امپریالیسم ایالات متحده و چالشِ «گروه بریکس»
پنج شرکت برتر در جهان (بر اساس حجم سرمایه) بهجز شرکت نفت “آرامکو” متعلق به عربستان سعودی همگی آمریکاییاند، و از ۱۰۰ شرکت برتر در جهان نیز ۶۴ شرکت آمریکایی، ۱۳ شرکت اروپایی، و ۱۰ شرکت چینی هستند۱.
۵۴ درصد رأیها در دو مؤسسهٔ اصلی مالی یعنی “صندوق بینالمللی پول” (IMF) و “بانک جهانی” (World Bank) در اختیار ایالات متحده و متحدان غربیاش است. از نظر قدرت نظامی، هزینه جنگافزاری ایالات متحده در سال ۲۰۲۳/ ۱۴۰۲ مبلغ ۹۰۰ میلیارد دلار و اروپا و ژاپن در مجموع ۴۰۰ میلیارد دلار بود. بنابراین، اگر اکنون جنگی جهانی آغاز شود، ایالات متحده احتمالاً روی بودجهٔ نظامیای ۱٫۳۰۰ میلیارد دلاری- در قیاس با هزینه تسلیحاتی چین در این سال که ۳۰۰ میلیارد دلار و روسیه ۸۳ میلیارد دلار بود- میتواند حساب کند. این، جهانی است که بهوسیلهٔ یک قدرت و دستیارانش اداره میشود.
روندی نزولی در ایالات متحده
اگرچه ایالات متحده هنوز قدرت مسلط در جهان است، ولی قدرت اقتصادیاش درحال کاهش است. در سال ۱۹۶۰/ ۱۳۳۹، سهم این کشور از اقتصاد جهانی ۴۰ درصد بود و اکنون ۲۰ درصد است۲. پیشبینی میشود چین تا سال ۲۰۳۰ / ۱۴۰۹ بهلحاظ اقتصادی از ایالات متحده پیشی گیرد و تولید ناخالص ملیاش به ۷/۳۳ تریلیون دلار برسد. تولید ناخالص ملی ایالات متحده در این بازهٔ زمانی ۵/۳۰ تریلیون دلار پیشبینی میشود.
نظام اقتصادی ایالات متحده و دیگر کشورهای “گروه هفت” (G7) بهطرزی فزاینده انگلی است و تقریباً همهٔ مخارج شرکتهای بزرگ بهجای سرمایهگذاری تازه، صرف بازخرید سهام میشود. سه شرکت بزرگ “مدیریت دارایی”، ۲۵ درصد از کل سهام در ایالات متحده را در اختیار دارند. سیاستهای پولی “تسهیل کمیتی” بانک مرکزی (فدرال رزرو) [درواقع چاپ دلار و ریختن آن در بازار]، دیگر قدرت احیای صنایع تولیدی آمریکایی را ندارند، زیرا این صنایع بهدلیل جهانی شدن تضعیف شدهاند. درعوض، بهجای سرمایهگذاری در روشهای تولیدی پیشرفته، سرمایه بهسوی صنایع کشورهایی میرود که نیروی کار با دستمزد پایینتر دارند و نقدینگی مازادِ ایجاد شده افزایش بهای داراییها را موجب میشود. این امر بهسود صاحبان سرمایه و بهزیان طبقات فقیرتر است.
این تنبیه طبقات محروم بهمعنی کاهش امید به زندگی در آمریکاست و بیشتر در ناحیههای فقیرتر و در میان اقلیتها است. ۷۰ درصد از جوانان ۱۷ تا ۲۴ ساله، بهدلیل چاقی یا بیماری قند و بیسوادی برای خدمت سربازی مناسب نیستند. این آمار حتی پایینتر از سطح سلامتی در بریتانیای پیش از جنگ جهانی اول است۳. بهرغم دستاوردهای اخیر اتحادیههای کارگری مانند ایجاد انگیزه مثبت در تشکیل اتحادیهها، سطح دستمزدهای واقعی در دولت بایدن بیش از ۵ درصد کاهش یافتهاند. شرکتها، اغلب از قوانین قوی ضدِسندیکایی بهمنظور امتناع از مذاکره درمورد قراردادها استفاده میکنند. شغلهای بیثبات، جایگزین آمار بیکاری شده و بیشتر افراد شاغل فقیر هستند.
در سطح سیاسی، حزب دموکرات به دادگاههای ایالتی روی میآورد تا از شرکت ترامپ در مبارزههای انتخاباتی مانع شوند، مانند کارزار دموکراتها در روسیه- گیت در سال ۲۰۱۶/ ۱۳۹۵ که بااینوجود نتوانستند از پیروزی ترامپ مانع شوند. ترامپ بهتلافی، به فسادهای مالی پسر جو بایدن، هانتر، و دخالت او اشاره میکند. علاوه بر این، فرمانداران تگزاس و سایر ایالتهای جمهوریخواه، از دولت مرکزی بر سر موضوع کنترل مرزها سرپیچی میکنند. اینها همه نشان دهندهٔ امپراتوریای رو بهزوال هستند. بااینهمه، ایالات متحده راههایی برای کاستن از سرعت زوال خویش دارد. نخست، قدرت دلار بهاندازهای است که بتواند رقبایش را شکست دهد. درحالی که روند “دلارزدایی” بیشک درحال سرعت گرفتن است، حجم عظیم بازارهای سرمایه ایالات متحده سرمایهگذاران خارجی را همچنان بهدلار وابسته میسازد. تقریباً ۶۰ درصد از ذخایر کشورهای جهان بهدلار نگهداری میشوند۴.
راه دوم، استفاده از قانون کاهش تورم است که یارانهای ۳۶۹ میلیارد دلاری برای فرایندهای سبز تولیدی و تلاشی در راه بازگرداندن صنایع از دسترفتهٔ ایالات متحده دربر میگیرد که هماکنون در کنترل چین هستند. بعید مینماید که این راه بهجز در برخی بخشها بهاحیای صنایع در ایالات متحده منجر شود، زیرا اکثر تولیدکنندگان آمریکایی به قطعات [صنعتی و فنی] چینی وابسته هستند و سطح دستمزدها در ایالات متحده هم در قیاس با چین در سطحی بالاتر هستند۵، ولی باوجود این ورود سرمایهگذاری از خارج را بهویژه از آلمان که رقیب اصلی اروپایی آمریکاست کماکان موجب میشود. از سال ۲۰۲۲ / ۱۴۰۱ تا کنون تعداد ۵٫۶۰۰ شرکت آلمانی مبلغ ۶۵۰ میلیارد دلار در بازارهای ایالات متحده سرمایهگذاری کردهاند که شرکتهایی مانند زیمنس و فولکسواگن را شامل میشوند۶.
این “همجنسخواری اقتصادی” ایالات متحده با جنگ اوکراین تقویت شده است. تخریب “نورد استریم” زیر نظارت ایالات متحده ضربهای به زیرساختهای آلمان (و روسیه) بود. این تخریب همچنین هشداری آشکار به آلمان بود که رقابت صنعتیاش- با استفاده از انرژی ارزانقیمت روسیه- را قطع کند و درنتیجه آلمان با قبول آن بهخرید گاز طبیعی مایع با بهایی گران از آمریکای مجبور شد۷. بدینترتیب، تولیدکنندگان خودروهای آلمانی دیگر نمیتوانند با چینیها رقابت کنند. رشد اقتصادی آلمان صفر درصد و فرانسه بهسختی نیم درصد است. زیان آلمان و فرانسه، سود آمریکاست.
۱۵ سال پیش حجم اقتصاد اتحادیه اروپا برابر با ۹۱ درصد از اقتصاد ایالات متحده بود و هماکنون اقتصاد اتحادیه اروپا و بریتانیا ۶۵ درصد حجم اقتصاد ایالات متحده را دارند. اروپا (بیشتر فرانسه و آلمان) در تلاش هستند با اعطای یارانهها یعنی مبلغ ۷۳۳ میلیارد یورو کمکهای دولتی (از سال ۲۰۲۲ / ۱۴۰۱ تا ۲۰۲۳ /۱۴۰۲) و با زیر پا گذاشتن قوانین اتحادیه اروپا با این روند اقتصادی مقابله کنند و کشورهای ضعیفتر اتحادیه اروپا را نیز بهتبعیت از این روند وادار میکنند ولی هنوز نمیتوانند با ایالات متحده رقابت کنند. هیچیک از ۲۰ شرکت برتر فناوری جهان بهجز شرکت هلندی ASML که سازندهٔ ابزار لیتوگرافی فرابنفشی است، اروپایی نیستند.
ایالات متحده همچنین با استفاده از جنگافروزی، افزایش کمکهای اروپا به ناتو را موجب میشود. آمریکا موجب کنار گذاشتن سنت دیرینه “صلحخواهی” (پاسیفیسم) آلمان [در ارتباط با شرکت کردن در ماجراجوییهای خارج از مرزهایش] شده است و هم اکنون با استفاده از سیاست تازه “نقطهعطف”۸ آلمان بهسرعت و بهشکل بیسابقه درحال نظامی ساختن آلمان بهمنظور رویارویی با روسیه است. در مقابل، مکرون در فرانسه با اعلام “اقتصاد جنگی”، حجم مخارجش را نسبت به آلمان افزایش داده است. این دو رقیب برای تبدیل شدن به بازوی مسلط اروپایی ناتو در تلاشند و درکشدنی است که رهبران هر دو کشور عمیقاً نامحبوب باشند.
مسابقه تسلیحاتی، از نظر تاریخی، مقدمهٔ جنگ است. گرانت شاپس، وزیر کنونی دفاع بریتانیا، هشدار داده است که جهان از محیطی پس از جنگ درحال حرکت به محیطی “پیش از جنگ” است. حق با اوست! متحدان و وابستگان سرسپرده آمریکا در اتحادیه اروپا اخیراً با بسته کمکیای ۵۰ میلیارد یورویی در حمایت از سیاست ایالات متحده مبنی بر گسترش جنگ اوکراین موافقت کردند. جنگ چیزی است که ایالات متحده برای حفظ برتریاش از آن استفاده میکند.
جنگافروزی ایالات متحده
بریتانیا امپراتوریاش را به ایالات متحده، پسر عموی انگلیسی زبان خود، واگذار کرد تا بتواند از او سواری بگیرد. ولی امپراتوری آمریکا چنین وارثی ندارد و جز جنگ چارهای ندارد. زیرا با کاسته شدن از قدرتش، بر خشونتش افزوده میشود. بنابراین در اوکراین حتی اگر روسیه درنهایت به سمت رودخانه دنیپر پیشروی کند و بندر اودسا را برای ایجاد حائلی دفاعی اشغال کند، ایالات متحده درگیری را از سوی غرب اوکراین ادامه خواهد داد، سلاحها و هواپیماهایی با بردی بیشتر تحویل اوکراین خواهد داد، به درگیریها در مولداوی و گرجستان دامن خواهد زد، حملههای تروریستی علیه روسیه را افزایش خواهد داد و با تقویت ارتش کشورهای اروپایی مانند لهستان و بریتانیا، نیروهای پیاده نظام ارتشی را آماده خواهد کرد.
همانطور که ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه در ماه دسامبر/ دیماه گفت، پس از بهخدمت گرفتن اروپا و گستردن ناتو با الحاق فنلاند و بهزودی سوئد به آن، ایالات متحده اکنون کنترلی مؤثر بر تمام شمال اروپا دارد. اینها پیشرویهایی است که برای صفآرایی اروپا در مقابله با روسیه لازم هستند. طبق گفتههای رئیس سابق مرکز فرماندهی جنوبی ناتو، حتی اگر ناتو نتواند کریمه را بیدرنگ باز پس گیرد و روسیه را آنطور که میخواهد تجزیه کند، اما روسیه را اینگونه به تمرکز بر موضعی تدافعی مجبور خواهد ساخت، موضعی که روسیه در مقام قدرتی استراتژیک خنثی شود تا ناتو شرایط لازم برای جنگی بزرگتر در آینده علیه چین را فراهم کند۹. ایالات متحده در آمادگی برای برپایی این جنگ ابتدا تلاش میکند با استفاده از جنگ تجاری چین را از نظر اقتصادی تضعیف کند و با مسابقه تسلیحاتی از مدرن شدن تسلیحاتی چین جلوگیری کند. ناتو از نظر نظامی بخش اعظم نیروی دریاییاش را به آسیا-اقیانوسیه منتقل کرده است، ژاپن را مانند آلمان بهسوی نظامیگری سوق داده است و در کنار پیمان امنیتی آکوس (AUKUS) با استرالیا و بریتانیا، با کره جنوبی، تایوان، و فیلیپین نیز اتحاد ایجاد کرده است. این وضعیت، عرصهای وسیعتر از حمایت ایالات متحده از حمله اسرائیل و بمباران یمن است و بخشی از استراتژیای بهمنظور مختل کردن جریان نفت به چین است تا به تضعیف این کشور پیش از آغاز جنگی جهانی کمک کند. طبقه حاکم در ایالات متحده باوجود اختلافنظر درمورد خردمندانه بودن جنگ اوکراین، در مخالفت با چین متحد هستند. بحث اصلی پیرامون زمان آغاز کار است.
چالشهایِ رودرروی امپریالیسم
جنگهای آمریکا علیه کشورهای ضعیفتر در جنوب جهانی شکست خوردهاند: اسد در سوریه باقی ماند؛ طالبان در افغانستان حکومت میکنند؛ اکنون در دریای سرخ با شکست “عملیات نگهبان رفاه” [عملیاتی نظامی بهرهبری آمریکا بهوسیله ائتلافی چندملیتی با عضویت بیش از ۲۰ کشور که در دسامبر ۲۰۲۳ / دیماه ۱۴۰۲ تشکیل شده است. این عملیات برای حمایت از کشتیهایی است که به اسراییل در جنگ علیه فلسطینیها کمکرسانی میکنند و درپاسخ به عملیات حوثیها در مقابله با این کمکرسانیهاست] و بمباران یمن برای حفاظت از کشتیرانی، تحقیر شدنی دیگر ائتلاف آمریکایی در راه است. پایگاههای ایالات متحده در منطقه که بسیاری از آنها غیرقانونیاند، همگی آسیبپذیر هستند. بهاین معنی که آمریکا ممکن است به شدتعمل بیشتر مجبور شود و حتی ممکن است برای حفظ اعتبار توان بازدارندگیاش مستقیماً وارد جنگ با ایران شود. چنین جنگی ممکن است با پیروزی همراه نباشد.
درعینحال، قلدری اقتصادی آمریکا نیز نتایجی متناقض دارد. با تحمیل تحریمها و جنگهای تجاری بر تعداد هرچه بیشتری از کشورها و مصادره کردنهای ذخایر طلا و ارز، بیشتر سردمداران جهانی ازجمله متحدان خود ایالات متحده بهطرزی فزاینده نگران آسیبپذیر بودن پول خود هستند و در پی یافتن جایگزینی در این مورد بهسوی چین و “گروه بریکس” رو میکنند. چین که طرح کمربند و جاده آن در مقام بزرگترین وام دهنده مالی بهمنظور توسعه در سراسر جهان است، جایگزینی برای بانک جهانی شده و بزرگترین شریک تجاری دوسوم کشورهای جهان گردیده است. درهمینحال، “گروه بریکس” که بهتازگی گسترش یافته است، اکنون ۴۷ درصد از کل نفت تولید شده در سطح جهان را کنترل میکند و این امر نشان دهندهٔ پتانسیل آن است۱۰.
ایالات متحده در عرصهٔ ایدئولوژیک نیز درحال از دست دادن جایگاه خود است. نظرسنجیای جهانی که در مجله “تایم” گزارش شده است نشان میدهد افکارعمومی جهان از زمان قتلعام فلسطینیها از سوی اسرائیل تا چه اندازه به ضد ایالات متحده تغییر کرده است. برای نمونه، پیش از حمله اسرائیل به غزه، ۴۱ درصد مردم مصر دیدگاهی مثبت نسبت به آمریکا داشتند، ولی این درصدِ مردم به ۱۵ درصد کاسته شده است. این کاهش جایی برای مماشات مصر با اسرائیل باقی نمیگذارد۱۱. یافتههای موقت دیوان جهانی لاهه مبنی بر اینکه اسرائیل با حقبهجانب بودن مرتکب نسلکشی میشود از این نظر اهمیت دارد. این حکم، مشروعیت ایالات متحده، بریتانیا، و اسرائیل را در سراسر جهان تضعیف میکند. پنجاهوپنج کشور که بهطورعمده از جنوب جهانیاند از آفریقای جنوبی در شکایت بردن از اسراییل به دادگاه بینالمللی حمایت کردند. از سوی دیگر، “گروه بریکس” نه مرکزی سیاسی و نه ایدئولوژیای دارد و بیشتر کشورهای عضو آن، بهجز روسیه، خواهان حفظ روابط با غرب هستند. بااینهمه و باوجود داشتن چارچوبی سست و گوناگونی نظر اعضایش، “گروه بریکس” سازمانی است خارج از کنترل ایالات متحده و به اعضایش در مقاومت برابر باجخواهی ایالات متحده کمک میکند و در این چارچوب مبارزات ضد امپریالیستی میتوانند رشد کنند. راما فوزا، رئیسجمهور آفریقای جنوبی، “گروه بریکس” توسعه یافته را “حامی و مدافع مهم جنوب جهانی” نامید. وضعیت شکلگیری قدرت چندوجهی کنونی در جهان موجب شده است که روسیه توان نادیده گرفتن تحریمهای غرب را بیابد و همچنین زمینهای مساعد برای مبارزه رو بهرشد ضداستعماری در “ساحل صحرا” فراهم گردد. دخالت جسورانه چین در دیپلماسی خاورمیانه و میانجیگری برای توافق میان عربستان و ایران، چالشی آشکار در برابر هژمونی آمریکا در منطقه است. واقعیت سادهٔ پیوستن ایران بدنام به “گروه بریکس”، نشان دهنده تسلیمناپذیر بودن این سازمان در برابر تهدید است. حتی هند نیز که معمولاً طرفدار اسرائیل است، از تروریست خواندن حماس خودداری کرده و در ماه دسامبر / دیماه به آتش بس رأی مثبت داد. نقطه قوت اصلی “گروه بریکس” مشارکت استراتژیک روسیه و چین است. بیانیه مشترک این دو کشور که در مارس/ فروردینماه سال گذشته امضا شد همکاریای بیسابقه را نشان داد۱۲. این بیانیهٔ مشترک آشکارا سلطهطلبی، یکجانبهگرایی، و حمایتگرایی را رد کرده و از هنجارهای حقوق بینالمللی در برابر قانون شکنیهای “نظم مبتنی بر ضوابط” دفاع میکند. واضح است که این انتقادات متوجه ایالات متحده هستند.
- https://www.pwc.com/…/pwc-global-top-100-companies-2023…
- https://www.visualcapitalist.com/u-s-share-of-global…/
- https://www.jstor.org/stable/260511
4.https://www.researchgate.net/…/308264335_The_US_Dollar…
- https://www.hbs.edu/faculty/Pages/item.aspx?num=46105
- https://www.dw.com/…/is-german-industry…/a-65031130
- https://www.dw.com/…/germany-helps-fuel…/a-67632417
۸. وزیر دفاع آلمان گفت این کشور ارتش خود را بهگونهای تقویت خواهد کرد تا به “رکن بازدارندگی و دفاع جمعی در اروپا” تبدیل شود. این درحالی اعلام میشود که آلمان اولین بار در بیش از یک دهه گذشته سیاست دفاعیای تازه در فوریه ۲۰۲۲/۱۴۰۱ درپیش گرفته و در همین چهارچوب سندی ۱۹ صفحهای که “نقطه عطف” (Zeitenwende) نامیده شده، جزئیات این سیاست را شرح داده است [نقل بهاختصار از : یورونیوز فارسی.- نامه مردم].
- https://www.legrandsoir.info/generalfabio-mini-l-ukraine…
- https://thecradle.co/articles/welcome-to-the-brics-11
- https://time.com/…/morning-consult-israel-global-opinion/
- https://english.elpais.com/…/xi-and-putins-plan-for-a…#
به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۲۰۳، ۲۱ اسفند ۱۴۰۲




