«سرمایهداری سبز» نیز زمین را بهنابودی میکشاند
بهزاد نوید
روز پنجشنبه ۸ آگوست ۲۰۱۹/۱۳۹۸ ۱ ، “هیئت بیندولتی تغییرات اقلیمی” گزارشی ۱۲۰۰ صفحهای با عنوان “تغییرات آب و هوا و زمین” منتشر کرد که خلاصهای مفصل از دانش علمی کنونی از روابط پیچیده بین “تغییر اقلیم، بیابانزایی، تخریب زمین، مدیریت پایدار زمین، امنیت غذایی و انتشار گازهای گلخانهای در اکوسیستمهای زمینی” است.
محتوای اساسی این گزارش به موضوع انقراض و نابودی زندگی در زمین اختصاص نداشت، بلکه عمدتاً روی این موضوع تمرکز کرده بود که چه راهکارهایی برای حفظ گرمایش جهانی تا ۱٫۵ درجه سانتیگراد بالاتر از سطح قبل از صنعتی شدن لازم است و چه تأثیرهایی احتمالی درصورت افزایش دما به ۲ درجه سانتیگراد در انتظار جهانیان خواهد بود.
در این گزارش ازجمله آمده است: “تخمین زده میشود که فعالیتهای انسانی تقریباً ۱٫۰ درجه سانتیگراد گرمایش جهانی را بالاتر از سطوح پیشصنعتی ایجاد کرده است که محدوده احتمالی آن بین ۰٫۸ تا ۱٫۲ درجه سانتیگراد است. اگر دما با سرعت کنونی افزایش یابد، احتمالاً گرمایش جهانی بین سالهای ۲۰۳۰/۱۴۰۹ تا ۲۰۵۲/۱۴۳۱ به ۱٫۵ درجه سانتیگراد خواهد رسید.” در ادامه میخوانیم: “خطرات مرتبط با آب و هوا برای سلامتی، معیشت، امنیت غذایی، تأمین آب، امنیت انسانی، و رشد اقتصادی پیشبینی میشود که با گرمایش جهانی ۱٫۵ درجه سانتیگراد افزایش یابد و با ۲ درجه سانتیگراد بهمراتب بیشتر شود.”
واضح است که این گزارش در پیشبینیهای خود محافظهکارانه عمل کرده است- جای تعجب نیست، زیرا روش آن مستلزم توافق هزاران دانشمند با دیدگاههای متفاوت در مورد محتویات گزارش است – و درواقع گرمایش جهانی و مهمتر از همه، اثرات آن با سرعتی بیشتر از سرعتی که این گزارش پیشبینی کرده بود درحال تحقق است. منتها حتی اگر به این گزارش بخواهیم استناد کنیم، جهان تا سال ۱۴۰۹/ ۲۰۳۰ فرصت دارد تا مانع فاجعه زیستمحیطی شود.
همین گزارش باعث شد که ما اوج جنبشهای مدافعان محیط زیست در سرتاسر جهان را شاهد باشیم. آن زمان بود که جنبش اعتصاب مدارس از سوی گرتا تونبرگ آغاز شد و گسترش سریع جنبش محیط زیست با تظاهرات میلیونی در سراسر جهان را موجب گردید. البته ما در مقابل این روند گسترش اعتراضهای جهانی شاهد ترفندهایی تازه از سوی “سرمایهداری سبز” برای ادامۀ کسب سود و تفرقه انداختن و در انتها کنترل جنبش جهانی مدافعان محیط زیست بودیم.
این مقاله تلاش دارد با روشن کردن ماهیت “سرمایهداری سبز” مشخص کند که “سرمایهداری سبز” هم زمین را بهنابودی میکشاند و تنها با سازماندهی جنبشهای حفظ محیط زیست در ارتباط با سایر جنبشهای مطالباتی و صلح خواهی است که میتوان مانع از تحقق این فاجعه شد.
“سرمایهداری سبز” چه میگوید
“سرمایهداری سبز” میگوید ما میتوانیم به رشد اقتصاد خصوصی ادامه دهیم، مصرف بیپایان را افزایش دهیم، و همزمان کره زمین را نجات دهیم. سیستمی که هدفش تنها افزایش سود بههرشیوهای است، هرگز نمیتواند در راستای حفظ محیط زیست باشد و بنا بر ماهیتش با جعل واقعیتها در مورد راهکارهای عملی برای بهبود محیط زیست در جهت نابودی زمین فعالیت میکند.
بیایید به برخی از ابزارهای پیشنهادی برای مقابله با ویرانیهای زیستمحیطی بدون ایجاد مزاحمت برای سرمایهداری نگاهی بیندازیم:
الف- فناوریهای بهتری که بازده انرژی بیشتری دارند و از مواد کمتری استفاده میکنند
برخی از پیشنهادها برای افزایش بهرهوری انرژی- مانند پیشنهادهایی که به مردم کمک میکند خانههای قدیمی خود را بازسازی کنند تا سوخت کمتری برای گرم کردن در زمستان مورد نیاز باشد- پیشنهادهایی واضح و البته با کاربردی محدود هستند. کارایی ماشینآلات، ازجمله لوازم خانگی و خودرو، مدام درحال افزایش است و روند بهبود کیفیت محصولات تولیدی در چارچوب سرمایهداری روندی عادی است. اگرچه در این زمینه میتوان کارهایی بیشتر انجام داد، اما افزایش کارایی معمولاً به کاهش هزینهها و افزایش استفاده بیشتر محصولات منجر میشود، بهطوری که انرژی مورد استفاده درواقع افزایش مییابد. حرکت بهسمت تولید سوختهای کشاورزی “سبز” بهشدت برای محیط زیست مضر هستند.
ب- انرژی هستهای
برخی از دانشمندان نگران تغییرات آب و هوایی، ازجمله جیمز لاولاک و جیمز هنسن، انرژی هستهای را بهعنوان جایگزینی برای انرژی و بهعنوان بخشی از پاسخ فناورانه بهجای استفاده از سوختهای فسیلی میدانند. ولی بااینحال، اگرچه فناوری انرژی هستهای تا حدودی بهبود یافته است، ولی خطرات انرژی هستهای همچنان بسیار زیاد است- با توجه به این واقعیت که زبالههای رادیواکتیو صدها سال و یا هزاران سال دوام دارند، مدیریت اجتماعی سیستمهای پیچیدهای مانند انرژی هستهای، و سطح خطرات ناشی از آن بسیار بالا است. علاوه بر این، ساخت نیروگاههای هستهای حدود ده سال طول میکشد و بسیار پرهزینه و غیراقتصادی هستند. بنابراین، دلایل مختلفی وجود دارند (بهویژه برای نسلهای آینده) که باید نسبت به انرژی هستهای در مقام یک راهحل بسیار محتاط بود۲.
ج- راه حلهای مهندسی در مقیاس بزرگ
برای خارج کردن “دیاکسید کربن” از جو و یا افزایش بازتاب نور خورشید به فضا بهجای زمین، طرحهای مهندسیای گسترده پیشنهاد شدهاند. ازجمله این طرحها میتوان به طرح جذب “دیاکسید کربن” از نیروگاهها و تزریق آن به عمق زمین و یا بارور کردن اقیانوسها با آهن بهمنظور تحریک رشد جلبکها برای جذب کربن اشاره کرد. در مورد انحراف نور خورشید از تابش بهسمت زمین از طرح استقرار جزایر سفید بزرگ در اقیانوسها و نصب ماهوارههای عظیم برای انعکاس نور ورودی خورشید به زمین میتوان نام برد. البته هیچکس نمیداند که چه عوارض جانبیای مضر ممکن است بهدنبال اجرای چنین طرحهایی رخ دهد. بهعنوان مثال، جذب بیشتر کربن توسط اقیانوسها میتواند باعث اسیدی شدن بیشتر آنها شود، یا آنکه ممکن است غلظت “دیاکسید کربن” در اعماق زمین یا اقیانوسها بهحدی برسد که بازگشت دوباره آن به سطح فضا را موجب شود.
همچنین برای جذب کربن راههایی دیگر با فناوریای کمتر مانند افزایش جنگلکاری و استفاده از مدیریت اکولوژیکی خاک برای افزایش ماده آلی خاک (که عمدتاً از کربن تشکیل شده است) پیشنهاد شده است. بیشتر این کارها درهرحال در طول سالهایی متمادی دارند انجام میشوند (مواد آلی بهجهات مختلف به بهبود خاک کمک میکنند). برخی از این شیوهها میتوانند به کاهش غلظت کربن در جو کمک کنند. بنابراین احیای جنگل که در جذب کربن از جو کمک میکند، گاهی اوقات بهعنوان تولید گازهای گلخانهای منفی عمل میکند. اما راهحلهایی با فناوریای پایین، با توجه به مقیاس بزرگ آلودگی از یک طرف و نیز گسترش تولید جهانی از طرف دیگر، نمیتوانند مشکل را حل کنند. بهویژه اینکه درختانی که اکنون کاشته میشوند را بعداً ممکن است با همین سیستم قطع کنند یا کربن ذخیرهشده همچون ماده آلی خاک بعداً ممکن است بهعلت تغییر روشها در ترمیم خاک به “دیاکسید کربن” تبدیل گردد.
د- محدود کردن انتشار کربن و گازهای گلخانهای از سوی شرکتها و کارخانهها
بر این اساس در برخی کشورها برای شرکتها محدودیتهایی مشخص برای انتشار گازهای گلخانهای ازجمله “دیاکسید کربن” از طرف دولت تعیین شده است و درواقع این راهی برای دادوستد این مجوزها برای شرکتها شده است. شرکتی که کمتر گاز گلخانهای تولید میکند مجوزش را به شرکتی دیگر که [بهدلیل تولید بیشتر گازگلخانهای] نیازی بیشتر با آن مجوز دارد، میفروشد. از طرفی دیگر این مشوقی شد که برخی شرکتها شیوههای کاهش انتشار کربن را مد نظر قرار دهند. بهعنوان مثال، برخی شرکتها با استفاده از الکترونیک و دیجیتال برای آرشیو و مکاتبات استفاده کردند. درکل هیچ نشانهای از کاهش انتشار کربن در طول سالها در کشورهایی که این روش را تجربه کردند دیده نشد.
“سرمایهداری سبز” با اقدامهایی دیگر نظیر بستن مالیات بر کربن مصرفی، تولید اتومبیلهای الکتریکی و کاهش تولید خودروهای بنزینی، تولید پارچههایی از الیاف درختان و نیز تولید گاز طبیعی مایع، سوخت زیستی یا حتی “زغال سنگ تمیز” و نیز تولید بسیار محدود انرژی تجدیدپذیر و یا بازیافت زباله تبلیغ میکنند که در راه کنترل آلودگی و حفظ محیط زیست اقدامات اساسی انجام دادهاند و در واقع بحران را مدیریت کرده است.
“سرمایهداری سبز” با تبلیغ اینکه با شرکتهایی کوچک که میتوانند بهطورمستقیم معیارهای سبز را با استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر، اجتناب از مواد شیمیایی سمی، تعمیر یا بازیافت محصولات استفادهشده، و بهحداقل رساندن حملونقل مسیرهای طولانی برای عرضه یا فروش رعایت کنند، میشود وضعیت محیط زیست را بهبود بخشید، به این اصل بازار سرمایهداری توجه نمیکند که دامنه چنین اقداماتی توسط فشارهای بازار بهشدت محدود است.
جنبه خودکفایی محلی بهطورگسترده در بخش خدمات غذایی بهویژه در بازارهای کشاورزان دیده میشود که در سالهای اخیر در کشورهای صنعتی رشد فراوانی نیز کردهاند، ولی این بیشتر با آنچه که مارکس آن را “تولید کالای ساده” مینامید، مطابقت دارد تا سرمایهداری. درواقع این شرکتهای بزرگ کشاورزیاند که از طریق تولید مکانیزه و امکانات تولید و پروسه زنجیره غذایی و دریافت یارانه زیاد بهواسطه نفوذ سیاسی در حاکمیت از طرفی و تکیهبر نیروی کار مهاجر ارزان از طرف دیگر توانستهاند بخش عمده تولید و توزیع محصولات غذایی را در کشورهای عمده جهان سرمایهداری تحت کنترل دربیاورند.
واقعیت امر این است که آن طور که “سرمایهداری سبز” تبلیغ میکند عمده بازار هیچوجه با شیوههایی سبز تأمین و اداره نمیشود و بهخوبی نیز از این مکانیزم نهتنها مطلع است بلکه بخشی از آن نیز میباشد.
“سرمایهداری سبز” با تبلیغ اینکه این وظیفه اخلاقی و فردی است که مانع آلودگی محیط زیست شویم میخواهد این را به مردم بقبولاند که با مصرف محصولات بهاصطلاح سبز یا با مصرف نکردن محصولات خاص بدون توجه به سیستم تولیدی میتوان مشکلات زیستمحیطی را برطرف کرد. “سرمایهداری سبز” با عنوان اینکه مشکلات زیستمحیطی فراتر از سیاست و یا مبارزه طبقاتی است، خواهان مغشوش کردن این واقعیت است که سرمایهداری درواقع عامل اصلی این وضعیت زمین است.
تمامی این واقعیتها نشانمیدهند که ما بهسرعت بهسمت فاجعه زیستمحیطی نزدیک میشویم و “سرمایهداری سبز” بهرغم تبلیغات وسیع نهتنها در جهت توقف این بحران عمل نمیکند بلکه خود در حکم بخشی از این سیستم در ایجاد و گسترش این بحران سهیم میباشد. حال باید با توجه به شناخت واقعیتهای میدانی تشخیص دهیم چه کاری در لحظه میباید انجام داد.
چه میتوان کرد؟
با توجه به اینکه امکان تغییر سیستم در کوتاهمدت وجود ندارد، برنامههائی که برای کاهش اثرات منفی سرمایهداری بر محیط زیست و مردم در این سیستم میشود انجام داد را باید مطالبه کرد. باید از دولتها خواست تمامی مالیاتی که بر کربن بسته میشود در جهت خدمات اجتماعیای مانند حملونقل عمومی، آموزش رایگان، مسکن اجتماعی، و بهداشت عمومی مصرف شود. باید با کاهش چشمگیر بودجه نظامی و استفاده از آن بودجه در جهت تولید انرژیای تجدیدپذیر مصرف انرژی فسیلی را طی برنامهای زمانبندی شده کاهش داد.
درمورد میهنمان مشخصاً باید در جهت قطع بودجههای دولتی برای حوزههای علمیه، مراکز تبلیغات اسلامی، و آستان قدس رضوی، و اختصاص آنها برای خدمات اجتماعی و بهینهسازی کیفیت آب و تصفیه فاضلاب در مراکز صنعتی و کلانشهرها عمل شود. باید در جهت تعطیلی فوری نیروگاههایی که با زغالسنگ یا مازوت کار میکنند اقدام کرد.
امر مهمتر دیگری که باید در مورد آن توضیح داد این است که مصرفگرایی و نهایتاً گسترش تولید را باید کاهش داد. باید با کاهش ساعت کار با حفظ دستمزد بر اساس نرخ تورم مانع بالا رفتن نرخ تولید شد. گسترش اقتصادی در سطح جهان و بهویژه در کشورهای ثروتمند باید کاهش یابد.
درعینحال، بسیاری از کشورهای فقیر به توسعه اقتصاد خود نیاز دارند. بنابراین، باید از اصل توسعه پایدار انسانی دفاع کرد. باید تا آنجایی تولید کرد که نیاز انسان را تأمین کند و نه بیشتر.
باید با سازماندهی جنبشی وسیع بر اساس این خواستها و توضیح اینکه فقط با تغییر سیستم اقتصادی فعلی- سرمایهداری- است که میشود از فاجعه زیستمحیطی مانع شد و برای جهانی دیگر تلاش کرد.
بنمایهها:
۱-
۲-
James Lovelock, The Revenge of Gaia (New York: Perseus, 2006), 87-105, Hansen, Storms of My Grandchildren, 198-204. On the continuing dangers of nuclear power, even in its latest incarnations, see Robert D. Furber,
۳-
James C. Warf, and Sheldon C. Plotkin, “The Future of Nuclear Power,” Monthly Review 59, no. 9 (February 2008), 38-48
***
به نقل از «به سوی آینده» شمارۀ ۶، اسفند ۱۴۰۲




