پویهٔ پیدایش سندیکاهای کارگری در ایران- بخش هفدهم
“شورای متحدهٔ مرکزی” که از تجمع چهار مرکز سندیکایی شکل گرفت، در مبارزات صنفی- سندیکایی کشور ما نقش تاریخیای برجسته داشته است. بررسی این دوره نشان میدهد که چون گذشته، اینبار هم جنبش کارگری و سندیکایی ضمن حفظ استقلالعمل خود خصلت آشکار سیاسی دارد. نکته توجهبرانگیز و بااهمیت این است که در این دوره حزب [تودهٔ ایران] سیاستی اصولی را در رابطه با اتحادیهها بهاجرا درآورده است. اتحادیهها و سندیکاهای کارگری درحالی که درگیر مبارزه سیاسی همهجانبه نیز هستند و بهصورت سرشتی ارتباطی ارگانیک و سالم با حزب تودهٔ ایران- حزب طبقه کارگر ایران- دارند، اما هرگز از شکل و مضمون سندیکایشان منحرف نمیشوند و سیمای مستقلشان را از دست نمیدهند. این یکی از گرانبهاترین تجربیات تاریخی جنبش کارگری و سندیکایی ایران است.
دراین رابطه رفیق جانباخته حسین جودت در یکی از پژوهشهای با ارزش خود چنین نگاشتهاست: “اینکه حزب تودهٔ ایران توانستهبود در اتحادیههای کارگران ایران نفوذ و اعتبار فراوانی کسب کند جای تردید نیست. آگاهترین افراد طبقه کارگر و همه زحمتکشان ایران که در صفوف حزب تودهٔ ایران متشکل شده بودند، طبق اساسنامه حزب وظیفه داشتند با مراعات کامل اساسنامه اتحادیههای صنفی، دوش بهدوش همه اعضای اتحادیه، برای نیل به هدفهای اتحادیه مبارزه کنند. اعضای حزب این وظیفه را با فداکاری و ازخودگذشتگی و با نهایت دقت انجام میدادند” (بهنقل از کتاب: “اسناد و دیدگاهها- حزب تودهٔ ایران از آغاز پیدایی تا انقلاب بهمن ۵۷”، صفحه ۲۱۲، انتشارات حزب تودهٔ ایران، چاپ اول، سال ۱۳۶۰). با وحدت کامل جنبش سندیکایی زیر پرچم ” شورای متحدهٔ مرکزی” ، دستاوردهایی ارزنده برای طبقه کارگر ایران حاصل شد.
پایان بخش هفدهم- ادامه دارد.
به نقل از ضمیمۀ کارگری «نامۀ مردم»، شمارۀ ۸۳، ۶ فروردین ۱۴۰۳




