مسایل بین‌المللی

اسرائیل بدنبال آوارگی دایمی ملت فلسطین است

”کنستانتین زُرِیق”، تاریخ‌دان لبنانی، واژهٔ عربی “نکبه” (نکبت) را در کتابش به‌نام “معنا النکبه” در ۱۹۴۸/۱۳۲۷ در اشاره به جابه‌جایی اجباری فلسطینی‌ها از سرزمین‌ها و خانه‌های‌شان به‌دست دولت نوبنیاد اسرائیل به‌کار برد. من یک دهه پیش با “الیاس خوری”، رمان‌نویس لبنانی و سردبیر وقت نشریهٔ عربی‌زبان “مطالعات فلسطین” در بیروت دیدار کردم. او به من گفت “نکبت” ۱۹۴۸/۱۳۲۷ نه یک رویداد منفرد بلکه عملی ساختن بخشی از طرحی کلی بود. او گفت: آنچه ما داریم یک نکبت ادامه‌دار است، یعنی این فاجعه برای فلسطینیان بی‌وقفه بوده است. از سال ۱۹۴۸/۱۳۲۷ جنبش‌های سیاسی و روشنفکران فلسطینی استدلال کردند که منطق دولت اسرائیل بیرون راندن فلسطینیان از منطقهٔ میان رود اردن و دریای مدیترانه بوده است. این سیاست بیرون راندن برای برپایی یک دولت یهودی قومی-‌ مذهبی اسرائیل همان چیزی است که منظور خوری از نکبت بی‌پایان بود.

آوی دیشتر، وزیر کشاورزی اسراییل، در ۲۰ آبان‌ماه سال جاری، چیزی شگفت‌انگیز به رسانه‌ها می‌گوید. او گفت: “ما اکنون در آستانه رونمایی از نکبت در غزه هستیم.” این شخص که رییس پیشین شین‌بت، سازمان امنیت داخلی اسرائیل،  بود گفت: “نکبت غزه در سال ۲۰۲۳/۱۴۰۲ به‌این ترتیب به‌پایان خواهد رسید.” در هفته سوم آبان‌ماه، آمیخای الیاهو، وزیر میراث فرهنگی اسرائیل، در رادیو “کول‌براما” بود که مصاحبه‌کننده‌اش پرسشی از او در مورد انداختن گونه‌ای بمب هسته‌ای روی سراسر غزه و با خاک یکسان کردنش و از بین بردن همهٔ ساکنان در آنجا را مطرح کرد. الیاهو پاسخ داد: “این یکی از راه‌ها است. راه دیگر این است که بفهمیم چه چیزی برای آنان مهم است، چه چیزی آنان را به‌هراس می‌اندازد، چه چیزی آنان را سرخورده می‌کند… آنان از مرگ هراسی ندارند.” این وزیر دولت گفت اسرائیل باید تمام غزه را دوباره اشغال کند. مصاحبه‌کننده‌اش آنگاه از او پرسید چه بر سر مردم فلسطینی‌ غزه خواهد آمد؟ او گفت: “آنان می‌توانند به ایرلند یا هر صحرایی که بخواهند بروند. مردم حیوان‌صفت غزه خودشان باید راه خود را پیدا کنند.” این زبان نابودی و انسانیت‌زدایی در دولت نخست‌وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو به‌صورت امری عادی درآمده است. نتانیاهو این وزیر را به‌طورموقت از دولت خود کنار گذاشت، اما یوآو گالانت، وزیر دفاع، که فلسطینیان را “حیوان‌های  انسان‌نما” خواند سرزنش نکرد. این نگرش گسترده مقام‌های ارشد اسرائیلی است که اکنون با چنین زبانی سخن می‌رانند.

ارتش اسرائیل توانسته است طرح “نکبت غزه” را به‌پیش براند. در مرحله نخست حمله، اسرائیل به غیرنظامیان فلسطینی گفت در امتداد جاده صلاح‌الدین، محور شمال به جنوب در این منطقه به‌طول چهل کیلومتر که ۳/۲ میلیون فلسطینی را در خود جای داده است، به سمت جنوب نوار غزه به‌حرکت درآیند. دولت‌مداران اسراییلی گفتند به‌طورگسترده به شمال نوار غزه، به‌ویژه شهر غزه حمله خواهند کرد. حدود ۵/۱ میلیون فلسطینی از شمال غزه به سمت جنوب که گمان می‌کردند آنجا منطقه‌ای امن خواهد بود به‌حرکت درآمدند (اسرائیلی‌ها پیش از این بارها به آنان این را گفته بودند). آنانی که ماندند با بمبارانی چنان عظیم در غزه روبرو شدند که حتا در قیاس با عملیات نظامی اسراییل که از سال ۲۰۰۶/۱۳۸۵ جای جای این منطقه را (ازجمله حمله‌های هوایی مرگبار علیه اردوگاه‌های پناهجویان پُرجمعیت و فشرده‌ای مانند جبالیا) به طور پیوسته و حساب شده از سوی جنگنده‌های اسراییلی کوبیده شد دیده نشده است. در آغاز آبان‌ماه پس از پنج هفته بمباران وحشیانه شمال نوار غزه، جنگنده‌‌های اسرائیلی بمباران خان‌یونس، دومین شهر بزرگ نوار غزه را تشدید کردند و در منطقه‌هایی که به غیرنظامیان گفته شده بود در آنجا پناه بگیرند عملیات زمینی را آغاز کردند. در سومین هفته آذرماه، تانک‌های اسرائیلی خان‌یونس را محاصره کردند و جنگنده‌های اسراییلی به بمباران هوایی شهرهای کوچک در بخش جنوبی غزه پرداختند. اسرائیلی‌ها با راندن ۸/۱ میلیون فلسطینی به جنوب اکنون بمباران این ناحیه را آغاز کرده‌اند. در همین حال خودداری کردن اسرائیل از دادن اجازه ورود به کاروان کمک‌های بشردوستانه به‌اندازهٔ کافی به غزه به این معنا است که از هر ده فلسطینی ۹ نفر به‌مدت چند روز بدون غذا زندگی را سپری می‌کنند (برخی به کارکنان برنامه جهانی غذای سازمان ملل گفتند که ده روز است غذا نخورده‌اند). این جنگ همه‌جانبهٔ اسرائیل بیشتر فلسطینی‌های غزه را به سمت مرزهای مصر رانده است.

اسراییل زیر پوشش این جنگ به سمت کرانه باختری نیز هجوم برده ‌است تا نکبت بی‌پایان را در آن بخش از سرزمین‌های اشغالی فلسطین را عمیق‌تر کند. با گسیل تانک‌ها و بولدوزرها به شهرهایی مانند جنین قصد دارند جمعیت فلسطین را بترسانند و از امکان داشتن زندگی‌ای شرافت‌مندانه در کرانه باختری رود اردن چشم‌پوشی کنند. نیروهای انتظامی اسراییل از ۱۵مهرماه حدود ۳۵۰۰ فلسطینی را دستگیر کرده‌اند که بسیاری از آنان زیر حکم “بازداشت بدون محاکمه” قرار دارند. در همین بازهٔ زمانی، نظامیان اسرائیلی حدود ۲۷۵ فلسطینی را در کرانه باختری به‌قتل رسانده‌اند (که ۶۳ تن از آنان مانند محمد هیثم التمیمی سه‌ساله از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و آدم سامر‌الغول هشت‌ساله با شلیک گلوله به سرش کشته شد کودک بودند). خشونت شهرک‌نشینان غیرقانونی اسرائیلی علیه فلسطینی‌ها در کرانه باختری به‌حدی شدید شده است که ژوزف بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، گفت “از ارتکاب خشونت شهرک‌نشینان تندرو در کرانه باختری نگران است” و اتحادیه اروپا باید ایجاد شهرک‌های یهودی‌‌نشین را تحریم کند. در این رابطه، ایالات متحده پیش از این تصویب کرده بود که ویزا برای شهرک‌نشینان خشونت‌گرای اسرائیلی از کرانه باختری صادر نخواهد شد.

مدت‌ها پیش از حرکت نیروهای اسرائیلی به سمت خان‌یونس، ارتش اسرائیل در توییتی در تاریخ ۲۶ مهرماه نوشت: “به ساکنان غزه دستور می‌دهد به منطقه امن و به‌دور از درگیری در منطقه المواصی بروند.” سه روز بعد، ارتش اسرائیل گفت فلسطینی‌ها باید به‌سوی “جنوب وادی غزه” حرکت کنند و به “منطقه امن و به‌دور از جنگ در المواصی” بروند. کسانی که به این منطقه کوچک (۵/۸ کیلومتر مربع) رفتند آن را بدون هیچ‌گونه خدماتی مانند اینترنت یافتند و متوجه شدند که حتا در اینجا از تیراندازی سربازان اسراییلی نیز در امان نیستند. محمد غانم که در نزدیکی بیمارستان الشفا در شمال غزه زندگی می‌کرد گفت المواصی “نه از امکانات رفاهی و انسان‌دوستانه برخوردار است و نه امنیت.” فلسطینیان در جنوب غزه اکنون امیدوارند بتوانند پیش از اینکه بمب‌های اسرائیل برسرشان فرو ریزد از آنجا خارج شوند. شمار کشته‌شدگان اکنون به بیش از ۱۸ [اخرین آمار کشته شدگان از مرز ۲۳ هزار نفر فراتر رفته است] هزار کشته (شامل ۷ هزار و هفتصد کودک) رسیده است. یکی از دوستان فلسطینی در متنی برای من نوشت: “اگر خانه‌های‌مان را ترک نکنیم و به تبعید خودخواسته نرویم، اینجا کشته می‌شویم.” او این متن را درست زمانی ارسال کرد که اعلام شد شمار فلسطینی‌هایی که از ۱۵ مهرماه از خانه‌های‌شان بیرون رانده و کشته شده‌اند به بیش از فاجعه نکبت ۱۹۴۸/ ۱۳۲۷رسیده است. او در جایی در جنوب نوار غزه نزدیک مرز مصر به من گفت: “این نکبت دوم است.”

 

رأی برای نابودی

خشم مردم جهان در اثر حمله‌های هولناک اسراییل به فلسطینیان غزه سبب شد فراخوان به آتش‌بس در سومین هفته مهرماه به‌گوش برسد. توان نظامی عظیم اسرائیل که از سوی کشورهای غربی به‌ویژه بریتانیا و ایالات‌متحده تأمین می‌شود بدون اندیشیدن به پیامدهای آن علیه مردمی که در منطقه‌های متراکم غزه زندگی می‌کنند به‌کار گرفته شد. تصویرها از خشونت‌های به‌کار رفته فضای شبکه‌های اجتماعی و حتا شبکه‌های خبررسانی را که نمی‌توانستند از آنچه روی می‌دهد چشم‌پوشی کنند پُر کرد. این تصویرها بر تمام تلاش‌های دولت اسرائیل و حامیان غربی‌اش به‌منظور توجیه اقدام‌های‌شان غلبه کرد. ده‌ها میلیون نفر در سراسر جهان به‌شکل‌هایی مختلف به حرکت‌های اعتراضی دست زدند که شایان توجه‌ترین‌شان در کشورهای غربی، کشورهایی که دولت‌های‌شان از اسرائیل حمایت می‌کنند، انجام گرفت و شجاعانه با دولت‌هایی که بی‌هوده سعی کردند همبستگی با فلسطینی‌ها را به “یهودی‌ستیزی” (آنتی‌سمیتیسم) نسبت دهند رو در رو شدند. این رو در رویی تلاشی مغرضانه برای بهره‌گیری از واقعیت وحشتناک یهودی‌ستیزی برای بدنام کردن این اعتراض‌ها بود که کاری از پیش نبرد. فراخوان برای آتش‌بس همه‌جانبه افزایش یافت و دولت‌های سراسر جهان رازیر فشار قرار داد تا در این‌باره دست به‌کار شوند. امارات متحدهٔ عربی در ۱۷ آذرماه قطع‌نامه‌‌ای “کوتاه، ساده، و حیاتی” برای آتش‌بس ارائه کرد (این توصیف جزو سخنان محمد عیسی ابوشهاب سفیر امارات در سازمان ملل است). آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، به ماده ۹۹ منشور سازمان ملل استناد کرد که به دبیرکل سازمان ملل این اختیار را می‌دهد از طریق “دیپلماسی بازدارنده” رویدادی را که از نظر او تهدیدی برای صلح و امنیت بین‌المللی به‌شمار می‌رود برجسته کند (این ماده پیش از این تنها سه بار در رابطه با درگیری‌های جمهوری کنگو در سال ۱۹۶۰/۱۳۳۹، ایران در سال ۱۹۷۹/۱۳۵۸، و لبنان در سال ۱۹۸۹/۱۳۶۸ به‌کار گرفته شده است). نزدیک به صد کشور عضو سازمان ملل به قطع‌نامه امارات متحده رأی مثبت دادند. گوترش به شورای امنیت سازمان ملل گفت: “به مردم غزه گفته می‌شود مانند توپ‌های آدمکی در بازی پین‌بال بین قطعه‌های کوچک‌تر جنوب نوار غزه، بدون هیچ‌گونه دسترسی به نیازهای اساسی برای زنده‌ ماندن به این سو و آن سو جابه‌جا شوند. هیچ‌جا در غزه امن نیست.” سیزده عضو شورای امنیت ازجمله فرانسه به آن قطع‌نامه رأی دادند و بریتانیا رأی ممتنع داد. فقط رابرت وود، معاون سفیر ایالات متحده، دستش را به‌علامت وتوی قطعنامه بالا برد. چهار روز بعد، در ۲۱ آذرماه، نماینده مصر قطع‌نامه بیش‌وکم همسانی را در مجمع عمومی سازمان ملل پیشنهاد کرد، جایی که رئیس مجمع عمومی، دنیس فرانسیس، نماینده ترینیداد و توباگو گفت: “ما یک اولویت یگانه، فقط هم یکی که آن هم نجات انسان‌ها است داریم. به این خشونت همین اکنون پایان دهید.” رأی‌ها قاطع بود: ۱۵۳ کشور به قطعنامه رأی دادند (بیش‌وکم همه کشورهای جنوب جهانی) ۱۰ کشور به آن رأی منفی دادند و ۲۳ کشور رأی ممتنع دادند. آموزنده است که ببینیم کدام کشورها به آتش بس رأی منفی دادند: اتریش، چک، گواتمالا، اسرائیل، لیبریا، میکرونزی، نائورو، پاپوآ گینه نو، پاراگوئه، و ایالات متحده. بسیاری از کشورهای اروپایی، از بلغارستان تا بریتانیا رأی ممتنع دادند. وجود سویه‌های گوناگون موضوع، درک آن را پیچیده می‌کند. حتا اوکراین هم‌صدا با اسرائیل به این قطعنامه رأی نداد. رأی اوکراین ممتنع بود. وتوی ایالات متحده در شورای امنیت و رأی‌های مخالفش در مجمع عمومی کمابیش رأی به ادامه نکبت و بدون برپایی کشور برای مردم فلسطین است. دست‌کم نه تنها در المواصی، با نزدیک‌تر شدن بمب‌ها، بلکه در تظاهرات اعتراضی از نیویورک گرفته تا جاکارتا نیز چنین پیامی دریافت می‌شود.

نوشتۀ ویجی پرشارد، به نقل از هفته نامۀ ”دموکراسی خلق“، ۱۷ دسامبر ۲۰۲۳

”کنستانتین زُرِیق”، تاریخ‌دان لبنانی، واژهٔ عربی “نکبه” (نکبت) را در کتابش به‌نام “معنا النکبه” در ۱۹۴۸/۱۳۲۷ در اشاره به جابه‌جایی اجباری فلسطینی‌ها از سرزمین‌ها و خانه‌های‌شان به‌دست دولت نوبنیاد اسرائیل به‌کار برد. من یک دهه پیش با “الیاس خوری”، رمان‌نویس لبنانی و سردبیر وقت نشریهٔ عربی‌زبان “مطالعات فلسطین” در بیروت دیدار کردم. او به من گفت “نکبت” ۱۹۴۸/۱۳۲۷ نه یک رویداد منفرد بلکه عملی ساختن بخشی از طرحی کلی بود. او گفت: آنچه ما داریم یک نکبت ادامه‌دار است، یعنی این فاجعه برای فلسطینیان بی‌وقفه بوده است. از سال ۱۹۴۸/۱۳۲۷ جنبش‌های سیاسی و روشنفکران فلسطینی استدلال کردند که منطق دولت اسرائیل بیرون راندن فلسطینیان از منطقهٔ میان رود اردن و دریای مدیترانه بوده است. این سیاست بیرون راندن برای برپایی یک دولت یهودی قومی-‌ مذهبی اسرائیل همان چیزی است که منظور خوری از نکبت بی‌پایان بود.

آوی دیشتر، وزیر کشاورزی اسراییل، در ۲۰ آبان‌ماه سال جاری، چیزی شگفت‌انگیز به رسانه‌ها می‌گوید. او گفت: “ما اکنون در آستانه رونمایی از نکبت در غزه هستیم.” این شخص که رییس پیشین شین‌بت، سازمان امنیت داخلی اسرائیل،  بود گفت: “نکبت غزه در سال ۲۰۲۳/۱۴۰۲ به‌این ترتیب به‌پایان خواهد رسید.” در هفته سوم آبان‌ماه، آمیخای الیاهو، وزیر میراث فرهنگی اسرائیل، در رادیو “کول‌براما” بود که مصاحبه‌کننده‌اش پرسشی از او در مورد انداختن گونه‌ای بمب هسته‌ای روی سراسر غزه و با خاک یکسان کردنش و از بین بردن همهٔ ساکنان در آنجا را مطرح کرد. الیاهو پاسخ داد: “این یکی از راه‌ها است. راه دیگر این است که بفهمیم چه چیزی برای آنان مهم است، چه چیزی آنان را به‌هراس می‌اندازد، چه چیزی آنان را سرخورده می‌کند… آنان از مرگ هراسی ندارند.” این وزیر دولت گفت اسرائیل باید تمام غزه را دوباره اشغال کند. مصاحبه‌کننده‌اش آنگاه از او پرسید چه بر سر مردم فلسطینی‌ غزه خواهد آمد؟ او گفت: “آنان می‌توانند به ایرلند یا هر صحرایی که بخواهند بروند. مردم حیوان‌صفت غزه خودشان باید راه خود را پیدا کنند.” این زبان نابودی و انسانیت‌زدایی در دولت نخست‌وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو به‌صورت امری عادی درآمده است. نتانیاهو این وزیر را به‌طورموقت از دولت خود کنار گذاشت، اما یوآو گالانت، وزیر دفاع، که فلسطینیان را “حیوان‌های  انسان‌نما” خواند سرزنش نکرد. این نگرش گسترده مقام‌های ارشد اسرائیلی است که اکنون با چنین زبانی سخن می‌رانند.

ارتش اسرائیل توانسته است طرح “نکبت غزه” را به‌پیش براند. در مرحله نخست حمله، اسرائیل به غیرنظامیان فلسطینی گفت در امتداد جاده صلاح‌الدین، محور شمال به جنوب در این منطقه به‌طول چهل کیلومتر که ۳/۲ میلیون فلسطینی را در خود جای داده است، به سمت جنوب نوار غزه به‌حرکت درآیند. دولت‌مداران اسراییلی گفتند به‌طورگسترده به شمال نوار غزه، به‌ویژه شهر غزه حمله خواهند کرد. حدود ۵/۱ میلیون فلسطینی از شمال غزه به سمت جنوب که گمان می‌کردند آنجا منطقه‌ای امن خواهد بود به‌حرکت درآمدند (اسرائیلی‌ها پیش از این بارها به آنان این را گفته بودند). آنانی که ماندند با بمبارانی چنان عظیم در غزه روبرو شدند که حتا در قیاس با عملیات نظامی اسراییل که از سال ۲۰۰۶/۱۳۸۵ جای جای این منطقه را (ازجمله حمله‌های هوایی مرگبار علیه اردوگاه‌های پناهجویان پُرجمعیت و فشرده‌ای مانند جبالیا) به طور پیوسته و حساب شده از سوی جنگنده‌های اسراییلی کوبیده شد دیده نشده است. در آغاز آبان‌ماه پس از پنج هفته بمباران وحشیانه شمال نوار غزه، جنگنده‌‌های اسرائیلی بمباران خان‌یونس، دومین شهر بزرگ نوار غزه را تشدید کردند و در منطقه‌هایی که به غیرنظامیان گفته شده بود در آنجا پناه بگیرند عملیات زمینی را آغاز کردند. در سومین هفته آذرماه، تانک‌های اسرائیلی خان‌یونس را محاصره کردند و جنگنده‌های اسراییلی به بمباران هوایی شهرهای کوچک در بخش جنوبی غزه پرداختند. اسرائیلی‌ها با راندن ۸/۱ میلیون فلسطینی به جنوب اکنون بمباران این ناحیه را آغاز کرده‌اند. در همین حال خودداری کردن اسرائیل از دادن اجازه ورود به کاروان کمک‌های بشردوستانه به‌اندازهٔ کافی به غزه به این معنا است که از هر ده فلسطینی ۹ نفر به‌مدت چند روز بدون غذا زندگی را سپری می‌کنند (برخی به کارکنان برنامه جهانی غذای سازمان ملل گفتند که ده روز است غذا نخورده‌اند). این جنگ همه‌جانبهٔ اسرائیل بیشتر فلسطینی‌های غزه را به سمت مرزهای مصر رانده است.

اسراییل زیر پوشش این جنگ به سمت کرانه باختری نیز هجوم برده ‌است تا نکبت بی‌پایان را در آن بخش از سرزمین‌های اشغالی فلسطین را عمیق‌تر کند. با گسیل تانک‌ها و بولدوزرها به شهرهایی مانند جنین قصد دارند جمعیت فلسطین را بترسانند و از امکان داشتن زندگی‌ای شرافت‌مندانه در کرانه باختری رود اردن چشم‌پوشی کنند. نیروهای انتظامی اسراییل از ۱۵مهرماه حدود ۳۵۰۰ فلسطینی را دستگیر کرده‌اند که بسیاری از آنان زیر حکم “بازداشت بدون محاکمه” قرار دارند. در همین بازهٔ زمانی، نظامیان اسرائیلی حدود ۲۷۵ فلسطینی را در کرانه باختری به‌قتل رسانده‌اند (که ۶۳ تن از آنان مانند محمد هیثم التمیمی سه‌ساله از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و آدم سامر‌الغول هشت‌ساله با شلیک گلوله به سرش کشته شد کودک بودند). خشونت شهرک‌نشینان غیرقانونی اسرائیلی علیه فلسطینی‌ها در کرانه باختری به‌حدی شدید شده است که ژوزف بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، گفت “از ارتکاب خشونت شهرک‌نشینان تندرو در کرانه باختری نگران است” و اتحادیه اروپا باید ایجاد شهرک‌های یهودی‌‌نشین را تحریم کند. در این رابطه، ایالات متحده پیش از این تصویب کرده بود که ویزا برای شهرک‌نشینان خشونت‌گرای اسرائیلی از کرانه باختری صادر نخواهد شد.

مدت‌ها پیش از حرکت نیروهای اسرائیلی به سمت خان‌یونس، ارتش اسرائیل در توییتی در تاریخ ۲۶ مهرماه نوشت: “به ساکنان غزه دستور می‌دهد به منطقه امن و به‌دور از درگیری در منطقه المواصی بروند.” سه روز بعد، ارتش اسرائیل گفت فلسطینی‌ها باید به‌سوی “جنوب وادی غزه” حرکت کنند و به “منطقه امن و به‌دور از جنگ در المواصی” بروند. کسانی که به این منطقه کوچک (۵/۸ کیلومتر مربع) رفتند آن را بدون هیچ‌گونه خدماتی مانند اینترنت یافتند و متوجه شدند که حتا در اینجا از تیراندازی سربازان اسراییلی نیز در امان نیستند. محمد غانم که در نزدیکی بیمارستان الشفا در شمال غزه زندگی می‌کرد گفت المواصی “نه از امکانات رفاهی و انسان‌دوستانه برخوردار است و نه امنیت.” فلسطینیان در جنوب غزه اکنون امیدوارند بتوانند پیش از اینکه بمب‌های اسرائیل برسرشان فرو ریزد از آنجا خارج شوند. شمار کشته‌شدگان اکنون به بیش از ۱۸ [اخرین آمار کشته شدگان از مرز ۲۳ هزار نفر فراتر رفته است] هزار کشته (شامل ۷ هزار و هفتصد کودک) رسیده است. یکی از دوستان فلسطینی در متنی برای من نوشت: “اگر خانه‌های‌مان را ترک نکنیم و به تبعید خودخواسته نرویم، اینجا کشته می‌شویم.” او این متن را درست زمانی ارسال کرد که اعلام شد شمار فلسطینی‌هایی که از ۱۵ مهرماه از خانه‌های‌شان بیرون رانده و کشته شده‌اند به بیش از فاجعه نکبت ۱۹۴۸/ ۱۳۲۷رسیده است. او در جایی در جنوب نوار غزه نزدیک مرز مصر به من گفت: “این نکبت دوم است.”

 

رأی برای نابودی

خشم مردم جهان در اثر حمله‌های هولناک اسراییل به فلسطینیان غزه سبب شد فراخوان به آتش‌بس در سومین هفته مهرماه به‌گوش برسد. توان نظامی عظیم اسرائیل که از سوی کشورهای غربی به‌ویژه بریتانیا و ایالات‌متحده تأمین می‌شود بدون اندیشیدن به پیامدهای آن علیه مردمی که در منطقه‌های متراکم غزه زندگی می‌کنند به‌کار گرفته شد. تصویرها از خشونت‌های به‌کار رفته فضای شبکه‌های اجتماعی و حتا شبکه‌های خبررسانی را که نمی‌توانستند از آنچه روی می‌دهد چشم‌پوشی کنند پُر کرد. این تصویرها بر تمام تلاش‌های دولت اسرائیل و حامیان غربی‌اش به‌منظور توجیه اقدام‌های‌شان غلبه کرد. ده‌ها میلیون نفر در سراسر جهان به‌شکل‌هایی مختلف به حرکت‌های اعتراضی دست زدند که شایان توجه‌ترین‌شان در کشورهای غربی، کشورهایی که دولت‌های‌شان از اسرائیل حمایت می‌کنند، انجام گرفت و شجاعانه با دولت‌هایی که بی‌هوده سعی کردند همبستگی با فلسطینی‌ها را به “یهودی‌ستیزی” (آنتی‌سمیتیسم) نسبت دهند رو در رو شدند. این رو در رویی تلاشی مغرضانه برای بهره‌گیری از واقعیت وحشتناک یهودی‌ستیزی برای بدنام کردن این اعتراض‌ها بود که کاری از پیش نبرد. فراخوان برای آتش‌بس همه‌جانبه افزایش یافت و دولت‌های سراسر جهان رازیر فشار قرار داد تا در این‌باره دست به‌کار شوند. امارات متحدهٔ عربی در ۱۷ آذرماه قطع‌نامه‌‌ای “کوتاه، ساده، و حیاتی” برای آتش‌بس ارائه کرد (این توصیف جزو سخنان محمد عیسی ابوشهاب سفیر امارات در سازمان ملل است). آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، به ماده ۹۹ منشور سازمان ملل استناد کرد که به دبیرکل سازمان ملل این اختیار را می‌دهد از طریق “دیپلماسی بازدارنده” رویدادی را که از نظر او تهدیدی برای صلح و امنیت بین‌المللی به‌شمار می‌رود برجسته کند (این ماده پیش از این تنها سه بار در رابطه با درگیری‌های جمهوری کنگو در سال ۱۹۶۰/۱۳۳۹، ایران در سال ۱۹۷۹/۱۳۵۸، و لبنان در سال ۱۹۸۹/۱۳۶۸ به‌کار گرفته شده است). نزدیک به صد کشور عضو سازمان ملل به قطع‌نامه امارات متحده رأی مثبت دادند. گوترش به شورای امنیت سازمان ملل گفت: “به مردم غزه گفته می‌شود مانند توپ‌های آدمکی در بازی پین‌بال بین قطعه‌های کوچک‌تر جنوب نوار غزه، بدون هیچ‌گونه دسترسی به نیازهای اساسی برای زنده‌ ماندن به این سو و آن سو جابه‌جا شوند. هیچ‌جا در غزه امن نیست.” سیزده عضو شورای امنیت ازجمله فرانسه به آن قطع‌نامه رأی دادند و بریتانیا رأی ممتنع داد. فقط رابرت وود، معاون سفیر ایالات متحده، دستش را به‌علامت وتوی قطعنامه بالا برد. چهار روز بعد، در ۲۱ آذرماه، نماینده مصر قطع‌نامه بیش‌وکم همسانی را در مجمع عمومی سازمان ملل پیشنهاد کرد، جایی که رئیس مجمع عمومی، دنیس فرانسیس، نماینده ترینیداد و توباگو گفت: “ما یک اولویت یگانه، فقط هم یکی که آن هم نجات انسان‌ها است داریم. به این خشونت همین اکنون پایان دهید.” رأی‌ها قاطع بود: ۱۵۳ کشور به قطعنامه رأی دادند (بیش‌وکم همه کشورهای جنوب جهانی) ۱۰ کشور به آن رأی منفی دادند و ۲۳ کشور رأی ممتنع دادند. آموزنده است که ببینیم کدام کشورها به آتش بس رأی منفی دادند: اتریش، چک، گواتمالا، اسرائیل، لیبریا، میکرونزی، نائورو، پاپوآ گینه نو، پاراگوئه، و ایالات متحده. بسیاری از کشورهای اروپایی، از بلغارستان تا بریتانیا رأی ممتنع دادند. وجود سویه‌های گوناگون موضوع، درک آن را پیچیده می‌کند. حتا اوکراین هم‌صدا با اسرائیل به این قطعنامه رأی نداد. رأی اوکراین ممتنع بود. وتوی ایالات متحده در شورای امنیت و رأی‌های مخالفش در مجمع عمومی کمابیش رأی به ادامه نکبت و بدون برپایی کشور برای مردم فلسطین است. دست‌کم نه تنها در المواصی، با نزدیک‌تر شدن بمب‌ها، بلکه در تظاهرات اعتراضی از نیویورک گرفته تا جاکارتا نیز چنین پیامی دریافت می‌شود.

نوشتۀ ویجی پراشارد، به نقل از هفته نامۀ ”دموکراسی خلق“، ۱۷ دسامبر ۲۰۲۳

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۱۹۹، ۲۵ دی  ۱۴۰۲

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا