آیا جنبش صلح آلمان می تواند برای جلوگیری از فاجعه متحد شود؟
چندی پیش واژه “تاروس” که در زبان لاتین به معنای گاو نر است محور بحثها در بوندستاگ (پارلمان آلمان) بود. اما نمایندگان پارلمان درباره رخسارهای آسمانی دوازدهگانه اخترشناسی (صور فلکی) یا افسانه ژوپیتر، خدایخدایان در اسطورهشناسی رومی، خدایخدایانی که برای ربودن یک شاهزاده خانم خودش را به شمایل گاو نر درمیآورد مناظره نمیکردند.
نام آن شاهزاده “اروپا” بود، و قارهای که نام او را بر خود دارد امروز درگیر مناظرهای پیرامون موشکهای پولادین بهنام “تاروس” با وزن ۴۵۰ کیلوگرم و طول بیش از ۵ متر بود که اگر از درون خاک اوکراین شلیک شوند میتوانند به دیوارهای کرملین برسند و آنها را متلاشی کنند.
ولودیمیر زلنسکی خواهان دریافت آنها است، اما آیا خواست او باید برآورده شود؟
ژوپیتر، خدای خدایان، از “اروپا” صاحب سه پسر شد. سه پسر اروپای جدید در پایان ماه اسفند ۱۴۰۲ در نشست “پاریس-برلین-ورشو” به دیدار یکدیگر رفتند. به نظر میرسد “دونالد توسک”، رییسجمهور لهستان، رییسجمهوری که تنها چهار ماه از آغاز کارش میگذرد، برای فرستادن هر وسیلهای که بتواند به روسیه، دشمن موروثیاش، آسیب برساند و نقش لهستان را همچون پایگاه مرزی ایالات متحده در اروپای شرقی تقویت کند بیتابی میکند. با این حال، او ناچار شد با شتاب به کشورش بازگردد تا اعتراض رانندگان تراکتور را که مرزها را برای اعتراض به واردات ارزانقیمت دانههای غذایی از اوکراین بسته بودند، فروبنشاند.
“امانوئل ماکرون”، رییسجمهور فرانسه، پس از اینکه با بیپروایی از گسیل نیروهای نظامی از “اروپا” برای روی در رویی با روسیه سخن رانده بود سپس برای کاستن از شدت سخنانش گفت: “دیر یا زود، البته من خواهان چنین چیزی نیستم، و در این کار پیشقدم نخواهم شد، برای انجام عملیات نظامی در آن منطقه دست بزنیم… برای روی در رویی با نیروهای روسی… نیرومندی فرانسه در این است که ما توانایی چنین کاری را داریم.”
گویا “اولاف شولتس”، صدر اعظم آلمان، در این ارتباط، با توسک و ماکرون همراه نشد و گفت: “برای اینکه صریح و روشن گفته باشم: در مقام صدراعظم آلمان، هیچ سربازی را از ارتش آلمان به اوکراین نخواهم فرستاد!” بنابراین، “نه” به موشکهای تاروس – دستکم “نه” در این بازه زمانی! آیا این موضعگیری بهظاهر جسورانهاش نمایانگر لاپوشانی لغزش در سیاستهای کلی آلمان در اروپا است؟ اقتصاد آلمان در سال ۲۰۲۳/۱۴۰۲ رو به رکود گذاشت. برای اقتصاد آلمان رشد ناچیز ۰/۲ درصد در سال ۲۰۲۴/۱۴۰۳ پیشبینی شده است که میتواند به این معنی باشد که آلمان برای دومین بار از سال ۱۹۴۵/۱۳۲۴در رکود بهسر میبرد. دولت سه حزبی شولتس محبوبیتش را بهسرعت از دست میدهد. “سبز”ها – یکی از سه حزب- که یک سال پیش وعده “معجزه اقتصادی سبز” را داده بودند، یکی پس از دیگری به سازشهای زیستمحیطی تن دردادهاند. سازشهایی مانند: چراغ سبز نشان دادن به تجهیز اسکلههای بزرگ برای واردات گاز مایع تولید شده با روش شکستن هیدرولیکی لایههای سنگی از کشور ایالات متحده در جایگزینی گاز و نفت روسیه با گاز مایع آمریکا که به دلیل جنگ، سیاست، و آن انفجار مشکوک خط لوله بالتیک [نورد استریم] کاهش یافته است. اسکلههای جدید هم توقفگاههای اصلی مهاجرت پرندگان و هم برخی از باصفاترین استراحتگاههای ساحلی آلمان (که روزگاری مردم جمهوری دموکراتیک آلمان سرخوشانه و اغلب برهنه در این منطقه تفرج میکردند و حمام آفتاب میگرفتند) را تهدید میکنند. ستیزهای زیستمحیطی با ساخت اَبَرکارخانهٔ غولآسای تسلای “ایلان ماسک” در حومه برلین با توانایی تولید سالانه ۵۰۰ هزار خودروی الکترونیکی و پشتسر گذاشتن شرکت خودروسازی “فولکس واگن” بالا گرفته است. ساخت این کارخانه به معنای قطع ۷۴۰ هکتار جنگل حفاظت شده در اطراف برلین و خشک کردن آبخوانهای سرزمینی اطراف برلین است. اما “آقای ایلان ماسک” اکنون برای ساخت یک میلیون خودرو را به هزینهای بالغ بر ۱۷۰ هکتار نابودی بیشتر جنگل و خشک کردن تالابها و نهرها هدف قرار داده است. دهکدهای که بیشترین آسیب را خواهد دید به چنین طرحی رأی منفی داده است! و گروهی دیگر قصد دارد در برابر یورش برنامهریزی شده پلیس به آلونکها و سکوهای درختی مقاومت کند. در پایان این تصویر، آلمان با بزرگترین موج اعتصاب در سالهای اخیر روبرو بوده است که میتوان از اعتصاب مهندسان راهآهن، رانندگان اتوبوس و قطار برقی، کارکنان فرودگاه، کارگران خدمات عمومی، آموزگاران مهد کودک، حتا پزشکان نام برد. مطالبات آنان بیشتر برای دریافت دستمزد کافیای بود چندان که بتوانند با تورم و افزایش وحشتناک اجارهبها همگام باشند.
حزب “سبز”ها تلاش میکند پایگاه رو به کاهش دانشگاهرفتگان حرفهایاش را حفظ کند، حزب “سوسیالدموکرات”ها در تلاش است پشتیبانی طبقه کارگر را بازیابد، و حزب “دمکراتیکآزاد” (حزبی لیبرال و یکی از سه حزب شریک در دولت ائتلافی و ضعیفترین در بین سه شریک که به دادوستدهای کلان، به لاس زدن با نمایندگان “دموکراتهایمسیحی” در مجلس نسبت به دو شریک دیگر فعالتر و به باجگیری از دو شریک دیگر مشغول است، همگی در تلاشاند وانمود کنند که دارای آگاهی اجتماعیاند. ائتلاف دولت بیش از پیش به مسابقه کُشتیآزاد برای همه همانند میشود. اما این سه مؤتلف اما بر سر یک موضوع اصلی توافق دارند: در اوکراین جنگ باید ادامه یابد! سبزهای همیشه دلاور در همراهی با “آنالنا بربوک”، وزیر امور خارجه، وزیری که امیدوار است روسیه “ویران شود” از سوی حزب “دمکراتیک آزاد” که سخنگوی وزارت دفاع از این حزب که هم در سخنگویی، هم در ظاهر، هم در شخصیت، و حتی هم در آهنگ نامش، یعنی “ماری اگنس شتراک زیمرمان” بسیار مهیب است وزیر خارجه از عرصهٔ کلامی و پرچمداری امور خارجه به پس رانده میشود. فراخوانهای آمرانهٔ “ماری اگنس شتراک زیمرمان” مبنی بر فرستادن جنگافزار بیشتر تا پیروزی کامل بر روسیه کموبیش هر شب بینندگان تلویزیون را به هیجان میآورد. و حتا هنگامی که اکثریت نمایندگان در بوندستاگ با دادن رأی مثبت به لایحهٔ ارائه شده از سوی “دموکراتمسیحی”ها برای دادن موشک به کییف به بحث تاروس پایان دادند، “ماری اگنس شتراک زیمرمان” نظم و انضباط حزب ائتلاف را شکست و همراه با مخالفان لایحه رأی داد. بهدلیلی، من هنوز نشنیدهام کسی یادآوری کند که دوسلدورف شهری که “ماری اگنس شتراک زیمرمان” نمایندگی آن را دارد، همچنین محل استقرار “راینمتال”، تولیدکننده پیشتاز تجهیزات نظامی آلمان از سال ۱۸۸۹/۱۲۶۷ است. این کارخانه در جنگهای جهانی اول و دوم با بهکارگیری هزاران اسیر جنگی نگونبخت و کارگران اجباری تا حد مرگ به فروشی موفقیتآمیز دست یافت.
اکنون به لطف تانکهای “پانتسر” و انواع جنگافزار و افزارههای انفجاری، دوران بسیار مطلوب دوباره بازگشتهاند. آرمین پپرگر، رییس کل این شرکت در سال ۲۰۲۲/۱۴۰۱ مبلغ ۳ میلیون و ۵۸۷ هزار یورو را به جیب زد، پیشبینی خشنودکنندهای مبنی بر “افزایش رشد قوی در فروش و درآمد» را اعلام کرد.
زیادهخواهی “بوریس پیستوریوس”، وزیر دفاع هرگز فرونمینشیند. برای او ارتش فدرال هرگز به اندازه کافی قدرتمند نیست. “آلمان به ارتشی نیاز دارد که بتواند بجنگد… ارتش فدرال یک بار دیگر برای جنگ آماده شود… برپایی یک تیپ نظامی در کشور لیتوانی یکی از نشانههای به عمل درآمدن این نیاز است.”
گزارشی پیرامون دیدار رسمی افسران بلندپایه آلمان بهطورمرموز به بیرون درز کرد که طرحهای کمک به اوکراین را برای تخریب پل کریمه روسیه با بهکارگیری موشکهای تاروس را فاش میکند. بهگفتهٔ وزیر دفاع کل جو آلمان بهطرزی هولناک “آماده برای جنگ” میشود.
گزارشهای مرتبط با اوضاع غزه از مهرماه بهطورچشمگیر با خشم ناشی از حمله روسیه به اوکراین متفاوت است. این گزارشها هرگز از “حماس” بدون بهکار بردن صفت “تروریست” در جلو آن نام نمیبرند، اما تصویرهایی اندک که از غزه ویران شده را نشان میدهند مرا به یاد تلخ دیدن آن شهرهای آلمانی ویران شده پس از جنگ مانند “درسدن” میاندازند. بارها و بارها به ما نشان داده میشود که سربازان اسرائیلی دلاورانه راه خود را با شلیک گلوله باز میکنند. به چه چیزی شلیک میکنند؟ یا حفاری در بیمارستانهای ویران شده، برای چی؟
اما عکس تصویرهای دلخراش پدران گریان و کودکان کشته یا معلول شده در غزه چیزی نیست که بتوان از آن چشمپوشید. تظاهرات اعتراضی با وجود تمام تلاشها برای جلوگیری و محدود کردن یا به حاشیه راندنشان گستردهتر شد. مردم در این تظاهرات خواستهایشان را برای مذاکره و صلح، گاهی شامل جریان جنگ در اوکراین و نپذیرفتن اتحاد نظامی سوسیالدمکراتها، دمکراتهای آزاد، سبزها، دمکراتمسیحیها، و سوسیالمسیحیها را اعلام کردند.
و سپس برگزاری آن همایشهای اعتراضی عظیم علیه حزب “آلترناتیو” برای آلمان فاشیستگرا آغاز شد. این گردهماییها که پیش از این اغلب مورد آزار و اذیت یا در بهترین حالت نادیده گرفته میشدند، اکنون بهطرزی شگفتآور بسیار سازمانیافته و هماهنگ بودند، بدون تردید بخشی از حاکمیت آنان را مورد پشتیبانی قرار داد و رسانهها هم روی خوش به آنها نشان دادند. به گمان من آنان آگاهانه به منظور دستیابی به انحراف و جلوگیری از فراگیر شدن جنبش مترقی و طرفدار صلح برآمده از واکنش بسیار نامتناسب اسرائیل به رویداد ۱۵، بهرهبرداری نابجا از جنبش همگانی و مردمی ضد حزب آلترناتیو برای آلمان، همراه با فشار فزاینده برای همسان دانستن یهودستیزی با هرگونه انتقاد از سرکوب و وحشیگری شدید اسرائیل بهاجرا گذاشته شد. اگرچه در این تظاهرات نژادپرستی و فاشیستگرایی محکوم شد، اما دیگر در همراهی با نیروهای چپ نبود.
آیا اکنون مخالفتی با سیاستمداری در سطح بالا وجود دارد؟ بله، بهگونهای. یا بهتر گفته باشیم در چهار گونه گروه وجود دارد.
در ردههای سوسیالدموکراتها، در حالی که بسیاریشان ارتش فدرال را مورد ستایش قرار میدهند، برخی ممکن است سر عقل آمده باشند. یکی از آنان که بهتازگی در این مورد گام به پیش گذاشته است “رولف موتسنیش”، رئیس گروه حزب سوسیالدموکرات در بوندستاگ و یکی از مخالفان نادر نظامیگری شناخته شده بود. او در طول مناظره بر سر موشک تاروس این پرسش را در پارلمان مطرح کرد: “آیا وقت آن نرسیده است که تنها در مورد جنگ صحبت نکنیم، بلکه فکر کنیم که چگونه میتوانیم جنگ را متوقف کنیم و سپس به آن پایان دهیم؟”
او هنوز سخنان کوتاهش را با این پرسش به پایان نرسانده بود که ضد حمله آغاز شد. دو واژه زننده و بیشرمانه تکرار شد: “مماشات” و “بزدلی”. برخلاف پاپ “فرانسیس” که شهامت آن را یافت که احساسات مشابهی را بیان کند، رولف موتسنیش از داشتن پارسایی و پاکدامنیای مشابه با پاپ بیبهره است و به این سبب ناچار شد که در برابر این هجوم شرورانه از موضع خود پس بنشیند.
اولاف شولتس در گرفتن موضع مردد است. اما گاهی، برخلاف دیگر وزیران دولت، به نظر میرسد که او با دیدگاههای کسانی مانند موتسنیش همخوانی دارد: “سربازان آلمانی نباید در هیچ نقطه و در هیچ مکانی به هدفهایی که این سامانه موشکی تاروس به آنها میرسد مرتبط باشند. در خاک آلمان هم همینطور. این شفافیت لازم است. من در تعجبم که این موضوع برخیها را به خود نمیآورد و حتا به این فکر نمیکنند که آیا… این همدستی ما را به جنگ نمیکشاند.”
اما از سوی دیگر، شولتس بدون شک علم حساب را در مدرسه آموخته است. انتخابات اروپا در ماه خرداد امسال برگزار میشود، انتخابات بوندستاگ در سال آینده برگزار میشود، و انتخابات کلیدی ایالتی بین این دو در راه هستند. در نظرسنجیها حزب سوسیالدموکرات او کموبیش ۱۵ درصد رأی دهندگان را دربر میگیرد که این رقم نیمی از حریف سنتی دموکرات مسیحیاش و حتا کمتر از آلترناتیو برای آلمان را نشان میدهد. نظرها دم به دم تغییر میکند، اما ۸۰ درصد اکنون طرفدار گفتگوهای دیپلماتیک برای اوکراین و ۴۱ درصد خواهان ارسال جنگافزار کمتر به آنجا هستند.
گروه دومی که خواستار مذاکره و پایان دادن به جنگ اوکراین است شاید بسیار شگفتانگیز باشد، حزب “آلترناتیو برای آلمان” است. اگرچه “آلترناتیو برای آلمان” از دادوستدهای کلان، ناتو، نظام وظیفه و نوسازی تسلیحاتی دوبارۀ آلمان مشتاقانه پشتیبانی می کند، با این وجود خواستار گفتگو، صلح، و از سرگیری روابط تجاری عادی است. این امکان وجود دارد که حزب آلترناتیو آلمان شاید در پی افزایش محبوبیتش بهویژه در شرق آلمان باشد که در میان مردم آنجا کمترین اشتیاق برای نظامیگری وجود دارد. و سپس گروه سوم “حزب چپ” است که از همان زمان پیدایشاش همچون “حزب صلح” عمل کرده است. در واقع، در طول سالها با هرگونه استقرار سربازان یا کشتیهای آلمان در بیرون از مرزهای خود مخالفت کرده است، با پرداخت پول هنگفت به شرکت “راینمتال” و خواهران و برادران [این شرکت] در درون یا برون از کشور مخالف بوده است، با صادرات جنگافزارهای ساخت آلمان کموبیش به هر دولت سرکوبگر موجود مخالفت کرده است، با هر گونه از نظامیسازی مخالفت کرده است. در کنار مبارزه برای افزایش حداقل دستمزد، مستمری بیشتر برای سالمندان، برای مراقبت از کودکان و حقوق زنان، موضع آن سوسیالدموکراتها و سبزها را نیز حتا اگر برای جلوگیری از غلتیدن رأیدهندگانشان به سوی حزب چپ باشد وادار میکند تا موضعی بهتر بگیرند. شاید موفقیتهای حزب چپ به نقطهضعفاش منجر شد. نه تنها نمایندگانی که در سطح ملی، ایالتی یا محلی انتخاب شدند، بلکه کارکنان و دستیارانشان نیز به شغلهای خوبی دست یافتند. بیشتر وقتها، برخی تمایل داشتند وارد “دستگاه حاکم” اعتمادناپذیر در چشم رأیدهندگان ناراضی و ناامید و سپس پیوستن به آنانی که دیگر رأی نمیدهند تبدیل شوند.
موقعیت هرچه آبرومندتر آنان به علاقهمندی “حقوق هویت” منجر شد، اما اغلب به فاصله فزایندهای با کارگران نادیده گرفته شده، کمدرآمد و بسیار پُرمشغله، از جمله کارگران بدون قرارداد و بیکار، منجر شد. برخی از رهبران، به امید تصاحب پستهای کابینه دولتی با کسانی که در یک ائتلاف ملی هستند، در موضعگیریهایشان در مورد مخالفت با ناتو و اقدامها و تهدیدهای بیامان آن به سمت شرق را کمرنگ کردند. امتناع آنان حتا از تأیید ناچیز تظاهرات بزرگ صلح به رهبری “سارا واگنکنشت” در سال گذشته، برای بسیاری از اعضا آخرین تیر خلاص بود که به تشکیل یک حزب منشعب جدید (که امیدواریم موقتی باشد) به نام “اتحاد سارا واگنکنشت” منجر شد. حزب چپ هم اکنون با دردسر بزرگی روبرو است. رأیهای آن در سطح ملی به ۳ درصد کاهش یافته است، درصدی که از راهیابیاش به بوندستاگ بعدی باز خواهد ماند.
“ائتلاف سارا واگنکنشت” در زمینه گفتگوی دیپلماتیک و پرهیز از جنگ و بهطورمسلم در حمایت از حقوق و نیاز کارگران از هر گروه و حزبی دیگر متمایز است. اما بخش عمده برنامههای آن مبهم باقی مانده است و به نظر میرسد کمتر از آنچه انتظار میرفت مبارزهجو است. نظرسنجیها محبوبیت ائتلاف در سطح ملی را بین ۵ تا ۷ درصد نشان میدهد، درصدی که برای یک حزب تازهکار با ساختارهای ابتدایی دولتی بد نیست اما با توجه به محبوبیت سارا واگنکنشت که برخیها انتظار داشتند، پایینتر است. انتخابات اتحادیه اروپا در ماه خرداد و انتخابات ایالتی در ماه شهریور نشان خواهند داد که اکنون این دو رقیب در میان نیروی چپِ پراکنده چه دستاوردی خواهد داشت. آنچه بهشدت مورد نیاز است یکپارچگی جدید بین همه آنهایی است که خواهان پایان دادن به کشتار و گرسنگی مردم در اوکراین، روسیه، فلسطین، و برپایی جنبش صلحی پویا مانند آنچه علیه جنگ ویتنام یا استقرار موشکهای آلمان غربی در سالهای دهه ۱۹۸۰/۱۳۶۰ انجام گرفت صرفنظر از داشتن عضویت در حزبی یا وابستگی به فردی. چنین حرکتی بهشدت ضروری است. زمان زیادی باقی نمانده است. آیا می توان ژوپیتر را بهسود اروپا و جهان از تخت پادشاهی به زیر کشید؟
ویکتور گروسمن، نویسنده و محقق چپ و ترقیخواه آلمان
به نقل از روزنامه انگلیسی ”مورنینگ استار“، ۲۶ مارس ۲۰۲۴
به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۲۰۵، ۲۰ فروردین ۱۴۰۳




