مسایل بین‌المللی

جنبش جهانی برای اخذ مالیات از میلیاردرها

نوشته: دیوید ماسکروپ، نشریه “ژاکوبن”،  ۸ مارس ۲۰۲۴/ ۱۸ اسفندماه ۱۴۰۲

                                                                                                                                      

با وجود نارضایتی شدید میلیاردرها، جنبش جهانی برای گرفتن مالیات از آنان رو به‌افزایش است. اگرچه مالیات بر ثروت را نباید نوش‌دارویی برای حل مشکلات ویرانگر ناشی از سرمایه‌داری دانست، ولی نفرت ثروتمندان از آن دلیلی محکم برای پیگیری بیشتر این موضوع می‌تواند باشد. در سال ۲۰۲۳/ ۱۴۰۲ مجموع دارایی میلیاردرهای جهان ۷/۱۲ تریلیون دلار بود. برای درک بهتر ابعاد این عدد می‌توان آن را حدود نیمی از تولید ناخالص ملی ایالات متحده در سال ۲۰۲۳/ ۱۴۰۲ دانست که معادل ۴/۲۳ تریلیون دلار می‌باشد. همان‌طور که گزارش سازمان خیریه آکسفام نشان می‌دهد، از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲/۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱ یک درصد از ثروتمندان جهان ثروتی تقریباً دو برابر دارایی دیگر ساکنان کره زمین را به‌دست آوردند. این سازمان خیریه همچنین گزارش کرده است که به‌طورمتوسط، نرخ مالیات پرداختی از سوی میلیاردرها از نرخ مالیات پرداختی کارگرانی که ثروت آنان را تولید می‌کنند پایین‌تر است.

دارایی اَبَرثروتمندان تضادی چشمگیر با دارایی مردمی دارد که در سراسر جهان برای تأمین معاش روزانه‌شان در تلاش هستند. کاهش قدرت خرید و تنگدستی عمومی مردم را در سراشیبی قرار داده که بقای حیات را برای آنان به مبارزه‌ای طاقت‌فرسا تبدیل کرده است. این وضعیت در ایالات متحده و کانادا که بحران مسکن و قیمت بالای کالاهای اساسی گذران زندگی روزمره را به‌چالشی جدی تبدیل کرده به‌وضوح مشاهده‌شدنی است. نرخ بهره همچنان بالاست و سایه رکود اقتصادی بر سر کارگران سنگینی می‌کند.

 

مالیات جهانی بر ثروت میلیاردرها

در مقابله با افزایش ثروت هنگفت و نامتعارف ثروتمندان رده بالا، برزیل پیشتاز کارزاری شده است به‌منظور بستن مالیات بر ثروت میلیاردرها در سطح جهان. همان‌گونه که روزنامه نیویورک تایمز گزارش داده است، این کشور که درحال حاضر ریاست دوره‌ای “گروه بیست” (G20) را برعهده دارد “با اشتیاق تمام این پرچم پیشتازی را به‌دست گرفته است”. درواقع، برزیل به‌رهبری لولا داسیلوا، مدت هاست که مسئله مالیات بر ثروتمندان را پیگیری می‌کند و با وضع مالیات بر سرمایه‌گذاری‌های خارجی ثروتمندان رده بالای داخلی، به موفقیت‌هایی دست یافته است. اکنون، برزیل خواستار توافق جهانی برای وضع این مالیات در سطح جهان است. این اقدام توانایی ثروتمند‌ترین افراد کره زمین را برای پنهان کردن ثروت‌شان در بهشت‌های مالیاتی و فرار از تعهدات مالیاتی‌شان محدود خواهد کرد. به‌دلیل وجود بهشت‌های مالیاتی مجاز و غیرمجاز که ثروتمندان رده بالا برای فرار مالیاتی و نپرداختن سهم عادلانه مالیات خود از آن‌ها استفاده می‌کنند، سالانه میلیاردها دلار درآمد از دست می‌رود.

بر اساس گزارش “فرارهای مالیاتی جهان در سال ۲۰۲۴ / ۱۴۰۳”  از سوی مرکز بررسی مالیات‌ها در اتحادیه اروپا، ثروت‌های پنهان خارج از کشورهای عضو این اتحادیه در سال ۲۰۲۲ / ۱۴۰۱ معادل ۱۲ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان بوده است. اشتراک‌گذاری اطلاعات بانکی موجب کاهش این عدد شد که پیش از این تغییرات تقریباً ۱۰ درصد از تولید ناخالص داخلی بود و اکنون به کمی بیش از ۳ درصد رسیده است. با این همه، ثروتمندترین افراد جهان همچنان مالیاتی بسیار کم یا هیچ مالیاتی بابت دارایی‌های هنگفت‌شان پرداخت نمی‌کنند.

مرکز بررسی مالیات‌ها در اتحادیه اروپا وضع مالیات حداقلی‌ای ۲ درصدی بر ثروت جهانی میلیاردرها را خواستار شده است. به‌تخمین این گروه، چنین اقدامی نزدیک به ۲۵۰ میلیارد دلار (کمابیش برابر با تولید ناخالص ملی کشور پرتغال) را از کم‌تر از سه هزار نفر ثروتمند می‌تواند دریافت کند. این گزارش همچنین می‌افزاید: “تقویت یک نرخ حداقل برای مالیات جهانی بر شرکت‌های چندملیتی و بستن راه‌های فرار مالیاتی، سالانه ۲۵۰ میلیارد دلار دیگر درآمد ایجاد خواهد کرد.” این گزارش خاطرنشان می‌کند که مجموع وجوه حاصل از این دو اقدام، معادل مبلغ مورد نیاز کشورهای درحال‌توسعه به‌منظور مدیریت اثرهای تخریبی تغییرات اقلیمی (به‌جا مانده از اقدام‌های گذشته و حال کشورهای ثروتمند) است

اگرچه نوش‌دارویی نیست، اما از سیلی خوردن از آنان بهتر است

فرانسه نیز از این ایده حمایت می‌کند و اروپا را برای پیوستن به این پشتیبانی در فشار قرار می‌دهد. بهار گذشته دولت بایدن وضع نرخ مالیاتی‌ای حداقلی بر درآمد میلیاردرها را پیشنهاد کرد که “تضمین می‌کند ثروتمندترین افراد آمریکایی‌ حداقل ۲۰ درصد مالیات بر کل درآمدشان ازجمله افزایش ارزش محصولات‌شان که هنوز به‌فروش نرفته است را پرداخت کنند.” کاخ سفید بر این نکته تأکید کرد که مردم باید این نکته را درک کنند که هدف از این طرح، تنبیه ثروتمندان رده بالا به‌خاطر “موفقیت‌ها”یشان نیست، بلکه به‌این خاطر است که “تضمین شود ثروتمندترین آمریکایی‌ها از این پس نرخ پرداخت مالیاتی‌ای کم‌تر نسبت به معلمان و آتش‌نشانان نداشته باشند.”

اَبَرثروتمندان، همان‌طور که انتظار می‌رفت، به پیشنهاد بایدن واکنش نشان دادند. آنان این پیشنهاد را محکوم کردند، به‌تمسخر گرفتند، و اعلام کردند که ناشدنی است. حداقل می‌توان گفت که بایدن برای تصویب این پیشنهاد و محافظت از آن در برابر چالشی اجتناب‌ناپذیر در دیوان‌عالیِ زیر سلطه جمهوری‌خواهان مبارزه‌ای سخت درپیش خواهد داشت.

مالیات بر ثروت نوش‌دارو نیست. این مالیات از بین رفتن این نظام که موجب به‌وجود آمدن میلیاردرها و دشوار کردن تأمین معیشت کارگران است را سبب نخواهد شد. مالیات بر ثروت برای تأمین مالی آرمان‌شهری سوسیالیستی یا حتی ایجاد استانداردی جهانی برای دولت‌های رفاه‌گستر کافی نیست. افزون بر این، هر نظام جهانی‌ای که خواستار گرفتن حداقل مالیات از اَبَرثروتمندان باشد باید بسیار قوی و کارآمد باشد. اَبَرثروتمندان در پنهان کردن ثروت و کم کردن بار مالیاتی‌شان از هر راهی مهارت دارند. “اسناد پاناما” این موضوع را قویاً تأیید می‌کنند اگرچه هیچ‌گونه تردیدی در این امر نبود. مالیاتی ۲ درصدی قطعاً ناچیز به‌نظر می‌رسد. البته، در جهان آرمانی‌ای با حداقل عدالت، این مقدار کوچک بی‌اهمیت خواهد بود، زیرا در آن جهان اساساً نیازی به مالیات نخواهد بود. چون دیگر طبقه‌ای از میلیاردرها و انباشت‌کنندگان ثروت وجود نخواهد داشت، طبقه‌ای که هنگامی که اکثر مردم برای تأمین معیشت، ابراز مطالبات، و شنیده شدن‌شان در عرصه عمومی تلاش می‌کنند، از سرمایه و قدرتی که امور را به‌سود میلیاردرها شکل می‌دهد استفاده کنند. ولی رسیدن به آن جهان پروژه‌ای بلندمدت است. در وضعیت کنونی گرفتن این مالیات تنها فرصتی کوچک برای دستیابی به موفقیتی اجتماعی می‌باشد.

با وجود محدودیت‌ها در بستن مالیاتی جهانی بر ثروت محاسنی وجود دارد که این اقدام را ارزشمند می‌کند. نخست، استخراج صدها میلیارد دلار به‌این معنی است که دولت‌ها برای مقابله با تغییرات آب‌وهوایی، تأمین مالی برنامه‌های اجتماعی، بنا کردن زیرساخت‌ها، و جز این‌ها، پول بیشتری دارند. پول بیشتر برای اقدام‌های مهم اجتماعی به‌معنی پول بیشتر برای امور پسندیده و ضروری است.

 

نوک پیکانِ مالیات بر ثروتمندان

وضع مالیات بر ثروت میلیاردرها در سطح جهان زمینه‌ساز اقدام‌هایی دیگر نیز خواهد شد که هدف‌شان برطرف کردن نابسامانی‌های مالی و قدرت در داخل کشورها و عرصه جهانی است. حداقل نرخ مالیات تعیین شده از سوی “سازمان همکاری و توسعه اقتصادی” (OECD) برای شرکت‌های چندملیتی که برابر با ۱۵ درصد برای غول‌های اقتصادی می‌باشد و به‌تصویب ۱۴۰ کشور رسیده است نمونه‌ای از چگونگیِ کارکردِ چنین روندی است و اثبات کننده این اندیشه می‌باشد که از وضع مالیات بر ثروت میلیاردرها در سطح جهانی هم استقبال خواهد شد و هم اجراشدنی است هرچند برای رسیدن به آن مستلزم مبارزه‌ای دشوار در پیش است.

وضع موفقیت‌‌آمیز مالیات بر ثروت میلیاردرها نشان‌دهنده‌ تغییری ناچیز اما توجه‌برانگیز در موازنه قدرت خواهد بود و تأکیدی بر این نکته نیز خواهد بود که بیشتر مردم (و دولت‌هایی که به‌ظاهر نماینده‌ مردم هستند) همچنان ‌می‌توانند بر اندک قدرتمندانی که تأثیری نامعقول بر مسائل اجتماعی، سیاسی، و اقتصادی در داخل و خارج از کشور اعمال می‌کنند تا اندازه‌ای نظارت داشته باشند.

تغییر دادن موازنه قدرت و واداشتن اَبَرثروتمندان به پرداخت سهم‌ مالیات‌شان، همانند تعریف ماکس وبر، جامعه‌شناس، از سیاست  است که “رخنه کردن با حوصله و قدرتمند در موانع سخت” که نیازمند “شور و درعین‌حال دوراندیشی” می‌باشد. برقراری حداقل مالیات بر ثروت میلیاردرها در سراسر جهان نشان دهنده رخنه کردن در مانعی سخت است، حتی اگر به آن سوی مانع نرسیم.

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۲۰۵، ۲۰ فروردین ۱۴۰۳

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا