تأملی بر انتخابات تایوان
“کِنی کویل” توضیح میدهد که حزب اصلی و جداییطلبِ برخوردار از پشتیبانی غرب به قدرت بازگشته است، اما این بار با اکثریتی کوچکتر که تا اندازهای بهلطف پیدایش “اردوگاه سوم” بین “گرایش به خودمختاری کامل” و “یکپارچگی دوباره با چین” قرار گرفته است.
در انتخابات ریاستجمهوری در تایوان، لای چینگ-ته، نامزد حزب حاکم دمکراتیک پیشرو، رقیب اصلیاش یعنی هو یو-یی از حزب ملیگرای چین (کومینتانگ) با ۴۹/۳۳ درصد رأیها و کوون-جه از حزب مردم تایوان با ۴۶/۲۶ درصد رأیها را با کسب ۴۰ درصد رأیها توانست شکست دهد و حزب حاکم را دوباره بهقدرت بازگرداند.
لای، معاون رئیسجمهور کنونی تایوان، حزب دمکرات پیشرو را سومین دورۀ متوالی بهپیروزی رسانید. نخستین دوره انتخابات سه دورهای ریاستجمهوری برای هر حزبی از زمان آغاز انتخابات مستقیم ریاستجمهوری در تایوان در سال ۱۹۹۶/۱۳۷۶ بوده است. لای چینگ-ته، رئیسجمهور برگزیده، در سخنرانی پس از پیروزیاش گفت تایوان به جهان نشان داد که “میان دمکراسی و اقتدارگرایی، ما در کنار دمکراسی خواهیم ایستاد.”
واشنگتن، لندن، و بروکسل که از حزب جداییطلب “دمکراتیک پیشرو” بهشدت پشتیبانی میکردند، از نتیجهٔ این انتخابات بهگرمی استقبال کردند. این نتیجه زمینهٔ شعلهورتر شدن روابط پُرتنش دو سوی تنگهٔ تایوان یعنی چین و جزیره تایوان را فراهم میآورد. واشنگتن به بهرهبرداری از جزیره تایوان همچون پایگاهی برای درگیری نظامی ممکن با جمهوری خلق چین مشتاق است.
جمهوری خلق چین استدلال میکند که تایوان و سرزمینهایی را که در اختیار دارد بخشی از خاک چین بهشمار میروند و همچنین خود قانون اساسی جمهوری دولت تایپه برگرفته از چین است و حقانیت دولت جمهوری خلق چین از نظر حقوق بینالمللی بهرسمیت شناخته شده است. هرگونه مداخلۀ خارجی یا اعلام استقلال یکجانبه، نقض حاکمیت ملی چین است.
واکنش سریع دفتر شورای دولتی در پکن در امور تایوان کوتاه و ساده بود: “هر تغییری در تایوان روی دهد این اصل را که تنها یک چین در جهان وجود دارد و تایوان بخشی از چین است تغییر نخواهد داد. موضع دولت چین مبنی بر پایبندی به اصل چین واحد و مخالفت با ٬جداییطلبی٬، ٬استقلال تایوان٬، ٬دو چین٬ و ٬یک چین، یک تایوان٬ تغییر نخواهد کرد.”
پوشش رسانههای غربی از انتخابات بهطورطبیعی بر روابط دو سوی تنگۀ تایوان متمرکز شده است و موضوعهای اجتماعی و اقتصادیای که انگیزهٔ رأیدهندگان برای شرکت در انتخابات میباشد را نادیده میگیرند. در سفری که سال گذشته به تایوان داشتم مشاهده ناهمسانی میان آرامش موجود در زندگی روزمره و تصویر جزیرهای در محاصرهای دایمی ترسیم شده از سوی غرب، شگفتانگیز بود. رسانههای رسمی در بریتانیا و ایالات متحده همان گونه که پیشبینی میشد پیروزی لای چینگ-ته را بهمنزلهٔ پیروزی دمکراسی و کنشی دلیرانه در سرپیچی از پکن از سوی رأیدهندگان تایوانی ستودند. نیویورک تایمز نوشت: “تایوان در شکستی برای پکن لای چینگ-ته را بهریاستجمهوری انتخاب کرد”، بیبیسی گفت: “تایوان در انتخاباتی تاریخی ویلیام لای را برای مقام ریاستجمهوری برگزید و چین را خشمگین کرد”، سیانان گفت: “رأیدهندگان تایوان هشدارهای چین را نادیده گرفتند و سومین پیروزی تاریخی پیاپی ریاستجمهوری را به حزب حاکم واگذار کردند”، و فایننشال تایمز نوشت: “حزب حاکم تایوان توانست با سرپیچی رأیدهندگان از چین ریاستجمهوری را حفظ کند.”
اما نگاهی موشکافانه به نظرسنجیهای بهعملآمده، تصویری پیچیدهتر را نشان میدهند. تعداد ۴۰ درصد رأیهای داده شده به لای در قیاس با رأیهای کسب شدهٔ از سوی سلف او یعنی تسای اینگ-ون نشانگر کاهشی بزرگ است. تسای ۵۸ درصد رأیها را در کارزار انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۰/۱۳۹۸ و ۵۶ درصد از رأیها را در کارزار سال ۲۰۱۶/۱۳۹۴ بهدست آورد. حزب حاکم “دمکراتیک پیشرو” در انتخابات پارلمانی نیز با پسنشستهایی روبرو شد. با کسب تنها ۳۶ درصد رأیها از نظر تصاحب شمار کرسیها در مجلس پس از کومینتانگ در جایگاه دوم قرار گرفت و اکثریت کرسیهایش در مجلس را از دست داد.
بااینحال، کومینتانگ از شکستهای حزب “دمکراتیک پیشرو” در نظرسنجی رأیهای ریاستجمهوری بهرهای نبرد و بهنظر میرسد پشتیبانی از آن در همان حد یکسوم رأیدهندگان تایوانی باقی مانده است. این میزان، ۳۱ درصد از رأیها در سال ۲۰۲۰/۱۳۹۸ و ۳۸ درصد رأیها در سال ۲۰۱۶/۱۳۹۴ بود. آخرین بار که کومینتانگ انتخابات ریاستجمهوری را برد در انتخابات سال ۲۰۱۲/۱۳۹۰ بود که مایینگ-جیو با کسب ۶/۵۱ درصد رأیها در برابر کاندیدای حزب دمکراتیک پیشرو بهپیروزی رسید.
در ارتباط با شمار رأیها، لای ۵٫۵۸۶٫۰۱۹ رأی، کومینتانگ ۴٫۶۷۱٫۰۲۱ رأی، و حزب مردم تایوان ۳٫۶۹۰٫۴۶۶ رأی بهدست آوردند که درمجموع بیش از ۸ میلیون رأی مخالف [به حزب حاکم] را نشان میدهد. این رقمها نمیتوانند آنطور که رسانههای غربی از ما میخواهند باورشان کنیم، یعنی تأیید قطعی موضعگیری بر ضد پکن تلقی شود بلکه نوسانهای نامنظم و غیرمنتظره نظامهای انتخاباتی دُور اول و دُور دوم در کار است که مورد علاقه دیگر نظامهای جمهوری مانند فرانسه است.
در انتخابات پارلمانی تایوان کرسیها در سه دسته سهمبندی می شوند: ۷۳ کرسی برای حوزههای انتخابی، ۳۴ کرسی برای سهم رأیهای حزبی، و ۶ کرسی برای بومیهای تایوانی درنظر گرفته شدهاند.
کومینتانگ و حزب دمکراتیک پیشرو هم در سهمهای حوزههای منطقه (هرکدام ۳۶ کرسی) و نامزدهای حزبی (هرکدام ۱۳ نامزد) کرسیهایی برابر بهدست آوردند، اما در کسب کرسیهای درنظر گرفته شده برای بومیها، کومینتانگ توانست سه کرسی و حزب دمکراتیک پیشرو دو کرسی کسب کنند. حزب مردم تایوان با وجود کسب ۲۲ درصد رأیها تنها ۸ کرسی را در بخش کرسیهای درنظر گرفته شده برای نامزدهای حزبی بهدست آورد. حزبهای کوچکتر دو کرسی باقیمانده را در حوزههای انتخاباتی و بومیان بهدست آوردند. مهمترین عامل، بهصحنه آمدن نیروی سوم با توانی نهفته در نمای “حزب مردم تایوان” بوده است. سیاست تایوان پس از دیکتاتوری از سالهای ۱۳۷۰ تا کنون، با ثروتهای نوساندار اردوگاه آبی (کنایه از چین واحد) با سلطه کومینتانگ، و اردوگاه سبزها (درواقع جداییطلبها) بهرهبری حزب دمکراتیک پیشرو مشخص شده است.
“حزب مردم تایوان” خود را با جامهای بهرنگ فیروزهای پوشانده است، بهاین معنا که نه بهطورکامل آبی و نه بهطورکامل سبز بهچشم میآید. این حزب بهدنبال برپایی پایگاهی در میان بسیاری از تایوانیهایی است که تنشزدایی از دو سوی تنگه را خواهاناند، اما هم با کومینتانگ بهدلیل توشهٔ سیاسی تاریخیاش و هم با حزب دمکراتیک پیشرو بهسبب برخی از سیاستهای خودآزاریاش در روی در رویی با پکن و نیز سیاستهای اقتصادیاش بیگانهاند. کوو، پایهگذار و نامزد ریاستجمهوری حزب مردم تایوان همپیمانِ رئیسجمهور تسای شناخته میشد، اما بهتدریج در دورهٔ رهبری تشکیلات اداره تایپه، در مقام شهردار پایتخت تایوان، از حزب دمکراتیک پیشرو دور شد. او نخستین بار در سال ۲۰۱۴/۱۳۹۲ بهعنوان مستقل با پشتیبانی حزب دمکراتیک پیشرو در مقام شهردار انتخاب شد، اما انتخاب دوبارهاش در سال ۲۰۱۸/۱۳۹۶ با مخالفت آن حزب روبرو شد. بدین سبب کوو حزب مردم تایوان را در سال ۲۰۱۹/۱۳۹۷ پایهگذاری کرد.
هرچند حزب مردم تایوان با “اجماع ۱۹۹۲/۱۳۷۱” بهرهبری کومینتانگ در آن زمان و جمهوری خلق چین همخوانی ندارد، اما گسترش مبادلههای “فرهنگی، اقتصادی، و سیاسی” را ترویج میکند. این حزب همچنین از حزب دمکراتیک پیشرو بهخاطر دستکاری پیاپی در “موضوعهای دو سوی تنگه برای هدفهای انتخاباتی” و بدینترتیب ایجاد “درگیریهایی غیرضروری با چین” انتقاد میکند. امیدواری برای داشتن نامزدی مشترک برای انتخابات ریاستجمهوری میان کومی کومینتانگ و حزب مردم تایوان در آبانماه گذشته پس از گفتگوهایی پرتنش برای توافق بر سر کارپایهای مشترک بر ضد حزب دمکراتیک پیشرو بهشکست انجامید. اما با این حال، کومینتانگ و حزب مردم تایوان در شماری از حوزههای انتخاباتی تصمیم بههمکاری با یکدیگر گرفتند. اگر دو حزب اپوزیسیون اختلافهایشان را کنار میگذاشتند، رسانههای غربی در روز انتخابات تیتری بسیار متفاوت بر بالای خبر فوریشان میزدند.
برخلاف ادعاهای همیشگی مبنی بر دخالت پکن در انتخابات تایوان، حقیقت آن است که نفوذ جمهوری خلق چین در امور سیاسی تایوان بسیار کمتر از نفوذ ایالات متحده است. هرچند کومینتانگ که از سوی “سون یات-سن” در سال ۱۹۱۲/۱۲۹۱ بنیانگذاری شد بدون تردید حزبی است با گرایشهای ناسیونالیسم چینی و در اصل هدف نهاییاش را متحد ساختن دوبارهٔ جزیرهٔ تایوان با بقیهٔ سرزمین چین اعلام میکند، اما یکپارچگی جزیره با جمهوری خلق چین بهرهبری حزب کمونیست چین دوبار متحد و دوبار دشمن را نمیپذیرد. درواقع اگر چین از هرگونه تأثیری واقعی بر کومینتانگ یا حتی حزب مردم تایوان برخوردار بود، در روز انتخابات نه اپوزیسیونی از همگسسته بلکه نامزدی مشترک وجود میداشت. اما این نکتهٔ فرافکنانه دربارهٔ دستکاری چین در انتخابات درصورت شکست حزب دمکراتیک پیشرو در انتخابات آینده، با بهرسمیت نشناختن برآمدِ انتخابات از سوی نیروهای داخلی و خارجی که بسیار امکانپذیر هم است، میتواند خطرآفرین شود. این راهبردی امتحان شده و اطمینانپذیر برای وزارت خارجه (ایالات متحده) است که از آمریکای لاتین تا اروپای شرقی بهکار برده میشود. تأثیرهای آن در تایوان فاجعهآمیز خواهد بود.
در مورد نفوذ واشنگتن بر جزیره چطور؟
“هسیائو بی-خیم”، معاون رئیسجمهور برگزیدهٔ حزب دمکراتیک پیشرو، زادهٔ ژاپن و از مادری شهروند پیشین ایالات متحده است. او دانشآموختهٔ کالج اوبرلین از دانشگاه کلمبیا است و تنها در سال ۲۰۲۰/۱۳۸۱ با آغاز فعالیت سیاسی در حزب دمکراتیک پیشرو در تایوان از شهروندی آمریکاییاش دست کشید. او پیش از این سمتهایی را در نهادهایی کلیدی چون شورای امنیت ملی جزیره و نمایندۀ دفتر نمایندگی اقتصادی و فرهنگی تایپه در ایالات متحده بهعهده داشته است. هسیائو حتا در حساب کاربریاش در ایکس (تویتر) خود را “سفیر” تایوان در ایالات متحده معرفی کرده بود، هرچند ایالات متحده جزیره تایوان را بهعنوان دولت بهرسمیت نمیشناسد چه رسد به اعتبارنامهٔ با این وجود، هسیائو در مراسم سوگند جو بایدن در سال ۲۰۲۰/۱۳۹۸ شرکت داشت و این نخستینباری بود که از زمان قطع روابط دیپلماتیک با “جمهوری چین” (تایوان) در ۱۹۷۹/۱۳۵۸ و شناسایی رسمی جمهوری خلق چین، نمایندهای از تایوان به این مراسم دعوت میشد.
این حرکت حساب شده نشان میدهد که دولت بایدن مصمم است سیاست چین واحد از سوی ایالات متحده را بیشتر تضعیف کند. اما پیوسته به ما گفته میشود که این چین است که خواهان برهم زدن وضع موجود است.
بدون تردید هسیائو سخنگوی اصلی انگلیسیزبان در دولت لای خواهد بود که برای پیشبرد عمیقتر کردن امر پیوندهای نظامی و امنیتی تایپه با واشنگتن عمل خواهد کرد. آنچه ناروشن این است که تا چه اندازه از دست دادن قدرت توسط حزب دمکراتیک پیشرو در کنترل مجلس قانونگذاری، پیشبرد خطمشی جداییطلبانه آن حزب را از توان خواهد انداخت.
به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۲۰۰، ۹ بهمن ۱۴۰۲




