رفیق قدیر محسن زاده نیز از میان ما رفت
رفیق قدیر محسن زاده
(۱۴۰۳-۱۳۱۰) در شهر میانه در خانواده ای زحمتکش اما آگاه و پیشرو به دنیا آمد. دوران کودکی اش در دوران اوج یکه تازی سلطنت رضاخان و نفرت پراکنی علیه مردم ستمدیده و آزاده ی آذربایجان سپری شد. پدرش از دوستان نزدیک زنده یاد غلامیحیا دانشیان بود و پس از شهریور سال۲۰ ریاست راه آهن میانه را عهده دار بود. قدیر که فرزند ارشد خانواده بود، رابطه ی صمیمانه و تنگاتنگی با پدر داشت. دوران نوجوانی او مصادف با اوجگیری مبارزات مردم آذربایجان بود که دیرتر به تأسیس دولت خلقی در آذربایجان تحت هدایت فرقه ی دموکرات آذربایجان اضافه شود انجامید. او از این دوران تجربه های بسیاری اندوخت. در پی سرکوب خونین جنبش حق طلبانه ی مردم آذربایجان در اذرماه سال۲۵، همراه با خانواده به تهران مهاجرت کرد و در این شهر به تحصیل مشغول شد. از همان زمان و از دوران دبیرستان جذب فعالیت های سیاسی و سازمان جوانان حزب توده ایران شد. درپی “غیرقانونی شدن” حزب توده ایران در سال۲۷، او همچنان در صفوف حزب باقی ماند و در تظاهرات کارگران، دهقانان، جوانان و زنان در صف انتظامات و در جدال با نیروهای ارتجاعی وقت (سومکا و پان ایرانیست ها) که به تظاهرکنندگان حمله میکردند، حضور فعال داشت. پس از کودتای ۲۸ مرداد مدتی بازداشت و البته به کمک زنده یاد رفیق جانباخته کیمنش که در آن زمان در دادستانی ارتش اشتغال داشت، از محاکمه گریخت، و چندی بعد به استخدام راه آهن در آمد و به دلیل پاکدستی و جدیت و وجدان تسخیرناپذیرش به ریاست امور مالی شرکت راه آهن ایران ارتقا یافت. در سال ۵۷ بازنشسته شد. او در مدت اشتغال در راه آهن، دایم در کار مطالعه و روشنگری بود و از هیچ کمکی به دوستان و رفقای آسیبدیده از کودتای ننگین ۲۸ مرداد فروگذار نکرد. پس از انقلاب نیز به صفوف حزبش پیوست. پس از یورش دوم به حزب، او خود را معرفی نکرد، اما همچنان استوار و پرصلابت از حزب خود و مرام مردمیاش دفاع میکرد. استواری او در دفاع از حزبش احترام همگان و حتا مخالفان حزب را بر میانگیخت. دمی از دنبالکردن اخبار حزب و تحولات جهانی غافل نبود؛ ورزشکار بود و اهل مطالعه و این دو را همواره با نظم خاص خود دنبال میکرد. کوهنورد بود و از کوه الهام میگرفت. در اعتراضهای مردمی سالهای ۸۸، ۹۶ و ۹۸ در مسیرهای طولانی و به صورت پیاده حضور فعال داشت و هرزمان که فرصتی دست میداد، با نیروهای سرکوبگر نظام وارد بحثوگفتگوی جدی میشد و از این رهگذر توانست بسیاری از جوانان معترض را از چنگال نیروهای سرکوبگر بیرون کشد و نجات دهد. البته در این میان نیز، گاه از ضربات باتوم و شوکرهای آنان بی نصیب نماند.
رفیق قدیر، اشراف تحسین برانگیزی بر تاریخ فرقه و حوادثِ پیش و پس از آن داشت. متأسفانه او نیز به رغم پاکزیستی تمام، در نیمهی سال ۱۴۰۲ گرفتار بیماری ناگهانی فیبروز ریه شد و نتوانست از چنگال این بیماری رهایی یابد.
حزب تودۀ ایران درگذشت این رفیق عزیز را به خانواده، دوستان و یاران او تسلیت میگوید. راه و نامش گرامی باد!
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۰۷، ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳