مسایل بین‌المللی

آیا «هوش مصنوعی» یک تهدید است یا یک نوید؟

پژوهشگران کتابخانه یادبود مارکس استدلال می‌کنند کارایی هوش مصنوعی به این بستگی دارد که چه کسی و برای چه هدفی آن را کنترل می‌کند.

 

بحث‌های رایج بیشتر پیرامون پیامدهای هوش مصنوعی از منظر آرمان‌شهری یا ویران‌شهری دور می‌زند. آیا هوش مصنوعی به بهشت پساسرمایه‌داری، شاید “کمونیسم پُرنعمت یکسر خودکار” یا به یک “فئودالیسم فنا‌ورانه” جهنمی منجر خواهد شد؟ پاسخ البته چه بسا نه این است و نه آن ( بله، سرمایه‌داری می‌تواند بدتر هم شود!).

حال آنکه، روند گفتمان‌ها و مناظره‌های سیاست‌گذاری بر آموزش و پرورش، بازآموزی مهارت‌ها، نیاز به رقابتی ماندن با از میان برداشتن راه‌بندهای پذیرش هوش مصنوعی، و توصیه‌های مبهم‌تر که “ما” باید مطمئن شویم ظرفیت‌های فایده‌رسانی آن محقق شوند (گاهی اوقات یک گزاره “و با دیگران در اشتراک گذاشته شده” هم افزوده می‌شود).

نشست هوش مصنوعی بس پُرهیاهوی تبلیغاتی ریشی سوناک، نخست وزیر بریتانیا، در آبان ماه ۱۴۰۲ در بلچلی پارک (که زمانی خانه مخفی کارمندان رمزشکن در جنگ جهانی دوم بود) گپ خودمانی بین نمایندگان ۲۸ کشور و شرکت‌های بزرگ فناوری جهان، با حضور بسیار چشم‌گیر ایلان ماسک، مدیر عامل “اسپیس ایکس” بود. گزارش کار جز بیانیه‌ای مشترک و مبهم مبنی بر هشدار درباره خطرهای ممکن از سوی نمونه‌های “پیشتاز” هوش مصنوعی و فراخوان برای “گفت‌وگوی جهانی شمول‌گر” و همچنین تفاهم‌نامه‌ای (داوطلبانه) در مورد آزمایش‌های ایمنی، نکته دیگری در خود نداشت.

اما باید یادآوری کرد که فناوری خودگردان نیست. فناوری در نظام سرمایه‌داری برای سودآوری یا کنترل، و در  اغلب مواقع  هر دو، به‌کار گرفته می‌شود. در محاسبه‌های یارانه‌ای، مانند تاریخ فناوری به‌طورکلی، جایگزینی، عادی‌سازی، و سامان‌دهی نیروی کار انسانی در جستجوی سود، رانش‌گر اصلی نوآوری بوده است. مارکس و انگلس در “مانیفست کمونیست” بر پویایی فناوری در سرمایه‌داری تأکید کردند. آنان نوشتند “دگرگون کردن انقلابی مستمر ابزارهای تولید”، به تغییراتی در ماهیت تولید می‌انجامد و همه چیز را بی‌ثبات می‌کند. مارکس در دست‌نوشته‌هایش که در آماده‌سازی برای آنچه کمک او به کتاب “نقد اقتصاد سیاسی” (منتشر شده در ۱۸۵۹/۱۲۳۸) و کتاب “سرمایه” (۱۸۶۷/۱۲۴۶) می‌شود، این نکته پیش‌گویانه را بیان می‌کند که در سرمایه‌داری، فناوری به اوج خود می‌رسد:  “سامانهٔ خودکار ماشین‌آلات… که به‌یاری ابزاری خودکار به‌حرکت درمی‌آید، نیرویی رانش‌گر است که این ابزار خودکار را که از اندام‌های ماشینی و عقلانی بی‌شماری تشکیل شده است، به‌حرکت درمی‌آورد، و کارگران  تنها در نقش اتصال هوشیارانه این اندام‌ها عمل می‌کنند.” البته مارکس هرگز با کامپیوتر روبرو نشد، اما از کار پیشگامانه و تأثیرگذار “چارلز بابیج” اطلاع داشت که همراه با  “آدا لاولیس” (که می‌توان او را نخستین “برنامه‌نویس کامپیوتر یا رایانه” دانست) ماشین تفاضلی (ماشین حساب‌گر جدول‌های مکانیکی) و موتور تحلیلی که در اساس نخستین رایانه دیجیتالی شمرده می‌شود و نخستین نسخه کامل آن در سال ۲۰۰۲ / ۱۳۸۱ تکمیل شد (در موزه دانش لندن به‌نمایش گذاشته شده است) را اختراع کرد. آن دو اصول رمزگذاری داده‌ها در ماشین بافندگی ژاکارد را (که از کارت سوراخ شده برای فرمان پیاده کردن الگوهای پیچیده روی پارچه‌های بافته شده استفاده می‌کرد) تا خودکارسازی کارهای فکری بسط دادند.

مارکس بیشتر در مورد ماشین‌های فیزیکی در کارخانه‌ها (البته با اندکی یاری از “دست‌ها”) و آن کالاهایی که پیش از آن با “دست”، به‌معنای واقعی و اغلب در کارگاه‌های خانگی تولید می‌شدند می‌نوشت. اما واکاوی او به‌همان اندازه در مورد پردازش اطلاعات صدق می‌کند.

همان‌طور که رئیس پیشین بانک انگلستان، مارک کارنی، اظهار داشت: “اگر سیستم‌های عامل را جایگزین کارخانه‌های بافندگی، یادگیری ماشین را جایگزین موتورهای بخار، و توییتر را جایگزین دورنگاری (تلگراف) کنید، مو به مو همان پویش‌مندی را خواهید داشت که ۱۵۰ سال پیش، هنگامی که کارل مارکس به نگارش مانیفست کمونیست در اتاق مطالعه کتابخانه‌های بریتانیا دست زد.”

مارک کارنی البته مارکسیست نیست، اما او و دیگران چیزهایی را از آنچه مارکس و انگلس دربارهٔ خودکارسازی و تضادهایی که در درون نظام سرمایه‌داری نمایان می‌شود به‌روشنی درمی‌یابند.

افزایش در سرعت پردازش داده‌ها در یارانه‌های کنونی به پیدایش چیزی منجر شده است که به‌نام “یادگیری ژرف ماشین” شناخته می‌شود. این پدیده “بر اساس شبکه‌های بزرگی از نورون‌‌ها یا یاخته‌های عصبی مصنوعی که برای تقلید و الگوبرداری از ابتدایی‌ترین کارکردهای هوش عصبی زیست‌شناختیک طراحی شده است” که در آن از داده‌های خام ساختار نمادین یا بازنمایی برتر فرا گرفته می‌شود. نمونه‌ها از سامانه‌های تشخیص چهره و شبکه عصبی مصنوعی “دیپ‌مایند” در سیستم عامل گوگل که می‌تواند بازی‌های ویدیویی را فقط بر اساس شمار پیکسل‌ها (کوچک‌ترین نقطه‌های تشکیل دهنده تصویر) روی  صفحه رایانه “یاد بگیرند” تا “داده‌های کلان” در خدمات درمانی و بهداشتی، و بازرگانی خودکار با کاربرد بالا را شامل می‌شود. سامانه‌ای که این روزها بسیار درباره آن سخن گفته می‌شود “چت‌جی‌پی‌تی” است، یک “ربات چت” (یک عامل نرم‌افزاری است که برای شبیه‌سازی یک مکالمه هوشمند با یک یا چند کاربر انسانی از طریق صدا یا متن طراحی شده ‌است که از سوی “اوپن ای‌آی” (یک نهاد پژوهشی هوش مصنوعی) در سال ۲۰۲۲/۱۴۰۱ راه اندازی شده است. چت‌جی‌پی‌تی (مخفف مکالمه تبدیل کنندهٔ از پیش آموزش دیده تولیدگر) با کاربران به‌صورت گفت‌وشنودی از راه مکالمه برهم‌کنش دارد که به پرسش‌ها پاسخ می‌دهد، به خطاهایش اعتراف می‌کند، پیش‌فرض‌های نادرست را به‌چالش می‌کشد و درخواست‌های ناشایست را رد می‌کند. چت‌جی‌پی‌تی و رقیب آن، گوگل بارد، شاید پیشرفته‌ترین ماشین‌های هوش مصنوعی‌اند که تا به امروز توانسته‌اند از پس “آزمون تورینگ” ( روشی برای سنجش میزان هوشمندی ماشین‌های هوشمند) برآیند. واکنش خودکاری که (به‌سادگی) نمی‌توان از واکنش یک انسان تمیز داد.

پدیده هوش مصنوعی به یک “تیلوریسم دیجیتال” (بهبود بهره‌وری با تکیه به ارتقای مدیریت علمی) جدید کسل‌کننده و خشک دامن زده است – “مدیریت علمی”‌ای که اکنون در کل زنجیره تأمین، از تولید تا مصرف عمل می‌کند و بر رفتار و کردار همه اثر می‌گذارد.

همان‌طور که مارکس اصرار داشت، هیچ‌چیز در مورد کاربست فناوری و یا پیامدهای “گزیرناپذیر” وجود ندارد. هرچیز شامل گزینه هم است و هر جا که گزینه وجود دارد، جایگزین هم وجود دارد. البته در تمام این موردها، مفهوم انقلاب صنعتی چهارم، واژهٔ “انقلاب” را از معنای بنیادی مارکسیستی‌اش که انتقال قدرت دولتی از طبقه‌ای به طبقه دیگر است دور می‌کند.

از این منظر، مارکس فناوری در درون سرمایه‌داری را نه تنها وسیله‌ای برای افزودن سود، بلکه همچنین برای داشتن کنترل بر کارگران و جابه‌جایی کارگران، و به‌این ترتیب کنترل مستقیم فرایند کار می‌دید. مارکس اعلام کرد: “ماشین‌‌آلات تنها در نقش رقیبی برتر نسبت به کارگر عمل نمی‌کنند، بلکه همیشه در راستای بیهوده‌سازی کارگران تلاش می‌کنند. این قدرتی است که با او دشمنی می‌ورزد و سرمایه این واقعیت را با صدای بلند و هدفمند اعلام می‌کند و از آن بهره‌برداری نیز می‌کند.”

کاربردهای امروز روبات‌ها از صنعت جوشکاری و صندوق‌های خودپرداز فروشگاه‌ها و سفارش‌های آنلاین گرفته تا روزنامه‌نگاری، حساب‌داری و خدمات مالی به‌کار گرفته می‌شوند. از دیدگاه مارکس، فناوری “زورمندترین سلاح برای سرکوب اعتصابات، شورش‌های دوره‌ای طبقه کارگر علیه استبداد سرمایه به‌شمار می‌رفت.”امروز، فناوری برای کنترل مصرف‌کننده از کارت‌های اعتباری تا تبلیغ پیش‌بینی شده بر اساس عادت‌های خرید پیشین هم به‌کار گرفته می‌شود. و در همان حال در راستای پیشبرد برنامه‌ای فراگیر برای کنترل جامعه به‌خدمت گرفته می‌شود. واقعیت این است که در توسعه و گسترش هوش مصنوعی، کاربست فناوری‌های جدید در بخش ساخت افزارهای نظارت و پایش، سرکوب و جنگ در اولویت قرار دارند.

برخی از مناظره‌های کنونی پیرامون دستاوردهای جدید هوش مصنوعی به برجسته کردن تضادهای بین آنچه هوش مصنوعی هست و آنچه می‌تواند باشد پرداخته‌اند. مارکس استدلال ‌کرد که در سوسیالیسم، فناوری “به‌سود و رفاه زحمتکشان رهایی‌یافته عمل و آن را تصریح خواهد کرد.”

انسان‌ها، آنگاه که از بند شرایط کار جان‌فرسا و تضعیف‌کننده روح در نظام سرمایه‌داری آزاد شوند، به‌شیوه‌هایی نو از اندیشه اجتماعی و همیاری بیرون از شرایط کار دستمزدی که بیشتر تعامل ما را در نظام سرمایه‌داری شکل می‌دهد دست خواهند یافت. اکنون این پرسش‌ها هرچه بیشتر مطرح می‌شوند: با توجه به توانایی نهفته بسیار زیاد در هوش مصنوعی برای جایگزینی کارهای خسته‌کننده، تکراری و خطرناک، و برای سهولت دسترسی بیشتر به کارهای تخصصی فکری و بدنی گذشته، چرا زمان آسودگی و آزاد زحمتکشان افزایش نیافته و مرزهای بین آن و “کار” هنوز مانند همیشه برجسته و عیان است؟ چرا با وجود افزایش چشمگیر بهره‌وری، سن بازنشستگی افزایش یافته است؟ چرا نابرابری و فقر در حال افزایش است؟ چرا توانمندی رهایی‌بخش فناوری اطلاعات با واقعیت نظارت مخفی و جمع‌آوری داده‌ها برای سودورزی از سوی گوگل، فیس‌بوک، و موردهای مشابه در تضاد است و چرا ما را با یک دورنمای تاریک و نادلخواه  ویران‌شهری تهدید می‌کند؟

البته دلیل آن این است که توسعه هوش مصنوعی کم‌وبیش در اختیار سرمایه است. همان‌طور که سرمقاله اخیر در روزنامه “مورنینگ استار” اعلام کرد، رسوایی جاری اداره پست/فوجیتسو/هورایزن (نمونه‌ای دیگر از مشکلات بزرگ‌تر هوش مصنوعی) “ترس و وحشت حاکمیت طبقاتی را خلاصه می‌کند.” امروز تهدید واقعی هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی، تثبیت قدرت شرکت‌های سوداگر است. چنانکه در بخش دوم این سمینار استدلال خواهد شد، چالش پیشِ‌رو برای نیروهای پیشرو تدوین راهبردهایی مناسب برای رودررویی با این تهدید است.

 

به نقل از نشریه مورنینگ استار

توضیح: این مطلب بخش اول از مقاله ای تشکیل شده از دو قسمت است.  بخش دوم این مقاله در شماره بعد نامه مردم منتشر خواهد شد.

به نقل از ضمیمۀ کارگری «نامۀ مردم»، شمارۀ ۸۵، ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا