مسایل بین‌المللی

جنگ در سودان، یک سال گذشت

نوشتهٔ رفیق فتحی الفضل

جنگ ویرانگر سودان در آستانه نخستین سالگردش بی‌وقفه ادامه دارد و هیچ چشم‌اندازی از پایان فوری جنگ مشاهده نمی‌شود. با گذشت هر روز رنج و مصیبت ناشی از درگیری‌هایی که مدتی است مردم سودان را به‌ستوه آورده است شدیدتر می‌شود. در واقع، در هفته‌های اخیر اوج‌گیری خشونت‌ها را شاهد بوده‌ایم که مشخصه آن دریافت کردن تجهیزات جنگی بیشتر و جنگ‌افزارهای پیشرفته‌تر هر دو طرف از سوی متحدان‌شان بوده است.

گروه نظامی عبدالفتاح بُرهان در رأس “نیروهای مسلح سودان” زرادخانه‌اش را با پهپادهای پیشرفته رژیم جمهوری اسلامی ایران، همراه با تانک و توپخانه و هلیکوپترهای جدید عرضه شده از سوی ترکیه تقویت کرده است. نیروهای ویژه اوکراین نیز فعالانه از “نیروهای مسلح سودان” در درگیری‌هایش بر ضد “نیروهای پشتیبانی سریع” حمایت می‌کنند. “نیروهای پشتیبانی سریع” از سوی گروه نظامی خصوصی واگنر وابسته به روسیه حمایت می‌شود.

در همین حال، شبه‌نظامیان “نیروهای پشتیبانی سریع” همچنان از طریق چاد و جمهوری آفریقای مرکزی حمایت نظامی‌ای چشمگیر از امارات متحده عربی دریافت می‌کنند.  صف‌های این گروه با جذب نیرو از مالی، نیجر، و شبه‌نظامیان وفادار به ژنرال خلیفه حفتر (فرمانده جنگ لیبی) گسترش بسیار یافته است. این مداخله نظامی آشکار خارجی به‌طورخطرناکی به درگیری شدیدتر دامن می‌زند و آن را به جنگی نیابتی بین منافع خارجی رقیب- بدون درنظر گرفتن خواست‌های مردم سودان- تبدیل می‌کند.

پیامدهای این جنگ فاجعه‌بار به سطحی هشداردهنده‌ رسیده است. به‌گفته آژانس‌های سازمان ملل، تا بهمن ۱۴۰۲، بین ۱۳ هزار تا ۱۵ هزار تن از مردم سودان در این درگیری‌ها جان خود را از دست داده‌اند (جدا از ده‌ها هزار نفری که به‌شکلی وحشیانه‌ در استان الجزیره به‌قتل رسیده‌اند). شمار مجروحان از فروردین ۱۴۰۲ نزدیک به ۱۰۰ هزار نفر رسیده است. آماری در مورد آنانی که به سبب بیماری‌هایی مانند وبا جان خود را از دست داده‌اند وجود ندارد.

افزون بر این، تا کنون بیش از ۷۰ درصد از بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها در جنگ ویران شده‌اند و این ویرانی‌ها چرخه مراقبت‌های بهداشتی آسیب‌دیده را که ناتوان‌تر کرده است. نکته مهم دیگر اینکه، پزشکان و کارکنان بهداشت با بدرفتاری شدید، با بازداشت، و ضرب و شتم مواجه شده‌ و برخی‌شان ناگزیر به فرار شده‌اند تا جان خود را از دست ندهند. بسیار ضروری است بدانیم که اکنون گرسنگی‌ای گسترده‌ منطقه‌های درگیری را فراگرفته است و با توجه به وضعیت جنگی موجود کسانی که در روز به یک وعده غذا دسترسی دارند، خوش ‌اقبال به‌شمار می‌روند. بیش از ۵/۹ میلیون نفر آواره شده‌اند و به کشورهای همسایه- جاهایی که خود آن جاها هم وضعیتی نامطلوب و ناامن دارند- روی آورده و یا در منطقه‌های مرزی سودان در جستجوی گریزگاه هستند.

شعبه سازمان صلیب سرخ سودان گزارش داد که بیش از ۴ هزار زن جوان قربانی جنایت‌های جنسی خشونت‌آمیز شده‌اند و تنها در خارطوم، پایتخت سودان، بیش از ۱۷۰ مورد از زنان جوان به‌دست شبه‌نظامیان “نیروهای پشتیبانی سریع” به‌عنوان برده جنسی به‌اسارت درآمده‌اند.

پیامدهای اقتصادی ناشی از سرقت‌های خشونت‌آمیز، ویرانی کارخانه‌ها و مصادره اموال نزدیک به ۷ میلیارد دلار برآورد می‌شود. آمارهای موجود نشان می‌دهند که مسئول اکثر جنایت‌ها، به‌ویژه کشتارهای دسته‌جمعی و خشونت‌های جنسی متوجه شبه‌نظامیان “نیروهای پشتیبانی سریع” هستند. با این حال، این امر ارتش منظم “نیروهای مسلح سودان” و شبه‌نظامیان متحد وابسته به هواداران “اخوان‌المسلمین” را در سهم چشمگیرشان در این جنایت‌ها به‌هیچ‌وجه تبرئه نمی‌کند. این جنایت‌ها که روی دادن‌شان از سوی آژانس‌های سازمان ملل متحد و سازمان‌های مختلف حقوق بشری تأیید و ثبت شده‌اند، اقدام‌های رده‌بندی شده با عنوان “جنایت علیه بشریت”، جنایت‌های جنگی، و نسل‌کُشی را دربر می‌گیرد.

با توجه به شرایط یاد شده در بالا، پیش‌نگری آتش‌بسی سریع یا حتا کاهش درگیری‌ها در بازهٔ زمانی‌ای کوتاه در آینده‌ای نزدیک دشوار است. این وضعیت به‌دلیل تردید یا ناتوانی آشکار جامعه بین‌المللی، مانند سازمان ملل، اتحادیه اروپا، و اتحادیه آفریقا در اقدام به میانجی‌گری و برقرار کردن  آتش‌بس بیش از پیش ناامیدکننده می‌شود. یادآوری این نکته ضروری است که نیروهای منطقه‌ای و بین‌المللی در ابتدا به حمایت از انقلاب مردمی دسامبر/دی ماه  ۲۰۱۸/۱۳۹۷ در سودان تمایلی نداشتند. در عوض، ابتدا کوشیدند نقشه راه تدوین شده از سوی اتحادیه آفریقا را پیاده کنند، نقشه‌ای که به برخی از جریان‌های باقی‌مانده از رژیم سرنگون‌شده عُمرالبشیر حق مشارکت در بازسازی و حق رأی در ساختار جدید می‌دهد و همچنین پیشنهاد می‌کند گروه‌های سیاسی دست‌راستی‌ای بدنام در تقسیم‌بندی‌های قدرت دولتی گنجانده شوند. با این حال، توده‌های سودانی با رد این طرح‌های نادرست همه را شگفت‌زده کرد و باعث شد این نقشه‌ها اصلاح شوند. افزون بر این، دو طرف درگیری در پافشاری به ادامه کشمکش‌های خشونت‌بارشان که به‌نظر نمی‌رسد یکی بر دیگری غلبه یابد، هرچه بیشتر به سربازگیری از کشورهای دیگر روی می‌آورند. برخی از افراد به‌عنوان مزدور به گروه “نیروهای پشتیبانی سریع” می‌پیوندند، در حالی که تروریست‌های اسلام‌گرا به‌طور فزاینده‌ در اتحاد با گروه “نیروهای مسلح سودان” صف‌آرایی می‌کنند.

برآمد این جنگ فاجعه‌بار، حتا اگر با وعدهٔ “پیروزی” یک طرف بر دیگری به‌خورد مردم داده شود، تنها به درد و رنج مردم خواهد افزود و کشور سودان را درمانده و ناتوان خواهد کرد.

با گذشت یک سال از درگیری‌ها آشکار است که هیچ یک از دو طرف درگیری به هدف‌های اعلام شده دست نیافته‌اند. راه‌یابی‌های گوناگون بین‌المللی و منطقه‌ای بدون چشم‌انداز، برنامه‌ای اساسی یا ساختاری روشن برای دستیابی به آتش‌بس و برقراری صلح پایداراند. تلاش‌های پیشین کشورهای تأثیرگذار منطقه و بین‌المللی در میانجی‌گری برای توقف کشمکش‌ها و جنگ‌های داخلی در سودان و بازگرداندن دموکراسی در آنجا، دستا‌وردهایی ناچیز و کوتاه‌مدت داشته‌اند.

این ناکامی‌ها را می‌توان با تلاش‌هایی مانند کنفرانس میزگرد سال ۱۹۶۵/۱۳۴۴ با نظارت “سازمان اتحاد آفریقا” (اکنون اتحادیه آفریقا) نشان داد که برای مدتی کوتاه به توقف درگیری‌ها انجامید. اما دیری نپایید که درگیری‌هایی شدیدتر در جنوب کشور به‌راه افتاد.

به‌همین‌ترتیب، توافق‌نامه صلح فراگیر بین رژیم سابق گروه “اخوان‌المسلمین”  و “جنبش آزادی‌بخش مردم سودان” در سال ۲۰۰۵/۱۳۸۴ در نهایت به تجزیه کشور بین شمال و جنوب منجر شد. این تلاش‌های ناموفق، همراه با نمونه‌هایی مشابه در آفریقا مانند سومالی در همسایگی‌اش، بر محدودیت‌های چنین راه‌کارهایی انگشت می‌گذارد که الگووار چیزی بیش از وضعیت‌های ناپایدار نیستند. چنین راه‌کارهایی اغلب در بررسی علت‌های ریشه‌ای بحران ملی شکست می‌خورند و درنتیجه به‌تداوم  ناپایداری و درگیری می‌انجامند. بیشتر مردم سودان، از جمله نیروهای دموکراتیک و میهن‌پرست، از همه تلاش‌ها برای دستیابی به آتش‌بس و دادن کمک‌های انسان‌دوستانه استقبال می‌کنند. در این زمینه ما از برگزاری کنفرانس اهداکنندگان کمک مالی در پاریس در روز دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۳ استقبال می‌کنیم. با این حال، نسبت به هرگونه تلاش برای به‌وجود آوردن و تحمیل نهاد مدنی‌ای غیرنماینده سیاسی که ادعا می‌کند نماینده مردم سودان است، هشدار می‌دهیم.

جنگ ویران‌گر باعث تغییر توازن قدرت‌ها در کشور ما شده است. نیروهای مترقی، از جمله “حزب کمونیست سودان”، “کمیته‌های مقاومت”، و “اتحادیه‌های کارگری”، به‌تدریج به بازسازی و سازمان‌دهی دوبارهٔ ساختارهای‌شان روی آورده‌اند. پیشرفتی ‌شایستهٔ توجه‌ در این دورهٔ چالش‌برانگیز حاصل شده است. کمیته‌های اضطراری برای کاهش درد و رنج مردم در شرایط جنگ پدید آمده‌اند، و این در حالی است که “اتحادیه پزشکان” در هر زمان و هر کجا که ممکن باشد کمک‌های پزشکی ارائه می‌دهد. به‌ویژه نشست‌ها و رایزنی‌ها بین “حزب کمونیست سودان” و “کمیته‌های مقاومت” با هدف توافق بر سر برنامهٔ سیاسی‌ای واحد به‌منظور برپایی جبههٔ مردمی‌ای گسترده بر اساس رایزنی‌های مردمی، پُراهمیت است. تلاش‌های همانندی بین اتحادیه پزشکان و تشکل‌های روزنامه‌نگاران و وکیلان برای تشکیل چارچوبی صنفی در جریان است. در اینجا باید بگوییم که بر حمایت اتحادیه‌های کارگری در سطح جهانی حساب می‌کنیم. همچنین تماس‌هایی با “سازمان بین‌المللی کار” برقرار شده است. به‌طورخلاصه، جنگ برای سرکوب انقلاب و بازگرداندن رژیم اخوان‌المسلمین یا نسخهٔ اصلاح‌شده‌اش به‌راه انداخته شده است. همان‌طور که پیش از این بیان شد، جنگ با کودتای “کمیته‌های امنیتی” به‌هدف شکست انقلاب سودان آغاز شد. نیروهای دموکراتیک و میهن‌پرست از جمله “حزب کمونیست سودان” برای توقف جنگ و بازگرداندن انقلاب فعالانه می‌کوشند. هدف‌شان شامل پایان دادن به جنگ در حکم نخستین گام، حذف ارتش و شبه‌نظامیان “نیروهای پشتیبانی سریع” از سیاست و اجرای اقدام‌هایی به‌منظور انحلال این تشکل و دیگر شبه‌نظامیان و ساختارهای “اخوان‌المسلمین” در ارتش است. این امر امکان به‌وجود آوردن ارتش ملی‌ای متحد و حرفه‌ای را زیر نظارت دولتی غیرنظامی فراهم می‌کند. مطمئناً پاسخ‌گو کردن عوامل جنایت نسبت به جنایت‌های جنگی و جنایت‌های علیه بشریت و نیز برقرار کردن عدالت واقعی برای قربانیان این جنایت‌ها از اهمیتی بالا دارد.  دستیابی به این خواست‌های اساسی راه را برای بازگشت به هدف‌های انقلاب مردمی سودان و تحقق‌شان و همچنین برپایی حاکمیتی یکسر مدنی و دموکراتیک همچون میراث ماندگار آن هموار می‌کند.

 

رفیق فتحی الفضل، عضو هیئت سیاسی حزب کمونیست سودان، عضو برجسته تشکل “نیروهای تغییر رادیکال در سودان”، از مخالفان جنگ داخلی کنونی، و معاون مرکز بین‌المللی حقوق اتحادیهٔ کارگری است. او در گذشته و در بازهٔ زمانی ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰/ ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۹، یکی از رهبران دانشجویی در سودان و یکی از اعضای برجسته “اتحادیهٔ بین‌المللی دانشجویان” بود. او ساکن خارطوم است و شاهد درگیری‌های جاری.

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۲۰۶، ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا