کار نیز تغییر کرده ‌است و کارگران دیگر به‌طوردائم در محل کار نیستند. کار در خانه، کارهای کامپیوتری، و کار از راه دور، کارگر را از فضای معمول خود دور می‌کند، در کار از جامعه جدا می‌شود، و رقابت و فردیت را افزایش می‌دهد.

مهم است که جنبش سندیکایی از چند جهت مفهوم این درگرگونی‌ها را درک کند: اول، از دست دادن شغل به‌دلیل فرایند اتوماسیون؛ اصلاحات کاری، مشاوره‌هایی را از پیش با سازمان‌های سندیکایی موجود در شرکت ایجاب می‌کند تا فرایندهای تبدیل مجدد و جابه‌جایی نیروی کار در شرایط کاری مشابه یا بهتر ایجاد شود، اما در صورت اتمام امکانات فوق، کارفرما باید از وزارت کار درخواست مجوز کند تا بتواند با تضمین حقوق کارگران، اخراج و جبران خسارت کند.

دوم، ایجاد پویایی سازمانی ضروری است به کارگرانی که به‌واسطۀ دیجیتالی شدن و هوش مصنوعی خود را در میانه می‌بینند اجازه دهد بتوانند از حقوق سندیکایی و چانه‌زنی‌جمعی و بسیج برای کار آبرومندانه و شایسته استفاده کنند. این چالش “مرکز واحد کارگران” [اتحادیۀ کارگری کلمبیا] با درنظر گرفتن دگرگونی‌های دنیای کار است. تشکیل سندیکا برای این کارگران جدید را نمی‌توان  به‌روش کلاسیک انجام داد، افزون بر این، در نتیجۀ ایدئولوژی‌زدایی و نهادینه کردن فلسفۀ نولیبرال در طبقۀ کارگر برای بسیاری از مردم داشتن حقوق کار مهم نیست و آنان خود را در مقام “همکار”  فرض می‌کنند.

کنگره‌های بعدی “مرکز واحد کارگران”، کنگرۀ هفتم زنان کارگر، کنگرۀ چهارم جوانان کارگر، و کنگرۀ هشتم عادی کنفدراسیون سندیکایی کارگران کلمبیا باید در مورد این عناصر بحث کنند، زیرا حال و آیندۀ بخش بزرگی از جنبش اتحادیه‌ای کلمبیا را تعیین می‌کنند. این چالش جوانان و زنانی است که بیشتر قربانی ناامنی شغلی هستند، اما درعین‌حال منبع اصلی رشد و تقویت سازمان‌های سندیکایی در کشور ما هستند.

 

نویسنده: لینا ماریا مونتی‌یا دیاز (Lina María Montilla Díaz) عضو و مدیر بخش جوانان شاغل و ریشه‌کنی کار کودکان و عضو کمیتۀ اجرایی ملی کنفدراسیون سندیکایی کارگران کلمبیا. 

[منبع نقل و برگردان به فارسی: هفته‌نامۀ “آوا”، وابسته به حزب کمونیست کلمبیا- ۸ آذرماه ۱۴۰۲].

یادآوری: “تفاوتی نمی‌کند که دربارهٔ درآمد پایهٔ همگانی صحبت می‌کنیم یا خودکارسازی یا هوش مصنوعی؛ بحث مهم و اصلی که لازم است پیش کشیده و پیش برده‌ شود باید روی این متمرکز باشد که چه کسی صاحب این تغییرها است [از آن‌ها نفع می‌برد]، اختیار آن‌ها را در دست دارد، و درنهایت، دربارهٔ این تغییرها تصمیم می‌گیرد. بحث را باید از مزایای خاص این تغییرها- اینکه آیا اثر مثبت یا منفی بر زندگی و کار مردم دارند- دور کرد و قاطعانه در چارچوب مبارزهٔ طبقاتی و نکتهٔ مرکزی آن- مالکیت وسایل تولید- پیش برد.”

[برگرفته از: کتاب “شعبده‌بازیِ سرمایه‌داری، راهنمایی برای اقتصاد سیاسی در قرن بیست‌ویکم”، ترجمهٔ ح.ن. کوشا، انتشارات حزب تودهٔ ایران، چاپ اول، ص ۹۶،  تابستان ۱۴۰۲].

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۱۹۸، ۱۱ دی  ۱۴۰۲

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا